توصيف و تمثيلي درباره دو شاخصه اصلي ايمان و نفي تفكر «ايمان بدون عمل» در فرهنگ عمومي جامعه و در گذشته و حال درباره مفهوم و حقيقت «ايمان» تصورات و برداشتهاي ناصحيح و ناهمخوان با واقعيت وجود داشته و دارد كه مشكلات و موانعي بر سرراه تحقق ديانت اصيل و جامع به وجود مي آورد و در گروههايي از مردم بين آنچه كه بايد به عنوان مسئوليت «مسلماني» بردوش داشته باشند و آنچه كه بر دوش دارند فاصله اي فراوان ايجاد مي نمايد. همين فاصله و تباين باعث ميشود كه آنان در بيراهه هايي گام بردارند كه راه مي پندارند و در انتظار فرجام نيك و درك حيات جاودان آخرت و نعمت هاي الوان و گوناگون بهشت الهي بنشينند و حال آن كه نمي دانند نه به سوي زندگي جاودان و سرشار از پاداش هاي وصف ناپذير كه به سوي زندگي تباه و رنجزا حركت مي كنند و با دست خويش فرجام ناصواب و هلاكت قطعي خود را رقم مي زنند.
اين تصورات ناصحيح در فرهنگ عمومي در بسياري از موضوعات ديني تعميم مي يابد كه «ايمان» از مهمترين آن به شمار مي رود. اين تصور در مخيله برخي از افراد اينگونه نضج و شكل مي گيرد كه «ايمان» به مطلق اعتقاد و باور اطلاق ميشود و هيچ سنخيتي با «عمل» ندارد و لذا هر كس كه به مباني اعتقادي اسلام ايمان داشت و به تكاليف و وظايف عملي گرايش نداشت مسلمان مي باشد و چنين ديانتي از او پذيرفته است!
اين افراد تفكر باطل و ناصحيح خود درباره مفهوم و حقيقت ايمان را وسيله اي قرار مي دهند براي ترك واجبات و انجام محرمات و از همين جاست كه نه تنها به نماز و طاعات نمي پردازند كه ارتكاب هر گناه و فسادي را سهل و آسان مي دانند و بدون اشكال و مانع شرعي!
در متون فرهنگ اسلامي فراوان مي يابيم تعاليم و آموزه هايي كه با صراحت تمام براي نماياندن مفهوم و حقيقت ايمان آن را مجموعه جدا نشدني «اقرار به زبان» و «كردار به اركان» معرفي مي نمايند. سخن ذيل از حضرت امام محمد باقر (ع) يكي از اين آموزه هاست:
«الايمان اقرار و عمل»
«ايمان گفتار و اقرار به زبان است و عمل و كردار به اعضا و جوارح و اركان بدن.»
اين مفهوم از ايمان كه آن را «اقرار به لسان و كردار به اركان» معني مي كند با تفكر كساني كه ايمان را فقط اقرار زبان مي دانند و خود را به صورت اعتقاد به اصول و مباني اسلامي و غير عامل و نامقيد به احكام و اخلاق عملي «مسلمان» مي نامند و مي دانند فاصله وسيع و تعارض كامل دارد. آنچه حائز اهميت مي باشد اين است كه اين طيف از كساني كه بدون عمل به قوانين و تعاليم و احكام اسلامي خود را مسلمان مي دانند و در واقع مسلمان نيستند نه از روي فكر و استدلال و برهان و نه به اين دليل كه در شناخت اسلام عاجز و درمانده اند و دين حق را اينگونه فهميده اند كه از روي تعمد و به دليل داشتن انگيزه هاي ناسالم و خواهش هاي نفساني در گرايش عملي به انواع مفاسد و معاصي ايمان را صرف اعتقاد و منهاي عمل معني مي كنند.
در يك نگرش سريع «عمل» كه آميخته با «ايمان» و جدا ناشدني از آن مي باشد در موارد و شئون و جلوه هاي ذيل خلاصه مي شود:
1 ـ هر مسلمان واقعي و ايمان آورنده به اسلام بايد به جنبه عبادي دين مبين الهي پايبند باشد و به عبادات واجب كه در متن قرآن به وجوب آنها تصريح شده است عامل گردد. نمازهاي واجب يوميه و روزه واجب ماه مبارك رمضان از جمله عباداتي هستند كه بايد انجام شوند تا «مسلماني» تحقق يابد و كسي كه پايبند و عامل به نماز و روزه نيست و در عين حال خود را مسلمان مي داند مسلمان نيست.
2 ـ اخلاق فردي و اجتماعي كه شامل پرهيز از معاصي و گناهاني چون دروغ غيبت تهمت حسد تكبر خودپسندي و سو ظن فتنه انگيزي دورويي مكر و نيرنگ و فريبكاري مي شود و نيز به فضايل و اعمال پاكي چون صدق و راستگويي تواضع و فروتني خلوص و يكرنگي و خيرخواهي و ساير خصال و اعمال نيكو تعميم مي يابد از شرائط مسلماني است و كسي كه اين وظايف اخلاقي را لازم و واجب نمي داند در صدد توجيه لاقيدي خود در انجام اموري است كه به تصريح احكام قرآن و كلام معصومان (ع) حرام قطعي مي باشند.
3 ـ احكام و قوانيني همچون جهاد امر به معروف و نهي از منكر ياري رساني به مجاهدان راه خدا انفاق في سبيل الله و حضور در صحنه هاي مجاهدت هاي گوناگون در مسير دفاع از تماميت دين الهي با پذيرش برخي سختي هايي همراه است كه طبيعي و اجتناب ناپذير مي باشد. طرفداران تفكر باطل ايمان بدون عمل براي راحت طلبي و عدم حضور در عرصه هاي مزبور مسلمان بودن بي رنج و باگنج! را مي طلبند و ايمان را اعتقاد بدون تعهدات عملي معني مي كنند.
4 ـ براي افراد عياش و آلوده به انواع فساد از جمله فساد جنسي اجتناب از معاصي و گناهان گوناگوني كه باعث ترك زناكاري ها و رهاسازي روابط نامشروع با زنان و دختران مي شود سخت است. همچنين اين افراد نمي خواهند شرابخواري و قماربازي و ساير آلودگي ها را رها كنند و از آنجا كه «ايمان» به مفهوم حقيقي خود كه «اقرار به زبان و عمل به اعضا و جوارح» است مانع فساد انگيزي و معصيت كاري آنها مي شود به نفي حقيقت آن مي پردازند و در گفتار و اقرار زباني به توحيد و نبوت و عدل و امامت و معاد محدود و محصور مي نمايند.
5 ـ موضوع «حلال» و «حرام» در نظام اقتصادي اسلام از اصول مهم و زير بنايي محسوب ميشود و همه فعاليت هاي مالي را براساس معيارهاي صحيح و مندرج در قوانين اقتصادي دين مبين حق سامان دهي مي كند.
يك مسلمان واقعي موظف و مكلف است كه از راه مشروع به كسب درآمدهاي حلال بپردازد و آن را در راه هاي مشروع هزينه نمايد. بديهي است نامعتقدان به حقيقت دين و ايمان و مسلمان هاي زباني و شناسنامه اي وجود ضوابط و قوانين اقتصادي اسلام را با مطامع و منافع نامشروع خود كه از راه هاي باطل و خلاف و با تضييع حقوق ديگران به دست مي آورند در تضاد و تنافي مي بينند و براي اين كه سهل و آسوده به حرامخواري اشتغال ورزند و بدون كار و تلاش سالم و با استثمار و بهره كشي و غارت وچپاول اموال بي گناهان به سرمايه هاي كلان و كثير نائل آيند و نبض اقتصاد جامعه را در دست گيرند و هرگاه هر چه مي خواهند انجام دهند مسلمان بودن را در اقرار زباني به يگانگي خدا و نبوت پيامبراكرم (ص) محدود مي كنند و عمل به تكاليف و احكام و قوانين عبادي و اخلاقي و اقتصادي اسلام را زائد و غير ضروري مي دانند!
حالات و خصوصيات اين نافيان «عمل» به تعاليم دين يادآور تمثيل كودكي است كه در مكتب درس مخاطب استاد قرار مي گيرد كه: بگو «الف» و او نمي گويد. هر چه اين درخواست تكرار مي شود با امتناع و خودداري شاگرد همراه مي گردد و سرانجام پس از اصرار فراوان كه: «چرا نمي گويي الف» پاسخ مي دهد: اگر بگويم «الف» پس از آن درخواست مي كني كه بگو «ب» و پس از آن نيز درخواستهاي مكرر ديگر در پي خواهد داشت. پس من از همان ابتدا «الف» را نمي گويم تا راحت و آسوده باشم و به سختي وظيفه و تكليف گفتن ساير موارد گرفتار نشوم!
طاعات و عبادات و وظايف و تكاليف ديني براي راحت طلبان متمايل و متعامل به عشرت و معصيت و زندگي دم غنيمتي و هرزگي و تباهكاري مانند همان «الف» است كه اگر به زبان آورند بايد به پايبندي به كردارهاي پاك و زيباي عبادي و اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي برسند و از آنجا كه اينان به دنبال ناپاكي و زشتي و فرو رفتن در منجلاب هاي گناه و معصيت مي باشند و ايمان واقعي و راستين را كه اقرار به زبان و عمل به اركان است مانع غوطه وري خويش در عشرت و شهوت مشاهده مي كنند به عمد و از روي آگاهي و اختيار به نفي و انكار آن مي پردازند!
درباره مفهوم و حقيقت «ايمان» تصورات ناهمخوان با واقعيت و برداشت هاي مغشوش و ناصحيحي در فرهنگ عمومي مي يابيم كه مشكلات و موانعي بر سر راه تحقق ديانت اصيل و جامع به وجود مي آورد و در گروه هايي از مردم بين آنچه بايد به عنوان مسئوليت «مسلماني» بر دوش داشته باشند و آنچه بر دوش دارند فاصله اي فراوان ايجاد مي نمايد و همين فاصله و تباين باعث مي شود كه اين افراد در بيراهه هايي گام بردارند كه راه مي پندارند!
تفكر كساني كه بدون عمل به تعاليم و قوانين و احكام اسلامي خود را مسلمان مي دانند و در واقع مسلمان نيستند نه از روي استدلال و برهان است و نه به اين دليل است كه در شناخت اسلام عاجز و درمانده اند و دين حق را اينگونه فهميده اند بلكه از روي تعمد و به دليل داشتن انگيزه هاي ناسالم و خواهش هاي نفساني در گرايش عملي به مفاسد و معاصي مي باشد و از همين رو «ايمان» را اعتقاد منهاي عمل معني مي كنند.
اخلاق فردي و اجتماعي كه شامل پرهيز از گناهاني چون دروغ و تهمت و نفاق و فتنه انگيزي و فريبكاري مي شود و نيز به فضايل و اعمال پاكي چون صدق و راستگويي و تواضع و خلوص و خيرخواهي تعميم مي يابد از شرايط «مسلماني» است و كساني كه اين وظايف اخلاقي را لازم و واجب نمي دانند در صدد توجيه لاقيدي خود در انجام اموري هستند كه به تصريح احكام قرآن و كلام معصومان (ع) حرام قطعي مي باشند.