باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 84 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
چالش های ایرانی – روسی(2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
نگاهی به روابط ایران و روسیه در عصر احمدی نژاد


جزئیات پیشنهاد آیت الله علی خامنه ای علنی نشد اما این گزارش که او به مسکو و تهران پیشنهاد داد که مسئولیت آینده خاورمیانه و آسیای مرکزی را بین خود تقسیم کنند مبتنی بر این فرض است که آمریکا در این بخش از جهان ضعیف تر گردد و مسکو و تهران این منطقه را حوزه نفوذ خود سازند نه این که با هم رقابت کنند.

 

منبع: - به نقل از میدل ایست ژورنال، بهار 2008

   ● نويسنده: مارک . ان . - کاتز

مترجم: كيانوش - كياكجوري

 
 

«طرح اتحاد استراتژیک 2007 رهبر ایران»

خبرگزاری روسیه گزارش داد وقتی که ایگور ایوانف وزیر شورای امنیت روسیه در اواخر ژانویه از تهران دیدار کرد، آیت الله علی خامنه ای رهبر عالیقدر ایران روسیه را به ایجاد یک اتحاد استراتژیک (با ایران) علیه دشمنان مشترک دعوت نمود و پیشنهاد کرد که دو کشور مسئولیت ها را برای آینده خاورمیانه و آسیای مرکزی بین خود تقسیم کنند (این موضع هم جزو پیشنهادات آیت الله خامنه ای بود که یک اوپک گازی تشکیل گردد). این طرح توسط نماینده شخصی آیت الله خامنه ای یعنی علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه اسبق ایران در فوریه 2007 طی دیدارش با لاوروف، ایوانف و پوتین به طور کامل تشریح گردید. ظاهراً ولایتی نظرات کاملاً مترقی آیت الله خامنه ای را برای ایجاد یک اتحاد میان دو کشور دوست را به مسکو آورده بود.

جزئیات پیشنهاد آیت الله علی خامنه ای علنی نشد اما این گزارش که او به مسکو و تهران پیشنهاد داد که مسئولیت آینده خاورمیانه و آسیای مرکزی را بین خود تقسیم کنند مبتنی بر این فرض است که آمریکا در این بخش از جهان ضعیف تر گردد و مسکو و تهران این منطقه را حوزه نفوذ خود سازند نه این که با هم رقابت کنند.

جزئیات این طرح هرچه که باشد، کامرسانت گزارش داد که پاسخ پوتین صرفاً این بود که او در خصوص این طرح فکر خواهد کرد. این موضوع بعد از این قضیه از صحنه اخبار کنار رفت. این حقیقت که این طرح پنهانی از سوی رهبر عالیقدر ایران (که اقتدار و قدرت بیشتری از رییس جمهور ایران دارد) مطرح شده بیانگر آن است که تهران درباره این طرح بسیار جدی است. عدم پذیرش آشکار این طرح از سوی پوتین چیزی نیست که خوشایند ایران باشد. با وجود آن که آیت الله خامنه ای پیشنهاد کرد که مسکو و تهران، خاورمیانه و آسیای مرکزی را به حوزه نفوذ خود تقسیم کنند، اما عدم پذیرش مسکو ممکن است از سوی تهران، به عنوان نشانه ای که روسیه قصد ندارد هیچ بخشی از این منطقه را برای ایران بپذیرد، تلقی گردد.

از آنجا که این طرح به طور تلویحی بیانگر برابری تهران با مسکو حداقل در این قسمت از جهان است، ممکن است پوتین از پیشنهاد هر طرحی که خواستار تقسیم این منطقه به حوزه های نفوذ با تهران گردد، رنجدیده شود. تردید زیادی در این خصوص وجود دارد که مسکو راغب باشد تا ایران را معادل و همسنگ روسیه در هیچ صحنه ای ببیند.

 

«ایستگاه رادار گابالا»

پوتین مخالفت شدید خود را با طرح دولت بوش برای استقرار سیستم دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک به منظور حفظ اروپا و آمریکا علیه هرگونه حمله موشکی از سوی ایران، اعلام کرد. استدلال روسیه این بوده که ایران قادر به آغاز چنین حمله ای نیست و استقرار سیستم دفاع موشک بالستیک در واقع بخشی از طرح دفاع موشک بالستیک آمریکا علیه روسیه است. روسیه تهدید کرد که با هدفگیری اهداف جدید در اروپا بوسیله موشک های خود به این طرح پاسخ خواهد داد. با افزایش تنش ها بر سر این مسئله، روسیه پیشنهاد داد که با آمریکا در تاسیسات راداری گابالا واقع در آذربایجان به منظور آگاهی یافتن از آزمایش سلاح هسته ای برخی کشورها مانند ایران، سهیم شود؛ و دو کشور فرصت یابند تا سیستم دفاع موشکی خود را ظرف سه تا پنج سال مستقر سازند. پوتین در نشست با بوش در کن بانکپورت، کمتر از چند هفته بعد، پیشنهاد خود را توسعه داد که شامل ایجاد مرکز تبادل اطلاعات در مسکو و استقرار یک سیستم هشدار پرتاب موشک در جنوب روسیه بود.

در حالی که واشنگتن تمایل خود را برای بررسی طرح های پوتین، به عنوان یک ضمیمه به طرح های خود که در جمهوری چک و لهستان به کار گرفته، اعلام کرده بود اما پوتین این موضوع را روشن ساخت که قصد دارد آنها را جایگزین طرح های آمریکا نماید.

این مسئله هنوز روشن نیست که آیا پیشنهاد گابالای پوتین جدی بود یا این که وی انتظار داشت تا واشنگتن آن را رد کند و مسکو بتواند واشنگتن را به عنوان یک نماد و چهره منفی به تصویر بکشد. اما آنچه که روشن می باشد این است که مسکو واکنش منفی تهران را پیش بینی نکرده بود. بلافاصله بعد از ارائه این پیشنهاد به بوش، پوتین اظهار داشت که «من فکر نمی کنم این امر منجر به تیرگی روابط با ایران شود زیرا این رادار برای مدت طولانی است که فعال است.» سایر منابع روسی با اطمینان ادعا کردند که ایران در رابطه با پیشنهاد گابالا نگران نیست.

با این وجود، تهران در خصوص این پیشنهاد نگران بود. اظهاراتی که توسط نمایندگان مجلس و مفسران مطرح گردید بیانگر آن بود که تهران، پیشنهاد ایستگاه رادار گابالا را به عنوان تلاشی از سوی روسیه برای حمایت از آمریکا علیه ایران تلقی می کند.

روسیه با درک نارضایتی ایران، بلافاصله در صدد رفع نگرانی تهران برآمد. برای مثال، یکی از مقامات وزارت امور خارجه روسیه چنین توضیح داد که «تاسیسات رادار گابالا یک سیستم نظارتی بی تفاوت و ناکارآمد است. در مقایسه با سیستم دفاع موشکی فرضی آمریکا مستقر دراروپا، این سیستم یک مولفه ضد موشکی ندارد. از این رو، هیچ دلیلی نمی بینم که روابط ما با شرکای آسیایی مان وخیم شود.» سرگئی لاوروف استدلال کرد که با پیشنهاد استفاده از رادار گابالا توسط آمریکا، مسکو خواست برای واشنگتن ثابت کند که نگرانی آن از ایران بی مورد است.

گرچه تردید زیادی در این خصوص وجود دارد که چنین اظهاراتی حاکمان ایران را درباره مورد اطمینان بودن روسیه به عنوان یک متحد مطمئن سازد، در واقع، موضوع گابالا تردید آنان را در این خصوص مسلم ساخت که مسکو راغب است که با واشنگتن علیه ایران متحد گردد به شرط آن که واشنگتن با شرایط روسیه موافقت کند.

 

«گاز طبیعی»

در ژانویه 2007، آیت الله علی خامنه ای رهبر عالیقدر ایران از ایران و روسیه خواست تا برای ایجاد یک اوپک گازی با هم کار کنند. این حقیقت که آیت الله خامنه ای خودش این پیشنهاد را مطرح کرد بیانگر آن است که این مسئله تا چه حد برای تهران جدی است. پاسخ مسکو مبهم بود و از یکسو خواستار شکلی از همکاری میان تولید کنندگان گاز بود اما از سوی دیگر خواستار همکاری به گونه ای بود که این کارتل اعضای خود را کنترل نکند.

به نظر می رسد مسکو دوست داشت تا کشوری تلقی شود که هم حامی تولید کننده و هم مصرف کنندگان است. لذا یک مشوقی قوی برای جلب نظر هر دو طرف تهیه کرد. یکی از مقامات وزارت توسعه اقتصادی و تجارت روسیه که نامش فاش نشده واکنش واقعی روسیه به طرح آیت الله خامنه ای را این گونه جمع بندی کرد: «من درک نمی کنم که چرا روسیه می خواهد یک کارتل گاز طبیعی را تشیکل دهد. من هیچ نکته مثبتی در آن نمی بینم. بویژه در حال حاضر که ایران تحت فشار شدید بین المللی قرار دارد. چرا ما باید برخی تعهدات را برای منطبق کردن فعالیت هایمان به عهده بگیریم. چرا باید خود را در چارچوب نظارت کننده ای قرار دهیم که می تواند به طور اساسی به معنی سیستم سهمیه بندی باشد.»

جدا از این که این اظهارات بیانگر دیدگاه های واقعی کرملین است یا نه، پاسخ دو پهلوی مسکو به طرح اوپک گازی آیت الله خامنه ای بعید است که تهران را راضی و قانع سازد.

 

«نفت»

در ماه می 2007، احمدی نژاد از مینسک دیدار کرد، جایی که او و الکساندر لوکاشنکو مرد قدرتمند بلاروس بیش از حد از یکدیگر تمجید و استقبال کردند. مینسک سپس با تهران به منظور توسعه مشترک حوزه های نفتی ایران وارد مذاکره شد. لوکاشنکو، از احمدی نژاد به خاطر همراهی و مساعدت با آرزوهای طرف بلاروس تمجید و سپاسگزاری کرد. طرح های انرژی دیگری نیز در این دیدار مورد بررسی قرار گرفت.

مقاله ای که در روزنامه ورمیا نووستی در خصوص این نشست نوشته شد خاطر نشان می ساخت که بلاروس بعد از آن که دریافت با افزایش قیمت انرژی از سوی روسیه مواجه است - و روابطش با روسیه در نتیجه آن رو به وخامت گذاشت - به نحو فعالی با ایران برای دستیابی به نفت این کشور وارد مذاکره شد. در حالی که همکاری ایران – بلاروس در زمینه انرژی یک عامل محرک عمده در روابط ایران و روسیه محسوب می شود اما این رویداد بیانگر آن است که: 1- ایران و روسیه رقبایی در بازار نفت هستند، و 2- احمدی نژاد از همکاری با رهبری مانند لوکاشنکو که پوتین با آن مشکل دارد، خودداری نخواهد کرد.

 

«تعیین حدود دریای خزر»

از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، پنج کشور ساحلی دریای خزر- روسیه، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان و ایران – نتوانسته اند به توافق همه جانبه ای در خصوص چگونگی تعیین مرزهای دریایی، تقسیم ذخایر قابل ملاحظه آن که در زیر بستر دریا قرار دارد و تنظیم و کنترل انتقال نفت و گاز از دریای خزر، دست یابند. ذکر این نکته ضروری است، زمانی که احمدی نژاد در سال 2005 رییس جمهور ایران شد، روسیه (همراه با قزاقستان و آذربایجان) خواستار تقسیم درصدی دریایی خزر - بر حسب درصدی از مجموعه سواحلی که هر کشور داشت – شدند. این فرمول به ایران کنترل 13 درصد از آب های دریای خزر را می داد. این در حالی بود که تهران خواستار سهم 20 درصدی برای هر یک از کشورهای ساحلی شد.

امتناع ایران از تصویب یک توافق همه جانبه برای تعیین حدود دریایی خزر مطابق با فرمول روسیه، سبب شد که روسیه، قزاقستان و آذربایجان توافقات دو جانبه ای را برای تعیین حدود مرزهای شمالی دریای خزر امضا کنند. اختلافات ایران و روسیه در ارتباط با دریای خزر، در دوره احمدی نژاد نسبت به دوره سلف خود یعنی خاتمی کمتر مشهود و برجسته بود. زیرا اختلافات سریعی میان روسیه و ایران از یک سو و قزاقستان و آذربایجان از سوی دیگر در مورد خط لوله نفتِ برنامه ریزی شده میان این دو رخ داد.

مسکو و تهران (که نمی خواستند قزاقستان نفت را از دریایی خزر بدون این که از ایران و روسیه بگذرد به غرب ارسال کند) اعلام کردند که همه پنج کشور ساحلی باید با طرح خط لوله موافقت کنند اما قزاقستان و آذربایجان اظهار داشتند که این امر تنها به تصمیم دو کشوری که مرزهای ساحلی آنان یکدیگر را قطع می کند، بستگی دارد. با این وجود، اختلافات ایران و روسیه در مورد دریای خزر، لاینحل باقی مانده است.

 

ادامه دارد ...

 

    185 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سیاست خارجی ایران (157)
●   سياست خارجي روسيه (44)

عناوين مرتبط
●  چالش های ایرانی – روسی(1) 

دسته
●  

رسته :1

تاريخ ارسال:28/04/1387

تاريخ شمسی نشر:28/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب