(1) جدا از مطالبی كه در مخالفت و محكومیت حوادث نوار غزه از جمله درگیری داخلی و زد و خوردهای مسلحانه میان سازمانهای امنیتی تشكیلات خودگردان و جنبش حماس گفته شده است، باید خاطر نشان ساخت كه مخالفت با هر گونه جنگ داخلی و احساس ناراحتی و نگرانی در قبال هر حادثهای كه به این درگیریها منتهی میشود، نسبت به هر انسان فلسطینی كه دارای حداقل وجدان و غیرت ملی و اخلاق انسانی است، امری بدیهی به شمار میرود. به خصوص این كه هنوز جنگ ما با صهیونیستها پایان نیافته است و نبرد ما با آنها همچنان ادامه دارد. علاوه بر آن اوضاع موجود تا حد زیادی پیچیده و بغرنج شده است و هر سخن و واژهای چنانچه همراه با عمل نباشد و مایه دلگرمی و اعتمادسازی و از بینبرنده شك و تردید میان طرفهای متخاصم نگردد، از حدت این اوضاع نگرانكننده نمیكاهد.
(2) چرا چنین اتفاقاتی در غزه روی داد؟ و این حوادث به كجا ختم میشود؟
پس از رحلت یاسر عرفات، برگزاری انتخابات ریاست تشكیلات خودگردان فلسطین و تعیین زمان برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری، مذاكراتی میان گروههای فلسطینی در قاهره انجام شد و این گروهها در این گفتوگوها به یك سری توافقاتی دست یافتند. همه طرفهای مذاكره متعهد شدند كه به این توافقنامهها پایبند باشند. این مسأله بذر امید را در دل فلسطینیان در خصوص آینده اصلاحات و ساماندهی وضعیت داخلی فلسطین از طریق تجدید مشروعیت نهادهای مختلف فلسطینی به وسیله برگزاری انتخابات كاشت. همه اینها به دنبال تصمیم یكجانبه ‹‹اسرائیل›› برای عقبنشینی از نوار غزه صورت گرفت. خیلیها بحق این تصمیم را دستاوردی برای مقاومت و پایداری ملت فلسطین میدانند.
در واقع باید گفت كه مقاومت و استقامت فلسطینیان تلفات مادی و انسانی زیادی به اشغالگران وارد ساخت و باعث شد كه آنها به فكر عقبنشینی بیافتند.
همچنان كه گفته شد در قاهره بر سر یك سری مسائل توافق شد. در راس این قضایا آتش بس قرار داشت. این آتشبس موقت و تا نهایت این سال میلادی ادامه دارد و مشروط به توقف تمامی حملات و تجاوزات دشمن به ملت فلسطین و عقبنشینی از شهرها و آزادی تمامی اسراست.
اسرائیلیها تا به حال هیچ یك از بندهای این توافقنامهها را اجرا نكردهاند و تنها دو بار یك گروه از اسرایی را كه محكومیت آنها رو به پایان است، آزاد كردند و با توجه به سیاست وقتكشی و چانهزنی صهیونیستها هیچ گونه عقبنشینی جز از دو شهر اریحا و طولكرم آن صورت نگرفت. تجاوزات و ترورها هم بدون هیچ وقفهای ادامه دارد و این نشان میدهد كه آتشبس عملا یك طرفه است.
توافقات قاهره بر برگزاری انتخابات در موعد اصلی خود یعنی هفدهم ژوئن ـ بنا به دستور ریاستی روحی فتوح رئیس موقت تشكیلات خودگردان ـ تاكید داشت. همچنین قرار شد كه انتخابات شوراهای محلی و شهرداریها در چند مرحله و تا نهایت امسال (میلادی) به اتمام برسد و یك كمیته مرجع برای نظارت بر عقبنشینی اسرائیلیها از نوار غزه و تعامل با این مسأله تشكیل شود.
(3) چه اتفاقی بعد از این افتاد؟
دو مرحله اول و دوم انتخابات محلی (شهرداریها) برگزار شد و به خصوص در مرحله دوم كه در پنجم ایار گذشته انجام شد، شاهد تنش زیادی میان دو قدرت بزرگ جامعه فلسطین یعنی حماس و فتح به ویژه در هنگام اعلام نتایج بودیم. این انتخابات رنگ و بوی گروهی و حزبی به خود گرفته و با مسائل عشایری و خانوادگی در هم آمیخته بود و در واقع بر دشواری مراحل باقیمانده انتخابات محلی و مجلس قانونگذاری تاكید داشت. جنبش فتح نتایج انتخابات در حوزههای بزرگ انتخاباتی را رد و نسبت به آن اعتراض و حماس را به تقلب در این انتخابات متهم كرد!! و با پناه بردن به دادگاه و گرفتن حكم قضایی خواستار برگزاری مجدد انتخابات در این حوزهها شد. حماس هم با این مسأله مخالفت و تشكیلات خودگردان و فتح را به تبانی با قوه قضائیه برای ‹‹سرقت›› پیروزیاش متهم كرد. تنش و بحران تا حد زیادی بالا گرفت تا این كه جو آرام شد و برگزاری مجدد انتخابات به زمانی نامشخص موكول شد.
پس از این، مانعتراشیهایی در خصوص برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری در موعد خود صورت گرفت. این مانعتراشیها ابتدا با تبانی بر سر تصویب قانون انتخابات و سپس تصویب آن به شیوهای مخالف با توافقنامه قاهره آغاز شد. بار دیگر این مسأله به مجلس قانونگذاری ارجاع داده شد. مجلس هم چارهای جز تصویب این قانون بر اساس نظام مختلط فردی و نسبی نداشت. سپس انتخابات در میان محكومیت و تعجب همگان در كمال خودسری و یكجانبهگرایی تا زمان نامشخصی به تعویق افتاد. حتی وقتی قانون انتخابات به تصویب رسید، تدوینكنندگان این قانون فراموش نكردند كه یك بند اضافی برای به تعویق انداختن هر چه بیشتر انتخابات و وقتكشی به این قانون بیافزایند، به همین علت نص قانون بر اجرای آن پس از سه ماه از انتشار در روزنامه رسمی تاكید دارد و این طور نیست كه به محض انتشار متن قانون در روزنامه اجرا شود. البته تاكنون هم این قانون در انتظار تعدیل قانون اساسی است و منتشر نشده است. همین امر باعث شده است كه عملا برگزاری انتخابات تا قبل از ژانویه آینده محال به نظر برسد. اما فراخوان گروهها برای توافق بر سر برگزاری انتخابات در این زمان تا اندازه زیادی واقعبینانه است. چرا كه چه این گروهها بخواهند و چه نخواهند اجرای انتخابات قبل از این زمان حتی در بهترین شرایط هم ممكن نیست.
حماس و دیگر گروهها این اتفاقات و اقدامات را نمایشی خواندند كه با پوشش قانونی اجرا میشود و هدف از آن تعویق انتخابات تا طولانیترین زمان ممكن است تا این كه همه چیز سر جای خودش باقی بماند و هیچ كس پست و مقام خود را از دست ندهد. این گروهها همچنین ادامه اقدامات خودسرانه و اندیشه تكمحوری تشكیلات خودگردان را محكوم كردند.
اخیرا هم تشكیلات خودگردان و فتح به گروههای فلسطینی و در راس آنها حماس پیشنهاد مشاركت در حكومت وحدت ملی را ارائه كردند. حماس كه هنوز به صورت نهایی در خصوص مشاركت خود در حكومت حتی بعد از انتخابات مجلس قانونگذاری تصمیمی نگرفته است، این پیشنهاد را دامی هدفمند برای مشاركت در حكومتی دانست كه نخواهد توانست هیچ كاری را به پیش ببرد و حتی این جنبش نمیتواند بر آن تاثیر بگذارد، بلكه برعكس چه بسا مشاركت در آن به ضرر حماس تمام و این تصور ایجاد شود كه این جنبش درصدد به دست گرفتن پست و مقام است ؛ به گونهای كه دیگر این جنبش نتواند نسبت به اوضاع بحرانزده داخلی انتقاد كند، به این علت كه خود در حكومتی كه مسؤول این اوضاع است، مشاركت دارد و این گونه وانمود میشود كه توان تغییر وضعیت موجود را ندارد و بدین ترتیب آن را مقصر جلوه میدهند. علاوه بر آن این نگرانی وجود دارد كه تشكیل حكومت وحدت ملی حداقل به انتخابات در درازمدت پایان دهد و دیگر انتخاباتی در كار نباشد.
حماس ضمن مخالفت با مشاركت در این حكومت از تشكیلات خودگردان خواست كه به تعهدات خود بر اساس توافقنامه قاهره پایبند باشد و برای تشكیل كمیتهای مرجع برای نظارت بر عقبنشینی ـ كه زمان اجرای آن نزدیك است ـ تلاش كند. تشكیلات خودگردان و فتح به شدت و با لجاجت خاصی با این درخواست حماس مخالفت كردند و تشكیل این كمیته را ایجاد قدرتی موازی و جایگزین در مقابل حكومت خودگردان تلقی كردند. این مخالفت، حماس را به ویژه به دنبال تلاش گسترده تشكیلات خودگردان برای انجام هماهنگیهای لازم در مورد این عقبنشینی با طرف صهیونیستی به شدت نگران ساخت.
(4) این چنین، انزجار داخلی نسبت به اقدامات تشكیلات خودگردان به بالاترین سطح خود رسید و بیاعتمادی میان طرفهای مختلف عمیقتر شد و پس از آن اوضاع با سرعت زیادی به هم ریخت تا این كه جهاد اسلامی عملیات نتانیا را اجرا كرد و حماس نیز چند شهرك صهیونیستنشین را هدف حملات موشكی خود قرار داد و یك شهركنشین صهیونیست را به قتل رساند.
یكی از تیمهای عملیاتی حماس كه شهركهای صهیونیستنشین را هدف حملات موشكی خود قرار داده بود، هنگام بازگشت به پایگاهش مورد تیراندازی نیروهای سازمانهای امنیتی تشكیلات خودگردان قرار گرفت و پنج تن از اعضای آن زخمی شدند. پس از این درگیریها، تبادل اتهامات میان تشكیلات خودگردان و حماس آغاز شد.
علیرغم این كه هر طرف میخواست دیگری را مسئول این حادثه معرفی كند و دلایل و مستندات خود در زمینه متهم كردن دیگری و محكومیت وی ارائه دهد، اما داشتن كمترین حس واقعبینی و تحلیل اوضاع و حوادث ما را به این نتیجه میرساند كه شانه خالی كردن حكومت خودگردان و فتح از تعهدات خود بر اساس توافقنامه قاهره اوضاع را بحرانی كرد. این بحران ابتدا با به بازی گرفتن انتخابات پارلمان و نپذیرفتن نتایج انتخابات محلی شروع شد و با مخالفت با تشكیل كمیتهای مرجع و ملی و خودسری در مسأله عقبنشینی دشمن از نوار غزه ادامه یافت.
حتی در زمینه شلیك موشك به سوی مناطق صهیونیستنشین هم حماس پاسخ به تجاوزات ‹‹اسرائیل›› را حق خود دانست و اعلام كرد كه این مسأله توافقات قاهره را نقض نمیكند. این در حالی است كه تشكیلات خودگردان اعلام كرد كه كسی حق ندارد، شخصا به تجاوزات دشمن پاسخ دهد، اما اقدام همه گروههای فلسطینی به عملیاتهای موشكی و پرتاب راكت، ما را به این نتیجه میرساند كه هدف ضربه زدن به حماس و خدشهدار نمون چهره این جنبش و بدنام كردن آن است.
علاوه بر آن همه به یقین میدانند كه تشكیلات خودگردان حتی اگر در خصوص مسأله پاسخگویی به حملات دشمن مورد مشورت قرار گیرد، هرگز با آن موافقت نخواهد كرد و به گروههای مقاومت برای حمله به ‹‹اسرائیل›› چراغ سبز نشان نخواهد داد.
(5) اما متهم ساختن حماس به تلاش برای كودتا و به دست گرفتن قدرت و تحمیل برنامهها و سیاستهایش اتهامی پوچ و بیاساس و تا حد زیادی از روی نفاق است. با توجه به طبیعت سیاستها و اندیشه و افكار حماس و درك و فهم این جنبش از شرایط سخت و دشوار حاكم بر ملت و آرمان فلسطین، چنین مسألهای (كودتا) منتفی است و حماس حتی چنین اندیشهای در سر ندارد تا بخواهد آن را عملی سازد.
این نفاق وقتی روشنتر میشود كه بدانیم كسی كه خود برای كودتا و كناگذارشتن دیگری تلاش میكند و خودسرانه تصمیم میگیرد، دیگری را به آن متهم میكند. در واقع این نوع رفتار قاعده ‹‹حمله بهترین دفاع است›› را در اذهان تداعی میكند. همچنین شرط نیست كه كودتا و كنارگذاشتن دیگری از طریق شیوههای نظامی و خشونتبار صورت گیرد، چه بسا از طریق روشهای كارسازتر مانند فرار از انتخابات و عمل به تعهدات و انكار تغییرات بنیادین در عرصه سیاسی فلسطین انجام شود. این تغییرات باید از طریق صندوق رایگیری نمود پیدا كند. خیلیها از این امر بیم دارند و در حقیقت علیرغم اظهارات و ادعاهایشان امید دارند، اصلا انتخاباتی برگزار نشود.
ادعاها و توجیهات آنها از جمله نگرانی از جدا شدن نوار غزه و تشكیل حكومت جایگزین نمیتواند بر این حقیقت كه این نگرانیها و توجیهات خیالبافیهایی پوچ و بیاساس برای حفظ منافع گروهی و شخصی است، سرپوش بگذارد. منافعی كه در طول ده سال گذشته به دست آوردهاند و جز ویرانی و نومیدی چیز عاید ملت فلسطین نساخته است.
بدون شك فلسطینیان برای تحقق مشاركت سیاسی همه و چند صدایی راهی سخت و دشوار پیش روی دارند و همچون راه رسیدن به آزادی و استقلال پر پیچ و خم است. در این مسیر با مشكلات و مانعتراشیهای زیادی روبرو خواهند شد. اما چارهای جز ادامه راه برای حاكم شدن اراده و خواست ملت برای تعیین سرنوشت خود وجود ندارد و باید به اندیشه سلطهطلبی و خودسری برخیها پایان داد. چنین تصوری باعث شده كه انسان به این فكر بیافتد كه جز آنها كسی برای مدیریت و اداره جامعه خلق نشده است.