| ما دو نوع نگاه را نسبت به فرهنگ داريم. نگاه اول اين است كه فرهنگ ريشه است و در مقابل بسياري از امور مانند امور سياسي، اقتصادي مانند روح، عمل ميكند. بر اساس اين نگاه بايد بگوييم كه درست است كه عالم را آدم ميسازد اما آدم را فرهنگ ميسازد. اگر ميخواهيم اوضاع عالم را اصلاح كنيم بايد آدمي با فرهنگ بسازيم.
دكتر حداد عادل با بيان اينكه نگاه دوم نقطه مقابل نگاه اول فرهنگ است اذعان داشت در نگاه دوم فرهنگ امري جنبهاي و فرعي در نظر گرفته ميشود.
فرهنگ به عنوان يك اصل
پرداختن به فرهنگ به عنوان يك اصل و ريشه از جمله مسائلي است كه ما كمتر به آن مي پردازيم. همانطور كه دكتر حداد عادل در اين همايش اشاره كرد براي ساختن جامعه ما در قدم اول نياز به ساختن انسان هاي حاضر در يك اجتماع داريم زيرا اين انسان ها هستند كه يك اجتماع را بنا مي كنند و در صورتي كه آنها به اهميت مسئله فرهنگ پي ببرند و نيازهاي فرهنگي درك كنند به فكر حل مشكلات فرهنگي خواهند افتاد و اين مي تواند جرقه اي در جهت توليد الگوهاي بومي در جهت رفع مسائل فرهنگي باشد.
حداد عادل با اشاره به توجه بعضيها به امور اقتصادي و غافل ماندن از امور فرهنگي در اين همايش اذعان داشت: صاحبان نگاه فرعي به فرهنگ، پيشرفتهاي اقتصادي، مادي و توسعه ظاهري جامعه را مورد توجه قرار ميدهند. براي آنان مشكلات اصلي جامعه رفع مشكلات آب و بهداشت است. از نظر اينها فرهنگ امري است براي پركردن اوقات فراغت. مطمئنا اين نگاه نسبت به فرهنگ موجود است. اگرچه هيچ كس جرأت اظهارش را ندارد.
متاسفانه اين نگاه در جامعه ما ديده مي شود. اكثريت افراد اينگونه تصور مي كنند كه با برطرف شدن نيازهاي معيشتي همه مشكلات ما حل مي شود در صورتي كه اگر ما برخي از عادات و ارزش هاي اخلاقي همچون قناعت را فرهنگ سازي نكنيم با وجود اينكه تمامي نيازهاي مادي مردم را هم برطرف كنيم بازهم نمي توانيم پاسخگوي نيازهاي آنان باشيم زيرا آنها هميشه خود را با مقام بالاتر از خود مقايسه مي كنند و هرچه كه به دست آورند بازهم به دنبال چيز جديدتري هستند و اين روال تداوم مي يابد. به وجود آمدن چنين شرايطي بدين علت است كه ما سعي نكرديم مسائلي چون حرص و آز را از ريشه اصلاح كنيم و قناعت را جايگزين آن كنيم. از اين رو توجه به مسئله فرهنگ امري بسيار ضروري است.
نقطه اساسي هر ملت
در واقع نقطه اصلي هر جامعه اي فرهنگ است اگر به اقدامات دشمنان در چند سال اخير توجه كنيم در مي يابيم كه ديگر خبري از سلاح هاي گرم نيست و آنها سياست خاموشي را در دستور كار خود دارند و آن سياست استعمار كشورهاست.
چنانچه حداد عادل در همايش ملي توسعه و تحول فرهنگ و هنر بدان اشاره كرد و گفت: آنهايي كه در سطح جهان از انقلاب اسلامي كينه به دل دارند خوب فهميدند كه بهترين راه مقابله با اين انقلاب مقابله با فرهنگ است و برنامهريزي آرام، گسترده و بي سرو صدايي در تمام كشورهاي اسلامي انجام دادند. از خوف اينكه روح اين انقلاب در جهان اسلام منتشر شود برنامههايي دارند براي مقابله با فرهنگي كه از اين كشور برخاسته است.
لزوم پرداختن به فرهنگ و مسئله مهندسي فرهنگي از جمله مسائلي است كه در دوراني كه ما در آن قرار داريم بسيار مهم است زيرا در اين برهه زماني ما احتياج به شناخت نيازهاي فرهنگي جامعه خود داريم و چنانچه اين كار را انجام ندهيم نيازهاي فرهنگي ما توسط غربي ها با الگوهاي دلخواه آنان به معضل فرهنگي بزرگي تبديل مي شود زيرا ما راه حلي ارائه نكرديم. لزوم مهندسي فرهنگي به معناي شناخت ساختار ها و نيازهاي فرهنگي در كلام رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز كاملا مشهود است چنانچه رئيس كميسيون فرهنگي در اين باره مي گويد: رهبر معظم انقلاب اسلامي شخصيتي هستند كه فرهنگي بودن ويژگي بارزشان است. ايشان در سالهاي اخير صحبت از مهندسي فرهنگي ميكنند. اين يك عنوان پرمعناست ولي چند نفر از ما دنبال اين هستيم كه كار مهندسي فرهنگي كنيم؟ مهندسي فرهنگي يك كار دسته جمعي است. آيا واقعا امروز در جامعه ما هماهنگي در كار فرهنگي وجود دارد؟
مهندسي فرهنگي
مهندسي فرهنگي يك كار گروهي است و چنانچه به درستي انجام شود تبعات مثبت آن بر روي اجتماع تاثير مي گذارد. مشكل امروز فرهنگ ما مشكل كمبود قانون براي كنترل فرهنگ در اجتماع نيست بلكه مشكل ما عدم درك صحيح از جايگاه فرهنگ است. دكتر حداد عادل در بيان وظايف كميسيون فرهنگي مجلس گفت: يكي از كارهاي كميسيون فرهنگي تلاش در جهت وضع قوانين فرهنگي است اما حقيقتا ما چند قانون ميتوانيم در يك دوره قانونگذاري وضع كنيم؟ ما در مجلس 12 كميسيون داريم و به تجربه ثابت شده كه ما در يك ماه بيش از يك قانون جامع نميتوانيم تصويب كنيم البته اصلاحيه و امثال آنرا داريم اگر اين ها و مسئله بودجه را كنار بگذاريم به هر كميسيوني سالانه يك قانون بيشتر نميرسد. ما به عنوان كميسيون فرهنگي در صورتي كه موفق باشيم 3 الي 4 قانون كه هر كدام شامل 10 تا 12 ماده داشته باشد و منظومهاي از قوانين باشد كه بتواند تأثير بسزايي داشته باشد ميتوانيم وضع كنيم.
بنده اصولاً اعتقاد دارم كه مشكل فرهنگ كشور ما مشكل كمبود قانون نيست. يعني جنس فرهنگ از نوعي است كه كمتر محتاج قانون و حد و مرز است. فرهنگ، انتخابات نيست كه حتما به دستورالعمل و مشخصات و دستورات معين نياز داشته باشد. مشكل اصلي حوزه فرهنگ قانون نيست هر چند كه به قانون نيز نيازمند است. اما مسئله اين نيست. كار ديگري كه ما ميتوانيم انجام دهيم مسئله نظارت است. اما با تعداد معدود نماينده اي كه ما داريم و وجود چند صد موسسه فرهنگي در كشور اين نمايندگان چگونه ميتوانند بر موسسات فرهنگي نظارت كنند؟ چقدر فرصت دارند؟ در صورتي كه نمايندگان نظارت كنند و مشكلات را دريابند و فريادي هم برآورند و حداكثر وزيري را هم عوض كنند چه اتفاقي ميافتد؟
درك نامناسب از جايگاه فرهنگ
دكتر حداد عادل در ادامه افزود: واقعاً براي ما امروز مسئله است كه ما به عنوان نماينده مردم در كميسيون فرهنگي مجلس چه كاري بايد انجام دهيم؟ البته ما هم به وظيفه نظارت و هم به وظيفه قانونگذاري خود ميپردازيم. اما اشتباه است اگر گمان كنيم مشكلات فرهنگ اينگونه مسائل است. مشكل اصلي ما درك درست از جايگاه فرهنگ در كشور و فقدان مديريت كارآمد در ساختارهاي فرهنگي است. ما هم تصورمان نسبت به جايگاه فرهنگ اشتباه است و هم براي كار فرهنگي مدير تربيت و آماده نكردهايم.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس هشتم درباره مسائل و مشكلات موجود به اهميت فرهنگ اشاره كرد و گفت: خيلي اوقات وقتي بحث فرهنگي به ميان ميآيد برخي از افراد به سراغ اقتصاد ميروند و ميگويند تمام مشكلات ما از جمله بدحجابي همه حاكي از فقر است و چنانچه عدالت برقرار شود همه مسلمان ميشوند! من قبول دارم كه عدالت اساس است اما يكي از جلوههاي عدالت ساماندهي ذهن و انديشه است. عدالت فقط برطرف كردن نيازهاي جسمي افراد نيست عدالت حفظ گوهر آدمي در درجه اول است نميتوان جامعه را در برابر امواج خطرناك رها كرد و واقعاً خيليها هستند كه مشكل اقتصادي ندارند بلكه مشكل فرهنگي دارند. براي حل مشكلات اقتصادي خيلي اوقات بايد بينش را تغيير دهيم اگر شما ملتي نداشته باشيد كه به مفهوم قناعت احترام بگذارند و مفهوم قناعت را به عنوان يك ارزش براي آنها نسازيد هر چه براي آنها مهيا كنيد باز هم سيراب نميشوند و اينكه انسان قانع باشد و حرص نزند اين يك در فرهنگي است. چه كسي در جامعه ما درباره حرص و نكته مقابل آن يعني قناعت صحبت ميكند؟ ما هر چه كه شرايط را فراهم كنيم افراد خود را با فراتر از خود مقايسه ميكنند اگر ميخواهيم حتي خدمات ما در عرصه اقتصادي و عمراني و رفاه به نتيجه برسد بايد يك بينش درست در اشخاص ايجاد كنيم. براي اينكه بتوانيم با جهان بيرون ارتباط موثر برقرار كنيم بايد به اصلاح دروني بپردازيم. در واقع يك عالم دروني را بايد اصلاح كنيم تا بتواند با عالم بيرون سازگار باشد.
فرهنگ به صورت علمي نگاه نشده است
متاسفانه چون به فرهنگ به ديد يك علم نگاه نشده همانند علوم ديگر همچون پزشكي و مهندسي نيز با آن برخورد نشده است و اهميتي كه به علوم و عرصه هاي ديگري همچون اقتصاد، سياست داده شده به فرهنگ داده نشده و از بيان رهبر معظم انقلاب فرهنگ با مظلوميت مواجه شده است.
بعد از سخنراني دكتر حداد عادل رئيس كميسيون فرهنگي مجلس دكتر بنيانيان به طح ديدگاه هاي خود در باره فرهنگ پرداخت. شايد بتوان گفت اصلي ترين محور سخنان دكتر بنيانيان رئيس حوزه هنري در همايش دو روزه توسعه و تحول ملي فرهنگ و هنر مسئله مظلوميت فرهنگ بود.
وي در ابتداي سخنان خود با بيان اينكه كاهش تقاضا در عرصه فرهنگ اثرات مخربي بر توسعه و شكوفايي فرهنگ دارد، گفت: رسالت اصلي حوزه هنري تاثيرگزاري هنر بر تحولات فرهنگي كشور است. يك بخش عرضه داريم كه هيچ نهادي جز حوزه هنري نيست كه هنرمندان جوان را شناسايي ميكند و حوزه هنري بتواند شرايط را فراهم آورد كه بتواند هنر و فرهنگ اسلامي را توسعه دهد. يكي از عواملي كه سبب عدم توسعه ما در عرصه فرهنگي و هنري مي شود كاهش تقاضاست.
اين تقاضاي فرهنگ براي مديران كشور چه در بخش خصوصي و چه در بخش عمومي شكل ميگيرد و به دلايلي كه خواهم گفت اين تقاضا بسيار ضعيف است و فرآيندهاي توليدكننده هنرمندان چه در عرصه عام هنر و چه در عرصه هنر ديني كه به كار خود ادامه ميدهد. دانشجويان در دانشگاه ها و هنرمندان در هنرستان ها به طور رسمي آموزش مي بينند اما در بخش خصوصي هنرجويان و دانشجويان به صورت گستردهتر الزاماً از مسير آموزش رسمي هنرمند نميشوند. اين ها خلاقيتهاي خود را با استفاده از تجربيات و آموزههاي كوتاهمدت به عرصه ظهور ميرسانند.
اين بخش به صورت وسيعي در حال گسترش است اما تقاضا در بخش وسيع شكل نميگيرد.
رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در ادامه اذعان داشت: اين در شرايطي است كه دشمنان ما آماده هستند كه گروه هاي پيشروان فرهنگي را برچينند و بخشي از آنها حتي در همين لحظه هم در حال برچيدن هستند. يعني ما اگر بحث تقاضا را در كشور خود سامان دهيم، مي توانيم در جهت جريان شناسايي استعدادهاي درخشان با توجه به تقاضاهايي كه به وجود مي آيد موفق تر باشيم.
جاي خالي نخبگان در فرهنگ
نكته بسيار مهمي كه دكتر بنيانيان در اين همايش بدان اشاره كرد موضوع اهميت دادن به نخبگان در عرصه فرهنگي بود. موضوع تقاضا يكي از محوري ترين مباحث رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي بود. متاسفانه ما در دهه اخير به اندازه اي كه تقاضا در عرصه هايي چون پزشكي و مهندسي داشتيم به آن اندازه در عرصه فرهنگ تقاضا نداشته ايم و همين امر سبب شده كه نخبگان ما بيشتر به علومي غير از علوم انساني گرايش پيدا كنند و اين از آثار كمبود تقاضا در عرصه فرهنگي است.
دكتر بنيانيان در اين باره گفت: جريان شناسايي استعدادهاي درخشان در عرصه مختلف به بركت وجود درآمدهاي نفتي شكل گرفته و بخشي از آن به صورت نخبگان در عرصههاي علوم مختلف وجود دارد و در حال حاضر نيز شاهد نتايج آن بعد از 30 سال هستيم. به طور مثال در عرصه پزشكي شاهد پيشرفت هاي خوبي بوده ايم چنانكه شاهد اين هستيم كه از كشورهاي ديگر بيمارانشان را براي درمان به كشور ما مي آورند. امروزه در هرجايي ما پزشكان متخصص را مي بينيم و در فاصله كوتاهي از محل سكونت هر فرد يك دكتر متخصص وجود دارد در صورتي كه در 30 سال پيش اينگونه نبود. شناخت استعدادهاي درخشان امري ضروري است اما به دليل كندي پيشرفت توسعه بخشي از اين استعداد شناسي را ميتوانيم استفاده كنيم و بخشي ديگر را دشمن مورد استفاده قرار ميدهد. كه به صورت فرار مغزها شاهد آن هستيم. اما اين وضعيت در عرصه هنر به اشكال مختلف وجود دارد و شايد هم فرار مغزها به كشورهاي توسعه يافته انجام نگيرد و نخبه به كشور پيشرفته نرود بلكه كشورهاي متمدن نخبه ها را به سربازان خود در كشور ما تبديل كنند و آنان را به نيروي مخرب فرهنگي براي ما تبديل ميكنند.
معضلات مديريتي
براي آنكه بتوانيم در عرصه فرهنگ پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته باشيم در قدم نخست بايد به مديران در عرصه هاي گوناگون مهندسي فرهنگي را آموزش دهيم و از مديران بخواهيم براي موضوع فرهنگ اهميت بسياري قائل شوند. متاسفانه مديريت ما در عرصه هاي گوناگون و بخصوص فرهنگي خالي از اشكال نيست رصد معضلات مديريتي نيز مي تواند راهكاري در جهت متوازن كردن فرهنگ در سطوح مختلف باشد.
دكتر بنيانيان با اشاره به معضلات مديريتي درباره وضعيت توجه به فرهنگ در جامعه امروزي ما بيان داشت: اولين نكته اي كه در اين باره وجود دارد معضلي است كه ما در نگاه مديران اجرايي اعم از مديران ارشد اجرايي يا مديران مياني و سطوح پايين در جامعه داريم. اين سطحبندي، سطحبندي ارزشي نيست در حوزه مديريت فرهنگي پيچيدهترين موضع مديريت فرهنگي يك دبستان است ما چون توسعه نيافتهايم فكر ميكنيم هر چه به سلسله مراتب بالاتر بياييم انسان هاي مهمي ميشويم چون توسعه نيافتهايم ميگوييم بزرگترين كارخانه فولاد مباركه، بزرگترين پالايشگاه و مد نظرمان بزرگي جايگاه ظاهري سازمان است چون ذهنمان توسعه نيافته است. اگر ذهن ما توسعه يافته بود نقاط توسعه را زياد ميكرديم بطور مثال امروز اصفهان از زيادي سرمايهگذاري مملو است اما از بعد فرهنگي رو به نابودي است زيرا نگرش اجراي مديران ما نگرشي توسعه نيافته نسبت به انسان و فرهنگ است. بنابراين اولين مسئله ما اين است كه نخبگان جامعه را از قيوميت عناصر مختلف اجتماعي، اقتصادي و سياسي آزاد كنيم و بگوييم دوستان فرهنگي آزاده باشيد و بگوييد ما انقلاب كردهايم كه انسان بسازيم.
رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي با بيان نقش مهم مديران در فرهنگ گفت: فرهنگ را همه ميسازند و فرهنگ حاصل تلاش استاندار و امامجمعه و مديران اقتصادي، احتماعي، سياسي و مديران بخش هاي خصوصي است و همه اين ها دست به دست هم ميدهند تا فرهنگ شكل بگيرد. در مجموعه تحولات فرهنگي همه اين ها نقش دارند. مديران فرهنگي بايد بخشي از نگاهشان به مخاطبان باشد و بخش اصلي كارمان بايد اصلاح كاركرد مديران همسطح قوا باشد. تا در گام اول نخبگان بيدار شوند و نگاهي كه رهبر معظم انقلاب به فرهنگ دارند آن نگاه را پيدا كنند.
در اين بين استفاده از سخنان كارشناسان و در راس آنان رهبر معظم انقلاب و بررسي سخنان ايشان مي تواند ما را در پيمودن راه تحول فرهنگي رهنمون كند.
دكتر بنيانيان با اشاره به بيانات گوهر بار رهبر معظم انقلاب بيان كرد: رهبر معظم انقلاب ميگويند: مسئله فرهنگ را بايد مسئله اول اين كشور به حساب آورد و بدون ترديد با تقويت و پشتيباني بنيههاي فرهنگي پيشرفت اين كشور در تمام زمينهها تضمين خواهد شد. اما اگر فرهنگ كشور اصلاح و پايههاي آن مستحكم نشود به احتمال زياد برنامهريزي در همه كارها بيهوده خواهد بود و به نتايج قطعي نميتوانيم برسيم. من به عنوان يك عنصر فرهنگي از اينكه بخش عمده اخبار تلويزيون ما را طرح برخورد پليس با اراذل و اوباش و بدحجابي تشكيل ميدهد، متأسفم. يعني ما مديران فرهنگي كاركرد درستي نداشتهايم كه بعد از 30 سال اين ميوهها در حال چيدن است. بزرگترين و مهمترين حرفها را رهبر معظم انقلاب گفتهاند.
نياز به رصد فرهنگي
مسلما براي آنكه بتوانيم در راه تحول فرهنگي موفق باشيم ابتدا بايد با رصد و مهندسي لايه ها و سطوح فرهنگ را شناسايي كنيم و به سراغ تحول در سطوح بنيادين فرهنگ برويم تا بتوانيم فرهنگسازي را به امري دروني تبديل كنيم.
لازم است هنگامي كه سخن وارد لايه مديران فرهنگي ميشود بحث را از كليگويي خارج كنيم. يكي از مباحث مديران فرهنگي تغييرات فرهنگي است بخشي از تغييرات ارادي است و بخشي از اين تغييرات كار كردن بر روي باورهاي افراد است تا با تغيير آن ارزشهاي وجودي آن تفسير كند و رفتارش اصلاح شود. بخش اعظم تغييرات جامعه، تغييراتي است كه با توجه به كاركردهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، نظامي و انتظامي شكل ميگيرد. به ميزاني كه ما بتوانيم بازدهي و ثمربخشي فعاليتهاي ارادي خود را افزايش دهيم و آثار غيرارادي را شناسايي كنيم مي توانيم در اين مهم موفق باشيم. رهبر معظم انقلاب از اهميت فرهنگ و از طرفي لزوم مهندسي فرهنگي را بيان ميكند و خودشان هم ميفرمايند در طرح و برنامه و فعاليتي بايد پيوسته فرهنگي باشد اين فرهنگ كه اساس و اصل است.
حسن بنيانيان با بيان اهميت تقاضاي فرهنگي در عرصه هاي مختلف گفت: هر عزيزي بر سنگر اقتصادي، سياسي، اجتماعي هر تصميم كلاني را به عهده دارد از دو زاويه به فرهنگ نگاه ميكند.
اول اينكه تصميمات من چه تأثيري بر فرهنگ دارد؟ دوم اينكه تحقق اهداف من چه موانعي را در فرهنگ دارد؟ وقتي اين بينش در مديران ايجاد شود تقاضا براي نخبگان فرهنگي شكل ميگيرد. در اين صورت يك دفتر مطالعاتي جدي شكل ميگيرد كه آن وقت افراد و مديران اجرايي ما آرامآرام كاركرد فرهنگي را درك ميكنند و نهادهاي مختلف از نهادهايي همچون حوزه هنري و سازمان تبليغات اسلامي و وزارت ارشاد هنرمندان و كارشناسان فرهنگي را مي خواهد كه بتوانند در حوزههايي همچون اقتصاد روي بخشي همچون قناعت كار كند. چند توجه به تغييرات فرهنگي لازم است ما بايد به تغييرات سريعي كه داريم توجه كنيم. بخشي از اين كمتوجهي معضل نگرشي مديران به مسئله فرهنگ و مسئله نارساييهاي ساختار سياسي است. در ذات دين ما مردمسالاري است، يك خانواده هستيم و با تعامل بايد جامعه خويش را به حركت درآوريم. اما شكل سازماندهي فرهنگ در جامعه ميتواند فرهنگ را در اجزاي سياسي قرار دهد. اين وجود يك نگاه تعاملي ميان مسئولان سياسي و هنرمندان بسيار مهم است.
رئيس حوزه هنري با اشاره به اوضاع كشورهاي آسياي شرقي، گفت: اگر ما به كشورهايي مثل ژاپن، چين توجه كنيم درمييابيم كه بيش از ما به فرهنگ توجه كردهاند. ما چه در قبل از انقلاب و چه در بعد از انقلاب اهميت و جايگاه نيروي انساني را درك نكردهايم. مديران اجرايي ما هنوز اهميت نيروي انساني را درك نكردهاند. كه اهميت آموزش و فرهنگ درك نشده است. مسئله بعدي وجود كشورهاي پيشرفته است كشورهاي توسعه يافته چون در ابتداي راه پيشرفت نبودند خودشان الگوي كار خودشان بودند وقتي ما به كشورهاي توسعهيافته و به ظاهر آنها نگاه ميكنيم فكر ميكنيم توسعه يعني احداث بزرگراهها و گمان ميكنيم با احداث اين سازهها مسير و پيشرفت را با سرعت طي ميكنيم و در صورتي كه ما راه توسعه را به سرعت طي نميكنيم بلكه دچار يك عدم تعادل جدي هستيم. بنابراين ديدن كشورهاي توسعهيافته و توجه به ظاهر آنان سبب شده كه ما مسير توسعه را از انتها به ابتدا طي كنيم. ساختار فيزيكي براي ما محور ارزيابي دولتهاست. بايد فضايي از رسانهها در اختيار ما قرار بگيرد كه فرهنگ عمومي را احيا كنيم و در اين مقطع زماني بگوييم نمايندهاي كه دلش براي انگيزه معلم ميسوزد نماينده مناسب است نه نمايندهاي كه ساختمان مدرسه براي او مهم است.
ايجاد مهارت هاي فرهنگي براي مديران
رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در پايان گفت: با دامنه بسيار گسترده اختلافات نميتوان برنامهريزي فرهنگي كرد چون دستگاهها مقاومت ميكنند و ما براي اينكه بتوانيم تحولات فرهنگي را از مسائل سياسي مقطعي دور كنيم بايد فرهنگ را در يك محور با سياست اساسي اسلامي قرار دهيم و روابط اين دو را با هم تنظيم كنيم.
ما در اين مقطع از مسائل فرهنگي با بيان فرضيههايي كه مطرح ميكنيم بايد رصدعلمي كنيم و هر تصميمي كه مديران ميگيرند بايد با درك فرهنگي باشد و چنانچه مديران ما در عرصه هاي گوناگون مهارت فرهنگي ندارند بايد يك دوره كوتاه فرهنگي ببينند. ما با وجود يك دولت فرهيخته و رهبر معظم انقلاب و داشتن يك رئيس مجلس فرهنگي و بودن يك شخصيت فرهنگي كه در مقام رياست كميسيون فرهنگي هستند شرايط كشور را در يك فرصت تاريخي ميبينيم كه بايد از آن استفاده كنيم. تكتك، نسبت به اين پروسه تاريخي وظايفي داريم. ما بايد حرف هاي عالمانه بزنيم. برگزاري همايشهاي علمي نياز كشور است و در صورتي كه همايش تشريفاتي است اصراف است. ما براي هنرمند متعهد تقاضا ميخواهيم.
بعد از سخنراني رئيس حوره هنري مقالات ارائه شده توسط اساتيد ارائه شد و ارائه دهندگان مقالات به بيان شرحي مختصر از مطالب خود پرداختند و به سئوالات حضار پاسخ دادند.
25 مقاله مورد بررسي قرار گرفت و در انتها نيز 5 طرح به عنوان طرح هاي برگزيده مطرح شد. پرداختن به مشكلات فرهنگ و ارائه مقالات و الگو هاي علمي مي تواند راهكاري مناسب براي توسعه و تحول در فرهنگ باشد سخن از تحول فرهنگي شامل تغيير در تمام عرصه هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي شود زيرا فرهنگ به صورت مستقيم يا غير مستقيم با تمامي نهادهاي اجتماعي در تعامل است. مهندسي فرهنگي به ما كمك مي كند تا بتوانيم الگوهاي بومي را براي رسيدن به توسعه در قدم اول خلق و سپس استفاده كنيم. |