حاصل پژوهش هاي علمي دستيابي به پاسخ ها راه حل ها و رفع ابهامات و مشكلات بشري است. اين تحقيقات به منظور پيشبرد روند توسعه همه جانبه و پايدار جوامع صورت مي گيرد.
امروزه تحقيقاتي با ويژگي فوق در زمره پژوهش هاي كاربردي محسوب مي گردند. در علوم كاربردي قبل از هر فعاليت اجرايي شناخت محيط موقعيت جغرافيايي شرايط طبيعي توان و استعدادهاي آن اجتناب ناپذير است.
بنابراين در برنامه ريزي اصولي اهميت و دقت اطلاعات (كمي ـ كيفي) درباره موقعيت محيط مضاعف مي گردد. در اين بين توجه به دانش بومي جوامع در كنار دانش رسمي علاوه برتسريع در دستيابي به نتايج مورد نظر و افزايش دقت و صحت موفقيت اجرا را درپي دارد.
استخراج و آماده سازي اطلاعات و آگاهي هاي فراوان موجود در اسناد و مدارك تاريخي و به تعبيري برآيند دانش بومي مكتوب مي تواند كمك موثري در دستيابي به توسعه پايدار مورد نظر باشد. سفرنامه ها جز چنين اسنادي مي باشند كه حاوي ديدگاه ها تجارب و مشاهدات شخصيت هايي با عناوين گوناگون علمي ـ سياسي ـ نظامي و... است.
سابقه سفرنامه نويسي
به دنبال گسترش قلمرو خلافت اسلامي به ويژه در قرن 2 ه ـ . ق دستگاه خلافت ناگزير از گردآوري اطلاعات جغرافيايي از سرزمين هاي مختلف براي استحكام و توسعه قلمرو خويش شد. در نتيجه اقدام به اعزام هيات هاي گوناگون به سرپرستي نمايندگان سياسي تجاري علمي به نقاط مختلف نمود.
از طرف ديگر وجود تسهيلات سفر در اين دوران در قلمرو ممالك اسلامي منجر به تشويق مردم به جهانگردي و سير و سفر گرديد. شرح سفر اين افراد در قالب عناويني چون سفرنامه صوره الارض صوره الاقاليم و... عرضه مي شد. اوج سفرنامه نويسي مربوط به قرون 6 ـ 2 ه ـ . ق است و از دوره مغولان به بعد پاي جهانگردان اروپايي به ممالك مختلف مسلمان از جمله ايران بازگرديد. دوران ديگر شكوفايي سفرنامه نويسي مربوط به دوران صفويه و پس از آن مربوط به قرن 19 ميلادي است. در ابتداي اين قرن و همزمان با كشف نفت در ايران علاقه اروپائيان به سفر به شرق افزايش چشمگيري يافت. طبيعتا انگيزه هاي اقتصادي در اين موج بي تاثير نبود به ويژه اينكه در اين دوران شاهد قدرت يابي و استقرار تسلط نظام سرمايه داري صنعتي غرب و تقاضاي يافتن بازارهاي جديد و تهيه مواد خام ارزان قيمت هستيم.
در سال 1300 ه ـ . ش به بعد به دليل شرايط ويژه سياسي اقتصادي و اجتماعي ايران فعاليت در زمينه ترجمه و چاپ و انتشار منابع غني تاريخي و جغرافيايي ايران از روي نسخه هاي منتشره در اروپا عمدتا به وسيله افرادي چون علامه قزويني تقي زاده ملك الشعراي بهار فروزانفر بهمنيار دكتر غني مدرس رضوي پور داود مجتبي مينوي علي اصغر حكمت دكتر ذبيح الله صفا جلال الدين همايي و... به انجام رسيد.
جغرافياي تاريخي و سابقه مطالعاتي آن در ايران
هر مطالعه جغرافياي گذشته و يا تغييرات جغرافيايي را در طول زمان اعم از اينكه در زمينه هاي طبيعي فرهنگي يا زيستي باشد جغرافياي تاريخي نامند. در واقع جغرافياي تاريخي عبارت است از مطالعه گذشته همه پديده هاي طبيعي انساني و زيستي (گنجي 1367: 123)
آنچه كه در اين تعريف در لغت جغرافيا مستتر است و بايد از آن غافل نشد آنكه هر آگاهي يا دانشي كه بتوان آن را به مختصات نقاط واقع بر روي كره زمين نسبت داد يك اطلاع جغرافيايي است و در واقع وجود اطلاعات بعلاوه مكان وقوع مكمل يكديگرند. سابقه اينگونه مطالعات از دوره محمدشاه قاجار آغاز مي شود. در آن دوره (1264 ـ 1250 ق 49 ـ 1835 م) پرسشنامه هايي به دستور وي به اطراف واكناف كشور ارسال مي شد و از حكام و مامورين دولت درخواست مي شد كه اطلاعات جغرافيايي لازم را درباره ايالات شهرها جمعيت ايلات اوضاع اقتصادي انساني و اجتماعي نواحي مربوط به خود را جمع آوري و به مركز بفرستند. در زمان ناصرالدين شاه (1313 ـ 1264 ق 1898 ـ 1849 م) نيز وجود چنين دستورالعمل هايي باعث شد تا اطلاعات جغرافيايي زيادي در تهران متمركز شود و بسياري از محققان مجموعه همين اطلاعات جغرافيايي را ماخذ و منبع تدوين «مراه البلدان» محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در فاصله سال 96 ـ 1294 ق تاليف شده مي دانند. كتاب نامبرده كه در چهار جلد به ترتيب حروف الفبا از آبج تاجي در تهران چاپ سنگي شد. در واقع اولين كوشش به شيوه نوين در تدوين يك جغرافياي تاريخي در ايران است. كتاب «مطلع الشمس» در 3 جلد در سال 1303 ـ 1301 ق از همين نويسنده در تهران به چاپ رسيد. اين كتاب شرح جغرافيايي اماكن و آبادي ها در مسير تهران ـ مشهد است و در آن تك نگاري تعدادي از روستاهاي شمال كشور را مي توان ديد. تاليف ديگر اعتماد السلطنه «تطبيق لغات جغرافيايي قديم و جديد ايران» است كه ضميمه كتاب 3 جلدي «در التيجان في تاريخ بني الاشكان» چاپ در فاصله سالهاي 11 ـ 1308 ق است و علت تدوين آن اين بود كه نام بسياري از مكان هاي مذكور در آن كتاب در زمان مولف تغيير كرده بودند. بنابراين وي جزوه اي به انتهاي كتاب افزود كه حاوي مطابقت نام شهرها و مكان هاي قديم و جديد ايران (قلمرو زمان اشكاني 226 م ـ 250 ق م) بود.
در سالنامه دارالمعلمين عالي سال تحصيلي 12 ـ 1311 ش فهرست رساله هايي كه دانشجويان سال سوم رشته «تاريخ و جغرافي» راجع به جغرافياي انساني تهران تهيه كرده اند آمده است. در ميان آنها رساله احمد علي آبادي درباره جغرافياي تاريخي تهران ديده مي شود.
هرچند تدريس جغرافياي تاريخي تهران توسط سعيد نفيسي و حسينعلي ستوده به عنوان اولين مدرسين اين رشته در ايران در تثبيت مطالعات جغرافيايي تاريخ بي تاثير نبود اما تلاش اصلي در اين زمينه مرهون اقدامات «انجمن آثار ملي» است كه در سال هاي اوليه قرن حاضر (حدود 1300 ش) با هدف چاپ متون مهم فلسفي و عرفاني و علمي نام آوران قديم ايران تاسيس شد و از اوايل دهه 30 دانشمندان و پژوهشگران را به تتبع درباره وضع گذشته شهرها و نواحي كشور تشويق كرد و در نتيجه حدود يكصد جلد كتاب در زمينه جغرافياي تاريخي به چاپ رساند. روش تحقيق مولفين كاملا جديد و تنظيم مطالب در آثار آنها كاملا علمي و برداشت آنان از مطالب كاملا جغرافيايي بود.
GIS (سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي)
مهمترين هدف آن رديابي و بررسي تغييرات مكان هاي جغرافيايي در طول زمان مي باشد و در يك بررسي اجمالي بر اساس تنوع را مي توان بدين گونه طبقه بندي نمود.
- GIS فعاليت محيط كار
- گردآوري اطلاعات
- تركيب اطلاعات
- تحليل اطلاعات
- ارائه اطلاعات
پايگاه اطلاعات چند رسانه اي آبادي هاي ايران
خوشبختانه با طراحي و ايجاد اين پايگاه اطلاعاتي در مركز تحقيقات و بررسي مسائل روستايي زمينه انجام مطالعات روستايي با ديدي تاريخي و مقايسه اي امكان پذير گشت.
براي نيل به اين امر آبادي هاي كشور به عنوان نقاط جغرافيايي ثابت و نقطه شروع تلقي شد زيرا محدوده هاي تقسيمات سياسي در سير زمان تغيير مي يابند ليكن اين نقاط در مكان و موقعيت خود باقي بوده و حتي در صورت از بين رفتن در ادوار مختلف داراي هويت مكاني مي باشند وليكن شكل و ظرفيت آنها در طي زمان تغيير مي يابد.
روش دستيابي به اطلاعات آبادي ها براي بخش سفرنامه ها براساس تكميل عناوين فيش طراحي شده است. در اين فيش نام سند نام آبادي شماره صفحه و توضيحات از روي كتاب مورد نظر ثبت مي گردد براي تعيين وضعيت فعلي نام و تقسيمات سياسي آبادي مورد نظر مرحله تطبيق جغرافيايي بر اساس نقشه هاي آن دوره و حال و روش هاي مورد لزوم ديگر تعيين مي گردد. در انتها با ثبت كد آبادي مورد نظر امكان اتصال اين اطلاع به ساير اطلاعات موجود در پايگاه در مورد همان آبادي امكان پذير مي گردد.
محتواي اطلاعات سفرنامه ها
سفرنامه ها شامل اطلاعات متنوع موضوعي درباره شهرها و روستاهاي ايران در دوره هاي مختلف تاريخي به ويژه در زمينه هاي زندگي اجتماعي نوع معيشت پيشه ها دين زبان محصولات كشاورزي (زراعت ـ باغ) دام راه ها اعتقادات پزشكي ماليات نظام ديواني و اداري جمعيت تاسيسات و امكانات معاريف محلي روابط اقتصادي سياسي و... مي باشند.
علاوه بر اهميت مطالب عنوان شده توجه به سال وقوع رويدادها بسيار مهم است. زيرا بدين ترتيب امكان درك روند تاريخي مسائل امكان پذير مي گردد.
در اين قسمت براي آشنايي اجمالي بخش هايي از متون موجود در سفرنامه ها در رابطه با آبادي هاي ذكر شده در جدول ارائه مي شود.
1 ـ نام: آرا (سال 1298 ـ 1288 ه'. ش 19 ـ 1909 م)
در روستاي آرا در يك فرسخي بابل كنار در حوزه بند پي چشمه اي است چنان بزرگ كه آبش از عهده چرخاندن آسيابي برمي آيد آب كه سطح آن با ماده اي شبيه جل وزع پوشيده حرارتي بين 26 تا 28 درجه دارد. سبز مايل به زرد است و سخت چسبنده با بوي تند گوگرد اما ساير مواد را نيز در بر دارد براي درمان زخم ها گري جرب و دردهاي مفصلي مفيد است (نيكتين 1356: 419)
2 ـ نام: بازه هور (سال 1280 ه'. ش 1901 م)
باز و بازه باصطلاح اهل مشهد دهنه بين دو كوه و تنگه را گويند. هور بپارسي اسم خورشيد است. آفتاب اول در اين ده تابش و نمايش دارد. به اين جهت اين رستاق را بازه هور ناميده اند و مختص به خورشيدش كرده اند عوام آن را بازه عور مي گويند (افضل الملك 1355: 129)
3 ـ نام: پرواده (سال 1284 ه'. ش 1905 م)
در اينجا بز كوهي و گورخر و غزال يافت مي شود و شبها شغال ها در دسته هاي بزرگي به ده نزديك مي شود. مار و عقرب و رتيل هم فراوان است. (هدين 1355: 476)
4 ـ نام: تهران (سال 1261 ه ـ . ش 1882 م)
بايد سعي شود وسايل راه آهن در خود ايران ساخته شود زيرا حمل اين وسايل مخصوصا ريل آن از خارج به علت مخارج زياد حمل و نقل به هيچ وجه صرف نخواهد كرد ولي مي توان در داخل ايران يك كارخانه ذوب آهن كوچك و محلي تاسيس كرد و با سنگ آهن و زغال سنگ خود ايران ريل ها را ساخت و در كشيدن راه آهن از آنها استفاده كرد و چون نيروي كار در ايران ارزان است اين كار خيلي به صرفه خواهد بود. براي شروع كار هم به نظر من مصلحت در اين است كه ابتدا در جلگه هاي صاف مركزي تهران اقدام به كشيدن راه آهن شود و روي اين راه آهن واگونهاي اسبي بكار اندازند كه با دو يا سه اسب كشيده مي شوند و بعد از آنكه توجه مسافران به آن جلب شد و به سوار شدن واگون اسبي آن هم در مسافت كوتاه عادت كردند آن وقت لكوموتيو بخار را جانشين اسبها نمايند. احداث يك چنين خط آهني ميان تهران و شاه عبدالعظيم كه يك محل زيارتي است خيلي با صرفه و خوب خواهد بود و مسافر زيادي خواهد داشت (بنجامين 1369: 330 ـ 329)
5 ـ نام: جاسم (سال 1261 ه ـ . ش 1882 م)
هواي جاسم بسيار سرد است چنانكه در اوايل سرطان در اول مغرب ميزان الحراره پانزده درجه بالاي صفر را نشان مي دهد (اعتمادالسلطنه 1362: 36)
6 ـ نام: چوزن (سال 1255 ه'. ش 1876 م)
اهالي تركي حرف مي زنند (ناصرالدين شاه 1356: 45)
7 ـ نام: دامغان (سال 313 ـ 303 ه'. ش 34 ـ 924 م)
از ري مردم از شاهراه عمومي و از ميان دشت به جرجان مي روند. در جهت شمالي جاده كوه هاي طبرستان واقع است در يكي از اين كوه ها ميان سمنان و دامغان شكافي موجود است كه در موقع معيني از سال از آنجا بادي به سوي جاده مي وزد. اين باد با هر كس كه از آن راه مي گذرد برخورد نمايد. هرچند لباس پشمي هم به تن داشته باشد او را مي كشد فاصله اين جاده با شكاف يك فرسخ است. دهانه شكاف در حدود 400 ذراع و باد تا شعاع دو فرسخ زيان بخش است و با هر جانداري برخورد كند او را متلاشي مي كند. اين شكاف و اطراف آن كه در نزديكي جاده است مادران نام دارد (ابودلف 1354: 82 ـ 81)
8 ـ نام: دولت آباد (سال 1316 ه'. ش 1937 م)
اهالي دولت آباد كرد هستند (بهرامي 1316: 37)
9 ـ نام: زرآباد (سال 1237 ه'. ش 1858 م)
دهي است موسوم به زرآباد. در اين ده مدفن امامزاده اي است در پهلوي بقعه امام زاده چناري است قوي و قديم همه ساله در شب و روز عاشورا از شام تا بعدازظهر يك شاخه از آن چنار صدايي مي كند و خوني از او جاري مي شود آن شاخه خشك مي شود. همه ساله از اطراف مردم بسيار در اين روز به جهت تماشا در اين ده جمع مي شوند و اين امر عجيب را مشاهده مي نمايند (سيف الدوله 1364: 30)
10 ـ نام: سام (سال 1284 ه ـ . ش 1905 م)
10000 درخت نخل دارد (هدين 1355: 522)
11 ـ نام: ساروق (سال 1287 ـ 1254 ه ـ . ش 1908 ـ 1875 م)
انگور و شيره و رب انگور و حلويات انگوري آن بسيار ممتاز و مشهور ايران است (سياح 1359: 193)
12 نام: سرخس (سال 1216 ه'. ش 1837 م)
در سرخس زمين را شخم نمي زنند بلكه صبر مي كنند تا بارانهاي بهاري دشت را آبياري كند. آنگاه گندم خود را روي آنها مي پاشند و بي هيچ رنج و زحمت از يك بذر هشتاد الي يكصد تخم بدست مي آورند. هندوانه ها و ديگر محصولات مرو به اندازه اي شگفتي انگيز است. مثلي معروف مي گويد دو هندوانه سرخسي يك بار شتر است مولف به نقل از دوستش مي گويد: هنگامي كه به ديدن حضرت والا (وليعهد) رفته بود شاهزاده دو هندوانه براي او فرستاده به عنوان تحفه اما او به قطع و يقين مي گفت هيچ يك از نوكرانش به تنهايي نتوانسته بود كه آنها را حمل كند اما هندوانه ها خشن بودند قطر هندوانه ها از وسط دوازده الي پانزده اينچ (30 ـ 38 سانتي متر) و طول آنها به شش پا (نزديك 1 83 متر) مي رسد و بسيار خوب است (بيلي فريزر 1364: 390)
13 ـ نام: سياحيه (سال 1287 ـ 1254 ه ـ . ش 1908 ـ 1875 م)
با مبلغي وجه كه داشتم گردنه اي بسيار سخت را كه در ميان محلات و قم اسباب زحمت عابرين بود خرج كرده سر آن كوه را به اندازه اي بريدم كه سهل العبور شده و باقي راه را هم قابل عبور كردم و قناتي هم مابين محلات و كمره در جايي كه ناامن بود حفر كرده بناي يك قريه نمودم كه بعدها به سياحيه مشهور شد (سياح 1359: 277)
14 ـ نام: شوشتر (1225 ه ـ . ش 1846 م)
هرچند شكايت از چشم درد در سراسر ايران به گوش مي رسد اما در هيچ جاي ايران نديده ام به قدر شوشتر و دزفول اين همه مردم از ناراحتي چشم رنجور باشند. بسياري كاملا بينايي خود را از دست مي دهند. خيلي ها هم فقط يك چشم دارند. مردم محل فكر مي كنند منشا اين موضوع به واقعيت سكناي آنان در اين منطقه مربوط است كه عادتا به يك چشم آنها نسبت به ديگري فشار مي آورد و در نتيجه آن چشم ضعيف تر مي شود و بيشتر در معرض آماس قرار مي گيرد كه معمولا در ايام گرما و به واسطه ريزش عرق جبين به داخل چشم رايج تر است (دوبد 1371: 341)
15 ـ نام: صد خرو (سال 1280 ه ـ . ش 1901 م)
خرو بر وزن سرو اطاق هايي را گويند كه سقف آن از آجر يا خشت باشد و ضربي زده باشند ولي اصل تسميه صد خرو اين است خرو در لغت به معني قسمت است آب اينجا بر حسب تقسيم صد قسمت مي شده و الان هم بصد فنجان آب مدار تقسيم دارد. در ابتدا در اين مكان صد اطاق ساخته بودند. لهذا بصد خرو ناميده شد (افضل الملك 1355: 40)
16 ـ نام: عامره (سال 1250 ه ـ . ش 1871 م)
در اين نواحي صنعت رنگرزي مخصوص آنجاست خودشان هم كرباس مي بافند از اطراف هم مي برند آنجا رنگ مي شود و از عادات اهالي آنجاست كه از شنيدن لفظ ماست مي رمند و هر غريب كه ندانسته درين ده لفظ ماست تفوه كند مضروب و عرضه هرگونه ملامت است (ناصرالدين شاه 1363: 198 ـ 197)
17 نام: قم (سال 899 ـ 849 ه ـ . ش 1520 ـ 1470 م)
اين شهر جاي پيشه وران نيست زيرا مردم قم با كشاورزي گذران مي كنند. و اين شهر داراي تاكستانها و باغهاي فراوان و خربوزه هاي بسيار خوب است و خربوزه ها چنان بزرگ است كه وزن پاره اي از آنها به سي پاوند مي رسد و از بيرون سبز و از درون سپيد و از شيريني چون قند است (ونيزيان 1371: 81)
18 ـ نام: گاماسب (سال 1316 ه ـ . ش 1937 م)
چشمه گاماسب 150 سنگ آب دارد (بهرامي 1316: 1173)
19 ـ نام: محسن آباد (سال 1284 ه ـ . ش 1905 م)
اطراف مزارع نخل كاشته شده است و سايه نخل براي جلوگيري از خشك شدن رطوبت زمين موثر است (هدين 1355: 470)
20 ـ نام: يالو (سال 1236 ـ 1227 ه ـ . ش 57 ـ 1848 م)
در انتهاي ده ميرده به قريه يالو رسيديم. يالو ده معتبري است جمعيت آنجا يكصد و پنجاه خانوار است. در يالو قاطر زياد ديديم كه به بلده مي رفتند و آنجا براي حمل زغال به جنگل كجور مي روند ماليات سوزاندن جنگل سالي دو تومان است. هركس كه ماليات مي دهد اجازه دارد داخل جنگل مي شود و از هر محل كه ميل داشته باشد مي سوزاند و زغال مي كند (ذبيحي 1356: 228)
21 ـ نام: يزدخواست (سال 1239 ـ 1230 ه ـ . ش 1860 ـ 1851 م)
هنگامي كه در تابستان 1859 م از رشت بين يزدخواست و شيراز مي گذشتم توانستم شاهد بيماري واگيري باشم كه تقريبا همه اسبها الاغها و قاطرهاي منطقه را از بين برد. اما ساير حيوانات از آن مصون مانده بودند. جريان بيماري به اين صورت بود: در حالي كه حيوان ظاهرا سالم بود و با اشتهاي تمام چرا مي كرد دچار تاولي پرآب در ناحيه زير شكم مي شد كه در برخي موارد تا به ناف نيز مي كشيد تاول بزرگ مي شد و پوست كش مي آمد و سفت مي گرديد بابرش مقداري آب و كمي خون خارج مي گرديد و گوشت پينه بسته مانند غضروف زير چاقو صدا مي كرد از روز سوم نفس به تنگي مي افتاد و مرگ فرا مي رسيد. حيوانات ديگري كه تاول در گلويشان بزرگ مي شد در روز دوم جان مي دادند. عشاير پيدايش اين مرض را در اثر وفور علوفه مي دانستند و مدعي بودند كه در سالهاي پربركت و پرحاصل اين بيماري رواج پيدا مي كند در نتيجه هر چند كه مراتع آنها پر و سرسبز بود به چراگاههاي ديگر كوچ مي كردند. از بيماري هايي كه بيش از همه در ايران اسب دچار آن مي شود من ورم مفاصل و زانو درد را ذكر كرده ام.
زانو درد كاملا عموميت داردو مقداري هم ارثي است و ظاهرا جز در مواقع حاد چندان اسب را آزار نمي دهد. براي معالجه ورم مفاصل آهن گداخته را بكار مي برند كه نتايجي بسيار خوب دارد.
مشمشك فوق العاده نادراست ورم پشت زانوي اسب اغلب در بين اسب هاي تجملي شيوع دارد اما اسب هاي مخصوص كار اغلب از آن بركنارند. تقريبا همه بيكارها تركمن هستند (پولاك 1368: 344)
منابع:
- ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجي الينبوعي (1354) سفرنامه ابودلف در ايران. ترجمه ابوالفضل طباطبايي تهران: زوار.
- افضل الملك غلامحسين خان (1355) سفرنامه خراسان و كرمان. به اهتمام قدرت اله روشني (زعفرانلو). تهران: توسن بي تا.
- اعتمادالسلطنه محمدحسن خان (1362) مطلع الشمس. با مقدمه و فهارس و اهتمام تيمور برهان ليمودهي. تهران: فرهنگسرا.
- بنجامين س. ج. (1369) سفرنامه بنجامين ترجمه محمدحسين كردبچه تهران: جاويدان.
- بهرامي تقي دايره المعارف فلاحتي (1316). تهران: خودكار.
- بيلي فريزر جيمز (1364) سفرنامه فريزر ترجمه منوچهر اميري تهران: توس.
- ولاك ياكوب ادوارد (1368) ايران و ايرانيان سفرنامه پولاك. ترجمه كيكاوس جهانداري. تهران: خوارزمي.
- تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. GIS جمعي از نويسندگان (1383) سيستم اطلاعات جغرافيايي
- دوبد بارون (1371) سفرنامه لرستان و خوزستان. ترجمه محمدحسين آريا. تهران: انتشارات علمي فرهنگي.
- ذبيحي محمد (1356) استرآبادنامه. با همكاري ايرج افشار و محمدتقي پژوه. تهران: اميركبير.
- سياح حميد (1359) خاطرات حاج سياح يا دوره خوف و وحشت. به تصحيح سيف اله گلكار. تهران: اميركبير
- سيف الدوله سلطان محمد (1364) سفرنامه سيف الدوله. به تصحيح و تحشيه علي اكبر خداپرست. تهران: نشرني
- عمادي محمدحسين ـ عباسي اسفنديار (1383) دانش بومي و توسعه پايدار. تهران: سروستان.
- گنجي محمدحسن (1367) جغرافيا در ايران از دارالفنون تا انقلاب اسلامي. مشهد: موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي.
- ناصرالدين شاه قاجار (1356) روزنامه سفرمازندران زيرنظر ايرج افشار. تهران: افست
- ناصرالدين شاه قاجار (1363) سفرنامه عتبات به كوشش ايرج افشار. تهران: افست
- نيكيتين مسيوب (1356) خاطرات و سفرنامه مسيوب نيكيتين. با مقدمه استاد ملك الشعراي بهار و دكتر بهرام فره وشي ترجمه علي محمد فره وشي. تهران: كانون معرفت
- ونيزيان (1349) سفرنامه ونيزيان در ايران. ترجمه منوچهر اميري. تهران: خوارزمي.
- هدين سون (1355) كويرهاي ايران ترجمه پرويز رجبي. تهران: توكا