جسم و جان انسان همواره نيازمند پويايي، پيش روي و دگرگونيهاي مثبت و انرژي زايي هستند كه آدمي را به تلاشي شورانگيز و زاينده براي رشد و نشاط و موفقيت ترغيب كنند. از اين رو، خلاقيت و نوآوري را مي توان لازمه يك زندگي پويا، جهش زا، شادي آفرين و ثمربخش دانست.
نوآوري و خلاقيت علاوه بر ايجاد انبساط و توانايي كار و مددرساني به موفقيت افراد، جامعه را نيز متحول، پيشرفته و با نشاط مي سازد. به بياني ديگر، خلاقيت به رشد و شكوفايي افراد و نهادهاي اجتماعي كمك مي كند. چنين است كه مي توان نوآوري را امري ضروري به منظور ايجاد ارتباط مستمر و پويا ميان فرد و جامعه تلقي كرد و آن را به عنوان ويژگي عمده افراد و جوامع زنده و بالنده شناخت.
در پاسخ به اين نكته كه خلاقيت چيست، بايد گفت: شايد تعريف دقيق اين واژه ها- همانند ديگر تعريفها- كار چندان آساني نباشد، اما با نگاهي به برخي تعاريف، مي توان تا حدودي فرايند خلاقيت و نوآوري را بازشناسي كرد.
برخي خلاقيت را همان تمايل و ذوق به ابداع و ايجاد مي دانند كه در همه افراد و در همه سنين بالقوه وجود دارد و در شرايطي ويژه و مناسب بروز مي يابد و آشكار مي شود. اين ويژگي سبب توليد اثر يا آثار ويژه اي مي شود كه مورد بهره برداري افراد جامعه قرار مي گيرد و تنها به فعاليت خاصي محدود نمي شود، بلكه همه مسايل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و دانشهاي گوناگون از جمله هنر و ادبيات را در بر مي گيرد.
گروهي بر اين باورند كه خلاقيت فرايندي ذهني مركب از قدرت ابتكار و انعطاف پذيري است. خلاقيت، فعاليتي فكري است كه باهوش معمولي تفاوت دارد و اصولاً وابسته به تفكر واگراست كه تخيل را به كار انداخته و نوآوري در زمينه هاي گوناگون را فزوني مي بخشد.
تعريف ديگري از خلاقيت، آن را توانايي به ضابطه درآوردن تركيبهاي جديد حاصل از دو مفهوم يا بيش تر كه پيش تر در ذهن آدمي وجود داشته، مي داند.
همچنين، خلاقيت، به كارگيري قدرت تخيل در واداشتن ديگران به انجام كاري نيز تعريف شده است.
در تعريفي ديگر آمده است كه خلاقيت فرايندي از فعاليت ذهني جاري در زمان است كه ضمن برخورداري از اصالت، قدرت، توافق و درك ويژه از موقعيتهاي مربوط به يك مسأله، به حل هنرمندانه و نوآورانه آن مي پردازد.
تركيب، تجمع و تلفيق عناصر و پديده هاي از پيش شناخته شده در يك مجموعه نو كه تازه و بديع جلوه كند، تعريف ديگري از خلاقيت است.
به هر روي، هرگونه تعريفي از خلاقيت و نوآوري را بپذيريم، اين واقعيت را نمي توانيم انكار كنيم كه تقريباً همه ما اگر بخواهيم مي توانيم نوآوريهاي ويژه اي داشته باشيم و با بهره وري از آنها به زندگي درخشان تر و بهتري دست يابيم، زيرا با استفاده از خلاقيت توان مي يابيم كه خدمات و محصولات بهتري به يكديگر ارايه كنيم و روابط فردي و اجتماعي خويش را بهبود بخشيم.
بديهي است، يكي از معيارهاي اصيل نوآوري، ميزان اثربخشي و فايده رساني آن است. ويژگي شخص خلاق هم آن است كه بيشتر به استقلال فكري و كاري خود مي انديشد و از دنباله رويهاي بي رويه از ديگران پرهيز مي كند، چون مي داند كه خلاقيت دگرگوني مي آفريند و انديشه خلاق هم بيشتر در اثر تغيير شرايط به وجود مي آيد.
تفكر خلاق، در بردارنده نگرشها و انديشه هاي بكر و نوين است. كاوشگري، ماجراجويي، خطرپذيري، شيفته ناشناخته ها بودن و رها شدن از روزمرگي ها و نگاه هاي تكراري به پديده ها، به پديداري خلاقيت و بازآفريني مدد مي رساند و نوآوريها را سرعت و كمال مي بخشد.
در اعماق خلاقيت، بروز شخصيت و توانايي انسان و در واقع خود شكوفايي او نهفته است. البته، اين خود شكوفايي به خودآگاهي، پذيرش و بهره گيري از تجربه هاي ديگران، اعتماد داشتن به خويشتن، يادگيري روزافزون و پيمايش راه هاي تازه نياز دارد. نيروي تصور و تخيل سنجيده و هدايت شده نيز نقش مهمي در نوآوري ايفا مي كند. نشاط ناشي از خلاقيت، فرد و جامعه را به سوي اعتدال و كمال و موفقيت رهنمون مي شود و بر اين اساس مي توان ادعا كرد هر كس قاطعانه مصمم به رشد و پرورش عادت دادن خويش به تفكر و نوآوري نباشد، نه تنها از بزرگ ترين لذت زندگي محروم و به دور مانده، بلكه هرگز توفيق خوديابي و خودسازي را نيز نمي يابد، زيرا همه پيشرفتها و پيروزيها حاصل انديشه و نوآوري هستند.
البته، بايد توجه داشت كه نوآوريها نيز اغلب نتيجه تلاش يك يا چند انسان مستعد و نابغه نيستند، بلكه فرايندي حاصل از مشاركت همه افراد جامعه به شمار مي روند. بنابراين، برخورداري از خلاقيت، ضرورتي فردي و اجتماعي است.
عشق و علاقه انسان به كار خويش، نقش برجسته و مهمي را در ايجاد خلاقيت ايفا مي كند. هر چند اين عشق به تنهايي كافي نيست، بلكه فرد خلاق بايد با مشكلات گوناگوني كه ناشي از انگيزه هاي دروني و بيروني و محدوديتهاي وجودي و اجتماعي است، دست و پنجه نرم كند.
استفاده هدفمند از ابتكار و اختراع و انديشيدن به تغييرات، برخورداري از هوشي آماده و انعطاف پذير، دارا بودن ذهني به دور از پيشداوري، آمادگي براي فراگيري هر چه بيشتر، داشتن توان تشخيص موقعيتها و ضرورتها و برخورداري از توانايي جايگزين سازي، از ضرورتهاي نوآوري و خلاقيت به شمار مي روند.
بدين گونه، مي توان گفت كه افراد خلاق و نوآور، پيوسته مسير تحول و پيشرفت را مي پيمايند و با توجه به عنصر زمان، مكان و ويژگيهاي جامعه خويش، در زمينه هاي گوناگون به رشد و شكوفايي نايل مي شوند.
افراد فاقد خلاقيت در حقيقت كمال لازم را ندارند و همواره در انطباق بخشيدن خويش با تغييرات اجتناب ناپذير زندگي، دچار مشكل و سردرگمي و نگراني مي شوند.
تمرينهايي براي رشد خلاقيت و بهره وري از نوآوري وجود دارد كه از جمله مي توان به مواردي مثل تجربه اندوزي و استفاده از يافته هاي ديگران، روي آوردن به بازيهاي فكري نظير حل جدول و معما، پرداختن به هنرهاي زيبا و كارهاي دستي اشاره كرد.
پرداختن به گل سازي، تكه دوزي، طراحي و نقاشي، پيكرسازي، كلاژ، سبد سازي، تبديل كردن وسايل خراب و بدون استفاده، به اشيايي مفيد يا تزييني و اين گونه كارها، علاوه بر غني سازي اوقات فراغت، به رشد خلاقيت انسان هم كمك مي كند.
شايان ذكر است، رشد خلاقيت با مطالعه نيز نسبت مستقيم دارد. بديهي است، گزينش درست مواد و مطالب مناسب براي مطالعه هم بسيار مهم است، همچنان كه يادداشت برداري به هنگام خواندن اهميت زيادي دارد. نوشتن نيز مي تواند تمرين خوبي براي پرورش خلاقيت و نوآوري تلقي شود.
بهره گيري از تداعي معاني، داشتن ذهني پويا و تأثيرپذير، استفاده درست و پيوسته از حواس گوناگون و تقويت آنها، دقت نظر و دارا بودن توانايي ذهني در سوژه يابي، برخورداري از تدبير و تمرين براي تجزيه و تحليل صحيح مسايل، داشتن حوصله و فكري عميق و گسترده، ايجاد پرسشهاي گوناگون و پاسخ يابي براي آنها دارا بودن پشتكار، تمرين كارهاي گروهي، نقد و بررسي ايده هاي گوناگون و عملكردهاي مختلف و نظاير اينها، در بهبود سطح خلاقيت و تقويت نيروي نوآوري تأثيري بسزا دارند.
شما مي توانيد به منظور تقويت و فعال سازي تواناييهاي نهفته آفرينندگي در وجود خويش، روشهاي جهت دادن به علاقه منديها و سليقه هاي خويش را بياموزيد، چگونگي شكل دادن به انديشه هاي خود را تمرين كنيد، شيوه هاي گسترش دادن دامنه دانش و آگاهي را فرا بگيريد و عادتهاي مفيدي را كه به تداعي تركيبهاي جديد در شعور آگاه و ذهن پوياي شما شتاب مي بخشد، بازشناسي كنيد.
بنابراين، بايد بيشتر بينديشيد، از تصور و تخيل نيز بهره ببريد و از طبيعت و آفريده هاي گوناگون خداوند نيز الهام بگيريد.
كوچك و يا بزرگ كردن نسبت ها و اندازه هاي اشيا، تعويض رنگ آنها، تغيير دادن ماده اصلي اشيا (مثلاً تصور چكشي از چوب پنبه به جاي آهن) تغيير مكان و عملكرد اشيا (مثلاً استفاده از يك ليوان به جاي گلدان) تغيير حركت ها (كند و يا تند كردن حركت بيش از حد معمول) تغيير ابعاد اشيا (مثلاً قلمي به اندازه يك بيل!) تصور تغيير در وزن اشيا (مانند توانايي پريدن براي انسان) و تلفيق اندامهاي مختلف در يك بدن، مي توانند نمونه هايي از تمرين براي كسب مهارت و توانايي نوآوري و خلاقيت محسوب شوند.
خلاصه آن كه، براي پرورش خلاقيت، از عشق ورزيدن به يك موضوع و پيگيري آن نبايد هراسي به خود راه دهيم. بلكه بايد آنچه را مي خواهيم، به برترين گونه ممكن به فرجام برسانيم.
همچنين، بايد نيروهاي دروني خويش را بازشناسي كنيم، بفهميم، تمرين كنيم، به جستجو بپردازيم، كشف كنيم و از حاصل كار خويش لذت ببريم. بايد بياموزيم كه چگونه خويشتن را از زير بار سنگين انتظارهاي ديگران و آنچه بر ما تحميل مي شود، رها سازيم و خود را از قيد و بندهاي دست و پاگير برهانيم.
خوب است معلم يا راهنماي گرانقدر و آگاهي را هم بيابيم و از او مدد بجوييم. از اتلاف وقت و انرژيهاي دروني خويش بپرهيزيم، مهارت وابستگي به جمع و همكاريهاي گروهي را فرا بگيريم و نيروها و علايق خود را آزادانه رد و بدل كنيم و بدانيم كه عوامل بازدارنده و مانع خلاقيت عبارتند از: اسير تكرارها و عادتها شدن، دلسردي و نداشتن اعتماد به نفس، همرنگ جماعت شدن و پرداختن به كارهاي تكراري، كم رويي، بي حوصلگي و مانند اينها... هر چند عدم تشويق و بي توجهي نزديكان و جامعه به افراد خلاق نيز مي تواند از ديگر موانع خلاقيت شمرده شود.
در هر حال، بايد با ايجاد خودباوري و خودشكفتگي، راه هاي نرفته را پيمود و براي بروز هرگونه نوآوري سازنده و مثبت تلاش ورزيد تا در همه جا نهالهاي زيباي نوآوري غرس شوند، بالنده و تنومند و پرثمر گردند و ميوه هاي شيرين شكوفايي را فراروي جامعه قرار دهند.
بدون ترديد، آنچه استقلال ما را تداوم مي بخشد و پيروزيهاي مداوم ما را در رويارويي با دشمنان و بدانديشان تضمين مي كند، رشد و پيشرفت ما را سرعت مي بخشد و توان ما را براي مقابله با دشواريها و مشكلات افزايش مي دهد، خلاقيت و نوآوري در عرصه هاي مختلف فردي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، نظامي، اقتصادي و... است.
هرگاه همه ما، از تواناييهاي فكري و عملي خود بهره كافي ببريم و نوآوريهاي بالقوه خويش را به منصه ظهور و بروز برسانيم، با گامهايي استوارتر به سوي هدف پيش خواهيم رفت و به آساني به ساماندهي زندگاني و دستيابي به پيروزيهاي لازم، نايل خواهيم شد.
نوانديشي هاي هدف گرايانه و خلاقيتهاي هدايت شده قادرند انسان را در تحمل دشواريها و غلبه بر مشكلات، ثابت و استوار نگه داشته و راه هاي برون رفت از سختيها و تنگناها را پيش روي آدمي قرار دهند.
ضمن آن كه تقويت خلاقيت، توانايي مقابله با تحريمها، ترفندها و كينه توزيهاي دشمنان را افزايش مي بخشد و از كارآيي تهديدها، تقابلها، شايعه پراكني ها و تلاشهاي مذبوحانه آنان مي كاهد.
با بروز و بهره گيري از نوآوريهاست كه مي توان در برابر رويدادها و پديده هاي گوناگون به شايستگي ايستاد و از همه عرصه هاي نبرد، پيروزمندانه بازگشت. خلاقيت، شكوفايي و زايش و رشد و خوداتكايي و بهره وري و شادماني و بهروزي را در پي خواهد داشت و در يك كلام، نوآوري پشتوانه ماندگاري، كاميابي و والايي فرد و جامعه به شمار مي رود.
منابع
- ابتكار، نوشته برونو موناري، ترجمه پاينده شاهنده. تهران: مركز نشر و تحقيقات قلم آشنا، 1380
- پرورش استعداد همگاني ابداع و خلاقيت، دكتر الكس. اس. اسبورن، ترجمه دكتر حسين قاسم زاده. تهران: نيلوفر، 1368
- پيك سنجش، سال پنجم، شماره 26، 4 مهر 1379
- خلاقيت در آموزشگاه، پرفسور آلن بودو، ترجمه دكتر علي جان زاده، تهران: شركت سهامي چهر، 1358
- فنون مديريت براي كتابداران، ادوارد. جي. اوانز، ترجمه فرشته ناصري، مشهد: بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي، 1377
- كليدهاي پرورش خلاقيت هنري در كودكان و نوجوانان، سوزان استرايكرو سالي وارتر، ترجمه اكرم قيطاسي، تهران، صابرين، كتاب هاي دانه، 1383
- هنر خلاقيت در صنعت و فن، اوژن. وان. فانژه، ترجمه حسن نعمتي، تهران: اميركبير، 1364