باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 64 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
كالبد به مثابه هویت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: ناصر - فكوهي

منبع: روزنامه - کارگزاران

 
 

موضوع بدن و مهارت‌ها و روش‌های استفاده از آن از قدیمی‌ترین حوزه‌هایی است كه انسان‌شناسان به آن پرداخته‌اند و از زمانی كه رساله مارسل موس با عنوان «فنون كالبدی»بیش از 50 سال پیش به انتشار رسید تا امروز و از خلال آثار انسان‌شناسان دیگر فرانسوی، از جمله لوبروتون، می‌توان تمایل به درك كالبد به مثابه حامل بیولوژیك هویت فرهنگی فرد و از خلال فرد، جامعه را تشخیص داد. با این وصف، آنچه در طول سال‌های اخیر از خلال فرآیندهای چند سویه جهانی شدن و از جمله از طریق چرخش بی‌پایان تصاویر در شبكه(اینترنت، ماهواره‌ها و مطبوعات... ) حائز اهمیت است، اینكه بدن هر چه بیشتر از آنكه صرفا حامل بیولوژیك فرهنگ از طریق مهارت‌های زندگی روزمره(كار كردن، نشستن، خوابیدن، راه رفتن، و... ) باشد، در عین حفظ كردن این جنبه از خود، در حال تبدیل شدن به یك ابزار استراتژیك نیز هست. البته شاید بهتر می‌بود می‌گفتیم، استراتژیك و تاكتیك. اما درباره استفاده تاكتیكی از بدن، بسیار بحث شده است و شاید تنها بتوان برای اشاره به مفهوم «صحنه‌پردازی روزمرگی»یا «ایدئولوژی روزمرگی»یعنی دو نظریه از میان نظریه‌های متعدد كه به ترتیب به وسیله ایروینگ گافمن، جامعه‌شناس آمریكایی و هانری لوفبور، فیلسوف فرانسوی، مطرح شده‌اند، در این زمینه و به ما‌به‌ازاهای فضایی این نظریه‌ها در زمینه فضا، آن‌گونه كه در نظریه‌های معماری از لوكوربوزیه تا ایموس راپاپورت شاهد آنها بوده‌ایم، اكتفا كرد. اما درباره استراتژی‌های استفاده از بدن كمتر می‌توان رویكردهای نظری مورد اجماعی یافت زیرا بحث از خلال مجموع مباحث جهانی شدن تنها در آغاز خود است و به‌طور كلی هم از آنچه «روش‌شناسان مردمی»(ethnomethodology) مثل گارفینكل مطرح می‌كنند، متفاوت است و هم با آنچه اندیشمندانی كه در تداوم مطالعات فرهنگی بیرمنگام، قرار گرفته‌اند همچون ادوارد هال و مفهوم «فاصله»(نگاه كنید به كتاب «بعد پنهان»كه به فارسی نیز ترجمه شده است) در نزد او. در واقع استراتژی كالبدی را باید عمدتا از خلال رابطه‌ای دراز‌مدت‌تر از روابط تاكتیكی با كالبد جست كه هر چند ممكن است از همان ابزارها(نظیر آرایش، پوشش، تغییرات اندامی‌ و جسمانی... ) استفاده كند، اما این كار را در منطقی بسیار عمیق‌‌تر و چشم‌اندازهایی بسیار انسجام‌یافته‌تر(هر چند احتمالا ناخود‌آگاه) انجام می‌دهد كه هدف از آنها یا مثبت هستند و یا منفی: یا ایجاد، تقویت، تداوم بخشیدن، گسترش و انتقال یك هویت یا یك مجموعه هویتی و یا تخریب، تضعیف، ممنوعیت، تقلیل و مانع شدن از انتقال چنین هویتی.

نتیجه آن است كه در استراتژی كالبدی، كالبد تنها در رابطه با خود قرار نمی‌گیرد، بلكه از كلیشه‌های از پیش‌ساخته‌شده‌ای حركت می‌كند كه خود می‌توانند در فرآیندهای مختلفی شكل گرفته باشند. اگر خواسته باشیم موضوع را در شكل حاد و مبالغه‌آمیز آن مطرح كنیم می‌بینیم كه یكسان شدن(‌uniformisation) پوششی در یك جامعه یا یك نهاد مشخص(‌مثلا در ارتش) در خدمت آن است كه نه فقط هویت‌های فردی پراكنده(‌و به همین دلیل سركش) فردی را در یك تجمع و موقعیت یكپارچه(لااقل نسبی) قرار دهد، بلكه استراتژی مشابهی نظیر این كار در سطح جامعه نیز انجام می‌گیرد كه كاملا با نظریه فوكویی قدرت و كنترل كالبدی برای ایجاد كنترل اجتماعی انطباق دارد. برای مثال آنچه در چین كمونیست یا در دوره حكومت خمرهای سرخ در كامبوج انجام شد و همه وادار به پوشیدن لباس‌های یكسان شدند، از یك‌سو، و آنچه در همین دوران منتها به صورتی انعطاف‌پذیر‌تر؛ عمیق‌تر، ظریف‌تر و زیركانه‌تر و به خصوص درونی‌شده‌تر در كشورهای غربی انجام گرفت، یعنی ایجاد نوعی لباس متحد الشكل(‌كت و شلوار و كراوات برای مشاغل بالا و لباس آبی كارگری برای مشاغل پایین) در پهنه‌های بزرگی از جامعه و حوزه‌های بزرگی از كار، هر دو گویای تمایل‌های مشابه به كنترل اجتماعی جامعه از طریق یك ایدئولوژی صوری بودند كه البته عمر هر دوی آنها نیز به سر آمد، ولی آنجا كه استراتژی از خلال درونی كردن می‌گذشت(غرب) عمر بسیار بیشتری داشت.

امروز نیز، استفاده از استراتژی‌های كالبدی را می‌توان در شكل پیچیده‌ای تقریبا در تمام فرهنگ‌ها مشاهده كرد. هر چند كه ورود هر چه بیشتر عنصر ایدئولوژیك(‌در مفهوم سازوكارهای قدرت) در آنها می‌تواند داده‌ها را به كلی تغییر دهد و این مبحث دیگری را برای ما می‌گشاید. اما در اینجا به گفتن همین بسنده می‌كنیم كه قدرت ایدئولوژیك از خلال ابزارهای الزام‌آور سبب دو‌گونه تاثیر‌گذاری بر استراتژی‌های كالبدی می‌شود كه می‌توان آنها را زیر دو عنوان كلی(كه طبعا نیاز به بحث بیشتری دارد) طبقه‌بندی كرد: از یك‌سو، دنباله‌روی(‌‌یا هم‌‌شكل‌گرایی)(conformism) و از سوی دیگر مقاومت(resistance). در هر یك از این دو گرایش سوژه چه در قالب فردی و چه به مثابه جزئی از یك جماعت(community) به دلیل واكنشی مثبت یا اطاعـت(مورد اول) یا منفی؛ شورش(مورد دوم) از ایدئولوژی قدرت غالب استراتژی كالبدی خود را تعیین می‌كند.

پرسش نهایی، كه در اینجا صرفا به صورت اشاره‌ای كوتاه به آن پاسخ می‌دهیم و پاسخ مفصل به آن را به فرصتی دیگر وامی‌گذاریم آن است كه آیا در شرایط چندسویگی‌های پیچیده ناشی از فرآیندهای بی‌شمار جریان‌یافته در روند جهانی شدن، اصولا چنین شكلی از كنترل‌ها امكان‌پذیر است یا نه. برای پاسخ به این سوال باید منطق قدرت را درك كرد كه یكی از ابعاد آن تفاوتی اساسی است كه این منطق با مفهوم زمان دارد. رابطه این منطق با زمان و با مفهوم عام‌تر تاریخ، رابطه‌ای عمدتا اسطوره‌ای است و نه رابطه‌ای واقعی و كالبدی(ولو در تركیبی از مادیت و ذهنیت) به‌گونه‌ای كه ما در افراد حقیقی در جامعه می‌بینیم. قدرت خاصیت «خود‌شیفتگی»(narcissism) دارد و بنابراین می‌تواند با استفاده از ابزارهایی كه پایه و اساس آنها صرفا یك «زور فیزیكی»است به بر‌ساخت‌هایی(construction) دست بیابد كه در روند اسطوره‌ای شدن خود، منشاء خویش(یعنی زور) را حذف كرده و در یك رابطه زبان آفرینشی(glottogensis) قرار می‌گیرند به‌گونه‌ای كه به واژگان همان قدرتی را می‌دهند كه باید در پدیده‌های فیزیكی وجود داشته باشد و این قدرت ذاتا قدرتی «افسون‌كننده»دارد كه تاثیر اصلی آن(‌و برخی معتقدند تنها تاثیر آن) به مثابه تاثیری كه دراز‌مدت فرض می‌شود، تنها بر خود كسانی است كه آن را آفریده‌اند. بدین ترتیب است كه استراتژی كالبدی به موضوعی سیاسی تبدیل می‌شود و این تصور به وجود می‌آید كه چنانچه بتوان شكل‌ها را كنترل كرد، می‌توان محتوای آنها را نه فقط در كوتاه، بلكه در دراز‌مدت نیز كنترل كرد و حتی به طور دائم تغییر داد. در حالی كه آنچه در عمل اتفاق می‌افتد(و به این موضوع در آینده باز می‌گردیم) دقیقا عكس این است، یعنی محتواها، شكل‌ها را «دستكاری»(manipulation) كرده و در نهایت از آنها همان چیزی را می‌سازند كه نظام اجتماعی می‌خواهد. این معنای دقیقی است كه در روند استراتژی‌های كالبدی در سطح یك جامعه اتفاق می‌افتد و برای كالبد، جنبه‌ای بیولوژیكی‌ فرهنگی دارد یعنی هویت آن را در روند تنها زمان واقعی(‌یعنی زمان روزمرگی) و تنها مكان واقعی(‌یعنی فضای روزمرگی) كه غیر‌قابل ایدئولوژیزه شدن(‌جز در اشكال خود‌شیفتگی قدرت) هستند، تولید و بازتولید می‌كند.

 

    50 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   هویت (67)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/05/1387

تاريخ شمسی نشر:25/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب