باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 68 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي (5)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● سخنران: سيد محمد - حسینی بهشتي

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی

 
 

شركت افراد در مسائل اجتماعي

يكي از راههاي جداسازي و منزوي كردن توده مردم در عرصه سياست و تصميم گيري و سرنوشت سازي اين است كه كاري بكنيم تا مردم آنقدر از صبح تا شب به فكر مسائل اقتصادي باشند كه اصلا به ياد مسائل سياسي نيفتند. اين سياست خريد و فروش قسطي كه رژيم گذشته كارمندان كاركنان و كارگران را دچار آن ساخته بود همين بود و هم اكنون نيز مكرر بعضي از كاركنان دولت به خصوص آنهايي كه از قشرهاي ضعيفند فيش حقوق ماهيانه خود را نشان ميدهند و مي بينيم كه در فيش حقوقي آنان مثلا مبلغ چهار هزار و هفتصد تومان نوشته شده است ولي دريافتي آخر ماه آنان سيصد و پنجاه تومان است يعني چهار هزار و سيصد و پنجاه تومان آن پيش خور شده است. طبيعي است كه او با اين مبلغ كاري نمي تواند بكند و بايد بقيه مخارج آن ماه را به گونه اي تامين بكند. يعني دوندگي دائم براي پول در آوردن. آيا اين چهار هزار و سيصد و پنجاه تومان براي ضروريات زندگي او خرج شده است البته نه ! او تلويزيون رنگي خريده است يا يخچالش را عوض كرده و يا جاروي برقي بهتري خريده است يا فرش و مبل خانه اش را عوض كرده است و يا بهترين حالت آن اين است كه يك خانه خريده و خود را از شر اجاره خانه خلاص كرده و يا اتومبيل خريده است. بايد اين سياستهاي شوم اقتصادي را كه انسان را برده اقتصاد مي كند از بين ببريم و جاي آن برنامه ريزي و سياستي اعمال كنيم كه اقتصاد به خدمت انسان درآيد. انسان اگر با آرامش خاطر سوار دوچرخه شود بسيار بهتر از آن است كه يك ماشين پيكان داشته باشد ولي آنقدر نگران پرداخت قسط آن باشد كه اصلا رغبت نكند سوار آن شود. واقعا بايد كاري كرد كه دغدغه قسط آخر ماه لذت بهره مندي انسان را از اين وسايل از بين نبرد و آدمي مجبور نشود براي تهيه هزينه هاي روزانه اش تن به هر كار ديگري بدهد. بسياري از مشاغل كثيف و پست را افراد با ميل و رغبت نمي پذيرند بلكه در همين تنگناهاي اقتصادي به سراغ آن مي روند و انسانيت خود را فدا مي كنند و ميفروشند در اقتصاد جمهوري اسلامي بايد جلوي اين امور گرفته شود و بايد فرصتي داده شود تا اينگونه افرا ددر سرنوشتشان شركت كنند.

انساني كه صبح تا شب دنبال مبلغي ناچيز براي تامين زندگي خود مي دود كي وقت فكر كردن به مسائل سياسي را دارد كي فرصت دارد روزنامه بخواند و يا اخبار گوش كند كي وقت دارد در جلسات تجزيه و تحليل سياسي شركت كند بايد افراد اين كشور حداقل هفته اي يك جلسه در جلسات بحث و تحليل سياسي شركت كنند. شنيدن اخبار راديو و تلويزيون و يا حتي شنيدن و گوش دادن يا ديدن جلسات مناظره تلويزيوني كافي نيست. بايد خودشان در جلسات بحث شركت كنند تا قدرت تحليل پيدا كنند و اين وقتي است كه براي آنان وقت آزاد بگذاريم تا بتوانند در اداره كشور شركت كنند يعني سهمي را كه هر انساني در هدايت امور سياسي كشور دارد درست ايفا كنند. اگر مي خواهند كساني را انتخاب كنند اين انتخاب از روي شناسايي و آگاهي باشد و فرصت تحقيق كردن پيرامون انتخاب شوندگان وجود داشته باشد. اينها همه نياز به وقت و فراغت دارد. پس برنامه اقتصادي بايد اين وقت و حتي اين فراغت خاطر را به اين افراد بدهد.

 

افزايش مهارت و ابتكار

در اينجا دو مطلب وجود دارد: يكي افزايش مهارت و ديگري ابتكار. افزايش مهارت يعني اينكه اگر كسي در جايي كار مي كند و استعداد دارد كه كار بيشتري ياد بگيرد بايد اين فرصت را داشته باشد تا دوره آموزش ضمن خدمت ببيند و بعد بتواند در سطح بالاتري با مهارت و كارداني بيشتري در همان رشته خود كار بكند. اگر ما برنامه اقتصادي را طوري تنظيم كنيم كه صاحبان نيروي كار فقط گرفتار كار روزانه باشند و يا اگر بخواهيم به آنان دو ماه مرخصي بدهيم تا در كلاس كار آموزي شركت كنند اما تنگناهاي اقتصادي آنان مانع اين كار بشود اين نوع افراد كه استعداد رشد مهارت و كارداني دارند دچار ركود مي شوند كه در نتيجه هم خود آنان دچار يك نوع كسالت و افسردگي ميشوند و هم جامعه از مهارت بيشتر آنان محروم مي ماند و اين خطا است. ما بايد در فعاليتهاي كشاورزي صنعتي فني و آموزشي امكان رشد مهارت را به اشخاص بدهيم. مساله ديگر ابتكار است. خلاقيت و ابتكار نياز به صرف مقداري سرمايه دارد. كساني كه وسايل نو مي سازند گاهي شش ماه يا بيشتر با يك ابزار ساده در خانه و يا كارگاه خود مشغول كار هستند تا پس از چندين بار تجربه يك با ر نتيجه خوبي حاصل شود. مكرر افرادي مراجعه مي كنند و مي گويند قصد داريم خلاقيت ابتكار را بالا ببريم. ولي در حدود 30 هزار تومان مواد از بين مي رود. بايد وسايل به ما بدهند چندين بار تجربه كنيم تا نتيجه بگيريم. البته مشابه اين كار را كشورهاي ديگر مي كنند و نوآوريها و اختراعات را با قيمت گزاف به ما مي فروشند. يعني چندين برابر پولي را كه در اين جا در اختيار مخترع و مبتكرمان نمي گذاريم براي خريد اختراعات ديگران مي پردازيم. اين گناه است و با استقلال اقتصادي ما جور در نمي آيد. برنامه ريزي اقتصادي ما بايد طوري باشد كه جاي مناسب و امكانات مناسب براي اين نوع كارها و تجارب مبتكران و مخترعان در اختيارشان قرار گيرد. بنابراين هيچگاه نبايد دولت يا واحدهاي خصوصي و شركتها بگويند كه چرا براي كاري كه نتيجه آن معلوم نيست و حاصل آن معلوم نيست كه چيز به درد بخوري از آب در بيايد فلان مبلغ را از بين ببريم. تا وقتي اين طرز تفكر بر اقتصاد ما حاكم باشد در اين كشور و جامعه مبتكران مخترعان صاحبان مغزها و ذهنهاي تيز ميدان و مجال مناسبي براي رشد پيدا نمي كنند.

به طور خلاصه در بند 3 بر اين مسائل تكيه شده است: شكل كار محتواي كار ساعات كار افزايش مهارت ابتكار.

1) شكل كار: اين كه كار را با ابزار انجام دهيم يا بي ابزار گروهي كار كنيم يا تنها خط توليد داشته باشيم يا نداشته باشيم همه مربوط به شكل كار است.

2) محتواي كار: گاهي محتواي كار آنقدر خسته كننده و فرساينده است كه اگر انسان چهار ساعت كار بكند 20 ساعت فرسوده ميشود بايد اين مسائل نيز رعايت شود.

چندي قبل جهت بازديد از روزنامه رسمي رفته بودم و كار سخت كساني را كه حروف مي چيدند از نزديك ديدم. آن كار ظريف و دقيق با حروف سربي و آن صداي زيادي كه ماشينهاي چاپ توليد مي كردند به گونه اي بود كه اينها اگر 7 ساعت كار كنند حتما اعصابشان آنقدر فشار مي بيند و تاثير زائده هاي مسموم در اعصابشان و سلامت آنها آن چنان است كه بعيد به نظر مي رسيد مي توانند بعد از كار بانشاط و شادابي به سراغ خودسازيها و برنامه هاي سياسي بروند. بنابراين چگونگي محتواي كار بايد دقيقا رعايت شود.

3) ساعات كار: ساعات كار بايد آن چنان باشد كه كسي مجبور نشود 12 يا 16 ساعت كار كند.

شكل محتوا و ساعات كار بايد طوري باشد كه هر فردي علاوه بر تلاش شغلي فرصت و توان كافي يعني نشاط و نيرو براي خودسازي معنوي داشته باشد تا قدري به خود و اين جهان فكر كند و تفسير قرآن و حديث و نهج البلاغه و كتابهاي سودمند مطالعه كند و عبادت كند. مستحبات دعا نيايش زيارت انفاق و خدمت به مردم را بجا آورد. در جلسات شركت كند و با شركت فعال در شوراها به اندازه خود در رهبري كشور تاثير بگذارد و يا غيرمستقيم فرصت كافي براي انتخاب ديگران داشته باشد.

4) افزايش مهارت: بتواند ميزان كارداني خود را بالا ببرد.

5) ابتكار و خلاقيت.

اينها تعيين كننده جهت برنامه ريزي اقتصادي ماست.

 

    116 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اقتصاد ایران (176)
●   قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران (24)

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :3

تاريخ ارسال:01/05/1387

تاريخ شمسی نشر:05/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب