در خواست آشتى كشورهاى عربى با دولت جديد عراق از اولين طرح هاى مقام هاى بغداد و امريكا پس از سقوط صدام بود كه به مدت ۵ سال روى ميز وزارت خارجه كشورهاى عربى معطل ماند.
اين ترديد طولانى نيز دليل روشنى داشت، دولت هاى عربى همه چيز را در باره آشتى با بغداد موكول به نتيجه جنگ قدرت مخالفان اين كشور با بغداد كرده بودند. اما آنها اين ايده خويش را در قالب يك پيشنهاد ديپلماتيك و به ظاهر موجه مطرح كردند.
ديپلمات هاى عرب با اشاره به پاره اى از تعرضات مشكوك به سفارت خانه هاى مصر و اردن مدعى شدند كه هنوز بغداد امن نيست و تا برقرارى ثبات بلند مدت در عراق حاضر به گشايش سفارت خويش در اين كشور نيستند.
در كنفرانس هاى مختلفى كه طى اين مدت پيرامون آينده عراق برگزار شد ديپلمات هاى عربى اين موضوع را به صورت يكى از پيش شرط ها و بهانه هاى آشتى با بغداد مطرح ساختند.
تحمل اين مشى دوگانه براى دولت مالكى بسيار دشوار بود كه جبهه عربى از يك سو منبع تغذيه شورش ها هستند واز طرف ديگر شرط دوستى را فرونشاندن اين موج ناامنى ها قرار مى دادند.
به هر حال دولت مالكى كه برخى محافل عربى براى سقوط آن حتى شمارش معكوس گذاشته بودند آرام آرام توانست سيطره خويش را بر امور سياسى وامنيتى كشور برقرار سازد.
عمليات هاى پى در پى در الانبار، موصل و بصره مهم ترين ميدان آزمون مالكى بود تا توانايى خويش را به رخ حريفان بكشاند.
او در اين رشته حملات نظامى علاوه بر آنكه صلاحيت فرماندهى و رهبرى خويش را به اثبات رساند بلكه نخستين بار توانست سازمان از هم پاشيده نيروى امنيتى و ارتش بومى عراق را نوسازى كند.
اين كه همه عمليات هاى موصل و بصره به دست قواى امنيتى عراق انجام شد براى هر دو طرف عربى و امريكايى پيامى از شگفتى همراه داشت.
اعراب كه شرط بازگشت ديپلمات هاى خويش را بهبود اوضاع امنيتى در عراق خوانده بودند پس از اين راهى جز به رسميت شناختن اقتدار و حاكميت جديد بغداد نداشتند.
تاحدى كه كاندوليزا رايس به ناچار اقرار كرد كه «پيشرفت هايى در زمينه اوضاع امنيتى و همچنين مصالحه سياسى در عراق به وجود آمده است و كشورهاى عربى بايد به اين پيشرفت ها توجه كنند».
البته مالكى در اين نمايش توان نظامى خويش از تاكتيك ديگرى هم بهره جست و آن هجوم بى وقفه به پايگاه صدريون در بغداد و بصره بود.
اين حملات از حيث سياسى اين پيام را براى جناح عربى در پى داشت كه شبه نظاميان شيعه نيز به موازات شبه نظاميان سلفى مهار مى شوند.
به نحوى كه حتى برخى از محافل عراقى اظهار عقيده كردند كه مالكى از مهار جيش المهدى به عنوان ابزارى براى جلب اعتماد امريكا و اعراب استفاده مى كند.
البته در اين اثنا بغداد نيز بى ميل نبود كه رسوبات بدبينى اعراب مبنى بر روابط يكطرفه دولت مالكى با ايران نيز زدوده شد. در واقع برخوردهاى بدون تبعيض حكومت بغداد به جناح هاى مختلف اثبات كرد كه فرضيه اعراب تحت عنوان نفوذ پنهان ايران در نظام تصميم گير بغداد پندارى بيش نبوده است.
عامل ديگرى كه در چرخش نگاه اعراب مؤثر واقع شد سياست جذب گروه هاى ناراضى سنى از سوى دولت مركزى عراق است.
در چند ماه اخير سران ائتلاف حاكم بر بغداد و در رأسشان جلال طالبانى، مالكى و حكيم تلاش ها و رايزنى هاى گسترده براى بازگشت گروه هاى ناراضى كه دراعتراض به سياست دولت اين كشور كابينه را ترك كرده اند، انجام دادند.
اين مذاكرات با احزاب و ائتلاف هاى سرشناسى مثل العراقيه و التوافق صورت گرفت كه در صحنه سياسى عراق به عنوان پل هاى ارتباط دولت هاى عربى شناخته شده اند.
اين رايزنى ها در نهايت به نتيجه رسيد و به زودى دولت مالكى با تركيب تازه و حضور نمايندگان اين گروه ها و على رغم غيبت وزراى صدريون شروع به كار خواهد كرد.
در واقع طرح بازسازى و ترميم كابينه يكى ديگر از كارت هاى بازى مالكى بود. او از اين اهرم براى جلب رضايت طرف هاى عربى و ترميم سياست خارجى خويش بهره جست.
اما سومين وشايد مهم ترين عامل تغيير رويكرد اعراب را بايد در موقعيت امريكا و محاسباتى كه محافل عربى از اين موقعيت دارند جست و جو كرد.
زمزمه بازگشت اعراب به بغداد درست زمانى به گوش رسيد كه در واشنگتن و بغداد نگاه ها به سمت خروج نظامى امريكا از اين منطقه چرخيد.
افول قدرت بوش كه كانون آن بحران عراق است موضوعى است كه امروز بيش از همه همسايگان عربى عراق را به تكاپو وا داشته است و ترديد نبايد داشت كه بحث بازگشت سفراى عربى به بغداد بخشى از راهبرد اعراب براى عراق پس از بوش است.
آنها دراين رجعت شتابزده سعى دارند براى بسيارى از نگرانى هاى خويش پاسخ يابند.
از يك طرف اعراب دغدغه رقابت با ديگر كشورهاى منطقه بويژه ايران و تركيه را دارند و اين مسئله را حتى به صورت بدبينانه و با عنوان نگرانى از افزايش نفوذ دولت هاى غير عربى مطرح مى كنند واز طرف ديگر با تجربه اى كه آنها روزهاى انتقال قدرت در سال ۲۰۰۳ دارند نمى خواهند جناح هاى تحت حمايت شان بيش از اين در بلاتكليفى و ترديد منزوى و استحاله پيدا كنند.
با اين پيش درآمد استقرار مراكز سفارت و فعال شدن كانون هاى ديپلماتيك يكى از ابزارهاى اصلى اعراب براى تجهيز جناح اعراب سنى در مسير قدرت گيرى در ساختار سياسى آينده بغداد است.