باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 194 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تركيه و گرداب دگرگوني‌هاي عراق(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: انيس - پور خسرواني

منبع: ماه نامه - اطلاعات سیاسی اقتصادی - 1387 - شماره 248 - 247، فروردين و ارديبهشت

 
 

پس از 11 سپتامبر، مفهوم امنيت ملي در ديدگاه سياستمداران آمريكايي يكسره دگرگون شد. آمريكا براي جلوگيري از خطرها و حمله‌هاي احتمالي در آينده نيازمند راهكارهاي تازه بود. ليبرال‌هاي راست نو به رهبري بوش بر پايه نظريه‌ هابز (شناخت آزادي‌هاي انسان و خطرهايي كه اين آزاديها را تهديد مي‌كند و پيشگيري از خطرها) به اين باور رسيدند كه براي داشتن امنيت بايد به رويارويي با تروريسم پرداخت و بدين سان ستيز با اين پديده از هدف‌هاي برجسته در سياست خارجي آمريكا شد. «راست نو به اين باور رسيد كه ريشه خطرها در خاورميانه است و براي رويارويي با تروريسم بايد پيش از شروع هر حمله‌اي با گروه‌هاي مبارز و مسلح مخالف آمريكا و دولت‌هاي پشتيبان آن‌ها وارد جنگ‌ شد و آن‌ها را به زانو درآورد. اين تئوري كه به نام تئوري پيشگيرانه معروف شد سرلوحه برنامه‌هاي سياست خارجي آمريكا قرار گرفت.»(2) نخستين قرباني اين سياست پيشگيرانه افغانستان بود و پس از افغانستان نوبت به عراق رسيد. اين كشور در 2003 مورد هجوم آمريكا و همپيمانان آن قرار گرفت. تنها نقطه مثبت در اين اشغال، فروپاشي رژيم صدام حسين، ديكتاتور عراق بود. اين اشغال نه تنها موجب رخت بربستن امنيت و آرامش از زندگي عراقيان شد، كه حتي كشورهاي همسايه عراق را نيز با بحران‌هاي تازه روبه رو ساخت.

اين نوشتار با طرح اين پرسش آغاز مي‌شود كه دگرگوني‌هاي عراق چه پيامدهايي براي تركيه بعنوان كشور همسايه عراق داشته است.

براي پاسخ دادن به اين پرسش لازم است به چند پرسش فرعي زير پاسخ داده شود:

1) موضع تركيه بعنوان كشور همسايه عراق و عضو پيمان اتلانتيك شمالي (ناتو) در قبال اشغال عراق چه بوده است؟

2) بحران عراق چه اثري بر امنيت تركيه داشته است؟

3) بحران عراق چه اثري بر روابط تركيه و آمريكا داشته است؟

 

موضع تركيه در قبال اشغال عراق

تركيه كشوري است آسيايي با رويكردهاي غربگرايانه. اين كشور نقطه تلاقي دو قاره مهم جهان يعني آسيا و اروپا به شمار مي‌آيد. گرچه بخش كوچكي از تركيه در اروپا قرار دارد، ولي اين كشور از همان نخستين روزهاي پس از استقلال خواهان پيوستن به جرگه كشورهاي غربي و سپس اتحاديه اروپا بوده و براي رسيدن به اين هدف تلاش‌هاي بسيار كرده و راهي ناهموار پيموده است؛ هرچند هنوز نتوانسته رضايت كشورهاي غربي را براي عضويت خود در اتحاديه اروپا به دست آورد. پيوستن اين كشور به اتحاديه اروپا تبديل به يك رويا و آرمان براي بيشتر ترك‌ها شده است به گونه‌اي كه هم سياستمداران و هم شهروندان عادي براي رسيدن به اين هدف تاكنون سختي‌هاي بسيار به جان خريده‌اند. اين كشور براي رسيدن به آرزوي ديرينه خود، به سفارش سران كشورهاي عضو اتحاديه پذيرفته است كه دست به اصلاحات اقتصادي و سياسي گسترده در دورن مرزهايش بزند.

از سوي ديگر، تركيه عضو مهم ناتو در خاورميانه است كه در 1952 به عضويت آن سازمان درآمده است. عضويت در اين سازمان، از عوامل اساسي تعيين كننده سياست خارجي و امنيتي تركيه است. در پي پيشرفت‌هاي اين سازمان پس از جنگ سرد، استراتژي تركيه ابعاد مهمي به ويژه از جهت همسايگي جغرافيايي با چند منطقه حساس پيدا كرد. فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و از ميان رفتن قدرت رقيب غرب، راه را براي نفوذ ناتو در خاورميانه همواره كرد. تركيه نيز به عنوان عضو ناتو سياست‌هاي تازه‌اي در پيش گرفت. تركيه پس از پايان جنگ سرد كوشيده است با بهره‌گيري از امتياز عضويت در ناتو، نقشي بر جسته‌تر در سياست‌هاي منطقه‌اي بازي كند. در راستاي همين هدف، تركيه به عنوان يك كشور خاورميانه‌اي تلاش كرده است تنش‌ها در روابط خود با همسايگانش را كاهش دهد و ديپلماسي فعال‌تري براي از ميان بردن درگيري‌هاي منطقه‌اي به كار گيرد.

بسياري از ناظران برآنند كه تركيه در حال تبديل شدن به الگويي براي كشورهاي مسلمان خاورميانه است كه اصلاحات و مدرنيزه كردن خود را در دستور كار دارند. البته بايد گفت كه اين سياست كشورهاي غربي است كه همه جانبه از تركيه پشتيباني مي‌كنند. آن‌ها مي‌خواهند تركيه لائيك را به عنوان الگويي براي كشورهاي در حال توسعه در حوزه خليج‌فارس و جمهوري هاي نوپا در آسياي مركزي و قفقاز معرفي كنند.

اگر تركيه عضويت اتحاديه اروپا را به دست آورد، مي‌تواند تبديل به كاتاليزوري براي انتقال تجارب اروپايي‌ها در زمينه دموكراسي، توسعه اقتصادي و صلح از اروپا به خاورميانه گردد.

تركيه براي اينكه بتواند راه اصلاحات و توسعه را بپيمايد و عضويت اتحاديه اروپا را به دست آورد نياز به فضايي آكنده از آرامش و امنيت چه در داخل و چه در مرزهاي خارجي خود دارد و از همين رو مي‌كوشد تصوير يك مبلغ صلح در منطقه از خود ترسيم كند و براي رسيدن به اين هدف سياست‌هايش را نسبت به بسياري از مباحث و مشكلات منطقه‌اي تغيير داده است. نوع رابطه تركيه با اسرائيل، با توجه به اقدامات تل آويو در سرزمين‌هاي اشغالي، اين گمان را پيش مي‌آورد كه تركيه مي‌خواهد در درگيري‌هاي فلسطين و اسرائيل نقش ميانجيگر را بازي كند. همچنين اين كشور اعلام آمادگي كرده است كه در گفت و گوهاي احتمالي ميان اسرائيل و سوريه، بعنوان طرف سوم نقشي فعال در تسهيل روند اين گفت و گوها داشته باشد.

درباره موضع‌گيري تركيه در برابر مسئله اشغال عراق بايد گفت كه: تركيه به عنوان همسايه عراق نسبت به تحولات در آن كشور سخت واكنش نشان داده است. تركيه در مورد اشغال عراق كوشيد به مسائل مورد نظر آمريكا از يك سو و مسائل مورد نظر كشورهاي اسلامي از سوي ديگر توجه نشان دهد؛ از همين رو در زمينه اشغال عراق با نيروهاي آمريكايي همكاري نكرد و آشكارا به مخالفت با جنگ برخاست. «تركيه براي اين كار خود يعني همراهي نكردن با آمريكا در جنگ و مخالفت با جنگ عليه عراق دلايل خاصي داشته است:

الف) با حمله به عراق و بي‌ثباتي در اين كشور زمينه براي تشكيل دولت كردستان به خواست كردهاي عراق فراهم مي‌گرديد و خواه ناخواه بر كردهاي تركيه نيز تأثير مي‌گذاشت و ارمغان اين جنگ براي تركيه ناامني بود.

ب) با اشغال عراق آرامش مورد نياز تركيه براي پيوستن به اتحاديه اروپا از بين مي‌رفت.

ج) همراهي تركيه با آمريكا وجهه‌ي خوبي براي تركيه در ميان كشورهاي منطقه نداشت.

د) از نظر اقتصادي نيز اشغال عراق تبعات ناگواري براي تركيه به همراه داشت. چرا كه تركيه بعد از سوريه دومين كشور طرف اقتصادي عراق محسوب مي‌شد بخصوص اينكه رابطه تجاري گسترده‌اي با كردهاي عراق داشت و از اين راه سود زيادي عايد تركيه مي‌شد. با اشغال عراق اين رابطه اقتصادي دچار بحران مي‌شد.»(3)

تركيه پس از اشغال عراق نيز چه به عنوان يك كشور منطقه‌اي و چه كشوري كه خواهانه صلح و آرامش در منطقه است سخت نگران تحولات و آينده عراق بوده است. گرچه بيشترين نگراني تركيه، پاره پاره شدن عراق و سربرآوردن يك حكومت مستقل كرد در كنار مرزهاي جنوبي خود با مردماني داراي اشتراكات قومي، نژادي و زباني و تاريخي با كردهاي تركيه بوده است، ولي نگراني ديگري نيز براي دولت تركيه وجود داشت كه سبب شد با آمريكاييها براي حمله به عراق همداستان نشود و آن مسائل اقتصادي بود زيرا تركيه نگران بود كه با اشغال شدن عراق، تركيه منافع بازرگاني خود در آن كشور را از دست بدهد. به هر رو، تركيه پس از اشغال عراق نيز تلاش بسيار كرده است تا در پرتو همكاري و بسيج منطقه‌اي زمينه ثبات در عراق را فراهم آورد. در پي اين هدف، تركيه با كشورهاي همسايه عراق از جمله ايران و سوريه براي بررسي آينده عراق و مسائل منطقه به گفت و گو نشست.

ناگفته نماند كه همه تلاش‌هاي تركيه براي ايجاد آرامش در عراق و جلوگيري از پاره پاره شدن آن كشور، از مسائل امنيتي خودش مايه مي‌گيرد.

در اين باره كه بحران عراق چه آثاري بر امنيت تركيه دارد، بايد گفت كه با همه تلاشهايي كه تركيه انجام داده است تا بتواند چهره فعالتري نسبت به گذشته در منطقه از خود نشان دهد و خود را به عنوان هوادار صلح و امنيت مطرح سازد، اين كشور در خاورميانه با موانعي روبه‌رو است كه سياست‌هاي آن كشور را به چالش مي‌كشد. يكي ازآنها، مسئله كردهاي تركيه است كه همكاري نزديك آنها با گروه پ. ك. ك (حزب كارگردان كردستان) عراق موجب نگراني دولتمردان تركيه شده است. دولت تركيه براي اداره كشور بويژه در مناطق كردنشين با دشواري‌هاي بسيار روبه رو است. با وجود توجه ويژه‌اي كه دولتمردان تركيه در چند سال اخير به بهبود اوضاع اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در مناطق كردنشين در شرق تركيه كرده‌اند و اجراي طرح‌هاي بزرگ عمراني براي دگرگون كردن چهره استان‌هاي كردنشين و همچنين اصلاحاتي كه در قانون اساسي اين كشور شده است، دولتمردان اين كشور نتوانسته‌اند با مسئله كردها كنار بيايند و خوش‌بينانه رفتار كنند.

با اشغال عراق و بحران‌هايي كه پس از آن در عراق پيش آمد، مسئله كردهاي تركيه بسيار حساس شد چرا كه آنها با اثرپذيري از عملكرد گروه پ. ك.ك عراق، سر به نافرماني و آشوب برداشته‌اند و امنيت بخش‌هاي كردنشين تركيه و مرزهاي اين كشور با عراق سخت به خطر افتاده است. تركيه فعاليت گروه پ.ك.ك را مايه ناامني مرزهاي خود مي‌داند و در پي حملات خونين گروه پ. ك.ك، دست به تحرك سياسي گسترده در سطح بين‌المللي و منطقه زده و گذشته از آن براي پيشگيري از بحران‌هاي تازه، به عمليات نظامي پرداخته است. تركيه همچنين كوشيده است از گزينه‌هاي تحريم و فشار اقتصادي در مورد كردستان عراق بهره گيرد. تركيه تهديد كرده بود كه اگر فعاليت گروه پ. ك.ك در شمال عراق كه هم مرز تركيه است متوقف نشود تركيه به خاك عراق يورش خواهد برد تا نيروها و پايگاه‌هاي حزب كارگران كردستان را هدف قرار دهد و سرانجام نيز ناگزير شد اين تهديد را با وجود اعتراض‌هاي بين‌المللي عملي كند.

بايد ديد چه پيوندهاي بازرگاني و اقتصادي ميان تركيه و عراق وجود دارد كه تركيه مي‌كوشد بر پايه آن‌ها دولت عراق را زير فشار بگذارد تا فعاليت گروه كارگران كردستان را مهار كند.

«تركيه بعد از سوريه بزرگترين تأمين كننده مايحتاج عراق است و با داشتن بيش از 5/2 ميليارددلار صادرات به عراق يكي از بزرگترين شركاي تجاري عراق به شمار مي‌رود. اقتصاد كردستان نيز به ميزان قابل توجهي به مناسبات تجاري و اقتصادي با تركيه وابسته است. افزايش نفوذ اعضاي مسلح حزب كارگران كردستان از شمال عراق به تركيه و عمليات خونين آنان در داخل خاك تركيه كه منجر به كشته و زخمي شدن قريب 100 تن از نظاميان و غيرنظاميان اين كشور گرديد موجب تحريك احساسات ملي گرايي و تظاهرات شديد در سراسر تركيه شده و فشار سياسي سنگيني را روي دولت آنكارا ايجاد كرده است. حتي شركت‌هاي خصوصي تركيه نيز آمادگي خود را براي اعمال تحريم و فشار اعلام كرده‌اند.

دليل ديگر اينكه آنكارا بر اهرم فشار و تحريم اقتصادي بيشتر تكيه مي‌كند اين است كه كردها در شمال عراق به رغم چالش‌هايي كه با دولت تركيه دارند، در اجراي بسياري از طرح‌هاي ساختماني خود شركت‌هاي تركيه را ترجيح مي‌دهند. دليل آن هم اين است كه شركت‌هاي تركيه سابقه فعاليت طولاني در عراق به ويژه در كارهاي سخت دارند و به رغم مشكلات شديد امنيتي، با قبول ريسك‌هاي امنيتي، طرح‌هاي در دست اجراي خود را با عزم و اراده پي‌گيري مي‌كنند. اگر ترك‌ها ادامه فعاليت‌ را نپذيرند مطمئناً عراق با مشكلات عديده‌اي روبرو خواهد شد.»(4)

به هر رو دولتمردان تركيه نمي‌خواهند خود را در بحراني ژرفتر از بحران كنوني كه با كردها دارند گرفتار كنند كه راهي براي بيرون رفتن از آن نباشد. به همين دليل به نظر مي‌رسد كه دولت آنكارا هم براي تأمين امنيت خود و هم اينكه از شور و هيجان داخلي بكاهد و رضايت افكار عمومي را جلب كند، سياست‌هايي در پيش خواهد گرفت كه زبان آن كمتر باشد و اتحاديه اروپا را هم نگران نسازد.

آنچه در راستاي بحث امنيتي تركيه قرار مي‌گيرد و تركيه را بسيار نگران مي‌سازد، نشانه‌هايي از همكاري آمريكا با گروه پ. ك.ك. است.

اشغال عراق آثار ژرفي بر منطقه خليج‌فارس و همچنين خاورميانه داشته است. اين اقدام زمينه حضور گسترده آمريكا در منطقه را فراهم آورده و آمريكا نيز به ماندن دراز مدت خود در اينجا مي‌انديشد. خاورميانه از چند جهت براي دولت آمريكا اهميت دارد:

الف) خاورميانه به منزله منبع انرژي (نفت و گاز)

ب) وجود اسرائيل و تعهد آمريكا به تأمين امنيت آن.

پ) خاورميانه به منزله تازه‌ترين خاستگاه مسائل امنيتي پس از 11 سپتامبر

در مورد اهميت خاورميانه به ويژه از جهت منابع نفتي و تأثير آن در حمله آمريكا به عراق مي‌توان گفت كه خاورميانه بيش از 65 درصد از منابع شناخته شده نفت جهان را دربرگرفته است و عراق با برخوردي از 11 درصد آن و توليد 7 ميليون بشكه در روز با كمتر از 25 ميليون نفر جمعيت از نظر ذخاير نفتي مقام دوم را دارد؛ اين نكته‌اي است كه بي‌گمان در حمله ايالات متحده به عراق بي‌تأثير نبوده است. آمريكا با ورود به عراق از يك سو نيازهاي خود به انرژي را به سادگي تأمين مي‌كند و از سوي ديگر در برابر اپك مي‌ايستد. آمريكا با قدرت و نفوذي كه در عراق به دست آورده مي‌تواند با توليد نفت حتي بيشتر از نياز خود اپك را با چالش روبه‌ رو سازد.

مسئله ديگر، وجود اسرائيل در خاورميانه است. از آنجا كه آمريكا براي پشتيباني از اسرائيل تعهدي تاريخي دارد، وجود اسرائيل در خاورميانه و امنيت آن در كنار ديگر عوامل به ويژه نفت مي‌تواند اهميت اين منطقه را براي ايالات متحده افزايش دهد. رويدادهاي 11 سپتامبر زمينه حضور گسترده و نفوذ همه جانبه را براي امريكا فراهم ساخت و بسياري از صاحب‌نظران برآنند كه منافع اسرائيل نيز نقشي برجسته در حمله آمريكا به عراق داشته است، بويژه آنكه صدام حسين در روزهاي پايان كار خود اسرائيل را هر چند در حد زباني تهديد كرده بود.

اين تهديدها هر چند در حدّ زباني بود اما تا اندازه‌اي توانسته بود ديوارهاي امنيتي اسرائيل را تحريك كند و فضايي از ترس در ميان يهوديان پديد آورد. «اشغال عراق مقامات اسرائيل را بسيار خوشحال و هيجان زده ساخت. البته خوشحالي در همين حد باقي نماند؛ آنها اعلام كردند كه اسرائيل خواهان اين است كه تغييرات منحصر به عراق نباشد و خواهان اجراي نظرية (دومينو) با همكاري كاخ سفيد مي‌باشد. خوشحالي اسرائيل بيشتر از اين جهت بود كه اسرائيل رااز دست دولت مقتدري چون عراق خلاص كرد.»(5)

عامل ديگر، نگاه امنيتي به خاورميانه پس از رويدادهاي 11 سپتامبر بوده است.

 

ادامه دارد ...

 

    183 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ عراق (560)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   تركيه (109)
●   عراق (188)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:30/05/1387

تاريخ شمسی نشر:30/05/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب