آیا دوران آمریکا در خاور میانه پایان یافته؟ البته که نه. و هیچ کس، تا آنجایی که من می دانم چنین نظری ندارد. من نیز چنین اعتقادی ندارم. همان طور که در مجله ی روابط خارجی شماره نوامبر/دسامبر 2006 نوشتم "ایالات متحده از هر قدرت خارجی دیگری، نفوذ بیشتری در خاورمیانه خواهد داشت..."
اما این پایان موضوع نیست. نفوذ آمریکا در منطقه ی خاور میانه نسبت به گذشته کاهش خواهد یافت. ما هم اکنون در پایان یک دوره ی تاریخی (تک قطبی) و آغاز دوره ی دیگری (بی قطبی) هستیم. این موضوع به طور کلی درباره ی خاور میانه صحت دارد.
بنابراین مشکل چیست؟ افراد کمی که در این موضوع نظر می دهند، متوجه تفاوت میان پایان یک دوره و پایان نفوذ هستند.
در گذشته، خاورمیانه تحت تسلط گسترده ی ایالات متحده بوده است. این امر نتیجه ی پایان جنگ سرد و اضمحلال شوروی بود. اما عوامل دیگری نیز در این موضوع دخیل بود. این عوامل نتیجه ی تلاش آمریکا نظیر بیرون راندن صدام حسین از کویت و اقداماتی در جهت ایجاد صلح بین اسراییل و همسایگانش بود.
این دوره به دلایل ساختاری نظیر جهانی شدن، تغییر تعادل بین عرضه و تقاضای انرژی، تضعیف برخی از موجودیت های ملی و تقویت مولفه های ملی و غیر دولتی دیگر و همچنین سیاست آمریکا، به ویژه جنگ عراق و فقدان اولویت فرایند صلح، دچار دگرگونی شد.
دوره ی جدید دوره ای خواهد بود که در آن ایالات متحده قدرت و نفوذ زیادی خواهد داشت اما به هیچ وجه این قدرت و نفوذ، عامل مسلط نخواهد بود. بازیگران دیگر مانند ایران، عراق متشتت ولی جسور، حزب الله، حماس، شرکت های نفتی ملی و دولت های پشت آنها، صندوق های پولی مستقل، سازمان های تروریستی، چین، روسیه، اتحادیه اروپا، اختلافات سیاسی داخل اسراییل، قدرت های مذهبی و گروه اخوان المسلمین همگی نقش بیشتری خواهند داشت.
معنی آن چیست؟ این بدان معناست که ایالات متحده قادر نخواهد بود که بر آن چه که می خواهد اصرار ورزد و یا آن گونه که می خواهد وقایع را در خاور میانه شکل دهد. معلوم نیست که آیا ایالات متحده بتواند برنامه ی هسته ای ایران را متوقف کند، عراقی مستقل و کار آمد ایجاد کند، بین اسراییل و فلسطین صلح ایجاد کند و یا اصلاحاتی در مصر و عربستان سعودی، با حفظ ثبات آن ها، به وجود آورد. قدرت آمریکا برای انجام این امور در گذشته هیچگاه کامل نبوده اما اکنون قدرت ایالات متحده نسبت به گذشته کمتر شده است. این بدان معنا نیست که ایالات متحده باید بی تفاوت باشد بلکه بر عکس بی تفاوتی غیر سازنده است. در نتیجه چگونگی طراحی سیاست ها و اجرای آنها تفاوت خواهد کرد. اما به اعتقاد من سیاست خارجی آمریکا و طراحان آن با محیطی پر تنش تر مواجه خواهند بود، محیطی که در آن فاکتور های متضاد بیشتری وجود خواهند داشت. در چنین شرایطی هزینه ی ایالات متحده بیشتر و نتایج آن کمتر خواهد بود.