باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 70 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اهداف اعلام نشده در اشغال افغانستان و عراق
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی

 
 

حضور نظامي آمريكا در افغانستان 7 ساله شده و اين در حالي است كه نظاميان آمريكائي اكنون بيش از 5 سال است كه در عراق بسر مي برند ولي سئوال اينست كه چرا هيچگونه چشم اندازي براي خروج نظاميان اشغالگر از افغانستان و عراق وجود ندارد چرا اشغالگران حاضر نيستند جدول زماني براي خروج نظاميان از اين 2 كشور را اعلام كنند

آمريكا با ناامن جلوه دادن افغانستان و عراق سعي دارد ضرورت استمرار حضور نظامي خود در هر دو كشور اشغال شده را به رخ بكشد و به همين دليل از هرگونه ناامني و بي ثباتي براي اثبات بي كفايتي دولتهاي حاكم بر عراق و افغانستان استقبال مي كند و حال آنكه شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه سرنخ حوادث تروريستي در هر دو كشور به اشغالگران باز مي گردد و آنها متهم رديف اول در پرونده جنايات تروريستي محسوب مي شوند.

از نكات حيرت انگيز در افغانستان اينكه درست در همان زماني كه آمريكا براي اثبات ضرورت استمرار حضورش در اين كشور به شاهد تازه اي نياز دارد ناگهان گروهك تروريستي طالبان در گوشه اي از اين كشور ظاهر مي شود و همان شيرين كاريهاي مورد نياز واشنگتن را عينا مطابق «سفارشات دريافتي»! به انجام مي رساند.

ماجراي حمله طالبان به مراسم رسمي تجليل از نيروهاي نظامي و امنيتي افغانستان كه ظاهرا براي ترور «حامد كرزاي»تنظيم شده بود به صحنه اي منجر شد كه حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان از صحنه گريخت و رسانه هاي آمريكائي با انتشار فيلم آن در سطح جهاني ثابت كردند كه حتي رئيس جمهور افغانستان هم در مراسم تجليل از عاملين برقراري نظم و امنيت نيز از ناامني رنج مي برد و از صحنه مي گريزد. انتشار اين اخبار مستند بهمراه گزارش مصور حوادثي از قبيل حمله طالبان به زندان قندهار و آزادسازي 400 زنداني طالبان و صدها زنداني ديگر با اين هدف صورت مي گيرد كه اشغالگران به مخاطبين خود نشان دهند كه گويا هنوز هم حضور نظامي آنها يك ضرورت عيني است.

البته اشغالگران از اين نكته غافل مانده اند كه مانور تبليغاتي بر روي ناامني ها در عراق و افغانستان اين ذهنيت را ايجاد مي كند كه حتي حضور نظامي اشغالگران هم تاثيري نداشته و عليرغم حضور نظاميان اشغالگر چنين حوادث تروريستي گسترده اي صورت مي گيرد. ولي مسئله اينست كه نقش مستقيم و غيرمستقيم اشغالگران در حوادث تروريستي كاملا محرز شده و ديگر قابل انكار نيست.

اكنون سئوال جدي اينست كه اشغالگران از فرصتهاي حضور نظامي در عراق و افغانستان چه انتظاراتي دارند و چرا براي حضور بيشتر و استمرار حاكميت اشغالگرانه اصرار مي ورزند

بررسيها نشان مي دهد كه اشغالگران در آن واحد چهار هدف شاخص را دنبال مي كنند و براي تحقق همين اهداف است كه مايلند بهرقيمت ممكن در منطقه حضور نظامي داشته باشند. اگر چه اين اهداف هرگز بطور رسمي اعلام نشده ولي تمامي اقدامات اشغالگران براي تحقق اين اهداف متمركز شده است:

1 ـ حفظ سلطه بر منابع نفت و گاز منطقه و در اختيار گرفتن «امنيت انرژي»اروپا و آسياي جنوب شرقي و تاثيرگذاري بر بازار جهاني نفت و گاز

2 ـ حفظ و تثبيت حضور نظامي در قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام و احداث پايگاههاي استراق سمع و جاسوسي در پشت مرزهاي هند چين روسيه و ايران

3 ـ در اختيار داشتن يك فضاي عظيم براي آزمايش نسل جديد سلاحهاي توليد شده در صنايع تسليحاتي آمريكا و غرب

4 ـ حفظ سلطه بر تجارت جهاني موادمخدر و بهره گيري سياسي ـ اقتصادي از موادمخدر در مقياس منطقه اي و جهاني

دلايل موجهي وجود دارد كه اين 4 هدف اشغالگران را جزو اهداف استراتژيك براي تامين منابع راهبردي غرب معرفي مي كند و نشان مي دهد كه آنها مايل نيستند تحت هيچ شرايطي از اين اهداف خود فاصله بگيرند و يا فرصت را براي تامين و تحقق آن از دست بدهند.

شدت ودامنه استفاده آمريكا از سلاحهاي حاوي اورانيوم غني شده عليه مردم افغانستان و عراق به حدي است كه آثار و تبعات آن در ابتلاي طيف وسيعي از كودكان و نوزادان افغاني و عراقي به انواع سرطان و تولد نوزادان ناقص الخلقه و عجيب الخلقه كاملا محسوس و ملموس است. «زمين عثمان»وزير محيط زيست عراق بارها به اثرات استفاده ارتش آمريكا از سلاحهاي حاوي اورانيوم غني شده در عراق اشاره كرده و آنرا عامل بروز 140 هزار مورد سرطان در اين كشور مي داند. پيش از اين هم يك تحقيق فراگير سازمان ملل در خصوص بررسي آثار و تبعات استفاده از سلاحهاي حاوي اورانيوم غني شده با درجه خلوص پائين درجريان عمليات مشترك ناتو در كوزوو بوسني و مونته نگرو انجام شده بود كه از يك طرف به كارگيري اين سلاحها را تاييدكرده و از طرف ديگر تصريح مي كند كه هيچگونه اطلاع رساني در خصوص نحوه مهار و خنثي كردن اثرات مواد راديواكتيو صورت نگرفته است. بعلاوه كمترين اقدامي در جهت جمع آوري بقاياي سلاحهاي حاوي اورانيوم غني شده انجام نشده است.

جاي تعجب است كه حتي گروههاي حقوق بشر نيز عليرغم آگاهي از عواقب جنايات جنگي آمريكا در عراق و افغانستان آنرا در حد «بي توجهي آمريكا به حقوق مردم عراق»تقليل داده و ضمن تلاش براي كم اهميت جلوه دادن موضوع از عدم اطلاع رساني به موقع آمريكا اظهار تاسف كرده اند. حال آنكه بكارگيري اين سلاحهاي مرگبار دستكم بر سرنوشت 140 هزار خانواده عراقي تاثير گذاشته و مرگ تدريجي قربانيان جنايات آمريكا تحت عنوان «بي توجهي به حقوق مردم عراق»فهرست شده است ! موضوع مهمتر در اين مقوله در اين مقوله تصريح مي كند چنانچه بقاياي سلاحهاي حاوي) UNEP(اينكه تحقيقات رسمي برنامه محيط زيست ملل متحد اورانيوم غني شده بموقع جمع آوري شود خطرات زيست محيطي چنداني نخواهد داشت. در واقع واشنگتن و ناتو براي كم اهميت جلوه داد جنايات جنگي خود و معرفي سلاحهاي حاوي اورانيوم غني شده بعنوان «سلاحهاي سازگار با محيط زيست»از ابزارهاي تبليغاتي سازمان ملل سو استفاده كرده اند و چنين وانمود مي كنند كه دقت عمل در مصرف سلاحهاي حاوي اورانيوم غني شده گويا لطمه اي به محيط زيست نمي زنند ولي برنامه محيط زيست سازمان ملل نسبت به سرنوشت شوم قربانيان سلاحهاي آمريكائي در عراق و افغانستان ساكت است و پاسخي براي اين سئوال ارائه نمي كند كه قربانيان سلاحهاي راديواكتيو آمريكا بايستي از كجا بدانند كه با چه نوع سلاحي مورد تهاجم قرار گرفته اند و با بقاياي آن چگونه بايستي رفتار كنند كه آسيب كمتري متوجه آنها بشود.

مسئله اينست كه عراق و افغانستان اكنون به آزمايشگاه بررسي اثرات نسل جديد سلاحهاي توليدي آمريكا و ناتو بر روي انسان و محيط زيست مبدل شده اند. اشغالگران از اين فرصت طلائي براي بررسي آثار و تبعات كاربرد سلاحهاي شيميايي ميكربي و راديواكتيو بر روي انسانها سو استفاده مي كنند.

شرم آور است بدانيم كه حتي گروههاي پزشكي باصطلاح انساندوستي كه ظاهرا بخاطر جريحه دار شدن احساسات خود به كمك قربانيان سلاحهاي راديواكتيو آمريكا شتافته اند نيز جزئي از تيم تحقيقاتي شركتهاي سازنده اسلحه هاي جديد هستند كه ماموريت دارند اثرات همان سلاحها بر انسان را از ديدگاه پزشكي ارزيابي كنند و به شركتهاي سازنده منعكس كنند كه آيا اهداف اجرائي از كاربرد سلاحهاي راديواكتيو به درستي تامين شده و آيا باعث تخريب سلولها و بافتها شده يا آنكه بيماريهاي مورد انتظار ايجاد نشده است و بايستي مقدار مواد راديواكتيو را افزايش دهند در برخي موارد حتي مقر نظاميان آمريكا و ناتو در افغانستان هم در معرض حملات با سلاحهاي راديواكتيو قرار گرفته و مشخص نيست كه آيا اين حملات عمدي بوده و يا آنكه بر اثر اشتباه در محاسبه صورت گرفته است.

ابعاد خسارات وارده بر غيرنظاميان افغانستان و عراق به حدي است كه سازمان ديده بان حقوق بشر بارها «ناتو»را بخاطر اقدامات منجر به مرگ يا وارد شدن خسارت به جمعيت غيرنظامي مورد انتقاد قرار داده است و تصريح مي كند «ناتو»جان انسانهائي را به خطر مي اندازد كه بايستي از آنها حمايت كند و لذا بايستي به آنها غرامت بپردازد. در برخي موارد فرماندهان ناتو براي قربانيان جنايات خود اشك تمساح مي ريزند ولي بطور همزمان از عمليات جنگي علي شهروندان افغاني حمايت كرده و آنرا توجيه مي كنند. «باب هوپ شفر»دبير كل سازمان پيمان آتلانتيك شمالي(ناتو) پس از يك مورد حملات ناتو كه منجر به مرگ 25 غيرنظامي در افغانستان شد آنرا يك «فاجعه»خواند ولي در توجيه جنايات ناتو ادعا كرد كه ناتو براي برقراري دمكراسي در افغانستان تلاش مي كند ولي تروريستها مي خواهند دمكراسي و ارزشهاي انساني را نابود كنند. طبعا بايستي از دبير كل ناتو پرسيد كه 7 سال جنايت و كشتار ناتو در افغانستان چه دستاوردي براي دمكراسي داشته و چه چيزي را تثبيت كرده است.

گروهك طالبان هم در يك مانور تبليغاتي ارتشهاي ناتو را به «نسل كشي»در افغانستان متهم ساخته و آنها را به عمليات هاي تلافي جويانه تهديد كرده است اما مسئله اينست كه اين مردم مظلوم افغانستان هستند كه قرباني جنايات هر دو طرف محسوب مي شوند و در آن واحد توسط طالبان و ارتشهاي ناتو به قتل مي رسند يا مجروح و معلول مي شوند و از دو طرف به يك اندازه نفرت دارند.

موضوع مهم ديگر نقش آشكار و نهان ناتو بويژه آمريكا و انگليس در فرآيند كشت توليد برداشت و توزيع مواد مخدر در افغانستان است. اگر چه گفته مي شود ناتو عملا مسائل كشت و توزيع مواد مخدر را به حال خود رها كرده ولي واقعيت اينست كه دستكم انگليسي ها از كشت و توزيع مواد مخدر در افغانستان و همچنين تبديل اين كشور به پايگاه جهاني توليد و توزيع مواد مخدر جانبداري آشكار مي كند. مطابق گزارشات رسمي سازمان ملل عليرغم حضور 7 هزار تن از نيروهاي ارتش انگليس در استان هلمند وضعيت كشت خشخاش در استان هلمند بسيار نگران كننده است و اين منطقه را به بزرگترين مركز توليد و توزيع مواد مخدر جهان مبدل ساخته است. واقعيت اينست كه برداشت نهائي مواد مخدر در افغانستان بطور متوسط سالانه 60 تا70 درصد رشد داشته و اكنون به رقم 8500 تن در سال رسيده است و حال آنكه در سالهاي گذشته اين رقم بسيار محدودتر بوده است.

مطابق بررسيهاي رسمي سازمان ملل مواد مخدر اكنون در 18 استان از 34 استان افغانستان كشت و توزيع مي شود و مرتبا بر سطح زير كشت مواد مخدر افزوده مي گردد. مطابق اين گزارشات اكنون افغانستان حدود 95 در صد ترياك جهان را توليد مي كند و گزارشات غيررسمي از نقش مستقيم آمريكا و انگليس در حمايت از كشت و توزيع مواد مخدر در افغانستان حكايت مي كند. گزارش رسمي سازمان ملل نيروهاي خارجي حاضر در افغانستان را مسئول اصلي بحرانهاي كنوني در افغانستان معرفي مي كند و خاطر نشان مي سازد: «افزايش خشونتها با افزايش توليد مواد مخدر در افغانستان مرتبط است و باوجود آنكه توليد مواد مخدر منبع اصلي درآمد طالبان را تشكيل مي دهد اما نيروهاي خارجي هيچ تلاشي براي مقابله با كشت خشخاش انجام نمي دهند و حتي راديوهاي محلي افغانستان اعلام كرده اند كه ناتو مجوز كشت خشخاش را در استان هلمند صادر كرده است.

گزارش رسمي سازمان ملل انگليس را «مسئول اصلي»افزايش توليد مواد مخدر در افغانستان معرفي مي كند و دولت لندن رامسئول اين فاجعه مي داند. گزارش رسمي سازمان ملل 23 در صد جمعيت افغانستان را در كار توليد مواد مخدر مي داند و معتقد است كه 50 در صد درآمد ناخالص داخلي افغانستان از طريق مواد مخدر تامين مي شود كه دستكم 70 هزار هكتار زمين زير كشت خشخاش و حشيش است.

با در نظر گرفتن اينكه امنيت و كشت خشخاش با يكديگر ارتباط معكوس دارند ژنرال «ديويد ريچاردز»فرمانده انگليسي نيروهاي ناتو تصميم گرفته نيروهاي ناتو را از استان هلمند مركز ثقل توليد مواد مخدر جهان خارج كند. وي با اين اقدام خود به قاچاقچيان و تجار مواد مخدر «چراخ سبز»نشان داده و در واقع آنها را براي ادامه تجارت پرسود خود بحال خودشان رها كرده است. اين در حاليست كه گزارشات قبلي نشان مي داد حتي با حضور نظاميان «ناتو»نه تنها هيچگونه اختلالي در عمليات كشت و توليد مواد مخدر ايجاد نمي شد بلكه ارتش هاي ناتو و بويژه انگليس از توسعه كشت و توليد مواد مخدر نيز حمايت مي كردند و عملا به نيروي حامي قاچاقچيان مبدل شده بودند.

ژنرال ديويد ريچاردز فرمانده انگليسي «ناتو»ضمن تائيد تلويحي اين مطلب يادآور شده است سربازان ما فقط به حفاظت از ساختمانهاي دولتي افغانستان در استان هلمند مشغول بودند ولي سرانجام ترجيح دادند كه اين مسئوليت را هم به نيروهاي دولتي افغانستان محول كنند و از استان هلمند خارج شوند. با اينهمه نقش مرموز انگليس در تجارت جهاني مواد مخدر كمتر مورد اعتراف قرار گرفته ولي محرز است. انگليس حتي از طريق ايجاد پل هوائي به انتقال مواد مخدر به عراق نيز پرداخته و سعي دارد با اين اقدام خود به آلوده كردن بخش وسيعي از مردم عراق به مواد مخدر و ترويج آن بپردازد.

بامروري مجدد به اهداف 4 گانه آمريكا و انگليس در اشغال افغانستان و عراق بهتر مي توان دريافت كه اشغالگران براي استمرار حضور نظامي در اين 2 كشور باز هم به فرصتهاي بيشتري احتياج دارند و بهمين دليل ترجيح مي دهند كه به ناامني ها دامن بزنند و اگر لازم بود مستقيما با ايجاد ناامني براي تضمين حضور نظامي خود بسترسازي كنند. اين اصلي ترين دليل عدم ارائه جدول زماني براي خروج اشغالگران از عراق و افغانستان است.

اشغالگران از هرگونه ناامني و بي ثباتي براي اثبات بي كفايتي دولتهاي حاكم در عراق و افغانستان استقبال مي كنند. شواهد موجود نشان مي دهد كه سرنخ حوادث تروريستي در هر 2 كشور به اشغالگران باز مي گردد

مانور تبليغاتي بر روي ناامني ها در عراق و افغانستان به زيان اشغالگران نيز هست چرا كه ناكامي آنها در ايجاد امنيت را نشان مي دهد و ثابت مي كند حضور آنها در ايجاد امنيت بي تاثير است. اما آنها به دلايل ديگر و براي تامين اهداف 4 گانه به ناامني ها احتياج دارند.

وزير محيط زيست عراق ارتش آمريكا را عامل بروز 140 هزار مورد سرطان در عراق مي داند و علت آنرا استفاده از سلاحهاي حاوي اورانيوم غني شده اعلام مي كند.

مسئله اينست كه عراق و افغانستان اكنون به آزمايشگاه بررسي اثرات نسل جديد سلاحهاي توليدي آمريكا و ناتو بر روي انسان و محيط زيست مبدل شده اند.

فرماندهان ناتو در برخي مواقع براي قربانيان جنايات خود اشك تمساح مي ريزند. دبير كل ناتو برخي حملات ناتو در افغانستان را «فاجعه»مي نامد ولي آنرا براي برقراري دمكراسي ضروري مي داند!

مطابق گزارشات رسمي سازمان ملل نقش آمريكا و انگليس در حمايت از كشت و توزيع مواد مخدر در افغانستان بويژه در استان هلمند محرز است.

خروج نيروهاي ناتو به دستور ژنرال «ديويد ريچاردز»فرمانده انگليسي ناتو از استان هلمند «چراغ سبز»به قاچاقچيان و تجارت مواد مخدر است ولي حتي حضور آنها هم اختلالي در كشت و تجارت مواد مخدر ايجاد نمي كرد.

 

    109 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ افغانستان (18)
●   جنگ عراق (560)
●   سیاست خارجی آمریکا (324)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/05/1387

تاريخ شمسی نشر:22/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب