باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 213 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سي ام تير و تقابل آيت الله كاشاني و شاه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محسن - ردادي

منبع: سایت - مركز اسناد انقلاب اسلامی

 
 

قوام السلطنه، از معروف ترين و پرنفوذترين رجال سياسي ايران بود كه در طول عمر سياسي طولاني خود، با فراز و نشيبهاي بسياري مواجه بود. او با رضا خان و محمدرضا شاه دسته و پنجه نرم كرد و توانست هر روز قدرتمندتر از پيش در صحنه ي سياست ظاهر گردد.

اما تنها در مصاف با يك نفر شكست خورد و اين بزرگترين شكست زندگيش بود. شكستي كه او را به نقطه ي صفر سياسي كشاند. سياستمدار كهنه كار و مغرور، سعي كرد با به نمايش گذاردن " سياستي دگر از كشتيبان " آيت ا... كاشاني را مانند حريفهاي قبلي خود به زمين بزند، غافل از اينكه اين شيخ كهنسال، طوفاني است كه هيچ كشتي و " كشتي باني " طاقت مصاف با او را ندارد. آيت ا... كاشاني، چنان " احمد خان قوام السلطنه " را بر زمين كوبيد كه هرگز نتوانست از جاي برخيزد و به صورت كامل از صحنه ي سياست حذف شد.

قوام السلطنه كه به محمدرضا شاه " پسر جان " مي گفت، هرگز فكر نمي كرد كه قرائت اعلاميه ي شديداللحن او از راديو عليه مصدق و آيت ا... كاشاني با عنوان " كشتيبان را سياستي دگر آمد " چنان طوفاني بر پا كند كه نه تنها اموالش مورد تعرض و مصادره قرار گيرد، بلكه بيش از يكسال به صورت مخفيانه زندگي كند.

 

1- قوام كيست؟

اگر ماكيا ولي بخواهد يك نفر – و تنها يك نفر – از ايرانيان را به عنوان شاگرد خلف خود در طول تاريخ برگزيند، بدون شك او " احمد خان قوام السلطنه " را انتخاب خواهد نمود. در دوران معاصر هيچ سياستمداري مانند قوام پر سرو صدا و حيله گر نبوده است.

او در دوران خود توانست اسب سركش قدرت را رام نمايد و بارها از آن سواري بگيرد. آري، قوام السلطنه، قدرتمندترين سياستمدار قرن اخير در ايران بوده است.

" وي كار خود را در آخرين سالهاي سلطنت ناصرالدين شاه در دربار آغاز كرد و در دوران سلطنت پنج پادشاه ديگر مصدر مقامات بزرگي گرديد. وي قبل از مشروطيت دو بار رئيس دفتر اختصاصي دو صدر اعظم شد و مدتي هم رياست دفتر مخصوص مظفرالدين شاه را عهده دار بود.

قوام السلطنه ظرف چهل سال، بيست و چهار فرمان وزارت دريافت كرد. سيزده بار وزير داخله شد و چهار دفعه وزارت امور خارجه را عهده دار بود، چهار نوبت وزير ماليه گشت و دو دفعه هم به وزارت جنگ منصوب گرديد و يكبار هم وزارت عدليه را بر عهده گرفت. وي ظرف سي و يكسال، پنج بار جامه ي صدارت پوشيد و ده كابينه معرفي كرد و يازده فرمان نخست وزيري براي او صادر شد. علاوه بر مناصب ذكر شده، سه سال فرمانرواي كل خراسان و سيستان بود... اموال قوام السلطنه و همسرش سه بار غارت و مصادره شد.... كه آخرين بار پس از 30 تير ماه 1331 بود كه به موجب طرحي كه عده اي از نمايندگان تقديم مجلس نمودند و مورد تصويب قرار گرفت تمام اموال قوام – كه بر اساس ارزيابي آن روز 100 ميليون ريال برآورد شده بود – مصادره شد" (1)

" احمد قوام معروف به قوام السلطنه...، پسر ميرزا معتمدالسلطنه و نوه ي ميرزا محمد قوام الدوله در سال 1252 شمسي در تهران متولد شد... در سال 1284 با لقب وزير حضور، منشي و رئيس دفتر اختصاصي شاه شد و لقب قوام السلطنه گرفت. قوام السلطنه در سمت رياست دفتر اختصاصي شاه، از طرفداران مشروطه و قانون بود و با سران مشروطه و روحانيون ارتباط پنهاني داشت و فرمان مشروطيت سرانجام به خط او تحرير و از طرف مظفرالدين شاه توشيح شد...

قوام السلطنه در دوره ي اول نخست وزيري خود، مجلس چهارم را افتتاح نمود، به قيام كلنل محمدتقي خان پسيان در خراسان پايان داد و جنبشهاي امير مؤيد و ميرزا كوچك خان را سركوب كرد. البته در تمام اين عمليات، رضا خان سردار سپه كه مقام وزارت جنگ را به عهده داشت، نقش اصلي را ايفا نمود. عضو ارشد ديگر كابينه ي اول قوام السلطنه، دكتر محمدخان مصدق السلطنه بود كه وزارت ماليدي كابينه را به عهده داشت و لايحه ي واگذاري امتياز نفت شمال به شركت آمريكايي استاندارد اويل در زمان وزارت او به مجلس تقديم شد... در دوره ي دومنخست وزيري قوام السلطنه نيز مانند دوره اول فرمانداري او در حدود 8 ماه به طول انجاميد. قوام السلطنه كه معتقد بود براي مقابله با نفوذ دو قدرت بزرگ خارجي ( روس و انگليس) بايد پاي قدرت سومي هم در ايران باز شود در آغاز دوره ي دوم نخست وزيري خود، لايحه ي استخدام مستشاران آمريكايي را به مجلس برد و با تصويب اين لايحه، هيأتي از كارشناسان مالي و اقتصادي آمريكا به رياست دكتر ميلسپو وارد ايران شدند. " (2)

پس از كودتاي رضا خاني و به سلطنت رسيدن رضا شاه، قوام السلطنه به عنوان فردي مقتدر و قوي، خطرناك تشخيص داده شد. رضا خان كه دوست نداشت سري بالاتر از خود در ميان سرها ببيند، قوام را تبعيد كرد. در اوايل سلطنت رضا خان، اجازه بازگشت به قوام السلطنه داده شد، به اين شرط كه به طور كامل از سياست كنار بكشد. قوام السلطنه نيز با احتياطي كه شايسته ي حكومتهاي ديكتاتوري است، سرنوشت تيمورتاش و نصرت الدوله را سرمشق خود قرار داده و به طور كلي از سياست دست كشيد، " و بيشتر اوقات خود را در لاهيجان به كار كشاورزي و كشت چاي و برنج و فروش محصولات خود در تهران اشتغال داشت " (3)

اما قوام مردي نبود كه دوري از قدرت را تاب بياورد. بنابراين پس از تبعيد رضا خان و برآمدن شاه جوان، به دعوت فروغي به سياست بازگشت. اما صحنه سياست تغيير كرده بود. ديگر نه فرمانفرمايي بود و نه مدرس و نصرت الدوله و ساير رجل قديمي سياسي. هر چه بودند عناصر بي خطري بودند كه رضا خان آنها را مزاحم خود نمي ديد و به ياري همين ناتواني و تازه كاري، بخت حيات يافته بودند. قوام السلطنه، مردان سياست آن روز را در حد خود نمي ديد و بنابراين حق داشت نسبت به همه بي اعتنايي خود را نشان دهد و مخصوصا تحقير خود را متوجه فرزند رضا خان يعني محمدرضا پهلوي بي تجربه نمايد.

فروغي به عنوان نخست وزير، سعي داشت كشور جنگ زده ايران كه در اشغال متفقين بود را آرام نگه داد. بنابراين جلسه اي تشكيل داد و سياستمداران كشور را دعوت كرد تا براي اداره كشور راه حلي بينديشد. و قوام يكي از مدعوين بود. " قوام كه تمام سالهاي سلطنت رضا شاه را در تبعيد و يا كنج انزوا گذرانده بود، از همان جلسه مشورتي كه چند روز پس از آغاز سلطنت محمدرضا شاه تشكيل شد، تكليف همه را روشن كرد. در آن جلسه مؤتمن الملك، وثوق الدوله، مخبر السلطنه، منصورالملك، بهاءالملك، نصرالملك، محتشم السلطنه، دكتر مصدق، مستشارالدوله و قوام السلطنه دعوت شده بودند. قوام ديرتر از بقيه وارد شد تا شاه و ديگران را به تواضع در مقابل خود وا دارد. تنها به برادر بزرگ خود ( وثوق الدوله) و مؤتمن الملك اداي احترامي كرد و نشست، و در حالي كه تمام حاضران سعي مي كردند با ادب و در لفافه مضار ديكتاتوري رضا شاه را برشمارند، و شاه جوان را راهنمايي كنند، قوام به تندي و تيزي از مفاسد رضا خان قزاق گفت و سرانجام با عنوان " پسرجان " شاه را مخاطب قرار داد و به او نصيحت كرد، و نشان داد كه حاضر نيست در برابر پسر همچون رضا خاني، رعايت آدابي را بكند كه ديگران به جا آورده بودند... و به صراحت پيشنهاد كرد كه اين دولت [فروغي] جاي خود را به دولت قدرتمندي بسپارد كه بتواند در مقابل زورگويي روس و انگليس بايستد. در همين سخنراني بود كه قوام تحليل خود را از مسائل جهان ارائه داد و فاش كرد كه به نظر او بايستي با تكيه كردن به آمريكا كه قدرت آينده جهان است، از گير اين دو قدرت رها شد. " (3)

قوام السلطنه تا پايان عمر وفاداري خود به آمريكا را حفظ كرد و مورد حمايت آمريكا بود.

قوام السلطنه، اولين كابينه پهلوي خود را در سال 1321، بيست سال پس از دومين دوره نخست وزيري خود تشكيل داد. در اين دوران نيز باز هم پاي مستشاران آمريكايي و مخصوصا دكتر ميلسپو با عنوان رئيس كل دارايي ايران، به خاك ايران باز شد. همچنين بازسازي ارتش ايران به يك سرهنگ آمريكايي به نام شوارتسكف واگذار شد و امور ايران در كف آمريكاييها قرار داشت. اصولا هر گاه قوام به قدرت مي رسيد، بلافاصله سر و كله ي يانكي ها پيدا مي شد.

اما قوام در سال 1324 براي بار چهارم كابينه ي خود را به مجلس معرفي كرد. اين دوره از كار قوام درخشانترين كارنامه ي او در طول زندگيش محسوب مي گردد. او در شرايطي قدرت را به دست گرفت كه فرقه ي تجزيه طلب دموكرات آذربايجان، در حال زمينه چيني براي جدايي آذربايجان از ايران بودند و دولت شوروي حاضر به تخليه ي ارتش سرخ از نواحي شمالي ايران نبود. قوام السلطنه در چنين شرايطي به مسكو سفر كرد و ضمن ديدار با استالين، با زباني چرب وي را فريفت و دستور بازگشت قواي شوروي از خاك ايران صادر شد. استالين كه به خيال خام نفت شمال، از آذربايجان ايران دست كشيده بود، منتظر بود كه هر چه زودتر مجلس نفت شمال را به شوروي اعطا نمايد. از طرفي قوام با انتخاب سه وزير با تمايلات توده اي، شوروي را بيش از پيش اميدوار ساخت. اين اقدامات به قدري زيركانه بود كه حتي آمريكا و انگليس نيز در مورد نيات واقعي قوام اطلاعي نداشتند. (5) به همين دليل انگليس نيز در پي جدا كردن خوزستان از ايران برآمد تا منابع نفتي ايران را از دست ندهد. زماني كه ارتش سرخ از ايران خارج شد، قواي مركزي ايران به دستور قوام السلطنه به آذربايجان حمله كردند و با كمك مردم غيور آذربايجان، تجزيه طلبان را قلع و قمع نمودند. مجلس نيز با بي اثر دانستن توافقات استالين و قوام، درخواست شوروي براي نفت شمال را رد كرد و قوام اين موضوع را به مقامات شوروي اطلاع داد. اين دوره از نخست وزيري قوام كه طولاني ترين دوره نيز مي باشد،

مي توانست قوام را به عنوان فردي ميهن پرست و ناجي يكپارچگي ايران در تاريخ مشهور نمايد.

اما طمع قدرت موجب شد قوام در دوران آشوب ملي شدن صنعت نفت، دوباره وارد بازي سياست شود و اين بار سعي كند با افكار عمومي مردم ايران و آيت ا... كاشاني و مصدق در بيفتد. و همين نقطه ي سقوط قوام شد. آخرين دوره ي نخست وزيري قوام، فقط 5 روز طول كشيد و اين قمارباز حرفه اي، تمام زندگي خود را در اين بازي باخت.

 

2- وقايع سي ام تير

زماني كه اختلافات شاه و مصدق به اوج خود رسيد، مصدق از شاه درخواست كرد كه منصب وزارت جنگ را خود مصدق عهده دار شود. اما شاه اين پيشنهاد را رد كرد. مصدق كه مي دانست بدون داشتن وزارت جنگ، قدرت كافي براي مبارزه ندارد و از طرفي زمزمه هايي درباره كودتا شنيده مي شد، استعفاي خود را تقديم نمود. همه رجال سياسي و نيز خود شاه از عواقب اين استعفا مي ترسيدند و بنابراين شاه سعي كرد تمام توان خود را به كار گيرد تا كنترل اوضاع از دست نرود.

" به دنبال استعفاي مصدق، شاه از وحشت پخش تحريك آميز اين خبر، اداره راديو را اشغال نظامي كرده بود. اما حسين مكي، در روزنامه حسين فاطمي ( باختر امروز) متن استعفاي مصدق را كه پرده از واقعيت امر بر مي داشت، چاپ كرد. شاه مي كوشيد نخست وزيري را به اللهيار صالح يا بقايي يا مكي بدهد، اما محبوبيت مصدق در بين مردم اجازه نمي داد كه هيچ كس جاي او بنشيند. تنها يك نفر جرأت داشت، همان كه پيش از اين هم نشان داده بود كه مرد خطر است : قوام السلطنه. " (6)

شاه از قوام دل خوشي نداشت. مخصوصا اينكه در سال 1328 ( سه سال قبل) نامه هايي بين دربار و قوام رد و بدل شد كه باعث كدورت بين شاه و قوام شد.

" با قدرت يافتن شاه پس از توطئه سوء قصد نافرجام 15 بهمن 1327 و تشكيل مجلس مؤسسان در اوايل سال 1328، كه با اصلاحاتي در قانون اساسي اختيارات شاه را افزايش داد، قوام السلطنه مدتي منزوي و خاموش بود و در اين مدت بيشتر در خارج به سر مي برد. تا اينكه در اواخر سال 1328 با ارسال نامه اي سرگشاده به شاه، مجددا نام خود را بر سر زبانها انداخت. " (7) در اين نامه قوام به تشكيل مجلس مؤسسان براي تغيير قانون اساسي به منظور افزايش اختيارات شاه مخالفت كرده بود و ضمن دفاع از قانون اساسي، شاه را از دست بردن در قانون اساسي و متزلزل كردن اساس مشروطيت برحذر داشت. شاه از مشاهده ي اين نامه بسيار عصباني شد و به حكيم الملك وزير دربار دستور داد كه جوابيه اي به اين نامه نوشته شود. وزير دربار نيز طي نامه ي شديداللحني، قوام را به خيانت به ميهن متهم نمود. در ضمن شاه لقب " جناب اشرف " را كه در دوران زمامداري قوام به او اعطا نموده بود، پس گرفت. قوام نيز اين كار را بي جواب نگذاشت و متقابلا نامه ي تند و خشني به وزير دربار نوشت.

" پس از مبادله اين نامه ها روابط قوام با شاه به كلي قطع شد و در سالهاي بحراني 1329 و 1330 از صحنه ي سياست دور بود، تا اينكه در تير ماه سال 1331 به دنبال قهر و استعفاي دكتر مصدق از نخست وزيري، دوباره نام وي بر زبانها افتاد و شاه همانطور كه در خاطراتش نوشته " بر خلاف نظر باطني خود " (8) و ظاهرا تحت فشار آمريكائيها و انگليسيها، روز بيست و هفتم تير ماه فرمان نخست وزيري قوام السلطنه را با عنوان " جناب اشرف " كه قبلا از او سلب كرده بود، صادر كرد. " (9)

اما اينكه چرا شاه، در اين شرايط حساس، پست نخست وزيري را به قوام پيشنهاد كرد، نظرات مختلفي وجود دارد. برخي فشار ملكه ي مادر و اشرف بر محمدرضا پهلوي و قوام السلطنه را مؤثر مي دانند. " اشرف روز 24 تير با قوام السلطنه ملاقات كرد. " (10) و او را به قبول اين مقام ترغيب نمود. همچنين تلاش آمريكا براي استفاده از مهره ي مورد اعتماد خود در ايران را نمي توان ناديده گرفت. آمريكا مي دانست كه با ورود قوام به سياست، مي تواند اوضاع سياسي ايران را تحت كنترل مستشاران آمريكايي قرار دهد و از اين جهت به شاه فشار مي آورد تا حكم نخست وزيري به نام قوام صادر گردد. به نظر مكي، " اگر فشار سياستهاي خارجي نبود، مطمئنا قوام هرگز نمي توانست نخست وزيري شود. زيرا با سوابق مخالفتي كه داشت، و كشمكشي كه كرده بود، غيرممكن و شايد محال بود كه براي او اقدام به گرفتن رأي تمايل و بالاخره صدور فرمان گردد. " (11)

قوام در اولين روز آغاز به كار خود سعي كرد اوضاع را به دست گيرد. او كه به دربار و آمريكاييها پشت گرم بود، بزرگترين دشمن خود را آيت ا... كاشاني مي ديد. زيرا مصدق عليرغم اينكه در اين قضيه ذي نفع بود، كاملا خود را از جريان كنار نگه داشت و آيت ا... كاشاني را به ميدان فرستاد. مصدق به خانه رفته در بسته بود، به طوري كه رهبران جبهه ي ملي هم تا سه روز بعد نتوانستند با او تماس بگيرند... رفت و آمدها در خانه كوچك كاشاني چشمگير بود، تا پاسي از شب ادامه داشت. " (12)

بنابراين قوام تمام توان خود را صرف مبارزه با آيت ا... كاشاني قرار داد. او ابتدا از در مسالمت آميز وارد شد و سعي كرد رضايت آيت ا... كاشاني را به نوعي جلب نمايد. اما در اين كار شكست خورد و آيت ا... كاشاني صريحا خواستار استعفاي قوام و بازگشت مصدق شدند. " پس از نااميدي قوام، شاه دست به كار شد و علاء وزير دربار را خدمت آيت ا... فرستاد تا نخست وزيري قوام را بپذيرد. " (13) اين ملاقات در روز 28 تير انجام شد و آيت ا... كاشاني جواب علاء را در روز 29 تير ضمن اعلام اولتيماتوم، ارائه نمود : " جناب آقاي علاء دام ظله، عرض مي شود ديروز بعد از رفتن شما، ارسنجاني از جانب قوام السلطنه آمد و گفت به شرط سكوت، قوام انتخاب شش وزيرش را در اختيار من مي گذارد. همانطوريكه عرض كردم، به عرض اعليحضرت برسانيد اگر در بازگشت دولت دكتر مصدق تا فردا اقدام نفرماييد، دهانه ي تيز انقلاب را با جلوداري شخص خودم متوجه دربار خواهم كرد. در انتظار اقدام مجدانه شما والسلام سيد ابوالقاسم كاشاني، (14) پس از اينكه آيت ا... كاشاني حتي به قيمت انتخاب وزراي قوام حاضر به مصالحه نشد – با اينكه مصدق حتي حاضر نبود يك مدير كل را با نظر آيت ا... كاشاني جابجا كند – قوام تصميم گرفت كه با دستگيري آيت ا... كاشاني، ايشان را ساكت كند. بنابراين قوام و مشاورينش " تصميم گرفتند ساعت 4 بعد از ظهر روز 29 تير ماه، آيت ا... را دستگير نمايند... روز 29 تير ماه همين كه شايعه ي دستگيري آيت ا... كاشاني به آبادان رسيد، تمام قسمتهاي پالايشگاه دست از كار كشيدند و اعتصاب عمومي آغاز شد و تمام شهر آبادان تعطيل شد... قوام السلطنه كه قدرت آيت ا... را اشتباه ارزيابي كرده بود، عصر روز بيست و نهم تير ماه متوجه اشتباه خود گرديد و با دوز و كلك به عنوان اينكه حكم دستگيري ناقص است و بايد صريح تر نوشته شود، از شهرباني مسترد نمود. " (15) آيت ا... كاشاني در 28 تير، اعلاميه اي خطاب به سربازان و نيروهاي انتظامي صادر كرد و از آنها خواست كه دست خود را به خون برادران خود آلوده نكنند. اين اعلاميه موجب آمادگي زمينه ي تظاهرات شد. قوام براي زهرچشم گرفتن از مخالفان، اعلاميه ي معروف خود را صادر كرد. " ظهر روز 29 تير چون رضا سجادي گوينده ي پرتوان راديو – كه قبلا در حادثه ي بستن كنسولگري هاي انگليس مورد سوء ظن مصدق واقع شده، شغل خود را از دست داده بود – اعلاميه ي قوام را خواند، فرياد از هر سو برخاست. او در اين اعلاميه با مجلاتي ادبي و مطنطن، مخالفان را به اعدام تهديد كرده، براي خود سابقه ي نخستين مبارزه براي ملي كردن نفت تراشيده، نويد روزهاي بهتر به مردم داده بود. اعلاميه ي " كشتي بان را سياستي دگر آمد " – كه قوام عمدا شعر منوچهري را تغيير داده، به مقتضاي موقع، " كشتيبان " را " كشتي بان " كرده بود – چون توپ در تهران تركيد. آيت ا... كاشاني، قاصدان را پس زد، و عليرغم اصرار بعضي از اطرافيان، دستور داد تا خبرنگاران براي مصاحبه با او بيايند، مصاحبه يي كه روز 29 تير كار قوام را تمام شد، اعلام كرد. " (16)

بنابراين دو حريف روبروي يكديگر صف آرايي كردند. قوام دو روز پيش، در روز 27 تير، ضمن انتقاد از مصدق، نوك حملات خود را به سوي آيت ا... كاشاني نشانه رفته بود. " او گفت : به همان اندازه كه از عوام فريبي در امور سياسي بيزارم، در مسائل مذهبي نيز از ريا و سالوس منزجرم. كساني كه به بهانه مبارزه با افراطيون سرخ، ارتجاع سياه را تقويت نموده اند، لطمه ي شديدي به آزادي وارد ساخته زحمت بانيان مشروطيت را نيم قرن به اين طرف، هدر داده اند. من در عين احترام به تعاليم مذهب اسلام، ديانت را از سياست دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقايد قهقرايي جلوگيري خواهم كرد. " (17) به اين ترتيب او كاشاني را به دوري از سياست توصيه نمود و او را تهديد كرد. اما او در مورد توان آيت ا... كاشاني، اشتباه ارزيابي كرده بود و نمي دانست كه روحانيت با يك تهديد از ميدان به در نخواهد شد.

هر چه به روز 30 تير نزديكتر مي شويم التهاب ميان مردم افزايش مي يابد. اما چيزي كه در اينجا تأمل برانگيز است، واكنش مصدق و جبهه ي ملي است.

" جبهه ي ملي نشان داد كه در حساسترين زمانها حاضر به مصالحه است. در شب سي ام تير ماه، يعني همان شب سرنوشت ساز، سرلشكر علوي [فرماندار نظامي پايتخت] با وكلاي ملي مذاكره كرد و آنها پذيرفتند تا اعلاميه اي صادر كنند كه فردا مردم را به آرامش دعوت و به جاي تظاهرات، اعتصاب نمايند. متأسفانه اين اعلاميه صادر گرديد و چند بار از راديو قرائت شد. مصدق هم معلوم بود كه احمدآباد، جايگاه امن هميشگي را انتخاب خواهد كرد. " (18)

البته روند مصالحه، حتي قبل از 30 تير نيز، در زمان انتصاب قوام السلطنه به نخست وزيري نيز مشاهده مي شود. پس از به قدرت رسيدن قوام السلطنه، يكباره كاخ تابستاني وزارت خارجه، خانه علي اقبال، قصر قوام و خانه ي معتمدالسلطنه و برادرش، هر جا كه احتمال مي رفت.

" جناب اشرف " آنجا باشد، شلوغ شده بود. كم نبودند از ياران مصدق كه با شتاب خود را به آنجا رسانده بودند ! " (19) حتي سياستمداران جبهه ي ملي نيز براي بهره مندي از خوان قدرت، حاضر بودند با قوام السلطنه دست دوستي دهند. اما مردم مسلمان ايران، به پيروي از آيت ا... كاشاني، وظيفه ي ملي و مذهبي خود را در مبارزه با قوام مي دانستند. " واقع امر اين بود كه در آن برهه، نهضت با مذهب عجين شده بود و بسياري از مردم با اعتقادات و باورهاي مذهبي به ميدان مبارزه آمده بودند، و حتي نيروهاي ملي گرا با تمسك به شعارهاي مذهبي، مردم را به صحنه دعوت مي كردند. كميته ي تمركز مبارزات ملي، كه وظيفه ي هدايت اعتصابات و تظاهرات را به عهده داشت، روز بيست و هشتم تير ماه تصميم گرفت تا در روز اول مرداد زنها و بچه ها در تمام نقاط ايران به پشت بامها رفته و براي سعادت و استقلال ايران اذان گفته و دعا و مناجات كنند و اين تصميم به وسيله ي اعلاميه و تلگراف و تلفن به تمام نقاط كشور اطلاع داده شود. " 20)

و سرانجام در روز 30 تير هيجان مردم به اوج خود رسيد. مرد و زن به خيابان ريخته و يكصدا خواستار بركناري قوام بودند. " از صبح درگيري آغاز شد. سرتا سر تهران، آتش بود و دود. بوي خون و دود در هم پيچيده بود. گريه دردآلود مردم با اشكهاي ناشي از گاز در هم آميخته بود. صداي مسلسل در هوا طنين مي انداخت و جنازه اي در خون فرو مي غلطيد. مردم جنازه ها را روي دست حمل مي كردند و هيجان به اوج مي رسيد. مردم يكصدا بازگشت مصدق را مي خواستند و با شعار مرگ بر قوام، اوج برائت خود را اعلام مي كردند. در بعضي نقاط، تظاهركنندگان و سربازان يكديگر را در آغوش مي كشيدند و به جاي گلوله، بوسه رد و بدل مي شد. " (21) " خون مردم بر كف خياباني ريخته مي شد كه شاه آباد نام داشت... در خيابان سعدي، مردم جيپي را كه عليرضا برادر شاه آن را مي راند شناسايي كرده به آن حمله بردند. پسر رضا شاه با شليك گلوله راه گشود و جان بدر برد. " (22)

هر چه روز به پايان خود نزديكتر مي شد، غروب عمر سياسي يك سياستمدار كهنه كار، آشكارتر مي شد – او كه مي خواست روحانيت را از سياست دور نگاه دارد، اكنون، خبر استعفاي خود را از راديو مي شنيد.

" از شهر خبر مي رسيد كه مردم به خانه ي قوام حمله برده اند. تانكها كاخهاي شاه و برادران و خواهرانش را محافظت مي كردند. قوام را صداي " مرده باد قوام " كه در دور و بر او شنيده مي شد، به وحشت انداخت. دور و بريها با تأسف پيرمرد شكسته قامت را كه در عرض چند ساعت گويي دوباره پير شده بود، پنهاني به خانه ي علي اقبال بردند. آنجا از راديو خبر را مي شنيدند. حسين علاء وزير دربار اعلام داشته بود كه قوام استعفا داده است. در برابر خانه ي آيت ا... كاشاني مردم بي اعتنا به نزديك بودن ساعت منع عبور و مرور فرياد مي زدند.

جنازه ها از اين سو به آنسو مي رفت. سيد مصطفي پسر آيت ا... كاشاني، از سوي پدر از مردم خواست متفرق شوند. آنها به آرزويشان رسيده بودند. علاوه با تلفن از دكتر مصدق خواسته بود تا فردا صبح به كاخ برود. ديوارها پر بود از شعارهاي خون آلود " يا مرگ يا مصدق " شب كه شد، ماشينهاي آتش نشاني به شستن خونهاي ريخته به آسفالت خيابانها مشغول شدند.

دكتر شيخ بر بالين قوام مانده مي كوشيد تا با دارو او را خواب كند. اين آخرين روز زندگي سياسي قوام بود. (23)

 

پي نوشت ها:

1- عاقلي، باقر – قوام السلطنه در دوران قاجاريه و پهلوي. انتشارات جاويدان، 1376

صفحه 12 و 11

2- طلوعي، محمود – بازيگران عصر پهلوي از فروغي تا فردوست جلد اول – 1372

صفحه 3-301

3- همان 304

4- بهنود، مسعود، دولتهاي ايران از سيد ضيا تا بختيار – انتشارات جاويدان : 1369، صفحه 191

5- طلوعي صحه 336

6- بهنود صفحه 348

7- طلوعي صفحه 344

8- محمدرضا پهلوي، مأموريت براي وطنم صفحه 119 – به نقل از طلوعي (1372)

9- طلوعي صفحه 362

10- ارسنجاني، حسن – يادداشتهاي سياسي در وقايع سي تير، صفحه 26

11- مكي، حسين – وقايع سي ام تير 1331، انتشارات آفتاب : 1366، صفحه 149

12- بهنود، صفحه 352

13- حسينيان، روح ا...، بيست سال تكاپوي اسلام شيعي در ايران. مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381 صفحه 4-170

14- مكي، صفحه 202

15- حسينيان، روح ا...، بيست سال تكاپوي اسلام شيعي در ايران. مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381 صفحه 4-171

16- بهنود، صفحه 353

17- حسينيان صفحه 172

18- همان

19- بهنود، صفحه 353

20- حسينيان، صفحه 178

21- همان، صفحه 179

22- بهنود، صفحه 355

23- همان، صفحه 356

 

    98 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   حكومت پهلوي (157)
●   قيام ۳۰ تير (6)

افراد مرتبط
●  پهلوی   محمد رضا(43)
●  كاشاني   سید ابوالقاسم(11)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/05/1387

تاريخ شمسی نشر:02/05/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب