موفقیت سال 2005
از آغاز سال 2005، روابط روسیه و سوریه به نحو شگرفی در حال بهبود است. بشار اسد در ژانویه 2005 از مسکو دیدار و با پوتین ملاقات نمود و این نخستین دیدار وی از زمانی است که در اواسط 2000 به عنوان رییس جمهور سوریه انتخاب شد. در آن زمان اعلام شد که مسکو با سوخته تلقی کردن 73 درصد بدهی های سوریه از 4/13 میلیارد دلار بدهی کنونی این کشور به روسیه، موافقت کرده است. افزون بر این همانگونه که روزنامه ورمیا نووستی اعلام کرد، مسکو به دمشق اجازه داد که باقیمانده وام را به گونه ای که به شدت مورد رضایت سوریه بود، پرداخت نماید؛ یعنی «618/3 میلیارد دلار باقیمانده را به صورت اقساط بپردازد و سوریه 170 میلیون دلار از این بدهی را در 2005 پرداخت نماید.» در واقع تنها 5/1 میلیارد دلار از این مبلغ باقی مانده، طی10 سال آینده پرداخت خواهد شد.(18)
افزون بر این، روسیه با فروش سیستم دفاع موشکی هوایی، شامل موشک های زمین به هوای کوتاه برد نصب شده بر روی خودرو موافقت کرد. بر اساس گزارش کامرسانت، این معامله به ارزش 100 میلیون دلار بود.(19) پوتین خود تایید کرد که این معامله در آوریل 2005 انجام شد.(20)
علاوه بر این، در مارس 2005، شرکت تات نفت روسیه، توافقنامه ای را برای کشف و توسعه ذخایر نفت و گاز سوریه امضا کرد. ابراهیم وزیر نفت سوریه، تات نفت روسیه را به عنوان نخستین شرکت نفت روسی در سال های اخیر برای امضای قرارداد استخراج نفت در این کشور توصیف کرد و اظهار امیدواری نمود که شرکتهای بیشتری از روسیه در توسعه نفت و گاز سوریه شرکت کنند.(21)
در دسامبر 2005، شرکت استرویی ترنس گاز روسیه، قراردادی را برای ایجاد تاسیسات فرآوری گاز (به ارزش 200 میلیون دلار) و خط لوله گاز (به ارزش 160 میلیون دلار) امضا کرد.(22) در همان ماه یک توافقنامه مقدماتی به ارزش 7/2 میلیارد دلار برای ایجاد یک پالایشگاه نفت و پتروشیمی که در سوریه تاسیس می شود، امضا شد.(23)
چه چیزی می تواند این بهبود روابط روسیه – سوریه را توضیح دهد؟ با توجه به این که هر دو دولت مایل نیستند که نحوه تصمیم سازی در سیاست خارجی یا مذاکره با سایر دولتها را آشکار سازند، پاسخ به این پرسش با اطمینان کامل غیر ممکن است.
دو حادثه روی داد که تمایل دو کشور را برای همکاری بیشتر افزایش داد. یکی از این حوادث گزارش دسامبر 2004 بود که طی آن مسکو با بخشودن 90 درصد از بدهیهای عراق به روسیه موافقت کرد. این بدهی – که دو سوم بدهیهای عراق بود – برای مدت طولانی یکی از مسائل بحث انگیز برای مسکو بوده است.
صدام زمانی که بر سر قدرت بود این بدهی را پرداخت نکرد. تلاش های مسکو برای متقاعد ساختن آمریکا برای تضمین بازپرداخت و یا این که عراق بعد از صدام را مجبور به پرداخت نماید، با موفقیت همراه نبود. رضایت همراه با اکراه روسیه برای بخشودگی 90 درصد از بدهیهای عراق منجر به بخشودگی 80 درصد از بدهیهای عراق توسط اعضای کلوپ پاریس شد و همچنین این امید را زنده کرد که عراق بعد از صدام هم به توافقات نفتی امضا شده گذشته احترام خواهد گذاشت و هم آینده درخشانی را برای شرکتهای نفتی روسیه رقم خواهد زد.(24)
قبل از توافق نهایی برای بخشودن 90 درصد از بدهیهای عراق، پوتین تمایل کمی برای بخشودگی درصد بالایی از بدهیهای سوریه داشت. همانند بغداد، چه در دوره صدام چه بعد از آن، بعید به نظر می رسید که دمشق بدهی های خود را به صورت کامل بپردازد. معهذا به دلیل آنکه روسیه از دسترسی بیشتری به سوریه نسبت به عراق برخوردار شد، موافقت با بخشودن بدهی های سوریه به احتمال بسیار زیاد به سود منافع تجاری روسیه بود.
حادثه دیگری که دمشق را برای بهبود روابط با روسیه برانگیخت، انزوای بیشتر بین المللی سوریه از سپتامبر 2004 بود، زمانی که شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه 1559 را تصویب کرد و طی آن از سوریه خواست تا نیروهای سوری را از لبنان خارج سازد. روسیه به این قطعنامه رای ممتنع داد.(25)
ظاهرا دولت سوریه به خاطر بیانیه تهدید آمیز آمریکا درباره حمایت دمشق از شورشیان ضد آمریکایی در عراق و به سبب فشار بین المللی برای بیرون کشیدن نیروهایش از لبنان احساس تهدید می کرد. بر خلاف وجود اختلاف در خصوص مسئله دخالت در عراق، ایالات متحده و اتحادیه اروپا نیروهای خود را برای همکاری جهت عقب راندن نیروهای سوری از لبنان متحد کردند. همانگونه که کامرسانت گزارش داد: «در حالیکه موضع سوریه در جهان ضعیف تر شد اما روابط میان مسکو و دمشق (به تازگی) قوی تر شد. سوریه برای حفاظت خود از حملات احتمالی واشنگتن یک تلاش فوری را برای یافتن شریک استراتژیک آغاز نمود و در نهایت روسیه را انتخاب کرد. در اواخر سال 2004 مذاکرات برای دور جدید خرید تسلیحات روسی به ارزش دو میلیارد دلار ادامه یافت و ظاهراً سوریه متعهد شد تا هزینه آن را نقد پرداخت نماید.» (26)
این تمایل برای پرداخت نقدی به طور مسلم پیامی به مسکو در این خصوص بود که تا چه اندازه سوریه مستاصل شده است. بعد از آن، بحران لبنان شعله ور شد و سوریه همه نیروهای خود را خارج ساخت.
این موضوع روشن نیست که آیا آمریکا (همراه یا بدون همراهی دیگران) در صورتی که سوریه این کار را انجام نمی داد به این کشور حمله می کرد یا خیر. تصمیم سوریه برای خارج ساختن نیروهای خود بیانگر آن است که سوریه مایل نبود که این خطر را بپذیرد یا یک نبرد طولانی مدت را با مردم خشمگین شده لبنان انجام دهد.
دولت اسد، بدون تردید در مارس 2005 وقتی که غرب خواستار عقب نشینی سوریه از لبنان بود و سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه از ولید جنبلاط رهبر مخالفان لبنانی ضد سوری استقبال کرد، ناراحت شد.(28) این حقیقت که دمشق به تلاش های خود برای خرید موشکهای دفاع هوایی و همکاری با شرکتهای روسی ادامه می دهد، بیانگر این موضوع است که در حالی که روسیه یک متحد قابل اعتماد نیست اما سوریه محاصره شده در وضعیتی نیست که بتواند از روسیه صرفنظر کند.
این غیر قابل اعتماد بودن را، مسکو در اواخر اکتبر 2005 ثابت کرد. زمانی که طی آن روسیه برای تضعیف قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که مورد حمایت آمریکا، انگلیس و فرانسه قرار داشت و خواستار همکاری کامل سوریه با بازرسی ها و تحقیقات سازمان ملل در خصوص ترور حریری بود و احتمال دخالت مقامات سوری در آن می رفت، فعالیت کرد. لاوروف وزیر امور خارجه روسیه، خواستار تحریم های اقتصادی و دیپلماتیک علیه سوریه شد.(29)
روی هم رفته، دمشق از روسیه که قطعنامه 1636 را که خواستار در نظر گرفتن اقدامات بیشتر علیه سوریه در صورت عدم همکاری این کشور شده بود را وتو نکرد، ناامید و مایوس شد.(30)
روابط روسیه – اسرائیل
همانطور که گفته شد، روابط نزدیک ویژه ای میان پوتین و شارون توسعه یافت. برخلاف رهبران اکثر کشورها که با سیاست پوتین در خصوص چچن مخالفت کردند، یا اینکه مایل به حمایت از این سیاست نبودند، شارون موافقت کامل خود را از رویکرد سخت و شدید پوتین اعلام نمود و آن را به مقابله خود با فلسطینی ها تشبیه کرد.
این دو رهبر رابطه نزدیک میان خود را توسعه دادند و پوتین نگرانی خود را چندین بار در مورد امنیت جمعیت بزرگ روسی زبان اسرائیل ابراز داشت.(31) روابط تجاری روسیه و اسرائیل بزرگتر از روابط تجاری میان سوریه و روسیه است. همکاریهای امنیتی مهمی نیز میان اسرائیل و روسیه توسعه یافته است که حتی بعد از حادثه بسلان در سپتامبر 2004 افزایش یافته است.(32)
بهبود ناگهانی روابط سوریه – روسیه در آغاز سال 2005 به عنوان تهدیدی برای روابط روسیه و اسرائیل نمایان شد. سیاستمداران و ناظران اسرائیلی از این موضوع ناراحت شدند و در حالی که رهبران آمریکا و اسرائیل کراراً از پوتین خواستند تا به سوریه سیستم دفاع موشکی نفروشد، اما وی این کار را کرد.
برخی ناظران روسی متذکر شده اند که بهبود روابط سوریه و روسیه بعد از وخامت روابط با اسرائیل – بر سر تجارتی که برخی پیشنهاد کردند جزو منافع مسکو نبوده است – حاصل شده است.(33)
علیرغم نارضایتی شدیدی که مقامات اسرائیل از پوتین به خاطر فروش موشکها به سوریه اعلام کرده بودند، دو دولت برای کاهش و کنترل اختلافاتشان اقدام کرده اند. گزارش برخی خبرگزاریها خاطر نشان ساخته است که مسکو به سوریه موشک اسکندر- ای با بردی معادل 280 کیلومتر فروخته است که می تواند به هر هدفی در اسرائیل و از جمله دیمونا (که گفته می شود سلاحهای هسته ای اسرائیل در آن واقع است) حمله کند.(34)
طی دیدار آوریل 2005 پوتین از اسرائیل، وی اذعان کرد؛ در حالیکه تولید کنندگان تسلیحات روسیه می خواهند که اسکندر- ای را به سوریه بفروشند اما «شخصاً این معامله» را برای نشان دادن نگرانی خود درباره امنیت اسرائیل، رد کرده است.(35)
خبرگزاری ها در آغاز سال 2005 همچنین بیان کرده اند که مسکو به دمشق ایگلا یا (اس.ای 18) با بردی معادل پنج تا هشت کیلومتر را می فروشد. به نظر می رسید که مقامات روسیه برای فروش این سلاح ها به سوریه تعجیل داشتند به طوری که این معامله مشمول توافق عدم اشاعه سیستم دفاع هوایی قابل انتقال بوسیله نفر موسوم به «من پدز» که طی نشست پوتین و بوش در براتیسلاوا در فوریه 2005 امضا شد، نگردد.(36)
دولتهای اسرائیل و آمریکا شدیداً به روسیه هشدار دادند که این سیستم اگر به سوریه فروخته شود در نهایت می تواند در دست سازمانهای تروریستی مانند حزب الله قرار گیرد. در پی آن اعلام شد که مسکو این سیستم را به سوریه نمی فروشد بلکه به جای آن سیستم موشکی استرلتس که قابلیت نصب بر روی خودروها را دارد به سوریه خواهد فروخت. مسکو استدلال کرد که تروریست ها نمی توانند از سیستم ایگلا استفاده کنند زیرا آنها شامل سکوهای پرتاب موشک نیستند. پوتین خودش به خبرگزاری اسرائیل گفت که فروش تسلیحات، تعادل نظامی منطقه را به ضرر اسرائیل تغییر نمی دهد.(37)
اسرائیل تردید خود را نسبت به ادعای روسیه اعلام داشت اما علیرغم این هشدار ها، روابط آنها بیش از حد وخیم نگردید. گئورگی میرسکی یکی از ناظران روسی علاقمند به روابط روسیه با خاورمیانه پیش بینی کرد که ارسال موشکهای روسی به دمشق سبب دعوا با اسرائیل نخواهد شد.(38)
یوگنی ساتانوفسکی، رییس موسسه مطالعات اسرائیل و خاورنزدیک و یکی از مخالفان قوی روابط روسیه و اسرائیل گفت که فروش تسلیحات روسی به سوریه دقیقا همان اثری را بر روابط با اسرائیل دارد که صادرات تسلیحات آمریکا به عربستان سعودی دارد.(39)
پوتین از اسرائیل (همچنین از مصر اما نه از سوریه) در آوریل 2005 دیدار و دوباره نگرانی خود در خصوص امنیت اسرائیل را ابراز نمود. این در حالی بود که وی در آنجا خاطر نشان ساخت؛ روابط اسرائیل و روسیه علیرغم فروش سیستم دفاع موشکی هوایی به سوریه، باقی خواهد ماند.
طی دیدار اکتبر 2005 لاوروف از بیت المقدس، این موضوع روشن شد که روابط نزدیک مسکو با دمشق (همچنین با تهران) روابط اسرائیل و روسیه را پر تنش می کند. کامرسانت در آن زمان گزارش داد که چند ماه قبل، پوتین به اسرائیل قول داد که برای اخراج سازمان های تروریستی فلسطینی از خاک سوریه به اسد، فشار وارد خواهد ساخت؛ اما اسرائیل منتظر این توضیح است که چرا چنین چیزی اتفاق نیفتاد.(40)
روسیه از سوریه چه می خواهد؟
گرچه اسرائیل و آمریکا به طور آشکار از روابط روسیه و سوریه ناراضی و ناخرسند هستند اما بهبود اخیر در روابط سوریه و روسیه دلالت بر اتحاد قوی میان مسکو و دمشق نیست بلکه چیزی بسیار کمتر از آن است.
حمله تحت رهبری آمریکا به عراق و فشارهای آمریکا و اروپا به سوریه برای عقب نشینی از خاک لبنان به خاطر ترور حریری، احساس ناامنی دمشق را تقویت نمود و از اینرو انگیزه های سوریه برای متمایل شدن به مسکو را برانگیخت. این دقیقا همان موضعی است که پوتین می خواست تا سوریه اتخاذ نماید. اگر سوریه روابط خود را با غرب بهبود بخشد و با اسرائیل نیز صلح نماید، موضع و جایگاه روسیه در سوریه بسیار تضعیف خواهد شد. اگر یک رژیم بنیادگرای سنی متخاصم در دمشق روی کار آید، روسیه قراردادها، سرمایه ها و سایر منافع خود (از جمله تداوم دسترسی روسیه به تارتوس) را که اکنون امیدوار به کسب آنها از رژیم کنونی است را از دست خواهد داد.
در نهایت، پوتین ارزش جایگاه رژیم اسد را در ارتباط با چچن می داند. سوریه – مانند اسرائیل- از شورشیان چچن حمایت نکرد. در واقع، آلو آلکانف رییس مورد حمایت روسیه در چچن از سوی اسد و نخست وزیر وی در سپتامبر 2005 مورد استقبال واقع شد.(41) نه رژیم بنیادگرایی سنی و نه دموکراتیک در دمشق در این خصوص با مسکو همدردی نمی کنند. یک رژیم بنیادگرای سنی در سوریه یا هر جای دیگر به نحو فعالی از شورشیان چچنی حمایت خواهد کرد.
شرایط کنونی سوریه، بهترین فرصت برای پوتین جهت پیشبرد منافع تجاری و عادی خود است. به نظر نمی رسد که هیچیک از اینها، در آینده نزدیک تغییر کنند. مسکو به طور مسلم از این که مواضعش در سوریه در نتیجه توافق صلح سوریه با اسرائیل یا آشتی مجدد سوریه با آمریکا (یا اروپا) در آینده نزدیک تضعیف شود، نگران نیست.
همچنین به نظر نمی رسد که سوریه یک انقلاب دموکراتیک را که یک دولت طرفدار غرب را در دمشق روی کار آورد تجربه کند. افزون بر این، خروج سریع نیروهای سوری از لبنان در بهار 2005 نشان داده است که بشار اسد بیش از صدام اقدامات لازم را برای اجتناب از تهاجم تحت رهبری آمریکا علیه رژیمش انجام خواهد داد.
مسکو همچنین دریافته است در حالیکه آمریکا و اسرائیل علاقه کمی به بشار اسد دارند، اما نگرانی آنها این است که اسد سرنگون و رژیم بدتری جایگزین آن شود که هم منافعی برای مسکو داشته باشد و هم از او حمایت نماید. اگر رژیم اسد ضعیف شود شانس کمی وجود دارد که روسیه – یا هر کشور دیگری – قادر باشد که از سقوط آن جلوگیری کند. افزون بر این اگر یک رژیم بنیادگرای اسلامی جایگزین رژیم اسد شود منافع آمریکا، اسرائیل و روسیه آسیب خواهد دید.
یادداشتها:
1-ولادیمیر دونای، «حافظ اسد با پول نقد به مسکو آمد»، ایزوستیا، هفتم جولای 1991.
2- همان
3- ماریانا بلنکایا، «دمشق و بیروت» نزاویسیمایا گازتا، 10 اکتبر 2000.
4- سرگئی گلی، «بمبها پرواز می کنند و تجارت ادامه می یابد» نووی ایزوستیا، 18 آوریل 2001
5- ایوان سافرونوف، «مسکو بدون مسلح کردن دمشق آن را ترک نمی کند.» کامرسانت 25 می 2001
6- آناتولی آندریف، «کار اصلاحی مهم در روابط روسیه و سوریه» تراد، 17 ژانویه 2003
7- ولادیمیر بلیاکوف، «حرکت به شرق» تراد، هفتم آوریل 2001
8- الکساندر ریوتف، «آمریکا به دنبال آشتی مجدد سوریه و اسرائیل است» نزاویسیمایا گازتا، 10 دسامبر 1999.
9- یلنا سوپونینا، «یک دوست قدیمی دشمن شد»، ورمیا ام.ان. دوم فوریه 2000.
10- الکساندر ریوتف، «آمریکا قطعنامه را کشت» کامرسانت، 18 دسامبر 2003
11- برای نمونه نگاه کنید به ولادیمیر کولیا بینا و استانیسلاو لیوبیموف، «تهدید با دموکراسی» ورمیانووستی 31 مارس 2003. و لئونید گانکین «ائتلاف ضد تروریسم هدف بعدی» کامرسانت 11 آوریل 2003.
12- میخائیل زیگار، «سریال وقایع» کامرسانت 18 سپتامبر 2003
13- الکساندر ریوتف، «سیستم اس – 300 به سوریه فروخته نخواهد شد.» کامرسانت 18 آوریل 2001
14- زاخار گلمن، «شارون به ناهار حلال میهمان کرد» روسیسکایاگازتا، 2 اکتبر 2003.
15- برای مطالعه بیشتر در این خصوص نگاه کنید به مارک ان کاتس، «سیاست طرفداری از اسرائیلِ پوتین» میدل ایست کوارترلی.، زمستان 2005.
16- سافرونوف، «مسکو بدون مسلح کردن سوریه آن را ترک نمی کند.»
17- گریگوری اسمولوف و الکساندر ریوتف، «همکاری ضد تروریستی» کامرسانت هفتم سپتامبر 2004.
18- الکساندر ساموخوتکین، و یلنا ساپونیتا، «10 میلیارد دلار هدیه برای بشار اسد» ورمیا نووستی، 26 ژانویه 2005.
19-بوریس ولخونسکی، «چه چیزی می تواند در معرض خطر باشد» کامرسانت، 17 فوریه 2005
20- پوتین: معامله موشکی روسیه و سوریه تکمیل شد، جروزالم پست 21 آوریل 2005.
21- شرکت روسی معامله اکتشاف نفت و گاز را با سوریه امضا کرد، ریانووستی 21 مارس 2005.
22- شرکت استروئی ترنس گاز روسیه تاسیسات فرآوری گاز در سوریه ایجاد می کند. ایتارتاس دسامبر 2005.
23- شرکت روسی و دولت سوریه توافق نامه ساخت پالایشگاه نفت را امضا کردند. ایتارتاس 28 دسامبر 2005.
24- والریا کورچاگینا، «پوتین از عراق خواست تا دادوستد را مغتنم شمارد» مسکو تایمز، 8 دسامبر 2004.
25- شورای امنیت حمایت خود را از انتخابات آزاد و منصفانه ریاست جمهوری لبنان اعلام کرد و از نیروهای خارجی خواست تا آنجا را ترک نمایند.
26- میخائیل زیگار و والری یارمنکو، یک دوست نیاز است، کامرسانت 4 مارس 2005.
27-همان
28- ایوان گروشکوف، «لبنان در دستور کار» نزاویسیمایا گازتا، 11 مارس 2005.
29- آندری زلوبین، «وتو در جیب باقی می ماند- مسکو سوریه را از تحریم های اقتصادی حفظ کرد» ورمیانووستی یک نوامبر 2005.
30- همان
31- کاتز، سیاست جانبداری از اسرائیل پوتین
32- اسمولوف و ریوتف، «همکاریهای ضد تروریستی»
33- برای مثال نگاه کنید به ولخونسکی، «چه چپزی می تواند در معرض خطر باشد» کامرسانت 17 فوریه 2007
34- مارینا گریشینا و آندری زلوین، «رقص های شرقی روی سوزن» ورمیانووستی 14 ژانویه 2005
35- ناتالیا ملیکووا، اجازه شیون داده نمی شود، نزاویسیمایا گازتا، 29 آوریل 2005.
36- لئونید گانکین، گریگوری اسمولوف و ایوان سافرونوف، اسرائیل با یک سوزن سوراخ شد. کامرسانت 17 فوریه 2005
37- همان
38- نادژدا سوروکینا و یوگنی شستاکوف، «روسیه نمایش پرچم را مدیریت می کند»، روسیسکایا گازتا، 29 آوریل 2005.
39- بحث سیاستمداران درباره نشست پوتین، نزاویسیمایا گازتا، 22 آوریل 2005
40- گریگوری اسمولوف «سرگئی لاوروف با یهودیهای به طرفداری از اعراب صحبت کرد» کامرسانت 28 اکتبر 2005.
41- موسی مرادوف، «کرملین به کشورهای عرب نوع حق چچنی را نشان داد» کامرسانت 22 اکتبر 2005.