مقدمه
مطبوعات عبارتند از نشرياتى كه به طور منظم و با نام ثابت و تاريخ و شماره رديف در زمينه هاى گوناگون خبرى، انتقادى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى، كشاورزى، فرهنگى، دينى، علمى، فنى، نظامى، هنرى، ورزشى و نظاير اين ها منتشر مى شود. مطبوعات، همچون ساير نهادها مقولهاي وارداتي از غرب است كه در طول عمربیش از 167 ساله خود آثار مثبت و منفي برجاي گذاشته همواره مورد بحث و جدلهاي زيادي قرار گرفته است. به نظر ميرسد، داوري درباره عملكرد مطبوعات به شيوهاي كه رايج است نميتواند تصويري صحيح و علمي و بيطرانه ارائه دهد؛ چرا كه براي ترسيم عملكرد واقعي مطبوعات از يك سو با ديدگاهها و نگرشهاي متفاوت و بلكه متضاد در جامعه روبرو هستيم و از سوي ديگر اطلاعات پايه درباره مطبوعات سراسری وبه ویژه مطبوعات محلی نيز دقيق، كامل و جامع نيست و از آنجا كه اظهارنظر در امور فرهنگي از نگاه عدهاي، بسيار سهل و ساده به نظر ميرسد، اكثراً تصور ميكنند اهليت لازم را براي اظهارنظر و دخالت در اين امر تخصصي دارند. شايد بتوان نقطه مشترك همه ديدگاههاي مطرح درباره مطبوعات و عملكرد آن را در اين جمله خلاصه كرد كه مطبوعات، موضوع «مهم و حساس» در جامعه است و به عبارت روشنتر به يك موضوع «حساس» تبديل شده است. بنابراين دقتنظر در اين مسأله و با لحاظ كردن تفاوت ديدگاهها، تلاش براي ايضاح اطلاعات، آمار و مسايل اساسي مربوط به مطبوعات ميتواند به شناخت واقعيتر از وضعيت مطبوعات و ايجاد همگرايي نسبي ميان ديدگاههاي قطبي شده، كمك كند. اگرچه پرواضح است كه به دليل تنيدگي مسأله مطبوعات با چالشهاي سياسي جامعه در طول تاريخ معاصر كشور، نبايد انتظار داشت كه بتوان به اين سادگي به يك اجماع نظر كارشناسي درباره عملكرد مطبوعات رسيد؛ اما تلاش صادقانه و مبتني بر حقايق روشن و ارائه تحقيقهاي كارشناسانه به ويژه، از بعد حقوقي و قانوني، ميتواند آثار مثبتي بر افزايش همگرايي نظري بر جاي گذارد و از اين طريق، ميتوان به يافتن راههاي مؤثرتر براي توسعه مطبوعات سراسری و محلی كمك كرد.
مطبوعات محلی ومخاطبان آن
در ردهبندي نشريات از نگاه پير آلبر«مطبوعات ادواري محلي» چنين تعريف شده است: «اين نشريات 2 يا 3 شماره در هفته منتشر ميشوند و تيراژ اندكي دارند، در عوض از لحاظ تيتر بسيار غني هستند. در حقيقت اين نشريات مكمل روزنامههاي يوميه هستند و ميتوان به آنها، روزنامههاي محلات را هم كه در شهرهاي بزرگ انتشار مييابند و معمولاً به رايگان از جانب شهرداريهاي محل براي ساكنان محله ارسال ميشوند اضافه كرد». البته ميتوان نشريات محلي را در شعبه ديگري از نشريات قرار داد، چرا كه هر پديده رسانهاي ويژگيهاي خود را ميطلبد. در يكي از تقسيمبنديهاي روزنامهنگاري، ابتدا نشريات كشوري و بينالمللي و در زير مجموعه آن نشريات منطقهاي، استاني، شهري، محلي (منطقه شهري) و روستايي قرار ميگيرند و صرفاً ادواري نيستند و ميتوانند به صورت روزانه (يوميه) هم منتشر شوند. بدينترتيب نشريات شهري در دايرهاي وسيعتر و نشريات محلي در شعاع محدودتر (منطقه شهري) انتشار مييابند كه مخاطب ويژه اطلاعرساني خاصي را دارا هستند. با توجه به اين تقسيمبندي براي انتشار هر نشريه بايد از چهار منظر به مخاطب نگاه كرد: 1. گروه اجتماعي 2. سن مخاطب 3. سواد مخاطب 4. جنسيت مخاطب
مطبوعات شهري آن هم در كلانشهرها از اين چهار منظر محدوديتي ندارند، اما در مورد نشريات محلي بايد گروه اجتماعي، سن، سواد و جنسيت مخاطب را در نظر گرفت. مخاطب نشريه محلي در مناطق مختلف شهري از جهت مخاطب تفاوتهايي دارد و بايد گروههاي اجتماعي ساكن در آن محله را لحاظ كرد، هر چند كه ممكن است سن مخاطبان در همه نقاط شهري تفاوت اندكي داشته باشد، اما جنسيت مخاطب و سواد آن در برخي با يكديگر تفاوت دارد. نكتهاي كه گردانندگان نشريات در ايران درمطبوعات استاني، شهري، محلي و روستايي اصولاً به آن کمتر توجهي می کنند.
محتوا و ويژگي های نشريات محلي
در مباني وسايل ارتباط جمعي، اطلاعرساني در جهت آگاه كردن مخاطب ركن اساسي است. به همين دليل است كه اكثر روزنامههاي جهان صبحها منتشر و توزيع ميشود تا مخاطب در اولين مرحله از فعاليت روزانه از آنچه در پيرامون او ميگذرد از طريق روزنامهها آگاه شود و مخاطب بتواند در روند تصميمگيري روزانه خود از آگاهيهاي به دست آمده، استفاده كند.
بدينجهت است كه در جوامع پيشرفته روزنامه با صبحانه يك عادت شده است و بهطور عام نشريات در سبد روزانه خانوارها جاي خود را يافته است. هدف، مقايسه بين مخاطبان مطبوعات در ايران با ديگر كشورهاي جهان نيست چرا كه به دلايل مختلف تاريخي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي هنوز مردم کشورما روزنامه با صبحانه را باور ندارند، گرچه نشريات نيز نتوانستهاند «آگاهي» را در خميره زندگي روزمره قرار دهند و به توسعه و انتشار آن بپردازند. به همين دليل خواندن يا نخواندن روزنامه در زندگي اكثر افراد تأثير خود را نگذاشته است. اين نكتهاي است كه در هر حال يك نشريه محلي از جهات مختلف بايد به آن توجه داشته باشد تا به عنوان يك لازمه زندگي مورد استفاده قرار گيرد. بدين معني كه هر شخصي كه براي كار روزانه، خريد، مدرسه رفتن، تهيه مايحتاج و... از منزل بيرون ميآيد با آگاهي و اطمينان گام در كوچه و خيابان محله بگذارد زيرا قبل از خروج از خانه، اطلاعات ضروري و آگاهيهاي لازم را از نشريه محلهاش به دست آورده است. ركن اساسي نشريات محلي را محتواي آن تشكيل ميدهد، هر چند كه قطع و اندازه، رنگآميزي، عكس و صفحهآرايي هر يك نقشهاي تعيينكنندهاي در جذب مخاطب ميتواند، داشته باشد. در نشريه محله بايد به اين سه اصل توجه كرد: 1. اطلاعات محلي 2. خبرهاي محلي 3. راهنمايي
ويژگي شهرهاي بزرگ در اين است كه با توجه به ساكنان هر منطقه، سلايق، علاقهمندي و توجه آنان به دانستن با هم تفاوت دارد. به همين دليل ارايه اطلاعات محلي با توجه به چهار منظري كه به آن اشاره شد (گروه اجتماعي، سن، سواد، جنسيت) شكل ميگيرد. اين اطلاعات نيز در هر شماره از نشريه بايد منتشر شود، چه تغييري در آن صورت گرفته باشد يا خير. مواردي از آن چنين است. ميزان آلودگي هوا در منطقه يا هواي پاك، درجه حرارت و رطوبت در صبح، انتشار نشريه تا 24 ساعت بعد، ساعات حركت اتوبوسها در ايستگاهها و قيمت بليت، ساعات حركت مترو، ايستگاه مترو، قيمت بليت، نشاني ايستگاههاي تاكسي شهري يا خطي يا... همراه با قيمت، گذرگاههاي پر ترافيك يا خلوت، اقدامات عمراني (ساخت و سازهاي عمومي، پلسازي، اسفالت و... ) و احتمال راهبندان يا انسداد خيابانها به دليل اقدامات عمراني، نشاني مراكز خريد، فروشگاهها، ميادين ميوه و ترهبار و ضرورتاً ذكر قيمت اجناس و كالاها، چاپ نقشه محله (منطقه) با ذكر جزئيات، آدرس و تلفن شركتهاي خدماتي از جمله آژانس كرايه اتومبيل، تاكسي تلفني و...، آدرس و تلفن كلانتري، راهنمايي و رانندگي با ذكر خدمات و اقداماتي كه ميتوانند انجام دهند، آدرس، تلفن و معرفي بيمارستانهاي عمومي و تخصصي، درمانگاهها، اورژانس و ساعات كار آنها و نحوه پذيرش، آدرس و تلفن پزشكان و ذكر تخصص آنها در محله، آدرس و تلفن آتشنشاني و امداد، تلفن مراكز خدمات عمومي نظير آب، برق، تلفن، گاز، پست و نحوه امداد رسانيها، آدرس و تلفن شهرداري منطقه و محلهها، آدرس بوستانها، آدرس و تلفن كتابخانههاي محله،
آدرس و تلفن هتلها و محلهاي اقامتي، آدرس و تلفن رستورانها و درج برخي از قوانين شهرداري، راهنمايي و رانندگي و امور انتظامي و قضايي و... كه مورد نياز مردم محله يا زمان مراجعه به آن مراكز بايد بدانند. با توجه به ارزشهاي خبري به ويژه ارزش مجاورت (جغرافيايي و معنوي) خبرها و رويدادهاي يك محله براي ساكنان آن از درجه اهميت بالايي برخوردار است. در هر حال بايد رويدادهاي خوش و ناخوش محله در نشريه محله انعكاس يابد، در كنار ارايه اطلاعات محله و اخبار، راهنماييها نيز لازم است صورت گيرد. راهنماييها نبايد از منظر پندواندرز باشد، بلكه همين راهنمايي و توصيه را ميتوان از قول كارشناسان معتبر ارايه داد و گاه بهطور غيرمستقيم در قالب گزارش، مصاحبه و خبر در نشريه به چاپ رساند. حتي گاهي چاپ يك عكس ميتواند راهنمايي لازم را ارايه دهد. اين راهنماييها چه در زمينه نحوه زندگي در محله، نحوه برخورد با همسايگان يا هنگام مراجعه به مؤسسات و ادارات باشد يا تقسيمبندي زبالهها و منفك كردن آنها و... بايد در نحوه زندگي مردم محله تأثيرمثبت بگذارد و انسجام مردم را كه در يك منطقه زندگي ميكنند، دوام و بقا بخشيد.
روزنامه نگاري به عنوان يکي از شاخه هاي اصلي علم ارتباطات اجتماعي، در دهه اخير به دنبال نوعي جهاني شدن است و در غالب گفتماني فراملي سعي در يکپارچگي ساخت و محتواي اطلاعات بومي و فراملي دارد ولي از طرفي با شکل گيري الگوهاي مطالعات ارتباطي هر از گاهي بنا به تاثيرات خود در مخاطبان ناهمگون، شهروندان و حاکمان کشورها، مورد چالش قرار مي گيرد و اين بحث را مطرح مي کند که آيا مشکلاتي که روزنامه نگاري در تمام جهان به آنها اشاره مي کند سوژه مشترک و جهاني هستند؟واکنش به جهاني سازي، مسلما محلي سازي خبر و گزارش نويسي است اما روزنامه نگاري به روزنامه نگاري جهاني و روزنامه نگاراني نياز دارد که در شرايط جهاني کارکنند.
تاريخ انتشار نخستین مطبوعات محلی در جهان و ایران
روزنامه ارتباط و يا «ريليشن» در ماه ژوئن سال 1605 در شهر استراسبورگ آلمان آن زمان و فرانسه امروز پا به عرصه وجود نهاد. ريليشن نخستين روزنامه جهان نبوده است، ولي اولين نشريه عمومي است كه اختصاص به اخبار دربار پادشاه، دولت محلي و مدح اين و آن نداشت، و همه گونه مطلب درباره هركس را كه احساس مي كرد كاري كرده و يا اين مي توانسته كاري بكند ولي نكرده بود منتشر مي ساخت و نشريه اي بود فروشي و با بهاي معين. تاريخچه انتشار روزنامه در جهان خيلي قديمي تر از «ريليشن» است. در زمان حكومت ژوليوس سزار (دوهزار و اندي سال پيش) به ابتكار او روزنامه اي در شهر روم منتشر مي شد به نام «اكتا ديوما» كه در آن در آغاز كار، تنها كارها و تصميمات سزار درج مي شد كه بعدا فعاليت هاي سنا و دولت هم بر آنها اضافه شد. اين نشريه دستنويس براي مطالعه باسوادها در چند نقطه عمومي شهر و در جايي محفوظ از باد و باران نصب مي شد. در سده سوم ميلادي، به ابتكار اردشير پاپكان، كارنامه اي تحت نام روزنامك فعاليت هاي انجام شده دربار، دولت و موبدان موبد را درج و براي مقامات و رجال خاصي ارسال مي شد. اين كار تا اواسط حكومت خسرو پرويز ادامه داشت. در سال 713 ميلادي در پكن شهر بيژينگ پايتخت چين روزنامه اي به همان شكل روزنامك زردشتيان انتشار يافت. با اين تفاوت كه گاهي هم مطلبي مربوط به مردم عادي داشت. اين نشريه كه نخست دستنويس بود بعدا به صورت چاپ مهر منتشر مي شد. به اين ترتيب كه مطالب بر تخته نوشته مي شد و اطراف نوشته را خالي مي كردند و به صورت مهر در مي آوردند، آن را به مركب آغشته مي كردند و روي كاغذ مي زدند و تكثير مي كردند. چيني ها قبل از آن با ساخت كاغذ و مركب آشنا بودند. در دائرة المعارف كتاب و چاپ، نام اين روزنامه «كاي يووان» نوشته شده است كه گويا از نام ماه انتشار آن گرفته شده است. سپس نوبت به «ريليشن» رسيد كه «يوهان كارولوس» آن را در نخستين هفته از ماه ژوئن سال 1605 در استراسبورگ به دست چاپ سپرد و مادر روزنامه هاي امروز بشمار مي رود.
در سال 1621 در لندن نشريه عمومي «كورنت» به چاپ رسيد. نخستين روزنامه به زبان فرانسه «گازت» بود كه در سال 1631 كار انتشار آن آغاز شده بود. در سال 1646 در سوئد روزنامه اي به نام « پست اينريكس تيدنينگار» انتشار يافت كه پس ازبیش از360 سال، همچنان منظما منتشر مي شود.
تاريخ روزنامه نگارى هر كشور، نتيجه اقدام و كوشش دسته برجسته و اشخاص مشخص نيست؛ بلكه حاصل جريان تاريخى است كه اعضاى مختلف جامعه در آن شركت دارند. همچنين تاريخ روزنامه نگارى و ارتباطات اجتماعى ايران، از تاريخ تمدن كشور جدا نيست. نخستين ماشين چاپ در دوره سلطنت شاه عباس كبير و به دست ارمنيان جلفاى اصفهان وارد ايران شد و با چاپ نخستين كتاب كه كتابى مذهبى و به زبان ارمنى بود ايرانيان نيز وارد كهكشان گوتنبرگ شدند. در دوره قاجاريه و مخصوصاً سلطنت فتحعلى شاه در نيمه اول قرن نوزدهم ميلادى كه روابط ايران با كشورهاى اروپايى رو به توسعه گذاشت، توسعه فن چاپ و امور ارتباطى بار ديگر مورد توجه جدى قرار گرفت. به طورى كه از سال 1195ش/1816م، به تدريج ماشين هاى چاپ از روسيه به ايران آورده و در تبريز به كار انداخته شدند و براى چند سالى تبريز تنها شهرى بود كه فن چاپ در آن رونق داشت و در آن جا به چاپ خانه «باسمه خانه» گفته مى شد. ضمناً نخستين كتاب فارسى چاپى كه تبريزى ها در سال 1196ش/1817م منتشر كردند، «قرآن» بود.
تاريخ ارتباطات اجتماعى ايران، در سومين سال سلطنت محمد شاه قاجار، شاهد تأسيس و انتشار نخستين روزنامه فارسى چاپى در ايران بود كه اسم رسمى نداشت؛ ولى به نام «كاغذ اخبار معروف مى باشد و در روز 25 محرم سال 1253 ق / 1216ش/1837م به مديريت و سردبيرى ميرزا صالح شيرازى در تهران منتشر شد كه روزنامه اى بود با خط نستعليق و با چاپ سنگى. «كاغذ اخبار» به فاصله 215 سال بعد از انتشار اولين روزنامه در لندن در چاپ خانه اى كه از تبريز به تهران انتقال داده شده بود، چاپ شد و دوره زمانى انتشار آن ماهيانه بود و مدت انتشار آن حدود سه سال به طول انجاميد و مالكيت آن دولتى بود. در ايران همواره بحران مطبوعات و تعقيب روزنامهنگاران در پي يك دوره ”وفور آزادي“ مطبوعات روي ميدهد و وفور و گسترش مطبوعات حاصل يك حادثه بزرگ در كشور است. حوادثي چون (شكست ايران از روسيه، انقلاب مشروطه، جنگ جهاني، سقوط رضاخان، ملي شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامي و... ) اين حوادث از جمله عرصهگاههايي است كه به گسترش مطبوعات در كشور ما كمك كرده است. به همين سبب تاريخ بیش از 170 ساله تاريخ مطبوعات ايران را ميتوان 7 دوره تقسيم كرد: (قاضي زاده، 1379: 9)
• دورة اول: مطبوعات دولتي: از 1216 تا 1285 هـ. ش
• دورة دوم: عهد مشروطه: از 1285 تا 1299 هـ. ش
• دورة سوم: خفقان رضاخان: كودتاي 1299 تا 1320 هـ. ش
• دورة چهارم: دوره بي بند و باري: 1320 تا كودتاي 1332 هـ. ش
• دورة پنجم: اختناق: 1332 تا انقلاب 1357 هـ. ش
• دوره ششم: انقلاب و مصلحت: 1357 تا 1376 هـ. ش
دوره هفتم: اصلاح گرايي از 1376 تا...
متأسفانه اين سوء تفاهم هنوز پس ازبیش از 170 سال هنوز باقي است كه روزنامه در پي توسعه ميآيد، يا آنكه روزنامه باعث توسعه ميشود. هنوز جامعة رسانهاي بهويژه مطبوعاتي ايران به اين درك نرسيده است كه ”روزنامه“ جامعه را بهسوي ”ترقي“ و ”پيشرفت“ هدايت نميكند، بلكه روزنامه از لوازم يك جامعة ”پيشرفته“ است. بررسى ها نشان مى دهد كه در مدت سى و پنج سال كه از زمان آغاز انتشار نخستين روزنامه وابسته به حكومت در ايران مى گذشت، در حدود ده روزنامه در تهران و شهرستان ها منتشر شد كه عبارتند از: «كاغذ اخبار» (1837م، دولتى، ماهانه، تهران)، «زاراريت باهرا» (1851م، غير دولتى، ماهانه، اروميه)، «وقايع اتفاقيه»، (1851م، دولتى، هفتگى، تهران)، «تبريز» (1858م، دولتى، ماهانه، تبريز)، «روزنامه دولت علّيه ايران» (1860م، دولتى، هفتگى تهران)، «روزنامه علميه» (1864م، دولتى، ماهانه، تهران)، «روزنامه ملتى» (1866م، دولتى، ماهانه، تهران)، «روزنامه دولتى» (1866م، دولتى، ماهانه، تهران)، «روزنامه ايران» (1871م، دولتى سه روز در هفته، تهران)، «روزنامه فارس» (1872م، دولتى، هفتگى، شيراز). انتشار اين روزنامه ها نشان دهنده توجه دولت استبدادى ناصرالدين شاه به ارتباطات اجتماعى براى مقابله با آزادى خواهان بوده است. به هر ترتيب از انتشار نخستين روزنامه در ايران تا اعلام مشروطه، روى هم رفته در حدود 114 روزنامه دولتى و غير دولتى در داخل و خارج از كشور منتشر شد.
پر تيراژ ترين روزنامه های جهان
در فهرست يكصد روزنامه پر تيراژ دنيا اسمي از روزنامه هاي ايراني به چشم نمي خورد در حالي كه در بين ده روزنامه پر مخاطب دنيا شش روزنامه ژاپني, دو روزنامه چيني ,يك روزنامه آلماني و يك روزنامه انگليسي است. پر تيراژ ترين روزنامه جهان يوميوري شيمبون ژاپن با شمارگان بالغ بر 15 ميليون نسخه است. نكته جالبتر آنكه ژاپن تنها 126 ميليون نفر جمعيت دارد!در بين سي روزنامه پر تيراژ جهان ده روزنامه ژاپني است. با اين اوصاف براي هر دو ژاپني حداقل يك روزنامه منتشر مي شود. پس از ژاپن مردم انگلستان بالاترين رتبه را در زمينه روزنامه خواني به خود اختصاص مي دهند. در فهرست اسامي روزنامه هاي پر تيراژ بريتانيا پس از سان ,گاردين , ديلي مرور و ديلي ميل قرار دارند. چين با 3/1 ميليارد نفر جمعيت در بين ده روزنامه پر تيراژ جهان دو نماينده دارد. سي چوان ريبائو با هشت ميليون تيراژ در رتبه سوم جهاني و رنمين ريبائو با سه ميليون نسخه تيراژ در رتبه هشتم جهاني است. در كشور آلمان با 83 ميليون نفر جمعيت هم روزنامه هاي متعددي چاپ مي شود. تنها نماينده اين كشور در فهرست ده روز نامه پر تيراژ جهان, بيلد با 6/5 ميليون نسخه تيراژ است. تنها روزنامه هندي كه در بين غول هاي مطبوعاتي جهان حضور دارد كرلا كاودي با 7/1 ميليون نسخه تيراژ است كه در جايگاه بيست و يكم قرارگرفته است. از دگر موارد جالب توجه حضور نه چندان پر رنگ روزنامه هاي آمريكايي در جمع پر تيراژ ترين روزنامه هاي جهان است. اولين روزنامه پر تيراژ آمريكايي كه به جمع پر تيراژهاي جهان راه يافته، وال استريت ژورنال با 7/1 ميليون نسخه شمارگان است كه در جايگاه نوزدهم قرار گرفته است. لس آنجلس تايمز با 1/1 ميليون نسخه تيراژ در رتبه 41 و بدنبال آن نيويورك تايمز با حدود يك ميليون نسخه تيراژ درجايگاه بعدي قرار گرفته است. آساهي شيمبون به عنوان پرتيراژ ترين روزنامه جهان به قدمت 123 ساله خود مي بالد. اولين نسخه اين روزنامه 25 ژانويه 1879 منتشر شد. اين روزنامه كه توسط شركتي با همين نام منتشر مي شود هر چند در عرصه جهاني در جايگاه دوم پس از يوميوري شيمبون ژاپن قرار مي گيرد اما به دليل طيف وسيعي از نشرياتي كه چاپ مي كند برترين شركت چند رسانه اي ژاپني تلقي مي شود كه سالانه فروشي در حدود 432 ميليارد ين (معادل حدود پنج ميليارد دلار) دارد. اين روزنامه همزمان در پنج شهر ژاپن منتشر مي شود و 51 نمايندگي خارجي دارد. كاركنان آساهي شيمبون در مجموع به هفت هزار نفر بالغ مي شود كه از اين ميان 2455 نفر كاركنان تحريريه هستند. هر روزه 1900 تن كاغذ براي چاپ اين روزنامه استفاده مي شود كه بخش اعظم آن كاغذ بازيافت شده توسط همين شركت است و روزانه 29 تن مركب براي چاپ اين روزنامه مورد استفاده قرار مي گيرد. آساهي شيمبون 3600 نماينده توزيع دارد كه با احتساب افراد دست اندركاردر توزيع روزنامه مجموع كاركنانش به 86 هزار نفر بالغ مي شود.
چالش های پیشرو مطبوعات محلی وارایه راهکارها
در مقطع كنوني تاريخ ايران، ضعف مالي نشريههاي محلی و فقدان سازوكارهاي حمايتِ ماليِ جدي و مؤثّرِ دولتها از مهمترين عاملهايي است كه چراغ اين نوع نشريهها را، بدون سر و صدا، خاموش ميكند. مرگ اقتصادي، بر خلاف مرگ سياسي، مرگي خاموش است! تعداد نشريههايي كه تاكنون بر اثر مشكلات اقتصادي تعطيل شدهاند، بيش از نشريههايي است كه دچار مرگ سياسي شدهاند. هيچ نشريهاي در جهان با حدس و گمان و سليقه شخصي گردانندگان آن متولد نميشود. پديدآورندگان هر نشريه، گرچه با تكيه بر دانش روزنامهنگاري حركت خود را آغاز ميكنند، اما قبل از حركت، مخاطب خود را شناختهاند و با برنامهريزي، كليد را به چرخش در ميآورند. برنامهريزي مبتني بر مخاطبشناسي در هر حوزه از فعاليت روزنامهنگاري، اساس و پايه انتشار، نشريات است. در جامعه ما حدود دو هزار نشريه، انتشار مييابد اما شمارگان آن در كشوري كه هفتاد ميليون جميعت و دستكم 50ميليون باسواد دارد جمعاً از 2 ميليون فراتر نيست. چرا كه ابتدا نشريه، منتشر ميشود و سپس گردانندگان آن به دنبال مشتري ميگردند و اين دور باطل همچنان ادامه دارد.
بي ترديد بررسي و مطالعه پيرامون چالش هاي مطبوعات محلي هر استان بدون نگاه به زمينه هاي اقليمي، تاريخي و فرهنگي هر منطقه كاري ابتر و كم اثر خواهد بود. براي آسيبشناسي مطبوعات ايران وبه خصوص مطبوعات محلی وبومی، در كنار مشكلات متعددي كه مطبوعات با آن روبرو هستند، شيوههاي كمك دولت براي استقلال اقتصادي مطبوعات و توسعه آنها، از جمله مسايلي است كه همواره از سوي مديران مسئول مطبوعات كشور، با انتقاد و اعتراض روبرو بوده است. ديدگاه اول، معتقد است كمكهاي دولت به مطبوعات، گام مؤثري براي رفع برخي مشكلات اقتصادي است. هرچند اين گامها، بيسامان، لرزان و شكننده است و ميبايد براي ساماندهي آن چارهانديشي شود. ديدگاه دوم، به طور كلي معتقد به حذف كمكهاي دولتي است. اين ديدگاه ميگويد كمكهاي دولتي چون به شيوهاي عادلانه صورت نميگيرد باعث تبعيض ميان مطبوعات دولتي و غيردولتي، محلی، حزبي و غيرحزبي ميشود. از نظر اصول حرفه ای بیشتر نشریات محلی فاقد ویژگی ها و استانداردهای روزنامه نگاری اند. به طور مثال عمده تیترهای اصلی دارای ارزش خبری قابل توجهی نبوده و از وزن و اهمیت کافی برخوردار نیستند. تیتر و لید مطالب ضعیف است. در تنظیم مطالب خبری، مشکل و ضعف جدی دارند. در تدوین و تنظیم گزارشها عمدتا" به کنارهم قرار دادن نقل قول ها بسنده می کنند. نوعا" از انجام مصاحبه های عمقی و چالش برانگیز پرهیز می کنند. ستون مطالب خبری از غیر خبری جدانیست. به سیاست بیش از سایر زمینه ها اهمیت می دهند. اخبار تولیدی اندک است. در انتشار مطالب اقتصادی بسیار ضعیف اند. در ایفای نقش نظارتی خود عمدتا" ضعیف هستندو علیرغم آنکه رویکردی انتقادی دارند اما کمتر به نهادهای دولتی و مدنی توجه دارند. نشریات محلی از نظر گرافیک اصول صحیح زیبایی شناسی و طراحی مطبوعاتی را به خوبی رعایت نمی کنند. بعضا"انتشار نامرتب دارند و پوشش خبری و موضوعی مورد انتظار مخاطبان خود را برآورده نمی کنند و به همین دلیل اغلب با بحران مخاطب روبرو هستند و توزیع رایگان این قبیل نشریات نتوانسته زمینه ساز تعامل رسانه ای موثری را فراهم کند. ونیزپایین بودن کیفیت مطبوعات محلی در برخی از موارد نشریه ای که منتشر شده برای مخاطب هیچ گونه جذبه ای ندارد که این خود در پایین بودن میزان تیراژ نشریات محلی بی تأثیر نیست. مخاطب سنجی یکی از نیازهای اجتناب ناپذیر مطبوعات محلی است که متأسفانه در این راه اقدامی صورت نگرفته است. نشریات محلی از عدم تناسب میان تعداد شاغلان و پست های تخصصی مورد نیازرنج می برند و این وضع منجر به افزایش فشار کار و کاهش بهره وری شده است. فرآیند رشد در بدنه نشریات محلی مدت هاست که به فراموشی سپرده شده است و نمایندگان قشر روشنفکر نه تنها از مشارکت در انتشار نشریات استقبالی نمی کنند بلکه حتی با نوشتن نیز قهر کرده اند و به خواندن مطبوعات محلی اکتفا می کنند. در این وضعیت کارشناسان و پیشکسوتان مطبوعات محلی هر استان نگران آینده مطبوعات محلی آن استان هستند. علاوه بر مباحث آماری کم توجهی به مقولات مهم نیروی انسانی و محتوا مساله مهمی است که وضعیت نشریات محلی را مخاطره آمیز می نماید. عده ای از نشریات بدون چهارچوب مشخص فعالیت می کنند و چه بسا روزنامه نگارانی که بدون علاقه و انگیزه در این حرفه مشغول بکار هستند و در روزنامه آنها بیشتر از مطالب فاکسی و روابط عمومی ها استفاده می شود ولی روزنامه نگاران علاقمند هدفمند و با استعداد شامل این طیف نمی شوند. معمولاً وضعیت مطبوعات محلی وقتی مطلوب ارزیابی می شود که بتوانند خود را از نظر اقتصادی به خوبی اداره کنند این نخستین پیروزی در جامعه مطبوعات محلی وبومی محسوب می شود یعنی استقلال مادی که خوشبختانه چند نشریه توانسته اند با آگهی و منابع مالی مردمی روی پای خود بایستند. گام دوم، تامین نیروی تخصصی درمطبوعات محلی است البته نشریات مختلف آموزش نیروهای مطبوعاتی را آغاز کرده اند و رفته رفته اکنون یک عده روزنامه نگار حرفه ای نه به شکل آکادمیک بلکه به صورت تجربی و عملی داریم که هم اکنون در کانونهای مطبوعاتی مشغول فعالیت هستند و می توان به جرات گفت آینده مطبوعات استان از نظر نیروهای حرفه ای امیدوار کننده است. مطبوعات محلی از نقطه نظر دریافت یارانه های دولتی وضعیت خوبی ندارند بخش عمده ای از یارانه هایی که توسط دولت به نشریات محلی اختصاص می یابد در جریان تبدیل کاغذ و در کلاف سردرگم دلالها و شرکتهای متعددی که در تهران مثل قارچ روئیده اند مصرف می شود و وقتی به دست مدیران مطبوعات محلی می رسد چیزی از آن باقی نمی ماند و بخش عمده ای از این یارانه نصیب دلالان می شود. بهترین اقدام دولت در کمک به مطبوعات استان نقدی کردن یارانه است بعلاوه اختصاص یارانه بایستی بر اساس ضوابط معینی باشد، یعنی مواردی نظیر انتشار منظم نشریه، پرداختن به مسائل جامعه، تولید خبر و مطلب با رویکرد محلی و بومی و همچنین جذب عده ای از جوانان به عنوان خبرنگار و سایر عوامل اجرایی توسط هفته نامه ها باید رعایت شود. متولیان فرهنگ هر استان و بویژه کسانی که کار نظارت بر مطبوعات را عهده دارهستند باید دقت بیشتر روی فعالیت های مطبوعات و حتی خبرگزاری ها داشته باشند تا ببینند چه کسانی کار مفید انجام می دهند و ضمن تشویق با ملاکهای عینی آنها را مورد حمایت مالی و کمکهای دولتی قرار دهند. اگرچه به مطبوعات سراسری نیازمبرم است ولی مطبوعات محلی اهمیت خاص خود را دارند و علاوه بر استان، شهرستانها هم نیاز به هفته نامه دارند چون روزنامه های سراسری نمی توانند مسائل مربوط به شهرستانها را پوشش دهند و مشکلات آنها را بازگو کنند. مطبوعات پیش کسوت سنت بدی را پایه گذاری کرده اند چراکه نشریات نباید فقط چهار صفحه باشند و با توجه به تکثر هفته نامه ها بهتر بود یکی دو نشریه 16 صفحه ای مفید به چاپ می رسید.؛ باید کمکهای مالی بیشتری از طرف ارشاد به هفته نامه ها تعلق گیرد و مهمتر اینکه باید کارشناسی و ارزیابی مطبوعات محلی بطور جدی در کار مدیریت استان هاقرار گیرد تا رفته رفته کار حرفه ای ترووضعیت مطبوعات محلی وبومی از لحاظ کیفیت روز به روز بهتر شود.
بدين ترتيب مهمترين مسير درآمد زايي مطبوعات محلي خود به خود به عنوان مانعي اساسي براي طرح انتقادهاي اصولي نيز درآمده است. در اين رابطه انعكاس مطلوب اخبار سازمانهاي دولتي مي تواند به امتياز و يا اولويتي براي آنها تلقي شود. متأسفانه در پاره اي از موارد مي توان به روابط ناسالم در ميان مطبوعات و برخي روابط عمومي ها نيز اشاره نمود كه در صورت عدم توجه مي تواند به مشكل پيچيده اي درآمده و همه مطبوعات را تحت الشعاع قرار دهد. مطبوعات ايران وبه خصوص مطبوعات محلی، عليرغم قدمت نسبتاً طولانياش هنوز داراي مشكلات اساسي زيادي است. برخي، معتقدند مشكلات اساسي مطبوعات سياسي است و تا زماني كه اين مسائل حل نشود، مطبوعاتمان توسعه نخواهد يافت و آزادي مطبوعات در كشور نهادينه نميشود. گروهي مشكلات مطبوعات را اقتصادي مينامند و معتقدند كه مطبوعات بدون حمايت مالي و وابستگي اقتصادي به دولت قادرنيست روي پاي خود بايستد، بنابراين، هر وقت دولت دست رحمت خود را از سر مطبوعات بردارد، نشريات يكي پس از ديگري ورشكسته ميشوند. همچنين برخي نيز معتقدند كه مشكلات اساسي مطبوعات وبه خصوص مطبوعات محلی حرفهاي است. بدين معني كه روزنامهنگار حرفهاي و آموزش ديده كافي در كشور در مقايسه با تعداد نشريات وجود ندارد، يعني اين كه تعداد زيادي از افراد طي سالهاي اخير وارد اين عرصه شدهاند بدون آنكه قادر باشد عملاً كار حرفهاي بكنند. كمبود كادر آموزش ديده حرفهاي در مطبوعات محلی و كاستيهاي حرفهاي نشريات مطرح سراسري از جمله مواردي هستند كه برخي را وا ميدارد تا بر اين مشكلات تأكيد بيشتري بورزند. به عبارت ديگر، مسأله اساسي مطبوعات سراسری ومحلی، صرفاً سياسي، حرفهاي و يا اقتصادي نيست، بلكه توسعه نيافتگي مطبوعات ايران معلول چند عامل دیگری است كه بايستي در تصميمگيريها همه باهم ديده شود. امروزه، در كنار عامل محتوايي روزنامهها در جذب خواننده مسأله مهم ديگر، توزيع و ارسال به موقع روزنامههاست. مطالعه در توزيع صحيح آنها بخشي از مسائل مطبوعاتي را به خود اختصاص ميدهد. ناگفته پيداست كه اين عامل در صورت توفيق، نقش مؤثري در جذب خواننده و ايجاد اعتماد آنها خواهد داشت. اينكه روزنامهها اعم از مطبوعات محلی و روزنامههاي صبح يا عصر هر يك در كدام ساعت از روز و همچنين نشريات مختلف در كدام روز هفته به دست خواننده برسد مسألهاي است كه از اهميت بسياري هم براي ناشران و هم براي خوانندگان برخوردار است. اهميت و ضرورت توزيع مطبوعات از آن جهت است كه مطبوعات نيز مانند هر كالاي ديگري پس از توليد براي رسيدن به دست مصرف كننده بايد از دست واسطة توزيع بگذرد. اين واسطه با مشكلاتي روبرو است كه بطور مستقيم يا غيرمستقيم بر روي مطبوعات و فرهنگ مطالعه در جامعه تأثير ميگذارد. با وجود روند روبه رشد تكنولوژيهاي ارتباطي و ظهور روزنامه الكترونيك، هنوز در جامعة ما سيستم توزيع به شكل سنتي البته با كمي بهرهگيري از امكانات جديد صورت ميگيرد. در حاليكه مردم در انتظار رويدادهاي لحظه به لحظه جهان ميباشند، با وجود مشكلات عمده در سيستم توزيع مطبوعات وبه خصوص انتشار مطبوعات محلی خبرهاي ما كهنه و بيات شده به دست مخاطبين خود ميرسد و اين خود دليل عمده نارسائيخبر توسط روزنامههاي چاپي ما بوده و موجب بياعتمادي مخاطبين ميشود. بايد گفت كه سيستم كنوني توزيع مطبوعات از جنبههاي مختلف سرعت انتقال، ميزان رضايت مصرف كنندگان، هزينه بالاي توزيع و... دچار مشكل است. اين مشكلات بر كاركرد نشريات، كيفيت ارتباط آنها با مخاطبان و مجريان انتقال اطلاعاتي كه به عهدة روزنامهها و مجلات است تأثير منفي بر جاي گذاشته است.
با تاكيد بر هزينه بر بودن كسب خبر تكيه مطبوعات محلي به اينترنت نيز از جمله واقعيت هايي است كه به خوبي در هر استان ملاحظه مي شود. هر چند برخي از مطبوعات تلاش دارند براي حفظ موقعيت با طرح موضوعات خاص و تيترهاي تأثيرگذار و درشت نمايي برخي از اخبار محلي، مخاطبين خويش را از دست ندهند اما شاكله تأثيرپذير از اينترنت واقعيتي است كه از اقتصادي بودن آن حكايت دارد. متأسفانه در رقابت فوق شرايط هفته نامه ها از روزنامه ها شكننده تر و اين مسأله با توجه به اينكه در قانون جهت انتشار آگهي ها صرفا به واژه روزنامه بسنده شده مشكل مطبوعات محلي را غامض تر نموده است.
وضع انتشار نشریات در کشور
در بررسی ابعاد سرشماری، که در سال 1385 در مرکز مطالعات و برنامهریزی رسانههای معاونت امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با عنوان "طرح سرشماری واحدها و شاغلان عرصه مطبوعات و خبرگزاریها" انجام شد، شمار نشریات قابل دسترسی در کشور به تفکیک وضع انتشار، جمعاً 1913 مورد است که از این میان 1860 نشریه (2/97 درصد) در حال انتشار، 26 نشریه متوقف شده (3/1 درصد)، 15 نشریه انتشار نیافته (7/0 درصد) و 12 نشریه (6/0 درصد) با شرایط متفاوت در بخش سایر قرار دارند. شایان ذکر است، بعد از استان تهران، که بیشترین تعداد نشریات در حال انتشار را به خود اختصاص داده است، به ترتیب استانهای خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، قم و اصفهان قرار دارند. از 1913 نشریه در این سرشماری 94 مورد بهصورت روزانه (9/4 درصد) 19 مورد به صورت سه شماره در هفته (9/0 درصد)، 23 مورد به صورت دو شماره در هفته (2/1 درصد)، 392 مورد به صورت هفتهنامه (4/20 درصد)، 6 مورد به صورت 10 روز یکبار (3/0 درصد)، 144 مورد به صورت 15 روز یکبار (5/7 درصد)، 521 مورد به صورت ماهنامه (3/27 درصد)، 102 مورد به صورت دوماهنامه (3/5 درصد)، 528 مورد به صورت فصلی (6/27 درصد)، 84 مورد به صورت دو فصلی و بیشتر (3/4 درصد) اختصاص دارد. براساس آمار به دست آمده از این سرشماری تعداد فصلنامهها با 528 مورد (6/27 درصد) بیشترین آمار را به خود اختصاص دادهاند.
با توجه به موقعیت جغرافیایی و گستره انتشار، کلیه نشریات به پنج دسته: محلی، استانی، منطقهای، سراسری و بینالمللی تقسیم شدهاند. این تقسیمبندی از آن حیث اهمیت دارد که نشان میدهد چه مقدار از نشریات، صرفاً به منطقه خود اختصاص دارند و دستاندرکاران نشریات تا چه اندازه براساس درک وظایف و رسالت فرهنگی _ مطبوعاتی خود و نیز با شناخت شرایط و موقعیت حوزۀ انتشار نشریه، در انعکاس ویژگیها و تحولات و پویشهای منطقه و نشان دادن امکانات، استعدادها و چشماندازهای آن کوشا بودهاند. تعداد نشریات بررسی شده را به تفکیک گسترۀ توزیع در کشور به ترتیب نشان میدهد: نشریات سراسری با تعداد 1072 مورد (30/56 درصد) بیشترین آمار را به خود اختصاص دادهاند و پس از آن، نشریات استانی با تعداد 375 مورد (6/19 درصد)، نشریات بینالمللی با تعداد 225 مورد (7/11 درصد)، نشریات منطقهای با تعداد 141 مورد (3/7 درصد) و نشریات محلی با تعداد 100 مورد (2/5 درصد) قرار دارند. تعداد نشریات مورد بررسی برحسب استقلال حقوقی به 7733 مورد میرسد که 6526 مورد (3/84 درصد) مستقل و 1207 مورد (6/15 درصد) وابسته بودهاند.
ساختار نشریات غیرتخصصی به تفکیک زمینه آن به هشت دسته تقسیم شدهاند: فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، مسائل اجتماعی، طنز و سرگرمی، ورزشی، معلومات عمومی و هنری.
عمدهترین نشریات فرهنگی 403 مورد (4/36 درصد) است که بیشترین تعداد آن بعد از استان تهران، به استانهای خراسانرضوی، کرمان، قم، اصفهان، فارس و گیلان اختصاص دارد. پس از آن زمینههای اجتماعی با 352 مورد (8/31 درصد)، زمینههای سیاسی با 144 مورد (13 درصد)، اقتصادی با 91 مورد (2/8 درصد)، ورزشی با 44 مورد (9/3 درصد)، معلومات عمومی با 25 مورد (2/2 درصد)، طنز و سرگرمی با 24 مورد(1/2 درصد) و هنری با 22 مورد (9/1 درصد) قرار دارند. علوم پایه با تعداد 47 (6/20 درصد)، علوم انسانی با تعداد 47 (6/20 درصد)، پزشکی و پیراپزشکی با تعداد 22 (6/9 درصد)، فنی و مهندسی با تعداد 36 (7/15 درصد)، کشاورزی با تعداد 20 (7/8 درصد)، هنر با تعداد 28 (2/12 درصد) و کلیات علوم با تعداد 28 (2/12 درصد)، که در این میان زمینههای علوم پایه و علوم انسانی، بیشترین تعداد را داشتهاند.
برخی از نشریات در کشور به زبانهای دیگر منتشر میشوند. فراوانی نشریات به تفکیک زبان نشریه عبارتاند از: فارسی با تعداد 1854 (4/76 درصد)، انگلیسی با تعداد 447 (4/18 درصد)، عربی با تعداد 55 (2/2 درصد)، کردی با تعداد 12 (4/0 درصد) و ترکی با تعداد 58 (3/2 درصد). در مجموع کل کشور، نشریاتی که فقط به یکی از زبانهای فارسی، انگلیسی، عربی، ترکی، کردی و سایر زبانها منتشر میشوند به 1435 نشریه میرسد که 1376 نشریه (8/95 درصد) صرفاً به زبان فارسی، 39 نشریه (7/2 درصد) صرفاً به زبان انگلیسی، 11 نشریه (7/0 درصد) صرفاً به زبان عربی، 1 نشریه (6/0 درصد) صرفاً به زبان کردی، 1نشریه (6/0 درصد) به زبان ترکی و 7 نشریه (4/0 درصد) به سایر زبانها منتشر شدهاند. همچنین، در نمودار زیر، تعداد نشریاتی که به صورت دو زبانه، سه زبانه، چهار زبانه و پنج زبانه انتشار یافتهاند، آمده است و در مجموع این آمارگیری به 478 نشریه میرسند که در این میان، 370 نشریه (4/77 درصد) به زبانهای فارسی و انگلیسی، 7 نشریه (4/1 درصد) به زبانهای فارسی و عربی، 9 نشریه (8/1 درصد) به زبانهای فارسی و کردی، 54 نشریه (2/11 درصد) به زبانهای فارسی و ترکی، 1 نشریه (2/0 درصد) به زبانهای فارسی و انگلیسی و ترکی، 34 نشریه (1/7 درصد) به زبانهای فارسی و انگلیسی و عربی، 1 نشریه (2/0 درصد) به زبانهای فارسی و انگلیسی و عربی و کردی، 1 نشریه (2/0 درصد) به زبانهای فارسی و انگلیسی و عربی و ترکی و 1 نشریه (2/0 درصد) به تمام زبانها منتشر میشوند.
نتیجه گیری
رسانه به عنوان واسطه بين مردم و واقعيتها و رويدادها بايستي آينه وفادار رخدادهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... باشد. خبرنگار و رسانه در حقيقت امانتدار مردم در دستيابي به اطلاعات هستند و بايد اين امانت را به خوبي ادا كنند. ارزش مطبوعات براي جهان كنوني غير قابل انكار است. برآورده كردن نيازهاي كنوني اجتماع، چه از نظر كالاها و اجناس و چه از نظر خدمات و اطلاعات اهميت فراواني دارد و سيستم كنوني از عهده اين وظايف برمي آيد. اگر يك سيستم ارزشي براي مطبوعات در نظر گرفته شود ممكن است اين مزايا به معايب و مضرات تبديل شوند.
موضوع مهم اين است كه در دنياي كنوني، روزنامه نگاري ومطبوعات آزاد در زمره مهم ترين نيازهاي بشر قرار دارند. وجود دموكراسي، جامعه مدني و بازارهاي آزاد بدون آن ها امكان پذير نيست. كيفيت و ماهيت دموكراسي و جوامع مدني و آزاد با تفكرات و نوع مطبوعات و روزنامه نگاري موجود در آن جوامع ارتباط تنگاتنگ دارند. اهميت اين موضوع درحال حاضر بيش از گذشته است و به طور حتم در آينده بر اهميت و نقش آن افزوده خواهد شد. فرايند جهاني سازي غيرقابل توقف است و براي رسيدن به اين هدف، بايد مطبوعات در تمام شهرها و روستاها در دسترس باشند. اهميت مطبوعات و روزنامه نگاري در دنياي مدرن امروز غيرقابل انكار و درحال افزايش است و تاثير آن ها در شكل دهي و ايجاد جوامع جهاني بيش از هر زمان ديگري افزايش يافته است. در عين حال، مطبوعات محلی نيز با مشكلات فـــراواني رو به رو هستند كه مي توان عوامل محدود كننده اي چون نفوذپذيري، تاثيرپذيري از فناوري هاي موجود و مالكيت خصوصي را نام برد. از طرفي فشارهاي مالي نيز عاملي تهديدكننده براي كاهش كيفيت و استانداردهاي مطبوعات و روزنامه نگاري است. يكي از بهترين روش هاي مقابله با اين واقعيات يعني اهميت روزافزون مطبوعات و توجه به تاثيرات مادي بر روند كاري آن ها اين است كه مطبوعات و روزنامه نگاري به عنوان يك حرفه در نظر گرفته شود و با استفاده از استانداردهاي موجود از تاثير پذيري عوامل گفته شده در بالا بر كيفيت آن ها كاست.
انتشار نشريات محله در ظاهر كار آساني جلوه ميكند، اما به واقع كار دشوار و درعين حال اگر به صورت حرفهاي و تخصصي با مشخصههاي ذكر شده، انتشار يابد در آموزش شهروندان، بالابردن فرهنگ زيستي و بهسازي مناسبات اجتماعي تأثير شگرفي خواهد داشت. جامعهشناسان، خانواده را منشأ اصلي آموزش، تربيت و شخصيتسازي افراد جامعه ميدانند، نشريات محله اگر بتوانند به درون خانوادهها راه يابند، مكمل چنين نقشي خواهند داشت. بررسی روند توسعه، مشکلات و موانع فراروی نشریات محلی از این حیث دارای اهمیت فوق العاده ای می باشد. نمی توان بین فرآیند عمومی توسعه مناطق با توسعه رسانه های آن ارتباطی قائل نبود. اگر انسان را به عنوان محور توسعه بدانیم و رفتارهای انسانی را عامل اصلی کامیابی و ناکامی ها، آنگاه رسانه ها از جمله نشریات محلی دارای اهمیت می شوند چرا که از سرچشمه های مهم شکل گیری رفتارهای انسانی هستند. در عین حال دیده بانی رفتارهای مسوولان به عنوان یکی از وظایف مهم مطبوعات در هدایت فرآیند توسعه دارای اهمیت است.
يكي از مهـــم ترين نيازهاي روزنامه نگاران مطبوعات محلی، داشتن دانش كافي درباره گزارشاتي است كه ارائه مي كنند. يكي از جــدي ترين و خوشبختانه سازنده ترين انتقادات موجود درباره مطبوعات محلی، فقدان مطالب آموزنده تنوع خبر وگزارش وتولیدات خبری وگزارش مهم اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی بومی است. روزنامه نگاران فقط به حوادث جاري مراجعه و آنها را شرح مي دهند. مطبوعات محلی بايد بتوانند علوم تخصصي را به شكل اطلاعات عمومي و قابل درك براي مردم بيان كنند. انجام اين كار به شكل خوب بسيار مشكل است و نياز به دانش فراوان و ذاتــي دارد و نمي توان آن را فقط در كلاس هاي درس به دست آورد. دارا بودن اطلاعات عمومي، توانايي شخصي را در برخورد با مسائل نوين افزايش مي دهد. در حرفه روزنامه نگاري نيز همانند بخش هاي ديگر زندگي، حس رضايت عميق شخصي با كاوش و جست و جوي فراوان در ماهيت اصلي موضوعات مختلف به دست مي آيد. به عبارت ديگر، گذر سطحي از مطالب و حوادث، مطبوعات را از هدف خود دور خواهد كرد. براي يافتن راهحلهاي مناسب دربارة خواستهاي مورد نظر روزنامهنگاران در زمينههاي مالكيت و مديريت مطبوعات، توجه به سه امر مهم، شامل اصلاح مقررات حقوقي حاكم بر طرز تأسيس و ادارة مؤسات مطبوعاتي، با در نظر گرفتن ماهيت پيشنهادهاي مشاركتجويان از يك سو و خصوصيت الزامهاي اقتصادي و تجارتي اين مؤسسات از سوي ديگر، تعريف يك سياست هماهنگ براي گسترش آموزش تخصصي روزنامهنگاران و افزايش تعداد اعضاي تحصيلكردة هيئتهاي تحريريه و بالا بردن كيفيت فعاليتهاي حرفهاي آنان و ايجاد يك «شوراي مطبوعات»، براي نظارت بر اجراي اصول اخلاقي حرفة روزنامهنگاري امكانپذيرند و بايد به عنوان يك نقطة حركت تلقي شوند.
دراین میان مشکل اصلی نشریات محلی مسئله اقتصادی، کمبود نیروی انسانی ماهر، نبود نظام تشکیلاتی منظم وهدفمند ووجود بعضی ازچالش های موجود در تاریخ وفرهنگ واقلیم منطقه است که در صورت رفع آن میتوان به مطبوعات محلی پرمحتوا وسودمند آن مناطق دست یافت.
منابع:
1- بيات، كاوه و مسعود كوهستانى نژاد، اسناد مطبوعات
2- خليفانى، محرم، «نخستين مجلس، نخستين قانون، نخستين پايدارى
3- كازنو، ژان، جامعه شناسى وسايل ارتباط جمعى، ترجمه باقر ساروخانى و منوچهر محسنى
4- قاسمى، سيدفريد، مطبوعات ايران در قرن بيستم
5-. محسنيان راد، مهدى، ارتباط جمعى و توسعه روستايى
6- حميد مولانا، سير ارتباطات اجتماعى در ايران
7- مهدى محسنيان راد، انتقاد در مطبوعات و وضعيت آن در ايران
8- محسن اسماعيلى، قانون مطبوعات و سير تحول آن در حقوق ايران
9- معتمدنژاد، كاظم، ارتباطات توسعه و توسعه ارتباطات در ايران (نقش ارتباطات در پيش برد برنامه هاى توسعه ملى و اهميت برنامه ريزى براى توسعه ارتباطى)، تهران، دانشگاه علامه طباطبائى
10- گذر از نوگرايى، ترجمه يونس شكرخواه، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها
11- نجفى، موسى، مطبوعات سياسى ايران پس از انقلاب مشروطه
12- مهدى محسنيان راد، انقلاب، مطبوعات و ارزش ها
13- بررسی ابعاد سرشماری، که در سال 1385 در مرکز مطالعات و برنامهریزی رسانههای معاونت امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با عنوان "طرح سرشماری واحدها و شاغلان عرصه مطبوعات و خبرگزاریها" انجام شد.