باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 79 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
برگ هايي از يك حماسه بزرگ
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
مروري بر فعاليت هاي فرهنگي و مبارزات سياسي شهيد بهشتي


 

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی

 
 

شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در سال 1307 دريك خانواده روحاني در اصفهان ديده بدنيا گشود. تحصيلات ابتدائي و سطح را در حوزه علميه اصفهان گذراند و پس ازآن رهسپار قم شد. در قم از محضر اساتيد بزرگي چون آيت الله بروجردي آيه الله محقق داماد امام خميني و علامه طباطبائي در رشته هاي فقه اصول فلسفه و عرفان كسب فيض كرد. علاوه بر فلسفه اسلامي فلسفه هاي مكتبهاي فلسفي شرق و غرب را نيز مطالعه كرد تا از اين رهگذر علاوه بر اينكه نسبت به آن مكاتب آگاهي و بينش كسب كند به حقانيت فلسفه و عرفان اسلامي نيز پي برد. آشنايي و تسلط او به زبانهاي عربي انگليسي و آلماني باعث شد كه مستقيما متون اصلي كتب اسلامي و منابع مكتبهاي شرقي و غربي را مورد مطالعه و تحقيق قرار دهد.

شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بزودي در فقه اصول فلسفه عرفان معارف قرآن علم حديث علم رجال اديان روانشناسي جامعه شناسي تاريخ و مكتبهاي اقتصادي جهان صاحب نظري انديشمند و توانا شد. يكي از مهمترين و پرثمرترين فعاليتهاي شهيد بهشتي را بايد حركت او به اروپا و تلاشهاي خستگي ناپذيرش براي هدايت نسل جوان مسلمان ايراني كه براي تحصيل به خارج عزيمت كرده بودند نام برد.

شهيد بهشتي بنا بر ضرورت و با اصرار مراجع تقليد به هامبورگ سفر نمود تا در مسجدي كه توسط مرحوم آيت الله بروجردي بنيان گذارده شده بود و محل تجمع مسلمانان هامبورگ بود به فعاليت و هدايت و ارشاد پردازد. علاوه بر اين ضرورت دوستان شهيد بهشتي نيز مسافرت او به اروپا را مورد تاكيد قرار مي دادند و علت آنهم اين بود كه او از جمله فقهاي مجاهدي بود كه امام خميني (ره) براي تشكيل شوراي افتا هيئتهاي موتلفه برگزيده بود و او در اين شورا حكم اعدام انقلابي نخست وزير وقت حسنعلي منصور را صادر كرد. پس از اعدام منصور ساواك بدنبال كشف مركز اين فعاليتهاي انقلابي برآمد كه سرانجام نام شهيدبهشتي نيز جز افرادي كه دراين اعدام شركت داشتند بدست آمد و لذا دوستان شهيد مظلوم تاكيد داشتند كه بهتر است براي مدتي به خارج سفر كند. البته انگيزه اصلي هجرت شهيد بهشتي بخارج از كشور همان احساس نيازي بود كه مسلمانان هامبورگ بوجود يك روحاني مبلغ و محقق داشتند.

شهيد بهشتي در آن ديار احساس مي كرد كه جوانان مسلمان نياز شديدي به يك تشكيلات اسلامي دارند و در برابر سازمانهاي الحادي كه به اغواي دانشجويان مي پرداختند وجود چنين سازمان و تشكيلاتي بيشتر ضروري مي نمود. با اين بينش اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا توسط شهيد بهشتي بنيان نهاده شد و فعاليتهاي اسلامي سامان گرفت. شهيد بهشتي با ايراد سخنراني سازماندهي سمينارهاي اسلامي تهيه جزوات رهنمودهاي تشكيلاتي و در مواردي كمك مالي از مسجد هامبورگ دانشجويان مسلمان ايراني را ارشاد مي نمود. علاوه بر فعاليتهاي فوق «مركز اسلامي هامبورگ» با رهنمودهاي آن عالم متفكر راه هدايت و راهنمائي مسلمانان را طي مي نمود. همين مركز بود كه بارها از جانب شاه براي ديدار از آن تلاش و تقاضا به عمل آمد ولي هر بار شهيدبهشتي مانع اينكار مي شد تااينكه سرانجام شاه خائن به كمك پليس آلمان به مركز اسلامي هامبورگ رفت تا بدين ترتيب علاوه بر تظاهر به اسلام شهيدبهشتي را نيز لكه دار نمايد لكن وقتي به آنجا رفت متوجه شد شهيد بهشتي قبل از آمدن او بشهري ديگر رفته تا بدينوسيله نقشه او را نقش بر آب نمايد.

شهيد بهشتي بيش از پنج سال در آلمان بسر برد و در سال 1349 به ايران آمد و ساواك بازگشت مجدد او را به آلمان ممنوع كرد.

درباره ممنوعيت سفر به آلمان و توطئه اي كه ساواك عليه آن شهيد تدارك مي بيند در كتاب «شهادتنامه» چنين آمده است:

«شهيد مظلوم آيه الله بهشتي وقتي در سال 1349 به ايران آمد ديگر ساواك شاه به او اجازه بازگشت به آلمان را نداد. او را دستگير هم نكرد ولي توطئه بزرگي عليه او تدارك ديد تا شخصيتش را براي هميشه خرد كند. ساواك فكر كرده بود اگربهشتي را دستگير كند او بزرگ خواهد شد پس چه بهتر كه بجاي زندان او را به دام توطئه بيافكند. توطئه اين بود كه عوامل ساواك همه جا گفتند و شايع كردند كه بهشتي وهابي است و اهل ولايت نمي باشد.

بهشتي همواره از اختلاف ريشه برانداز شيعه و سني رنج مي برد و معتقد بود كه ايجاد اتحاد ميان شيعه و سني كه جهانخواران همواره از تفرقه آنها عليه اسلام بهره برداري مي كنند يكي ازابعاد مهم مبارزه با استكبار جهاني است. ساواك با استفاده ازهمين زمينه او را به وهابي گري متهم كرد و تعدادي از روحانيون غافل نيز آلت دست شدند. و به بهانه دفاع از ولايت بهترين چهره هاي مدافع ولايت راآماج تهمتهاي ناروا قرار دادند. ساواك گر چه دراين توطئه ناكام ماند ولي توانست از سرعت حركت مبارزاتي بهشتي و همرزمانش تا حدودي بكاهد.»

شهيد بهشتي از جدايي دو قشر تحصيلكرده جامعه يعني طلاب علوم ديني حوزه هاي علميه و تحصيلكرده هاي مدارس دانشگاهها رنج مي برد و همواره در تلاش بود تا اين دو قشر را بهم نزديك كند و سياستهاي استعماري را كه در طول تاريخ عليه دخالت دين در مسائل اجتماعي و سياسي تبليغات مي كردند رسوا سازد.

او براي نيل به اين مقصود دبيرستاني در قم تاسيس نمود وبدينوسيله محلي براي آشنايي و تماس روحانيون ودانش آموزان بوجود آورد. نام اين دبيرستان نيز به پيروي از سياست پاك و والاي آن شهيد كه مي خواست قشر روحاني و نسل جوان با هم در تماس و مرتبط باشند «دين و دانش» گذاشته شد.

دبيرستان دين و دانش كه در سال 1333 در قم تاسيس شد اولين اقدام مهم آن شهيد جهت مبارزه با سياست استعماري جدايي دو قشر روحاني و دانشجو بود.

شهيد بهشتي علاوه بر مديريت به تدريس زبان انگليسي در اين دبيرستان اشتغال داشت و علت انتخاب درس انگليسي پيروي از هدف والاي خويش جهت نزديكي روحاني به قشر تحصيلكرده جوان و اثبات اين حقيقت كه روحانيت علاوه بر علوم ديني بر علوم روز و مسائل اجتماعي نيز تبحر داشته و آنگونه كه تبليغ مي كنند كه اينان كارشان در گوشه اي خزيدن و مساله گفتن است نيست. خود آن شهيد بزرگوار در اين باره چنين مي گفتند: «من خودم با اينكه طبعا مي بايست به تدريس تعليمات ديني در دبيرستانها مي پرداختم به دو منظور بجاي اين كار تدريس زبان انگليسي را عهده دار شدم: هدف اول اين بود كه مي خواستم حقوقي كه از فرهنگ مي گرفتم در ازاي آموزش علوم ديني نباشد چون گرفتن پول براي آموزش علم دين در شريعت مذموم است. هدف دوم اين بود كه عملا ذهن دانش آموزان را متوجه اين نكته كرده باشم كه روحانيون در چهارچوب حوزه ها محصور نيستند و علاوه بر علوم حوزه اي با علوم روز آشنايي دارند.»

