باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 81 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
هنر دينى از ديدگاه تولستوي
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: عليرضا - غلا‌مي

منبع: روزنامه - رسالت - تاريخ شمسی نشر 09/04/1387

 
 

عده‌اى از هنرمندان و انديشمندان غربى، دين و هنر را دو مقوله جدا از هم مى‌پندارند و چنين معتقدند که هنر نبايد در هيچ محدوديتي، حتى محدوديت ديني، قرار بگيرد؛ محدود کردن هنر در قالب‌هاى گوناگون، ‌بى‌توجهى به ذات حقيقى هنر است چرا که هنر با خلاقيت و آفرينندگى همراه است وهرگونه محدوديتى مانع بروز وظهور واقعى نيروى خلاقيت خواهد بود. ازاين‌رو، هنرودين هرکدام بايد راه خود را بپيمايند. تبيين ديگرى که دراين ديدگاه مى‌توان آن را جستجو نمود، ‌اين است که هنرحکايت‌گر چيزهايى است که هست، ‌نه اينکه توصيه کننده به چيزهايى باشد که نيست


تولستوى در تعريف هنر نگاهى به غايت دارد و از توجه به ذات هنر غفلت مى‌ورزد. وى هنر را وسيله ارتباط انسان‌ها معرفى مى‌نمايد: ” هنر چنانکه متافيزيسين‌ها مى‌گويند، تجلى هيچ تصور مرموز، تجلى زيبايى يا خداوند نيست؛ هنر چنانکه زييايى‌شناسان فيزيولوژيست عقيده دارند، بازى نيست که درآن انسان به مازاد انرژى متراکم خويش ميدان دهد؛ هنر تظاهر احساسات سرکشى که با علائم ظاهرى جلوه‌گر شده باشد نيست، هنر توليد موضوعات دلپذير نيست، مهم‌تر ازهمه لذت نيست، بلکه وسيله ارتباط انسان‌هاست. براى حيات بشرى وبراى سير به سوى سعادت فرد وجامعه انساني، موضوعى لازم وضرورى است زيرا افراد بشر را با احساساتى يکسان به يکديگر پيوند مى‌دهد


تولستوى اساس نظريه هنر دينى خود را برمفهومى به‌نام “ شعور ديني” استوار مى‌سازد ومعتقد است که هميشه در همه دوران‌ها ودرهريک ازجوامع بشري، يک شعور دينى وجود دارد که تمامى افراد جامعه درآن سهيم هستند واين شعور دينى معيار نيک وبد است وارزش احساساتى را که هنر انتقال مى‌دهد، تعيين مى‌کند.


به طور کلى ويژگى‌هاى مبناى نظريه هنر دينى تولستوى عبارتند از:


 


1. تعهد نسبت به مفهوم شعور ديني: تولستوى نظريه هنر براساس لذت را رد مى‌کند و مى‌گويد: لذت انسان حدى دارد، ليکن حرکت پيشتاز بشريت که شعور دينى مبين آن است بيکران است، فقط شعور دينى است که عالى‌ترين درجه ادراک انسان‌ها از زندگانى را در زمانى مشخص و معين نشان مى‌دهد؛ احساسات جويد، يعنى احساساتى که مردم هرگز آنها را تجربه نکرده‌اند به وجود مى‌آيد.


تولستوى شعور دينى را منبع احساسات جديد مى‌داند؛ چرا که معتقداست شعور دينى جز نشانى از رابطه جديد انسان با جهان در جريان نظام خلقت چيز ديگرى نيست.


 


2. رهايى از هنر مبتذل انحصارى: دومين ويژگى اساسى ورکن اصلى نظريه هنر دينى تولستوي، رها شدن از ابتذال و انحصار است. تولستوى براى هنر انحصارى طبقات عاليه‌، ‌سه ويژگى بيان مى‌کند: غرور، شهوت جنسى و افسردگى.


 


غرور: مانند تمجيد قدرتمندان، پاپ‌ها، پادشاهان و دوک‌ها در دوره رنسانس، به وسيله نقاشى‌ها، مجسمه‌سازي، ‌ساختن سرداها، سرودن غزل‌ها و...


 


شهوت جنسى: از آثار “ بوکاچيو” گرفته تا نوشته‌هاي: مارسل پرووه که احساسات جنسى رابيان مى‌کند. اکثر تصاوير هنرمندان فرانسوي، بدن عريان زنان را به اشکال مختلفى نشان ‌مى‌دهند. در ادبيات جديد فرانسه کمترنثر و نظمى مى‌توان يافت که وصفى از برهنگى درآن نباشد؛ در کتاب “ اسب‌هاى ديومد” نوشته “ رنه دوگورمون “ صفحه‌اى نيست که شرح و بسط‌هاى آن، به آتش شهوت دامن نزند.


 


افسردگي: سومين احساسى که مضامين هنر طبقات دولتمند را تشکيل مى‌دهد، يعنى احساس افسردگي، به جرگه احساساتى که هنر آنها را بيان مى‌کرد، درآمد. در آغاز قرن نوزدهم فقط خواصى چون بايرون و لئوپاردى و سپس هانيه اين احساس را بيان کرده بودند ولى اخيرا مد شده است.



 

    297 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   هنر دینی 

افراد و مشاهير
●  تولستوی   لئو

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:17/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب