«نشست اکتبر 2007 تهران و پیامدهای آن»
یکی از دلایل دیدار پوتین از تهران، شرکت در دومین نشست روسای پنج کشور ساحلی خزر بود. در نخستین نشست، در عشق آباد پایتخت ترکمنستان در سال 2002، هیچ پیشرفتی در رسیدن به توافقی همه جانبه برای تعیین حدود دریایی خزر حاصل نشد. به عبارت دیگر، پنج رییس جمهور در اعلامیه 25 ماده ای خود توافق کردند که «نیروهای نظامی آنان برای حمله علیه طرف دیگر استفاده نخواهند شد و این که تحت هیچ شرایطی آنها اجازه نخواهند داد که کشور دیگری از خاک آنها استفاده کند.» این پنج رهبر در جلوگیری از استفاده آمریکا از پایگاه های این کشورهای ساحلی برای اقدام نظامی، متحد ظاهر شدند.
این حرکت ممکن است به خوبی برای بی اثر ساختن پیشنهاد اخیر پوتین جهت سهیم کردن آمریکا در استفاده از ایستگاه رادار گابالا در آذربایجان جهت کنترل و مراقبت از تهدید بالقوه موشک های بالستیک ایران عمل کند. همان گونه که یکی از روزنامه نگاران روسی متذکر شده است، اکنون پنج کشور ساحلی خزر از همکاری اقتصادی به همکاری سیاسی – نظامی با هدف بستن منطقه برای مداخلات خارجی حرکت کرده اند.
تمرکز مجدد این نشست که به تدریج از مسائل اقتصادی، که پنج کشور قادر به اجماعی بر سر آن نشدند، به سوی اهداف نظامی و سیاسی حرکت کرده، بیانگر آن است که این کشورها با ارتقاء ارزش این نشست ها برای همه دولت های ساحلی موافقند.
در حوزه روابط دو جانبه میان ایران و روسیه، پوتین هم با احمدی نژاد و هم رهبر عالیقدر ایران یعنی آیت الله خامنه ای دیدار کرد. پوتین طرحی را برای حل مسئله هسته ای ایران ارائه کرد؛ البته هیچ یک از دو دولت اعلام نکردند که این پیشنهاد چه بود. اما بر اساس اظهارات یکی از سرشناسترین ناظران روسی، یعنی نینا مامدووا، از موسسه شرق شناسی مسکو، این پیشنهاد شامل ایجاد یک نیروگاه غنی سازی اورانیوم مشترک ایران – روسیه در خاک ایران با سرمایه گذاری شرکت های غربی بود و به احتمال زیاد از قبل مورد حمایت آمریکا نیز قرار گرفته بود.
اگر این موضوع آن چیزی باشد که پوتین پیشنهاد داده، اما هیچ نشانه ای دال بر این که مورد پذیرش قرار گرفته، وجود ندارد. هم احمدی نژاد و هم آیت الله خامنه ای، مراتب قدردانی خود را برای این جهت گیری که اکنون در روابط روسیه – ایران وجود دارد را اعلام کردند.
احمدی نژاد شادمانه اعلام کرد که «قدرت روسیه قدرت ماست و بالعکس». مشابه همین امر آن گونه که گزارش شده است، آیت الله خامنه ای به پوتین گفت «همان گونه که یک ایران مستقل از روسیه بهره مند می شود، یک روسیه قدرتمند نیز از ایران بهره مند خواهد شد.» روزنامه نزاویسیمایا گازتا، در این خصوص که چگونه موفقیت روسیه در ایران – بویژه اگر روسیه از عهده متقاعد کردن تهران در خصوص نیاز به همکاری بیشتر در حوزه هسته ای برآید – می تواند به نقطه عطفی برای شناسایی روسیه به عنوان مرکز مستقل قدرت در جهان امروز شود، ابراز خوشحالی کرد.
تداوم حرکت مثبت در این روابط از طریق دیدار سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه از تهران در اواخر اکتبر و دیدار منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران از مسکو در اواخر دسامبر هویدا شد. قوی ترین دلیلی که سبب بهبود روابط ایران و مسکو گردید زمانی بود که اتم استرویی اکسپورت، شرکت روسی که در نیروگاه بوشهر فعال است، 82 تن اورانیوم غنی شده مورد نیاز برای آغاز کار راکتور بوشهر را بین اواسط دسامبر 2007 و اواخر ژانویه 2008، به این نیروگاه ارسال کرد.
اختلاف بر سر پرداخت که بر اساس آن مسکو از ارسال سوخت - که قرار بود در ماه مارس 2007 باشد – خودداری کرده بود، ظاهراً حل گردید. بر اساس اظهارات وزارت امور خارجه روسیه، سوخت مصرف شده در بوشهر برای بازیافت و ذخیره سازی مجدداً به روسیه باز خواهد گشت و آژانس بین المللی انرژی اتمی از طریق کنترل و تضمین های خود آن را پوشش خواهد داد.
افزون بر این، میخائیل دمیتری اف، (مدیر سرویس فدرال روسیه برای همکاری نظامی و تکنیکی و معاون کمیسیون بین دولتی ایران و روسیه) اظهار داشت که مسکو با «رقابت های قابل ملاحظه ای برای فروش سلاح به ایران مواجه است و به همین خاطر ما نمی توانیم از این بازار دست بکشیم. زیرا در این صورت بازگشت به آن بسیار دشوار خواهد بود.»
پیش تر، مسکو – همراه با پکن- تاکید کرده بودند که اختلاف موجود در مورد برنامه هسته ای ایران باید به نحو مسالمت آمیزی حل و فصل شود. از این رو، هر دو کشور برای تعدیل اقداماتی که آمریکا و متحدانش قصد داشتند از طریق شورای امنیت سازمان ملل انجام دهند، عمل کردند. مسکو همچنین خواستار ایجاد «سازمان امنیت و همکاری» در منطقه خلیج فارس، مشابه سازمان همکاری و امنیت اروپا شد که متعهد خواهد شد برای حل و فصل اختلافات از قوه قهریه استفاده نکند. همه موارد فوق بیانگر آن هستند که دیدار پوتین از تهران در اکتبر 2007، در واقع عصر جدیدی در روابط ایران و روسیه بوجود آورده که هر دو طرف اولویت را به همکاری دو جانبه بویژه در مقابل آمریکا قرار داده اند.
مسکو صادقانه امیدوار است که به منظور حل بحران هسته ای، ایران را متقاعد سازد که غنی سازی اورانیوم را انجام ندهد بلکه به روسیه اجازه دهد که انجام این کار را برای او به عهده گیرد. مسکو امیدوار است که تاخیر در ارسال اورانیوم غنی شده که قرار بود در مارس 2007 صورت گیرد ایران را متقاعد سازد تا خردمندی اتخاذ چنین تصمیمی را بپذیرد.
بلافاصله بعد از آن که اتم استرویی اکسپورت در دسامبر 2007 اورانیوم غنی شده را به بوشهر ارسال کرد، وزیر امور خارجه روسیه اعلام نمود که ایران هیچ نیازی به غنی سازی اورانیوم در داخل کشور خود ندارد.
در حالی که بوش از این منطق استقبال کرد، اما تهران آن را نپذیرفت. در واقع، همان گونه که خبرگزاری روسیه متذکر شد، در حالی که هشت محموله اورانیوم غنی شده به ایران انتقال یافت، اما دولت ایران به اقدام خود برای غنی سازی اورانیوم خود ادامه داد. در اواسط ژانویه 2008، نزاویسیمایا گازتا، دلسردی مسکو از تهران را چنین توصیف کرد که تهران، حتی هیچ پاسخی به تقاضای روسیه برای متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم خود حتی برای یک زمان مشخص نیز نداد.
اختلاف نظر دیگری که در این خصوص آشکار گردید این بود که چگونه راکتور بوشهر با توجه به سوخت ارسالی روسیه به طور واقعی راه اندازی می شود. متکی وزیر امور خارجه ایران اظهار داشت که این نیروگاه در تابستان 2008 با 50 درصد ظرفیت آغاز به کار خواهد کرد. اما مقامات اتم استرویی اکسپورت اعلام کردند که راکتور بوشهر قبل از پایان 2008 راه اندازی نمی شود. البته این موضوع به نگرانی ایرانیان در خصوص تاخیر طولانی در راه اندازی راکتور بوشهر دامن زده است. تفسیر نزاویسیمایا گازتا در 28 دسامبر 2008 ممکن است به این نگرانی بیفزاید؛ با این توضیح که چگونه روسیه می تواند این کار را حتی بعد از ارسال اورانیوم غنی شده مورد نیاز انجام دهد. بارگیری واقعی این سوخت در راکتورها تنها بعد از آن که همه 163 دستگاه سوخت اصلی و 17 دستگاه ذخیره به این سایت رسید، آغاز می شود.
با این وجود، میله های سوخت به تنهایی برای آزمایش کامل فیزیکی، که هنوز برای راه اندازی تولید انرژی کم می باشند، کافی نیست. مقدار معینی از تجهیزات از کشورهای ثالث باید به این سایت ارسال شود. و تجربه نشان داده که همواره این کشور ثالث است که قابل اعتماد نبوده است. برخی تحلیل گران براین باورند که روسیه از نیروگاه اتمی بوشهر به عنوان اهرم قوی دیپلماتیک جهت نفوذ در ایران و چانه زنی با شرکای غربی اش استفاده می کند. یک نظریه در این خصوص مطرح است که می گوید مسکو عامدانه زمان راه اندازی نیروگاه بوشهر را با مهارت کنترل می کند تا ایران به طور کامل روابط خود با آژانس را تنظیم و از خواسته های شورای امنیت سازمان ملل پیروی نماید. مشکلات موجود با طرف های ثالث به عنوان یک ابزار مفید برای این تقلب و فریب عمل می کنند.
در واقع، برخی در تهران تردید دارند که مسکو یک چنین استراتژی را محقق سازد، در حالی که ارسال اورانیوم غنی شده به بوشهر را تکمیل می کند. در 31 ژانویه، لوس آنجلس تایمز گزارش داد که احمد فیاض بخش، معاون سازمان انرژی اتمی به خبرنگاران گفت که روسیه باید به عنوان آخرین اقدام، ابزارهای دقیق مورد نیاز را ارسال نماید. وی گفت که روسیه در ماه اکتبر به ارسال این تجهیزات - که احتمالاً برای اتاق کنترل نیروگاه کاربرد دارد – متعهد شده بود. افزون بر این، تداوم عدم تمایل ایران برای سروسامان دادن به روابطش با آژانس بین المللی انرژی اتمی و پیروی از تقاضای شورای امنیت سازمان ملل علی رغم ارسال اورانیوم غنی شده از سوی روسیه، سبب تمایل زیاد طرف روسی برای بحث درباره تحریم های زیادتر از سوی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران گردید.
اما مسکو خود را در یک شرایط ناراحت کننده دید: در حالی که واشنگتن و متحدان اروپایی اش از مسکو به خاطر تلاش جهت جلوگیری از تحریم های بیشتر علیه ایران انتقاد کرده اند، اما بسیاری در تهران نیز از مسکو به خاطر تمایلش برای مذاکره با غرب در خصوص احتمال تحریم های بیشتر شورای امنیت سازمان ملل عصبانی هستند. در نهایت، روسیه با آمریکا و همه اعضای شورای امنیت (به جز اندونزی که رای ممتنع داد) در 3 مارس 2008 به قطعنامه 1803 رای دادند که تحریم های بیشتری به ایران تحمیل گردد.
اصطکاک های کوچک دیگری نیز بر سر برخی مسائل وجود داشت. در پایان دسامبر 2007 وزارت دفاع ایران اعلام کرد که مسکو سیستم موشکی دفاع هوایی اس-300 پیشرفته را برای تهران تامین خواهد کرد. این امر مشمول گزارش های خبری در غرب در این خصوص شد که چگونه پوتین، تهران را قادر می سازد تا در برابر آمریکا ایستادگی نماید. اما مسکو به طور کامل فروش این سیستم به ایران را تکذیب کرد. ارتش فدرال روسیه و سرویس همکاری های تکنیکی این کشور با انتشار بیانیه ای اعلام کردند که تامین اس-300 برای ایران هنوز مورد بحث قرار نگرفته و در حال حاضر هم در دستور کار طرف ایرانی قرار ندارد. این بیانیه نشانگر آن است که تضمین مجدد به واشنگتن برای مسکو مهم تر از ناراحت کردن وزارت دفاع ایران در این رابطه است.
افزون بر این، در اوایل 2008، ایران نسبت به ایجاد یک اوپک گازی بسیار امیدوار بود. هرچند که مسکو دورنمای اجرای چنین کاری را کم اهمیت می شمرد.
در فوریه 2008، روزنامه نزاویسیمایا گازتا گزارش داد که مقامات بلندپایه ایران (از جمله متکی وزیر امور خارجه ایران) گفته اند که تهران تمایلی به مشارکت در خط لوله گازی وایت استریم (که از گرجستان آغاز و با عبور از دریای سیاه به اوکراین و اروپای شرقی می رسد) و نابوکو (که از ترکیه آغاز و به بالکان و اروپای مرکزی می رسد)، که از خاک روسیه عبور نمی کند و با مخالفت روسیه مواجه است، ندارد.
تهران، قراردادی را با گازپروم و شرکت وابسته به آن یعنی گازپروم نت برای توسعه دو یا سه حوزه نفتی پارس جنوبی برای مشارکت در پروژه نفتی امضا کرد. در حالی که مسکو و تهران تا اندازه ای در حوزه نفتی با هم همکاری می کنند، اما این موضوع روشن ساخته است که آن دو با هم به تعقیب منافع رقابتی و اقتصادی ادامه می دهند.
«نتیجه»
در حالی که به نظر می رسید دیدار اکتبر 2007 پوتین از تهران نقش مهمی را در حل بن بست ایران و روسیه در مورد ارسال اورانیوم غنی شده مورد نیاز برای آغاز راکتور اتمی بوشهر بازی کرده است اما این موضوع روشن است که مسکو و تهران به مخالفت خود بر سر چگونگی کنترل مسئله هسته ای ایران نسبت به سایر مسائل ادامه می دهند. در واقع اختلافات جاری میان ایران و روسیه انعکاسی از یک مشکل بزرگتر در روابط آنها است که ظاهراً حل و فصل آن در کوتاه مدت بعید به نظر می رسد.
هر دو کشور یعنی روسیه و ایران، دارای نظام هایی هستند که بیشتر ترجیح می دهند در مقابل آمریکا و غرب ایستادگی نمایند تا این که با هم همکاری نمایند.
اما در حالی که این امر به تهران و مسکو این انگیزه را می دهد که با هم همکاری نمایند اما سختی آنها این موضوع را به شدت دشوار می سازد.
افزون بر این، دو طرف اختلاف نظر بسیاری در این خصوص دارند که تا چه حد به یکدیگر نیاز دارند. مسکو می داند که تهران، آمریکا را به عنوان دشمن نخست خود تلقی می کند. همچنین مسکو، تهران را وابسته به روسیه برای حمایت و حفاظت از آن علیه آمریکا می نگرد. از نقطه نظر روسیه، تهران باید راغب باشد تا با مسکو مصالحه و توافق کند - مانند موافقت با دادن اجازه به روسیه برای تامین همه اورانیوم غنی شده مورد نیاز ایران و چشم پوشی از تمایل خود برای غنی سازی توسط خودش.
با این وجود، تهران نگاه کاملاً متفاوتی به این موضوعات دارد. ایران روابط مشکلی با روسیه نسبت به آمریکا دارد و بی اعتمادی عمیقی در میان ایرانیان نسبت به روسیه وجود دارد. ایرانیان که خود را در به مبارزه طلبیدن آمریکا موفق می دانند، هیچ دلیلی نمی بینند که با روسیه که آن را یک قدرت بسیار ضعیف تر می دانند، مصالحه و سازش کنند.
در واقع بسیاری در تهران، روسیه را به عنوان یک ضرورت جهت جلوگیری از خطر از دست دادن تجارت ایران با چین، هند، ژاپن و اروپا تلقی می کنند.
آنچه این موضوع مطرح می کند این است که اختلافات میان مسکو و تهران بسیار زیاد است که محدوده مشخصی را برای همکاری با یکدیگر و حتی علیه آمریکا تعیین می کند. به عبارت دیگر، در حالی که اختلافات آنها ممکن است جدی باقی بماند اما بسیار بعید است که آنها مایل به برهم زدن روابط یا مایل به وخامت جدی در روابط روسیه – ایران باشند.
تا زمانی که مسکو و تهران، واشنگتن را به عنوان دشمن اصلی خود تلقی می نگرند، روابط اختلاف انگیز و جنجالی آنها با یکدیگر احتمالاً ادامه خواهد یافت.
آیا رهبران متفاوت در تهران و مسکو این روند را تغییر خواهند داد؟ در دوم ماه مارس 2008 روسیه نامزد به دقت انتخاب شده پوتین یعنی دیمیتری مدودوف را به عنوان رییس جمهور این کشور برگزید.
از آنجا که مدودوف متعهد به ادامه سیاست های پوتین شده و از آنجا که پوتین خود نیز به عنوان نخست وزیر برگزیده شد، لذا بعید به نظر می رسد که رویکرد سیاست خارجی روسیه در قبال ایران در دوره ریاست جمهوری مدودوف از دوره ریاست جمهوری پوتین تفاوتی داشته باشد. از آنجایی که مجلس ایران نقش پررنگی در سیاست خارجی ایران بازی نمی کند، جای تردید وجود دارد که انتخابات پارلمانی مارس 2008 منجر به تغییر در سیاست خارجی ایران در قبال روسیه گردد. با این وجود، اگر احمدی نژاد در انتخابات 2009 ایران انتخاب نشود، جانشین وی ممکن است کسی باشد که به دنبال جهت گیری مجدد در سیاست خارجی به طور کلی و در قبال روسیه به طور خاص باشد./ پایان.