شهيد بهشتي دانشگاه و قشر دانشگاهي را نيز از نظر دور نمي داشت. او در همان حين كه در حوزه علميه قم عالي ترين مقام علمي راكسب كرده و بدرجه اجتهاد نائل آمده بود و از مدرسين حوزه علميه محسوب مي شد در تهران دوره دانشكده الهيات و معارف اسلامي را تا اخذ درجه دكترا طي نمود و با اينكه نيازي به تحصيل در دانشكده نداشت و خود از اساتيد دانشكده بسيار فاضل تر بود براي اينكه بتواند گامهايي موثر جهت پيوند روحاني و دانشجو بردارد تحصيل در دانشكده راانتخاب نمود و با اين عمل خويش افكار حوزه رادر جامعه دانشگاهي رسوخ داد و در طرد انديشه هاي دشمنان اسلام جهت تفرقه افكني بين دو قشر روحاني و دانشجو در حد امكان تلاش نمود.

از جمله اقدامات مهم فرهنگي و اجتماعي شهيد بهشتي بايد از تاسيس مدرسه منتظريه (حقاني) قم نام برد. اين مدرسه كه به كمك همرزمانش از جمله شهيد قدوسي تاسيس گشت برنامه هاي منظمي جهت تحصيل طلاب علوم ديني ارائه داد و محلي شد براي تجمع طلاب علوم ديني و تحصيل بر اساس روش جديد ارائه شده ازجانب آن شهيد و همرزمانش. كساني كه دراين مدرسه پرورش يافتند مهمترين و بيشترين نقش و سهم را در مبارزه بارژيم پهلوي به عهده داشتند و پس از پيروزي انقلاب نيز خدمات بزرگي را به جامعه انقلابي ايران ارائه داده و مي دهند.

شهيد مظلوم آيت الله بهشتي با نهضت ملي ايران و مبارزات اسلامي آيه الله كاشاني گام در عرصه مبارزه نهاد و شكست اين مبارزات بود كه ذهن بيدار و خلاق شهيد بهشتي متوجه اين امر شد كه تا روحانيت از تشكلي قوي برخوردار نباشد نمي تواند در امور پيشرفت كند و لذا از آن پس بود كه او به كمك همرزمانش سعي وافر داشتند كه به مبارزات مردم نظم و سامان دهند و نيروهاي مومن ومخلص را به گرد هم جمع آورند.

شهيد بهشتي در سال 1341 بفرمان حضرت امام به عضويت شوراي روحانيت جمعيتهاي موتلفه اسلامي در آمد و حكم اعدام انقلابي منصور توسط اين شورا و به امضا او و شهيد مطهري صادر شد.

شهيد بهشتي در سال 1342 به جرم فعاليتهاي انقلابي عليه رژيم شاه از اقامت در قم ممنوع و از آن شهر تبعيد شد. آن شهيد بزرگوار در اثر مبارزه و حركت در مسير اهداف نهضت الهي امام خميني در فاصله سالهاي 49 تا 57 سه بار توسط ساواك دستگير شد. او از عناصر فعال جامعه روحانيت بود كه در سازماندهي ورهبري تظاهرات و راهپيمائيهاي ميليوني مردم مسلمان ايران نقشي بزرگ بعهده داشت بطوريكه آخرين باري كه ساواك او را دستگير نمود به او اعلام كردند: تو را دستگير كرده ايم تا راهپيمائيهاي تاسوعا و عاشورا صورت نگيرد. شهيدبهشتي در پاسخ به مزدوران شاه مي گويد: اشتباه شما در همينجاست چه مرا آزاد كنيد و چه نكنيد اين راهپيمائيها صورت خواهند گرفت اين كارها قائم به شخص نيست.

شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در آبان ماه سال 57 پس از هجرت امام از عراق به پاريس سفري جهت زيارت رهبر كبير انقلاب به پاريس نمود در اين سفر بود كه هسته اصلي شوراي انقلاب اسلامي تشكيل شد وخود آن شهيد و مرحوم استاد شهيد آيه الله مطهري رحمه الله عليه از عناصر اصلي اين شورا بودند.

 

پس از انقلاب

پس از آنكه انقلاب مقدس اسلاميمان با رهبريهاي پيامبرگونه حضرت امام بطرزي معجزه آسا به پيروزي رسيد شهيد بهشتي كه از دانشي وسيع و فكري روشن وقدرت مديريتي كم نظير و صبر و استقامتي وافر برخوردار بود براي خدمت به انقلاب كمر همت بر بست و با ايثار و گذشت و جامعيت بي نظيرش درتمام مسائل علمي و سياسي و اجتماعي خدمات شاياني به اسلام و انقلاب ارائه داد.

فعاليتهاي ايثارگرانه و قدرت شگرف او در انجام امور و سازش ناپذيري او بود كه باعث شد دشمنان اسلام و انقلاب او راعامل و مسبب تحقير و شكست خود در جامعه اسلامي ايران دانسته و به انحا مختلف دست به تلاش زنند تا شخصيت والاي او را متلاشي كنند و خود بر مسند قدرتي كه از آن جز نابودي اسلام قصد و نيتي نداشتند تكيه زنند.

بني صدر اين مهره آمريكايي يكي از بزرگترين موانع راه سلطه جوييهاي نامشروع خويش را وجود شهيدبهشتي مي دانست. نه تنها بني صدر بلكه تمام گروههاي معاند و ضدانقلاب از جمله سازمان مجاهدين خلق و عوامل ليبرال و ملي گرا و روشنفكرهاي وابسته با آن بزرگوار سرستيز داشتند.

بني صدر و دار و دسته اش كه مهمترين آنان مجاهدين خلق بودند با طرحي خائنانه در نظر داشت كه روحانيت و نيروي مومن وفعال ومتعهدي راكه سخت بر معيارهاي مكتبي اصرار مي ورزند از تسلط بر امور دور سازد وخط متمايل به غرب را جايگزين آن كند. او با ملاقاتهايي كه با ماموران سيا در پاريس و تهران داشت قول همكاريهاي لازم رادر اين زمينه به آنها داد.

ناجوانمردانه ترين راهي كه او براي نيل به هدف شوم خويش انتخاب نمود اين بود كه توسط عواملش شخصيت شهيدبهشتي را در سطح جامعه لكه دار كند و براين اساس بود كه سيل دروغ و تهمت و ناسزا از همه طرف بسوي شهيد مظلوم سرازير گشت و اين تبليغات مسموم نه تنها در تمام شهرها رسوخ نمود بلكه در دل روستاهاي كشور نيز راه پيدا كرد.

چيزي نگذشت كه تهمتهاي «قدرت طلبي كردن» «انحصارطلب بودن» «سواستفاده كردن از بيت المال» «باني تمام نابسامانيها و عقب ماندگيها بودن» «ارتباط با بيگانه داشتن» و دهها تهمت و افترا ديگر شخصيت مقدس شهيد بهشتي را در سطح جامعه اسلامي ايران بزير سئوال برد و اين تبليغات دروغ علاوه بر اينكه خوراك تبليغاتي دشمنان داخلي انقلاب گرديد رسانه هاي گروهي دنياي استكبار را نيز تغذيه نمود. شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بخاطر اينكه برمعيارهاي اسلامي سخت پافشاري مي كرد و سعادت و رستگاري ملت اسلام را جز با اطاعت از مقام ولايت فقيه ميسر نمي دانست و هر انديشه باطل و انحرافي ديگري راكه مي خواست ولايت فقيه را از ارزش انداخته و روحانيت اسلام را منزوي سازد طرد مي نمود مورد خشم و غضب و كينه طيف گسترده اي كه با نظام جمهوري اسلامي مخالفت مي كردند و از دشمنان سرسخت روحانيت بودند واقع شد. شهيد بهشتي محور مبارزه با ليبراليسم و منافقين بود. همه بر گرد شمع نوراني وجودش جمع مي شدند و با پيروي از رهنمودهاي سازنده اش باكودتاي خزنده بني صدر مقابله و مبارزه مي كردند. آنان مي دانستند كه بهشتي جز اسلام را نمي خواهد و مخالفت و مبارزه اش با بني صدر عليرغم تصور بعضي از دوستان ناآگاهي كه تحت تاثير جو حاكم قرار گرفته بودند يك مساله شخصي نيست آنان مي دانستند شهيدبهشتي از فحش و تهمت و دروغ نمي هراسد و تاپاي جان بر حاكميت ارزشهاي اسلامي اصرار خواهد ورزيد. و آنان مي دانستند كه جز اينكه به گرد آن رجل عظيم القدر الهي جمع شوند و از او كه از نزديكترين افراد به رهبر كبيرانقلاب است پند و راهنمائي و رهنمود بگيرند راه درست و صواب رانخواهند يافت و به سرمنزل مقصود نخواهند رسيد.

با اين درك و بينش عميق بود كه اين 72 تن از آغاز تا لحظه مرگ از او جدا نشدند و در سراي جاويد هم با هم هستند و غرق در رحمت و بركات خداوندي بسر مي برند و همانا هركس كه دراين دنيا به راهي و همراه كسي باشد در آن سرا نيز با او محشور است و همانگونه كه يزيديان با يزيديان محشور مي شوند حسينيان نيز با حسينيان محشور مي گردند و اينان چه نيكو همنشيناني هستند.

 

بهشتي و يارانش عاشقانه بسوي ملكوت اعلي پر كشيدند

شهيدبهشتي تا جان در بدن داشت بر سر حاكميت اسلام فرياد زد. او مي گفت: انقلاب اسلامي ايران دومين تجربه انقلاب بنيادي اسلام در تاريخ ماست و بر ماست كه با هوشياري و وظيفه شناسي و پيروي از امام امت اين رهبر انقلاب و پيرو راستين پيامبر بزرگوار اسلام انقلابمان را پاينده تر كنيم و شرط اين است كه راه هرگونه تحريك عليه اسلام و شعار نه شرقي نه غربي را ببنديم.»

او با قاطعيت تمام هر انديشه اي كه با موازين مكتب اسلام انطباق نداشت رد مي كرد و تكيه اش نه بر شرق بود ونه بر غرب كه جز اسلام را راه نجات نمي دانست و با هر كس كه جز اين فكر مي كرد بمبارزه برمي خاست. او اعلام مي كرد كه: «من و همفكرانم با كساني كه بخواهند سياست نه شرقي نه غربي را خدشه دار كنند مبارزه مي كنيم» شهيد بهشتي بر حفظ هويت اسلامي انقلاب سخت تاكيد داشت و ملت مسلمان زجر كشيده در راه حاكميت اسلام را اينگونه هشدار مي داد:

«ملت مسلمان متعهد ايران ! هشيار باش ! آگاه باش ! حفظ هويت و اصالت اسلامي انقلاب كن ! فرياد كشيدي (نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي) حفظ هويت اسلامي انقلاب نيازمند به حضور دائم آگاهانه هشيارانه فداكارانه تو در صحنه است».

او مي گفت: «در جمهوري اسلامي كساني بايد حكومت كنند كه خدمت كنند.»

و از مردم مي خواست كه در انتخاب افراد خدمتگزار دقت كنند و هوشيار باشند:

«كساني را انتخاب كنيد كه تشنه قدرت نباشند. تشنگان قدرت حق حكومت كردن ندارند و در جمهوري اسلامي عاشقان خدمت براي مسئوليتها بايد دعوت شوند و اين شما هستيد كه بايد اينگونه افراد را پيدا كرده و مسئوليت را بر دوش آنها بگذاريد.»

و بدين طريق بود كه دشمنان اسلام از مواضع قاطع او وحشت داشتند و لحظه اي ديدنش را تحمل نمي كردند. اين سخن او كه: «مساله اصلي حاكميت مكتب وحاكميت نظام ارزشي بر رفتار ماست» براي كساني كه منفذي راجستجو مي كردند كه بوسيله آن ارزشهاي غربي را وارد پيكره نظام كنند غيرقابل تحمل بود.

همچنين اين سخن او كه: «آنچه براي ما بعنوان اصل و ارزش نخستين و مبدا و سرچشمه ارزشهاي ديگر مطرح است اسلام است و اسلام است و اسلام» همچون تيري زهرآگين بر قلب ناپاك غرب باوران و شرق قبله گان فرومي نشست

و سرانجام وقتي ديدند كه با حربه تهمت و دروغ و حيله و نيرنگهاي گوناگون نمي توانند اين مرد خدا را از صحنه خارج كنند تصميم گرفتند كه دست به قتل او آلوده سازند و ننگ و عذاب دنيا و آخرت را براي خويش فراهم آورند.

پس از آنكه با آگاهيها و تيزهوشيهاي امام عزيز و مبارزات ياران توانايش چون شهيد مظلوم آيه الله بهشتي بني صدر خائن از اريكه قدرت نفساني و شيطاني خويش فروآمد و دست ناپاك او از سرامت اسلام كوتاه شد بدستور آن مهره بيگانه عوامل مزدورش با كار گذاشتن بمبي در سالن اجتماعات دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي بهشتي مظلوم و 72 تن از يارانش را بشهادت رساندند.

بهشتي و يارانش لباس خاكي را از تن دريدند و جامه زيباي سراي باقي را كه آرزويش را داشتند بر تن كردند. بهشتي و يارانش عاشقانه بسوي ملكوت اعلي پر كشيدند.

بهشتي و يارانش آسوده در جوار رحمت بي منتهاي حق تعالي آرميدند.

و جز ننگ و عذاب و خذلان نصيب دشمنان اسلام نشد و اسلام عزيز را با اين خونهاي پاك جان و حياتي تازه رسيد.

شهيد بهشتي همواره از اختلاف ريشه برانداز شيعه و سني رنج مي برد و معتقد بود كه ايجاد اتحاد ميان شيعه و سني كه جهانخواران همواره از تفرقه آنها عليه اسلام بهره برداري مي كنند يكي از ابعاد مهم مبارزه با استكبار جهاني است

شهيد بهشتي از جدايي دو قشر تحصيلكرده جامعه يعني طلاب حوزه هاي علميه و دانشجويان دانشگاه ها رنج مي برد و همواره در تلاش بود تا آنها را به هم نزديك كند و سياست هاي استعماري را كه در طول تاريخ عليه دخالت دين در مسائل اجتماعي و سياسي تبليغات مي كردند رسوا سازد.

شهيد بهشتي در سال 1342 به جرم فعاليت هاي انقلابي عليه رژيم ستمشاهي از اقامت در قم ممنوع و از آن شهر تبعيد شد. او در اثر مبارزه و حركت در مسير نهضت الهي امام خميني در فاصله سال هاي 49 تا 57 سه بار توسط ساواك دستگير شد.

شهيد مظلوم آيت الله بهشتي:

در جمهوري اسلامي كساني بايد «حكومت» كنند كه «خدمت» كنند.

كساني را انتخاب كنيد كه تشنه قدرت نباشند. تشنگان قدرت حق حكومت كردن ندارند و در جمهوري اسلامي بايد عاشقان خدمت براي مسئوليت ها دعوت شوند.

مساله اصلي حاكميت مكتب و حاكميت نظام ارزشي بر رفتار ماست.

آنچه براي ما به عنوان «اصل» و «ارزش نخستين» و مبدا و سرچشمه ارزش هاي ديگر مطرح است «اسلام» است و «اسلام» است و «اسلام».

 

    69 بازديد     0 امتياز     0 نظر


افراد مرتبط
●  حسینی بهشتي   سيد محمد(18)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:17/04/1387

تاريخ شمسی نشر:09/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب