باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 69 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اسلام، زن و چالش‌هاي جهاني شدن(2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سرور - اسفندياري

منبع: ماه نامه - پيام زن - 1386 - شماره 9، آذر

 
 

زنان در بستر بي هويتي جهاني

چالش هويتي يكي از آثار و نتايج ناشي از جهاني شدن به شمار مي‌آيد. و شايد بتوان گفت ايدئولوژي جهاني شدن بزرگ‌ترين تهديد براي هويت بشر بخصوص جامعه زنان مي‌باشد. جهاني شدن عمدتاً ارزش‌ها و هنجارهاي نظام سرمايه‌داري را در ديگر جوامع تعميم مي‌دهد و در ساحت‌هاي اجتماعي جوامع، نوعي بحران هويت را به وجود مي‌آورد.

غربيان با انديشه جهاني شدن، و با شعار تشابه حقوقي زن و مرد، دنياي زنان را به چالش كشانده‌اند. در دنياي غرب از شعار تشابه بيش از همه زن‌ها صدمه ديده‌اند. اولاً به بهانه تشابه زن و مرد، تقسيم مسئوليت‌هاي خانوادگي به طور مساوي ميان زن و مرد مطرح شده و مهريه و نفقه به دليل آنكه توهين به شخصيت مستقل زن به حساب مي‌آيد و زن را موجودي وابسته مي‌انگارد، بايد از ميان برود و زنان به ناچار براي تأمين مالي و براي به دست آوردن شخصيت اجتماعي، به بازارهاي كار هجوم آورده‌اند. اما از سوي ديگر، زنان به دليل دغدغه مسائل خانوادگي و تفاوت‌هاي استعدادي از مكان رقابت كافي با مردان، به ويژه در سمت‌هاي مديريتي، عاجز هستند. مهد كودك‌ها و پانسيون‌ها توانسته تا حدودي از دغدغه آنان بكاهد و غذاهاي آماده تا اندازه‌اي مي‌تواند خلأ حضور آنان در منزل را پر كند. اما در عمل، زنان بيش از مردان از نظر جسمي و روحي فرسوده مي‌شوند و مجبورند علاوه بر فعاليت‌هاي شغلي فشار كار خانگي را هم تحمل كنند. از همه مهم‌تر آنكه زنان شاغل عملاً قدرت ابتكار در ميدان خانواده را به عنوان مادر و همسر از دست مي‌دهند. آنان گرچه بر خلاف مادران خود به استقلال اقتصادي دست يافتند اما نقش اصلي خود را در هدايت معنوي شوهر و فرزندان وانهادند. به اين ترتيب، زنان ماندند با زندگي‌هاي بي‌روح، شرايط نامناسب در محيط كار، فقدان تفاهم و سازگاري با همسران و بالاخره فرزنداني كه در دامن عاطفه مادري پرورش نمي‌يافتند و در اولين فرصت پيوند خويش را از خانواده مي‌گسيختند و والدين را مانعي بر سر راه خويش مي‌دانستند. همين شرايط به تدريج آسيب‌هاي حاد اجتماعي پديد مي‌آورد كه امروز گريبان تمدن غرب را سخت گرفته و جوامع غربي را با بحران‌هاي اجتماعي مواجه ساخته است و غربيان با انديشه يكپارچگي و يكسان‌نگري اين چالش‌هاي به وجود آمده در جوامع خود را به ديگر كشورها و جوامع منتقل مي‌كنند. تزلزل بنيان خانواده و طلاق‌هاي زودرس، كودكان و نوجوانان آواره، زنان بي‌سرپرست، سوءاستفاده‌هاي جنسي و حتي مسائلي از قبيل همجنس‌بازي يا همزيستي به جاي زناشويي و دهها معضل اجتماعي ديگر، در يك تحليل دقيق، غالباً ريشه در جابه‌جايي نقش‌هاي مردان و زنان و غفلت از جايگاه واقعي هر كدام از آنان دارد.

 

زنان و چرخ‌دنده‌هاي اقتصاد و جهاني شدن

استفاده از نيروي عظيم انساني زنان و اينكه آنان نيمي از جمعيت را تشكيل مي‌دهند و بايد در مراحل پيشرفت از آنان مدد جست بارها و بارها توسط مناديان و طرفداران جهاني شدن گوشزد مي‌گردد حال آنكه هيچ‌گاه پاسخ روشن و مستدلي در تعيين جايگاه زنان در مراحل توسعه با توجه به ويژگي‌هاي خاص اين قشر ارائه نمي‌شود. اگر در ايجاد تفاوت در نقش‌هاي زنان و مردان در طول تاريخ همواره متهم رديف اول ظلم تاريخي به زنان، مردسالاري، حاكميت فرهنگ سنتي و … مطرح مي‌گردد، آن روي سكه همواره مورد غفلت قرار مي‌گيرد كه شايد بعضي تفاوت‌ها مستقيماً به انتخاب، اختيار و باور زنان بستگي دارد و بايد به اين گونه انتخاب‌ها ارج نهاد، تفاوت‌ها را پذيرفت و با توجه به اين تفاوت‌ها جهت حضور زنان در عرصه‌هاي اجتماعي برنامه‌ريزي نمود.

از آنجا كه رشد اقتصادي و جهاني شدن در ابعاد اقتصادي مبتني بر بازار آزاد و گسترش بازارهاي فراملي است، به تعبير جامعه‌شناسان غربي، مستلزم وجود جامعه‌اي بدون خانواده و در نهايت بدون فرزند است كه اين خود نسبي شدن روابط خانوادگي و جنسي را مي‌طلبد. خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي در فرآيند جهاني شدن دچار تناقضات روزافزون مي‌شود. از يك سو ضرورت مشاركت اقتصادي زنان و در سوي ديگر تمايلات مادر بودن و بچه‌دار شدن قرار دارد كه اين دو تعارض با يكديگر قرار گرفته‌اند و به دليل اينكه پديده جهاني شدن مولود افكار سكولاري و ليبراليسمي است لذا جايگاههاي ارزشي و اعتقادي زنان در محيط جامعه و خانواده كم رنگ و ناديده گرفته مي‌شود و به تعبير ديگر، تعريف جديدي از مرتبه و جايگاه زنان در فرايند جهاني شدن انجام شده است.

زنان جهان، به ويژه در جوامع در حال گذر رنج‌ها و مرارت‌هاي بيشماري كه ناشي از بروز تضادهاي موجود ميان نقش فردي، خانوادگي و اجتماعي است را متحمل مي‌شوند، اما نتيجه اين وضعيت منحصراً بي‌ثباتي در زندگي روزمره و روابط مادي نيست، بلكه تقابل‌هاي موجود ميان هويت‌هاي چندگانه از يك سو و تضادهاي فرهنگي ناشي از جهاني شدن، حوزه‌هاي بحراني جديدي را براي زنان به وجود مي‌آورد.

در جهاني كه به دو قطب پيشرفته و عقب افتاده تقسيم مي‌شود و مي‌خواهد در جريان جهاني شدن قرار گيرد، در اين روند، زنان جوامع عقب مانده، عقب مانده‌ترند. حتي در جوامع پيشرفته كه حداقل رفاه و برخورداري براي عموم مردم به طور يكسان تعريف نشده و گروههاي فقير و محروم هم وجود دارند، زنان فقيرتر و محروم‌ترند. اما سهم فقر و محروميت زنان نه تنها به طور كمي بيشتر است بلكه به شكل كيفي هم عميق‌تر و آزاردهنده‌تر است؛ چرا كه زنان عمدتاً مسئوليت تأمين نيازهاي كودكان را هم به عهده دارند. آنها نه تنها از گرسنگي و فقر و بي‌سرپناهي خويش در رنجند، بلكه بيش از آن براي كودكان بي دفاع و ناتوان خويش رنج مي‌برند.

اين در حالي است كه زنان براي دستيابي به منابع درآمد و ثروت محدوديت‌هاي بيشتري دارند. زنان كم سوادترند، مهارت و تخصص كمتر دارند، زنان غالباً قدرت چانه‌زدني براي درآمد بيشتر و امكانات رفاهي و بيمه و … را كمتر دارند و معمولاً نيروي كار ارزان، كم‌توقع و كم‌دردسر به حساب مي‌آيند. با اين وصف درصد قابل توجهي از زنان در جوامع امروزي سرپرست خانوار هستند وبايد خود به تأمين معاش خود و كودكان‌شان بپردازند.

 

اما در آخر

بحران‌ها ناشي از جهاني سازي اقتصادي و فرهنگي در حوزه زنان را فقط مي‌توان با الهام‌پذيري از قانون الهي و طبيعي تحقق بخشيد.

در دنياي كنوني زن مسلمان كه از يك سو معتقد و وابسته به يك هويتي ديني نيرومند و غني به نام اسلام بوده و از سوي ديگر در جهان پيشرفته و متغير كنوني – كه بسياري از مفاهيم عوض شده و جاذبه‌هاي جديدي به وجود آمده كه ابهام و ترديدهايي در مفاهيم و ارزش‌هاي سنتي پيشين به وجود آمده قرار دارد- وظيفه دشوار و سنگيني به دوش مي‌كشد. در پرتو تجولات جديد و درك و آگاهي‌هاي به دست آمده، طبعاً خواهان توجه بيشتر نظام سياسي، اجتماعي جامعه به خود و استيفاي حقوق مغفول خويش و كشف و استفاده از توانمندي‌هاي بالفعل و بالقوه‌اش مي‌باشد، ضمن اينكه مراقب حفظ هويت زن بودن انسان خويش، ارزش‌ها و سنت‌هاي اصيل، پرهيز از افتادن در وادي بي‌هويتي و تصورات موهوم به خيال كسب استقلال و تساوي همتايي كامل با مردان خواهد بود، در زمينه‌هاي مثبت براي ارتقاي جايگاه جامعه زنان در فرايند جهاني شدن نيز، با ديد منصفانه و عادلانه قدم برمي‌دارد.

 

پي‌نوشتها:

1- يان ارت شولت، نگاهي موشكافانه به پديده جهاني شدن ، مترجم: مسعود كرباسيان، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، چ اول، 1382.

2- سيد طه مرقاتي، مجموعه مقالات جهان شمولي اسلام و جهاني سازي، ناشر مجمع تقريب مذاهب اسلامي، چ اول ، 1382.

3- منصور نصيري، پرسمان مدرنيسم و پست مدرنيسم، مركز مديريت حوزه علميه قم، چ اول، 1385.

4- كتاب نقد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران، ش 24- 25، پاييز و زمستان 1381.

5- كتاب نقد، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران، ش 17، زمستان 1379.

6- كتاب نقد، ش 36، پائيز 1384.

7- اينترنت.

8- ماهنامه حورا، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، ش 11.

9- سيد عبدالقيوم سجادي، درآمدي بر اسلام و جهاني شدن، قم ، بوستان كتاب قم، ج اول، 1383.

 

    126 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسلام (478)
●   جهانی شدن (364)
●   زنان (241)

عناوين مرتبط
●  اسلام، زن و چالش‌هاي جهاني شدن(1) 

دسته
●  

رسته :2

تاريخ ارسال:13/05/1387

تاريخ شمسی نشر:00/09/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب