باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 128 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آیا دوران آمریکا تمام شده است؟
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


در جریان مراسم 4 جولای موسسه "مش" (موسسه استراتژی خاورمیانه دانشگاه هاروارد) گفتگویی را با "ریچارد هاس" درباره اینکه آیا دوران آمریکا در خاور میانه پایان یافته یا نه برگزار نمود.
این موسسه این موضوع را با توجه به نقل قولی از ریچارد هاس انتخاب کرد:
"دوران آمریکا در خاور میانه پایان یافته است. یکی از تناقض های تاریخ این است که جنگ اول عراق که جنگی از روی اجبار بود آغاز دوران آمریکا در خاور میانه به حساب می آید و جنگ دوم عراق که جنگی از روی انتخاب بود پایان این دوره را سرعت بخشیده است.ایالات متحده همچنان نفوذی بیشتری از سایر قدرت های جهان در خاور میانه خواهد داشت، اما این نفوذ به مراتب نسبت به گذشته کاهش خواهد یافت."
تقریبا توجه تمام شرکت کنندگان به این اظهارات جلب شد. درنتیجه به در خواست این موسسه ریچارد هاس توضیحی در این باره ارائه کرد.
 

ارسال كننده: مطالعات منطقه ای آمریکا 

   ● نويسنده: ريچارد - هاس

مترجم: امیر - صفری

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از http://usnews.ir

 
 
 
آیا دوران آمریکا در خاور میانه پایان یافته؟ البته که نه. و هیچ کس، تا آنجایی که من می دانم چنین نظری ندارد. من نیز چنین اعتقادی ندارم. همان طور که در مجله ی روابط خارجی شماره نوامبر/دسامبر 2006 نوشتم "ایالات متحده از هر قدرت خارجی دیگری، نفوذ بیشتری در خاورمیانه خواهد داشت..."
اما این پایان موضوع نیست. نفوذ آمریکا در منطقه ی خاور میانه نسبت به گذشته کاهش خواهد یافت. ما هم اکنون در پایان یک دوره ی تاریخی (تک قطبی) و آغاز دوره ی دیگری (بی قطبی) هستیم. این موضوع به طور کلی درباره ی خاور میانه صحت دارد.
بنابراین مشکل چیست؟ افراد کمی که در این موضوع نظر می دهند، متوجه تفاوت میان پایان یک دوره و پایان نفوذ هستند.
در گذشته، خاورمیانه تحت تسلط گسترده ی ایالات متحده بوده است. این امر نتیجه ی پایان جنگ سرد و اضمحلال شوروی بود. اما عوامل دیگری نیز در این موضوع دخیل بود. این عوامل نتیجه ی تلاش آمریکا نظیر بیرون راندن صدام حسین از کویت و اقداماتی در جهت ایجاد صلح بین اسراییل و همسایگانش بود.
این دوره به دلایل ساختاری نظیر جهانی شدن، تغییر تعادل بین عرضه و تقاضای انرژی، تضعیف برخی از موجودیت های ملی و تقویت مولفه های ملی و غیر دولتی دیگر و همچنین سیاست آمریکا، به ویژه جنگ عراق و فقدان اولویت فرایند صلح، دچار دگرگونی شد.
دوره ی جدید دوره ای خواهد بود که در آن ایالات متحده قدرت و نفوذ زیادی خواهد داشت اما به هیچ وجه این قدرت و نفوذ، عامل مسلط نخواهد بود. بازیگران دیگر مانند ایران، عراق متشتت ولی جسور، حزب الله، حماس، شرکت های نفتی ملی و دولت های پشت آنها، صندوق های پولی مستقل، سازمان های تروریستی، چین، روسیه، اتحادیه اروپا، اختلافات سیاسی داخل اسراییل، قدرت های مذهبی و گروه اخوان المسلمین همگی نقش بیشتری خواهند داشت.
معنی آن چیست؟ این بدان معناست که ایالات متحده قادر نخواهد بود که بر آن چه که می خواهد اصرار ورزد و یا آن گونه که می خواهد وقایع را در خاور میانه شکل دهد. معلوم نیست که آیا ایالات متحده بتواند برنامه ی هسته ای ایران را متوقف کند، عراقی مستقل و کار آمد ایجاد کند، بین اسراییل و فلسطین صلح ایجاد کند و یا اصلاحاتی در مصر و عربستان سعودی، با حفظ ثبات آن ها، به وجود آورد. قدرت آمریکا برای انجام این امور در گذشته هیچگاه کامل نبوده اما اکنون قدرت ایالات متحده نسبت به گذشته کمتر شده است. این بدان معنا نیست که ایالات متحده باید بی تفاوت باشد بلکه بر عکس بی تفاوتی غیر سازنده است. در نتیجه چگونگی طراحی سیاست ها و اجرای آنها تفاوت خواهد کرد. اما به اعتقاد من سیاست خارجی آمریکا و طراحان آن با محیطی پر تنش تر مواجه خواهند بود، محیطی که در آن فاکتور های متضاد بیشتری وجود خواهند داشت. در چنین شرایطی هزینه ی ایالات متحده بیشتر و نتایج آن کمتر خواهد بود.
 

    147 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   امپراتوری آمریکا (23)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمريكا (349)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:23/05/1387

تاريخ شمسی نشر:00/05/1387
تاريخ میلادی نشر:00/08/2008



   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب