علیرغم بسیاری از زمینه های مشترک (مخالفت با هژمونی آمریکا به طور اعم و مخالفت با تهاجم تحت رهبری امریکا به عراق به طور اخص)، روابط سوریه و روسیه در قسمت اعظم دوره پوتین، به طور ویژه به هم نزدیک نشد، در حالی که روابط اسرائیل و روسیه در زمان آریل شارون بسیار به هم نزدیک شد. درست از زمانی که بشار اسد، رییس جمهور سوریه، در ژانویه 2005 با پوتین در مسکو ملاقات کرد، روابط دو کشور به طور چشمگیری بهبود یافت و روسیه موافقت کرد که یک سیستم دفاع موشک هوایی پیشرفته را علیرغم مخالفت اسرائیل و آمریکا به سوریه بفروشد.
با وجود انزوای رو به افزایش دمشق به علت ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان، همکاری سوریه و روسیه تعیمق یافت، اما در حالیکه همکاری با سوریه افزایش یافت به طور همزمان پوتین به دنبال حفظ روابط نزدیک با اسرائیل نیز بود. در حالی که این امر، آسان نیست اما وی (پوتین) برای ایجاد این تعادل - دست کم تاکنون – موفق بوده است.
چرا علیرغم این زمینه های مشترک و از جمله تمایل دو طرف برای بهبود آنها، روابط سوریه – روسیه طی پنج سال نخست ریاست جمهوری پوتین با زحمت جلو می رفت؟ چرا روابط آنها ناگهان در آغاز سال 2005 بهبود یافت؟ آیا پوتین می تواند روابط مناسب را همزمان با سوریه و اسرائیل در حالیکه دشمنی میان دو کشور، باقی مانده است، ایجاد نماید؟ روابط سوریه و روسیه به کدام سو هدایت خواهد شد؟ اینها پرسش هایی هستند که در این مقاله بر آنها تاکید خواهد شد.
سردرگمی ابتدایی
در جولای 1991 – تنها چند هفته قبل از آن که ولادیمیر پوتین، آخرین نخست وزیر بوریس یلتسین گردد و درست چند ماه قبل از آنکه وی رییس جمهور شود- حافظ اسد، رییس جمهور قدیمی سوریه، آخرین دیدار خود را از روسیه انجام داد. ایزوستیا در آن زمان گزارش داد که سوریه هنوز 12 میلیارد دلار از زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق بدهکار است و روسیه تقریبا همکاری با دمشق را تا زمانی که به راهی جهت حل مسئله بدهی ها دست یابند، متوقف کرده است.(1)
ایزوستیا سه جواب را برای این سئوال که چرا مسکو خواستار روابط بهتر با دمشق است، برشمرد:
1- مسکو قادر است تا سوریه را متقاعد سازد تا با اسرائیل صلح برقرار نماید.
2- این حقیقت که تارتوس در سواحل سوریه تنها پایگاه دریایی روسیه در مدیترانه است.
3- سوریه آماده پرداخت پول نقد (رقمی معادل دو میلیارد دلار) به مسکو جهت روزآمد کردن تسلیحات کهنه خود که از اتحاد جماهیر شوروی خریده بود و همچنین خرید تسلیحات جدید از روسیه (از جمله سیستم ضد هواپیما) می باشد.(2)
روابط سوریه و روسیه بر این اساس که مسکو هیچ تاکیدی بر بازپرداخت بدهی های سوریه، که از عصر شوروی سابق باقی مانده بود، در ازاء خرید تسلیحات روسی نداشت، بهبود یافت. به نظر می رسید که این معامله کاملا معقول باشد: یعنی در ازاء انعطاف مسکو در خصوص بدهی ها (که بدون تردید کرملین می دانست که بعید است دمشق آن را بپردازد) سوریه آن چیزی شود که صنعت تسلیحاتی روسیه به آن نیاز داشت: یعنی یک مشتری که نقدا پرداخت می کند. علیرغم خوش بینی های سال 1999 این معامله تا سال 2005 محقق نشد.
تاخیر در رسیدن به این توافق به سبب تغییرات رهبری که هر دو کشور در سال های بعد از دیدار حافظ اسد از مسکو تجربه کردند، اجتناب ناپذیر بود. در روسیه، پوتین به سبب استعفای بوریس یلتسین در دسامبر 1999 رییس جمهور موقت این کشور گردید و سپس بعد از انتخابات مارس 2000 رییس جمهور شد. در سوریه، در ژوئن 2000 حافظ اسد فوت کرد و پسرش، بشار، چند ماه بعد به طور رسمی به عنوان رییس جمهور این کشور برگزیده شد.
در اکتبر 2000، ایگور ایوانف وزیر امور خارجه روسیه، به دمشق رفت و با بشار اسد رییس جمهور جدید سوریه و همچنین وزیر امور خارجه آن دیدار کرد.(3) در مقابل فاروق الشرع وزیر امور خارجه روسیه نیز در آوریل 2001 از مسکو دیدن کرد(4) این دیدار بلافاصله در پی ملاقات ماه می 2001 ارتشبد مصطفی طلاس وزیر دفاع سوریه صورت می گرفت.(5) عبدالحلیم خدام معاون رییس جمهور، در ژانویه 2003 از مسکو دیدن کرد و با پوتین نیز ملاقاتی داشت.(6) در اوایل آوریل 2001، خبرگزاری روسیه اعلام کرد که پوتین قصد دارد نه تنها به مصر و اسرائیل (که این دیدار در آوریل 2005 صورت گرفت) بلکه به سوریه و لبنان (که هنوز دیدن نکرده است) نیز سفر کند.(7)
مسکو برای مدت طولانی است که به دنبال ایفای یک نقشی بزرگتر در روند صلح اعراب- اسرائیل است، که تحت کنترل واشنگتن قرار دارد. روزنامه نزاویسیمایا گازتا، گزارش داد که، اگر پوتین هنوز نخست وزیر بود، جبهه سوریه تقریباً تنها جایی بود که مسکو می توانست نقش رهبری را در روند صلح بازی کند.(8) بلافاصله بعد از آن که پوتین رییس جمهور شد، سوریه و لبنان نشست کمیته سازماندهی چند جانبه برای صلح خاورمیانه ی مسکو را در فوریه 2000 تحریم کردند.(9)
اختلافات روسیه و سوریه در خصوص چگونگی حل مناقشه اعراب – اسرائیل، در مارس 2002 که روسیه همراه با 13 عضو دیگر شورای امنیت سازمان ملل به قطعنامه 1397 رای داد و خواستار همزیستی مسالمت آمیز دو دولت اسرائیلی و فلسطینی شد، آشکار گردید. این در حالی بود که سوریه (عضو غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل) از این اقدام امتناع کرد. افزون بر این، گرچه روسیه به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که توسط سوریه و سودان پیشنهاد شده بود و از اسرائیل می خواست تا یاسر عرفات، رهبر فلسطینی ها را از سرزمینهای اشغالی اخراج نکند، رای موافق داد، اما یوری فدوتوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، با بیان این که «این رای نباید شتابزده باشد» (10)، عدم تمایل روسیه را برای این اقدام نشان داد.
آنچه که این اختلافات نشان داد، این بود که دمشق مایل نیست مواضع خود را به منظور اتحاد با روسیه تعدیل کند و مسکو نیز مایل به حمایت از مواضع سوریه در قبال مسئله اعراب – اسرائیل نیست.
در سال 2002-2003 هر دو کشور روسیه و سوریه با تلاش های آمریکا برای کسب حمایت شورای امنیت سازمان ملل برای مداخله در عراق و همچنین مداخله تحت حمایت آمریکا که منجر به سقوط صدام حسین در سال 2003 گردید، مخالفت کردند.
پس از اشغال عراق خبرگزاری روسیه چندین بار اعلام کرد که سوریه ممکن است کشور بعدی فهرست آمریکا برای حمله باشد.(11) این در حالی بود که هیچ پیشنهادی از طرف روسیه مبنی بر این که مسکو اقدامی برای حفظ سوریه در صورت اجرایی شدن این سناریو انجام خواهد داد یا نه، مطرح نشد. کامرسانت اعلام کرد که «مخاطب اصلی اعلامیه ضد سوری از سوی وزارت امور خارجه آمریکا به احتمال زیاد سوریه نیست بلکه مسکو است.» (12) با این وجود این مسئله نمی توانست تضمینی برای دولت سوریه باشد.
در این میان مسکو مایل به فروش همه تسلیحاتی که دمشق خواهان آن بود، نبود. بر طبق گزارش خبرگزاری روسیه، مسکو تقاضای سوریه برای خرید سیستم دفاع هوایی اس-300 که بردی معادل 200 کیلومتر دارد را نپذیرفت.(13) سوریه از اینکه پوتین به تقاضای شارون، نخست وزیر اسرائیل که خواست سیستم دفاع هوایی کوتاه برد قابل حمل توسط نفر را به سوریه نفروشد، پاسخ مثبت داد، خرسند نشد. پوتین نیز اعلام کرد که «روسیه هرگز به دشمنان اسرائیل کمک نخواهد کرد.» (14)
در دوره ریاست جمهوری پوتین، روابط روسیه با اسرائیل توسعه یافت. تجارت میان دو کشور بسیار زیاد شد و همکاری میان اسرائیل و روسیه در حوزه های امنیتی نیز افزایش یافت.(15) وزیر دفاع سوریه طی دیدار خود از مسکو در ماه می 2001 نگرانی خود را از بابت افزایش همکاری های امنیتی اسرائیل و روسیه ابراز نمود.(16)
همکاری های اسراییل و روسیه در سایه تراژدی بسلان در سال 2004 شدت یافت. اندکی بعد از آن، روزنامه کامرسانت پیش بینی کرد: «این احتمال بسیار زیاد است که اطلاعاتی را که اسرائیل مایل به شراکت آن با روسیه است، روسیه را ترغیب کند که روابط خود را با دوستان عرب سنتی خود که سرزمینشان مقر شمار قابل ملاحظه ای از سازمانهای تروریستی شده است، مورد ارزیابی مجدد قرار دهد.» (17) در نهایت خبرگزاری روسیه طی این مدت روشن ساخت که مسکو و دمشق قادر نیستند به توافقی بر روی مسئله بدهی ها برسند.
ادامه دارد ...