باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 21 دي 1387 كاربران برخط 30 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
طب سنتي ايران
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

ارسال كننده: مجتبي صادقي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از http://www.shafagar.com

 
 
مقدمه
در دنیای کنونی ودر فرهنگها وملل مختلف مکاتب طبی گوناگونی را می توان یافت. از این جمله، پزشکی نوین یا طب تجربی که نام دیگرش آلئوپاتی است می باشد که از همه فراگیرترشده بطوریکه اکثر دانشگاههای پزشکی جهان این روش طبی را به دانشجویان می آموزند. خاستگاه این طب از قاره اروپا بود. در این سوی دنیا در چین طب سوزنی، در هند طب آیوروودا (شفای کوانتومی) و در ایران طب سنتی ایرانی و یا بقول برخی طب یونانی را می توان یافت. آنچه که ما راجع به آن می خواهیم صحبت کنیم همین مورد آخر یعنی طب سنتی ایرانی و یا همان طب مزاجی است که پزشکی نوین نیز چنانچه در ادامه بیان خواهد شد در بسیاری از موارد از این طب الهام گرفت وروبه پیشرفت نهاد.
 
طب و درمان در تمدن بشری
درباره این که اساساً علم طب چگونه آغاز شد اقوال گوناگونی بیان شده است. بعضی گویند در اعصار اولیه هرفردی که بیمار می شده اورا در کنار مسیر رفت وآمد مردم قرار می داده اند. آنگاه هر کسی که درمانی برای آن شخص یافته بوده ارائه می داده است. از میان این درمانها آن موردی که به معالجه بیمار ختم می شده را انتخاب می کرده اند وبر روی سنگ حک کرده ودر هیاکل خویش می آویختند.
نظریه دیگر این است که اساساً رحمت خدا چنین اقتضا می کند که اگر دردی می فرستد درمان را نیز بفرستد لذا می گویند سرآغاز طب را خداوند به انبیاء آموخت واز طریق انبیاء مسیر تکاملی طب به راه افتاد. آغاز تارخچه پزشکی در ایران از دوره ای است که آریاییها در زادگاه اولیه خود به نام آریاویژ در حوالی خوارزم و پامیر جایی که ده ماه از سال سرد و تنها دوماه گرم بوده است زندگی می کردند واین شاید هفت هزار سال قبل از میلاد مسیح باشد.
نخستین پزشک آریایی به نام تریتا (اترت) نامیده شده که به منزله اسکلپیوس یونانیان وآسکولاپیوس رومیان است. چنانکه در وند یدادپرگرد 20بند 1-2 آمده است: زرتشت از اهورا مزدا پرسید: کیست در میان پرهیزگاران، دانایان، کامکاران، توانگران، رایومندان، تهمتنان، پیشدادیان، نخستین کسی که ناخوشی را بازداشت، مرگ را بازداشت، زخم نیزه پران را بازداشت، گرمای تب را از تن مردم بازداشت؟ اهورامزدا در پاسخ فرمود: ای اسپیتمان زرتشت، تریتا در میان پرهیزگاران... پیشدادیان نخستین کسی است که ناخوشی را بازداشت، مرگ را بازداشت، زخم نیزه را بازداشت، گرمای تب را ازتن مردم بازداشت.
همچنین از مندرجات کتابهای مختلف زبان پهلوی چنین برمی آید که نخستین پزشک آریایی در جراحی نیز دست داشته است به قول بندهش: "اهورا مزدا کاردی مرصع به تریتا بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد". تریتا از خواص دارویی گیاهان مختلف نیز آگاهی کامل داشته وبه ویژه خود عصاره ی آنها را مهیا می ساخت. چنانکه در یسنای 9 بند 10آمده است:"سومین ناموری که گیاه هئوما را فشرد وعصاره آن را مهیا ساخت تریتا از خاندان سام بود، آنکه صاحب دو پور دلیر یکی ارواخشیه ودیگری گرشاسب گردید". نام تریتا نه تنها در پزشکی ایران به جامانده است بلکه در هندوستان نیز نخستین پزشک آریایی شناخته شده واز این معلوم می شود تریتا هنگامی زیسته است که آریاییان هند وایران از هم جدانبوده اند وپزشکی دوقوم همجوار با یکدیگر وابسته بوده است.
پس از تریتا در سرزمین آریاویژ – زادگاه اولیه ی آریاییها – در حوالی خوارزم وپامیر درمکانی به نام ورایماکرت یک آریایی به نام یما (جمشید) موفق شد گروه مبتلایان به بیماریهای پوستی واستخوانی ودندانی وبسیاری از بیماران دیگر را از افراد سالم متمایز سازد ؛ چنانچه در وند یداد پرگرد 2بند 37 آمده است:" پس به آنجا (ورایماکرت) نبرد نه یک کوژسینه، نه یک کوژپشت، نه یک سست اندام نه یک هاله ونه یک فریفتار، نه کسی که دندانهایش بدترکیب ودرهم روییده (ویمیتودنتانو)، نه زن بدکار، نه پیسی، نه آنکه باید از دیگران جداباشد، نه با هیچیک از نشانهای دیگر، که نشانه هایی هستند که انگره مینو به مردم داده است. ساکنین ورایماکرت جهت سلامتی خود از پرتوهای آفتاب به وسیله در وپنجه های بزرگ بهره می گرفتند. خوراک ومایحتاج خود را چنان نگهداری می نمودند که هرگز فاسد نمی شد، آخشیگها (در ذیل شرح آخشیگ آمده است)به ویژه آب و آتش در آن جا مقدس و عزیز بود.
در مینوخد پرسش 60 بند 2 اشاره می نماید: "ورایماکرت در ایران ویژ، ساخته یما است و هر آیین مردمان و ستوران و پرندگان در آنجا به خوبی زیسته ودر آنجا از مردان وزنان هر چهل سال نسلی جدید وخانواده ای پدید آید وزندگانی آنها بسیار وایشان را درد ورنج وبیماری کمتر است". ناگفته نماند نام یما نیز مانند تریتا در کتب هنود یادشده است. از آریایی دیگری بنام ترای تئونا (فریدون) در کتب ایران وهند یاد شده که در ستاره شناسی وساختن تریاق ماهر بوده است. بهرحال در تاریخ ظاهرا اولین کسی که طب را بصورت منظم ومدون ارائه کرد وآنرا از سحر و جادو جدا ساخت بقراط بود که اورا پدر علم طب نامیده اند (460-355 قبل از میلاد مسیح).
پس از بقراط، جالینوس (سال 199- 129 میلادی) مدرسه جدیدی برای تشریح بنا کرد وآثارش مدت هزار سال مبنای عقاید طبیعی دانان قرار گرفت.
اساس روش درمانی بقراط و جالینوس بر اساس طب مزاجی بود لذا بعضی اساس طب مزاجی را از یونان می دانند وبه آن طب یونانی لقب داده اند. اما جالب است که در این زمینه گفتار آقای سیریل الگود نویسنده کتاب تاریخ پزشکی ایران را بشنویم که در صفحه 36 این کتاب می گوید:" تا آنجا که از اطلاعات بدست آمده معلوم می شود، در ایران قدیم وضعیت طب پیشرفته تر از آشور بود. حتی به جرات می توان پارا فراتر نهاده گفت که ایرانیان اصول آن چیزی را که طب یونانی نامیده شده به یونانیان تعلیم داده اند. حتی خود یونانی ها هم فرضیه طبایع چهارگانه خود را یک فرضیه بیگانه می شناختند وبه رسم آن زمان آن را ایرانی می نامیدند. دکتر نجم آبادی نیز در کتاب تاریخ طب در ایران ضمن اشاره به این مطلب اذعان می کند که" مکتب طبی زرتشت خیلی پیش تر از مکاتب طبی یونان، در عالم وجود داشته است".
اما بهرحال در میان مورخین در مورد مبدا طب مزاجی اتفاق نظر وجود ندارد. حال از این مطالب بگذریم وبازگردیم به یونان باستان، در قرن چهارم میلادی مردم واطباء کم کم روش منطقی بنا نهاده شده توسط بقراط وجالینوس را رها کردند وبرای درمان بیماریهابه معالجه با جادو، دفع اجنه وطلسم متوسل شدند. بطوریکه تاسالهای متمادی روش بقراط وجالینوس به فراموشی نهاده شده بود. تا این که در جنگ های ایران ویونان آثار طبی بقراط ودیگر اطبای یونانی بدست ایرانیان افتاد. با تأسیس مدرسه جندی شابور وترجمه آثار مهم نویسندگان یونانی، بکمک دانشمندان ایرانی طب به فراموشی نهاده شده یونان دوباره مسیر کمال خود را بازیافت.
پس از تصرف جندی شاپور توسط مسلمانان این شهر کماکان از گزند وآسیب در امان ماند وهمچنان در سراسر ممالک اسلام بعنوان بزرگترین مرکز تعلیم پزشکی باقی بود. پس از اسلام نیز با ترجمه بیش از پیش کتب طبی یونان، دانشمندان مسلمان بزرگی از جمله محمدبن زکریای رازی وابن سینا پای به عرصه ظهور نهادند. پیشرفت علمی مسلمانان در مدت کوتاهی موجب شگفتی جهانیان گردید. بطوریکه در آن زمان هرجوینده علمی گمشده خود را در بلاد مسلمین جستجو میکرد. در حالیکه در اروپا در اغلب نقاط بیمارستانی وجود نداشت و شیوه درمانی اطباء به جادو و طلسم و... ختم می شد، در قلمرو حکومت اسلام بیمارستانهایی وجود داشت که دارای بخشهای مختلف با تخصصهای مختلف بود. گفته می شود بعضی از این بیمارستانها دارای لوله کشی های آب گرم نظیر سیستم شوفاژ برای گرم نگهداشتن اتاق بیماران بود. همچنین گفته شده که بیمارستانها دارا ی کتابخانه، سالن تدریس وداروخانه بطور مجزا بوده است. علاوه بر این، سیستم تأسیس بیمارستانها بسیار پیشرفته بوده است بگونه ای که می توان آنرا از سیستم کنونی تأسیس بیمارستان برتر دانست. چرا که اولاً بیمارستانی تأسیس نمی شده مگر آنکه مخارج بیماران وبیمارستان ودستمزد اطباء احتمالاً از محل وقف های مردم وامور خیریه تأمین می شده است نه از جیب بیماران. ثانیاً برای ساخت ساختمان بیمارستان هم اصولی داشته اند. بطور مثال وقتی زکریای رازی می خواسته بیمارستانی تأسیس کند به شاگردانش دستور می داده در چندین نقطه شهر یک تکه گوشت آویزان کنند. بعد در آن نقطه ای که گوشت دیرتر از همه می گندیده (معلوم می شده که از لحاظ آب وهوا ومکان مناسبترین محل است) بیمارستان را تأسیس می کرده است. بهرحال کتابهای فراوانی درباره عصر طلائی علوم وفنون مسلمانان وجود دارد ولی مهم این است که ما بدانیم که چه شد در ظرف چند سال وضع برعکس شد. در یک جمله از زمانیکه مسلمانان عمل به دین کامل خود را کنار گذاشتند و اروپائیان عمل به دین تحریف شده و ناقص خود را کنار گذاشتند، مسلمانان از نظر علمی روبه افول و نزول نهادند و اروپائیان روبه پیشرفت.
 
اما ببینیم داستان چه بود
در دوران قبل از رنسانس که اروپا تحت تسلط کلیسا در اغلب نقاط اداره می شد، اروپائیان دست به هیچ کار مهمی نمی زدند مگر با انگیزه های متعصبانه دینی وخرافات وارد شده از دین مسیحیت. بعنوان مثال در درمان بیماریها نیز حتی فقط به دعا درمانی یا درمان با سحر و خرافات می پرداختند.
بیت المقدس یکی از شهرهایی است که از زمانهای دور مورد توجه ادیان مختلف بوده. در آن دوران بیت المقدس تحت تسلط مسلمانان بود کلیسا بر اساس همین انگیزه های دینی متوجه بیت المقدس شد ودر جنگ هایی که روی داد بالاخره مسیحیت توانست بیت المقدس را از دست مسلمین خارج کند. وقتی مسیحیان بعضی شهرهای مسلمانان را فتح کردند آثار علم وفن آوری وتمدن مسلمین در این شهرها موجب حیرت اروپائیان گشت. همین مسائل به تدریج موجب زمینه سازی انقلابی تحت نام رنسانس در اروپا شد.
در طی رنسانس کتابهای دانشمندان مسلمان به سرعت به زبانهای اروپائی ترجمه شد واروپائیان به سرعت در علوم وفنون پیشرفت کردند بطوریکه مثلاً در زمینه طب، پس از انجیل کتاب قانون ابن سینا پرتیراژترین کتاب در اروپا گردید وطب ابوعلی سینا تا قرنها دراروپا تدریس می شد. اما در همین زمان مسلمانان دچار جنگهای داخلی وحکمفرمائی حکام نالایق وسیاستهای استعماری دولتهای اروپائی شدند.
کم کم به جای آنکه فرزندان خود را مانند ابوعلی سینا (که او در ده سالگی قرآن ودر شانزده سالگی، طب وفقه وسایر علوم متداول را آموخته بود) تربیت کنند به الگو برداری از نقاط منفی تمدن غرب پرداختند، وسرنوشت ما این شد که شد اما گفتیم که کتابهای مسلمانان تا سالها دراروپا در دانشگاههای معتبر تدریس می شد.
اما ببینیم چگونه شد که طب مزاجی جای خود را به طب شیمیایی داد. ببینیم آیا این امر بطور طبیعی و بر اثر پیشرفت علم صورت گرفت یا داستان دیگری رخ داد. اساس قضیه بازهم به تعصبات اروپائیان نسبت به مسلمانان برمی گشت. پس از رنسانس اروپائی ها می خواستند از این حالت خجالت وشرمندگی ایی که اغلب علوم خود را از مسلمانان آموخته بودند به نحوی خارج شود. تلاشهای بسیاری صورت گرفت. عده ای درصدد براندازی سنتهای عربی برآمدند سیاست بازی هایی کردند که هر که آثار عربی را می خواند اورا شارلاتان و حقه باز می نامیدند و...
ولی یک داستانی که در مورد طب رخ داد این بود که شخصی بنام پاراسلس (1541-1493 میلادی) که کیمیاگری سوئیس بود و به پزشک شدن علاقه داشت شروع به تدرس طب در دانشگاه بال سوئیس کرد و پس از مدتی در روز افتتاح کرسی استادی خود کتاب قانون ابن سینا را در آتش افکند و سوزاند و با غرور جنون آمیز فریاد کشید: با کمال بی باکی به شما می گویم که موهای پشت گردن من بیش از کلیه دانشمندان شما معلومات دارد. تکمه ای در کفش من از ابن سینا خردمندتر است و ریش من از آکادمی شما تجربه بیشتری دارد و... و سپس روبه پزشکان حاضر در جلسه کرد و گفت: کلید اصلی پزشکی و به ویژه درمان شناسی قبل از هر چیز در کمیاگری است... این حالت خودباوری او توسط اطباء اروپایی مورد تأیید قرا رفت و به این ترتیب مسیر طب تغییر یافت و از داروهای طبیعی به سمت داروهای شیمیایی انتقال یافت. البته این نکته مهم است که بدانیم داروهای شیمیایی جایگاه خاص خود را در طب سنتی دارند و از آنها تحت عناوینی مثل داروها ذوالخاصیت (یعنی داروهایی که در هر مزاجی وبا هر طبعی یک کار مشخص ومعین را انجام می دهند) یادشده است و اطبا و حکیم های طب سنتی به موقع از این داروها نیز استفاده می کرده اند ولی آنچه مورد تأسف است این است که آن تدابیر درمانی براساس مزاج ها و آن شیوه های پیشرفته تغذیه و درمان با مواد طبیعی و همچنین رسومات سودمند سلامتی بخش مثل حجامت به فراموشی نهاده شد و فقط به داروهای شیمیایی، روشهای جراحی وتغذیه بر اساس کمبودهای آزمایشگاهی بسنده شد. قطعاً اگر پیشرفت های تکنولوژی و پزشکی امروز در کنار تجربیات گذشتگان قرار بگیرد بشر به سطوح بسیار بالاترسلامتی خواهد رسید.
Traditional Iranian Medicine
 

    225 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سلامت (60)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:23/05/1387

تاريخ شمسی نشر:23/05/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب