باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 31 مرداد 1387 كاربران برخط 173 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نقش ارزش ها در سلامت روان
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


يكي از شرايط لازم جهت دست يابي به سلامت روان، برخورداري از يك نظام ارزشي منسجم مي باشد.

طبق تحقيقات انجام شده، عامل پيدايش بسياري ازنا سازگاري ها و نابهنجاري هاي رواني ناشي از تضادهاي ارزشي و عدم استقرار يك نظام ارزشي سازمان يافته در فرد ذكر شده است. اسلام ويژگي هاي شخصيت نابهنجار و بيمار و به تعبير اسلامي «في قلوبهم مرض» را در بعد عقيدتي و عاطفي و عقلاني، شناختي و خصوصيات بدني بيان كرده است.

در اين مقاله پس از ذكر ملاك هاي سلامت روان از ديدگاه ساير انديشمندان به تبيين نظام ارزشي سلامت روان از ديدگاه اسلام پرداخته شده است. با اميد به اينكه مورد استفاده خوانندگان محترم قرار گيرد.

 
   ● نويسنده: جمشيد - مطهري

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

آنچه از ديرباز سهمي از تلاش هاي فكري انديشمندان، فيلسوفان، جامعه شناسان و روان شناسان را به خود اختصاص داده، تحقيق و تفحص در مقوله ارزش هاست. گذشت قرن و سال ها نه تنها از ارج و اعتبار چنين حوزه اي نكاسته، بلكه با توجه به الزام هاي خاص خود، بر اهميت آن افزوده است. اكنون در آستانه قرن بيست و يكم، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده عصر حاضر بيش از هر زمان ديگري خود را درگير سؤال هايي اساسي در اين باره مي يابد. تحقيقات انجام شده عامل پيدايش بسياري از ناسازگاري ها و نابهنجاري هاي رواني را تضادهاي ارزشي و عدم استقرار يك نظام ارزشي سازمان يافته در فرد مي دانند. بنابراين، مي توان بر اين نكته تأكيد كرد كه ارزش ها اساس و بنيان يكپارچگي شخصيت سالمند. در حقيقت، ارزش ها سازمان دهنده هاي اصلي اعمال و رفتارهاي شخصيت رشديافته به شمار مي روند و سلامت روان، بي ترديد، محصول چنين شخصيتي است. با توجه به روابط موجود بين ارزش ها و سلامت روان، معيارهاي سلامت و بيماري رواني از ديدگاه اسلام مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. اما پيش از اين، ذكر چند نكته ضروري به نظر مي رسد.

 

تعريف «سلامت روان»

تاكنون تعاريف متعددي از «سلامت روان» ارائه شده كه همگي بر اهميت تماميت و يكپارچگي شخصيت تاكيد ورزيده اند. گلدشتاين Goldstein K. سلامت رواني را تعادل بين اعضا و محيط در رسيدن به خود شكوفايي مي داند(2) چاهن (ChauhanSS 1991) نيز سلامت رواني را وضعيتي از بلوغ روان شناختي تعبير مي كند كه عبارت است از حداكثر اثربخشي و رضايت به دست آمده از تقابل فردي و اجتماعي كه شامل احساسات و بازخوردهاي مثبت نسبت به خود و ديگران مي شود.(3) در سال هاي اخير، انجمن كانادايي بهداشت رواني، «سلامت رواني» را در سه بخش تعريف كرده است:

 

بخش اول: بازخوردهاي مربوط به خود شامل:

الف. تسلط بر هيجان هاي خود؛

ب. آگاهي از ضعف هاي خود؛

ج. رضايت از خوشي هاي خود.

 

بخش دوم: بازخوردهاي مربوط به ديگران شامل:

الف. علاقه به دوستي هاي طولاني و صميمي؛

ب. احساس تعلق به يك گروه؛

ج. احساس مسئوليت در مقابل محيط انساني و مادي.

 

بخش سوم: بازخوردهاي مربوط به زندگي شامل:

الف. پذيرش مسئوليت ها؛

ب. ذوق توسعه امكانات و علايق خود؛

ج. توانايي اخذ تصميم هاي شخصي؛

د. ذوق خوب كار كردن4.

 

چاهن به ذكر پنج الگوي رفتاري در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزيده است:

1. حس مسئوليت پذيري: كسي كه داراي سلامت روان است، نسبت به نيازهاي ديگران حساس بوده و در جهت ارضاي خواسته ها و ايجاد آسايش آنان مي كوشد.

2. حس اعتماد به خود: كسي كه واجد سلامت رواني است، به خود و توانايي هايش اعتماد دارد و مشكلات را پديده اي مقطعي مي انگارد كه حل شدني است. از اين رو، موانع، خدشه اي به روحيه او وارد نمي سازد.

3. هدف مداري: به فردي اشاره دارد كه واجد مفهوم روشني از آرمان هاي زندگي است و از اين رو، تمامي نيرو و خلاقيتش را در جهت دست يابي به اين اهداف هدايت مي كند.

4. ارزش هاي شخصي: چنين فردي در زندگي خود، از فلسفه اي خاص مبتني بر اعتقادات، باورها و اهدافي برخوردار است كه به سعادت و شادكامي خود يا اطرافيانش مي انجامد و خواهان افزايش مشاركت اجتماعي است.

5. فرديت و يگانگي: كسي كه داراي سلامت روان است، خود را جدا و متمايز از ديگران مي شناسد و مي كوشد بازخوردها و الگوهاي رفتاري خود را توسعه دهد، به گونه اي كه نه همنوايي كور و ناهشيارانه با خواسته ها و تمايلات ديگران دارد و نه توسط ديگران مطرود و متروك مي شود.

 

علاوه بر تعاريفي كه ارائه شد، «سلامت رواني» از ديدگاه مكاتب گوناگون روان شناسي نيز تعريف شده است كه به اختصار برخي از آن ها ذكر مي شود5.

1 - نظام زيستي نگري كه اساس روان پزشكي را تشكيل مي دهد، سلامت رواني را زماني محقق مي داند كه بافت ها و اندام هاي بدن به طور سالم و بي نقص به وظايف خود عمل كنند. هر نوع اختلال در دستگاه عصبي و در فرآيندهاي شيميايي بدن، اختلال رواني را به همراه خواهد داشت.

2 - نظام روان تحليل گري بر اين باور است كه سلامت روان به معناي كنش متقابل و موزون بين سه پايگاه بنيادين شخصيت (بن، من و فرامن) است و سلامت رواني در صورتي حاصل مي شود كه «من» بتواند بين تعارض هاي «بن» و «فرامن» تعادلي ايجاد كند.

3 - نظام رفتاري نگر در تعريف سلامت رواني بر سازش يافتگي فرد با محيط تأكيد مي ورزد و بر اين اعتقاد است كه رفتار سازش نايافته نيز مانند ساير رفتارها در اثر تقويت، آموخته مي شود. بنابراين، سلامت رواني شامل رفتارهاي سازش يافته اي است كه آموخته مي شوند.

4 - نظام انساني نگر معتقد است كه سلامت رواني يعني ارضاي نيازهاي اساسي و رسيدن به مرحله خودشكوفايي، هر عاملي كه فرد را در سطح ارضاي نيازهاي سطوح پايين نگه دارد و مانع شكوفايي او شود، به ايجاد اختلال رفتاري خواهد انجاميد.

 

ملاك هاي سلامت روان

انديشمندان از زواياي گوناگون، بر ويژگي هايي كه به دست يابي و حفظ سلامت روان مي انجامند تأكيد ورزيده اند. ساليوان (.Sulivan H 4591) بر اين باور است كه در سلامت روان، ارزش عمده بر كنش اجتماعي مؤثر قرار دارد. روان تحليل گران سنتي بر آگاهي از انگيزه هاي ناهشيار و در پي آن، خود مهارگري، كه بر آگاهي مبتني است، تأكيد مي كنند.

فروم (.FrommE 2491) ارتباط هاي فرد با محيط اجتماعي، انساني نگري، آزادي و فردگرايي را مورد تأكيد قرار مي دهد. پرلز (.Perls F 3791) نيز پذيرش مسئوليت براي هدايت زندگي خود را مهم ترين ويژگي براي دست يابي به سلامت روان ذكر مي كند.

ونتيز (.Ventis LW 5991) سلامت روان را وابسته به هفت ملاك مي داند كه عبارتند از:

1. رفتار اجتماعي مناسب؛

2. رهايي از نگراني و گناه؛

3. فقدان بيماري رواني؛

4. كفايت فردي و خودمهارگري؛

5. خويشتن پذيري و خودشكوفايي؛

6. توحيديافتگي و سازماندهي شخصيت؛

7. گشاده نگري و انعطاف پذيري.

 

علاوه بر ملاك هايي كه براي سلامت روان از سوي برخي از انديشمندان برشمرده شد، در ذيل، به ديدگاه برخي از روان شناسان اشاره مي شود:

راجرز (.Rogers C 1591) در ارزيابي ادراكات خود واقعي و خودآرماني، خويشتن پذيري حمايت شده را يك شاخص مهم سلامت رواني مي داند.

مزلو (.Maslow A 4591) بر شكوفايي توانايي هاي فردي به عنوان يك سازه اساسي تأكيد مي كند.

اليس (0891.ellis A) پذيرش خود، خردپذيري و منعطف بودن را در سلامت روان مهم تلقي مي كند. اما هاروي (Harvey OJ) هانت (Hunt DE) و اسكرودر (Schroder H M1691) بر پيچيدگي شناختي و انعطاف پذيري، كه خود مي تواند ناشي از پيچيدگي بيش تر باشد، تأكيد مي ورزند.

آلپورت (Allport G 7391) سازمان شخصيت و نياز به وحدت بخشيدن به اصول در زندگي و فرويد (Freud S 5291) رهايي از اضطراب، نگراني و گناه را شاخص هاي مهم سلامت روان مي دانند6.

البته همان گونه كه ملاحظه مي شود، با توجه به اختلاف ديدگاه انديشمندان در زمينه سلامت روان، نمي توان با قاطعيت از ملاك هاي پذيرفته شده جهاني براي «سلامت روان» سخن گفت.

 

عوامل مؤثر بر سلامت روان

همه متخصصان متفق القول اند كه سلامت روان در تحول شخصيت واحد نقشي بنيادين است. تصور تحول موزون انسان بدون وجود سلامت روان غيرممكن است. بي شك، عوامل متعددي بر سلامت روان تأثير مي گذارند كه فهرست كردن همه آنها دشوار است؛ چرا كه وجود تفاوت هاي فردي ممكن است به تنوع در عوامل مؤثر بر سلامت روان بينجامد. با اين حال، يافته هاي حاصل از پژوهش ها در زمينه هاي زيست شناسي و علوم اجتماعي، دانش ما را درباره عواملي كه ممكن است سلامت روان را تحت تأثير قرار دهند، وسعت بخشيده اند.

به اعتقاد چاهن، برخي از الگوهاي مهمي كه علت اختلال هاي رواني را از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار مي دهند، عبارتند از:

1 - الگوي پزشكي بر نقش شرايط انداموار گوناگون كه مي تواند كنش مغز را تحت تأثير قرار داده، به اختلال رواني بينجامد، تأكيد ورزيده است.

2 - الگوي روان تحليل گري در وهله نخست، بر موقعيت هاي تنش زايي كه به وسيله ايجاد اضطراب، متضمن تهديدي براي فرد است، متمركز مي شود. چنانچه فرد به طور مؤثر با موقعيت اضطرابي سازش حاصل كند، اضطراب حذف مي شود و در صورتي كه اضطراب و تنش ادامه يابد، فرد نوعا به مكانيزم هاي دفاعي گوناگون، كه سلامت روان وي را تحت تأثير قرار مي دهند، متوسل مي شود. اين الگو به تجارب آغازين كودكي در خانواده، كه به وسيله هدايت نادرست والدين سركوب شده است، اهميت بسيار مي دهد.

3 - الگوي رفتاري نگري، يادگيري معيوب را عامل اساسي اختلال رواني مي داند. سلامت روان - به طور گسترده اي - توسط شكست در يادگيري رفتارهاي سازش يافته ضروري يا ناكامي در تسلط يافتن بر موقعيت هاي اجتماعي به طور موفقيت آميز تحت تأثير قرار مي گيرد. ناگفته پيداست كه رفتارهاي سازش نايافته مانند ساير مهارت ها از محيط آموخته مي شوند.

4 - الگوهاي هستي نگري انساني نگر بر توقف يا تحريف تحول فرد به عنوان عاملي اساسي، كه بر سلامت روان اثر مي گذارد، تأكيد مي ورزند. اين الگوها بر تقويت انگيزش و شكل گيري «خود» در فرد تأكيد مي كنند. چنانچه فرد مجال هاي رشد فردي و خودشكوفايي را انكار كند، اضطراب، نااميدي، و ناكامي را تجربه خواهد كرد كه در نهايت، به ناسازگاري وي خواهد انجاميد. اين الگو بيانگر اين نكته است كه انحراف از طبيعت انساني، كه اساساً رو به توحيد يافتگي و سازندگي دارد، به وسيله شرايط ناخوشايند محيطي موجب سازش نايافتگي مي شود.

5 - الگوي بين فردي، نارضايي از روابط فردي را ريشه رفتار سازش نايافته مي داند.

6 - ديدگاه بين فرهنگي - اجتماعي بر نقش آسيب شناسي شرايط اجتماعي همچون فقر، تبعيض، فرقه هاي مختلف و خشونت، به عنوان عوامل مهمي كه بر سلامت روان افراد در جامعه اثر مي گذارند، تأكيد مي ورزد.

 

نظام ارزشي و سلامت روان

يكي از شروط لازم براي دستيابي به سلامت روان، برخورداري از يك نظام ارزشي است و همان گونه كه چاهن مي گويد: بهره مندي از يك سلسله ارزش هاي شخصي و فلسفه اي مبتني بر باورها، آرزوها و آرمان هايي كه با سعادت و تحقق خود و اطرافيان فرد پيوندي نزديك دارد، شرط لازم براي كسب سلامت روان است.

مزلو اصول و ارزش هاي افراد مأيوس و درمانده و افرادي را كه واجد سلامت رواني هستند؛ دست كم در برخي موارد، متفاوت مي داند. زيرا آنان داراي ادراكات و طرز تلقي هاي متفاوتي از جهان مادي، اجتماعي و جهان روان شناختي خصوصي هستند كه همين ادراكات و طرز تلقي هاي متفاوت، نظام ارزشي فرد را رقم مي زنند7.به اعتقاد مزلو، نظام ارزش هاي فرد واجد سلامت روان بر پايه پذيرش فيلسوفانه طبيعت خود، طبيعت بشري، حيات اجتماعي و طبيعت و واقعيت جسماني حيات استوار است. در واقع، بخش عمده اي از قضاوت ها و ارزش گذاري هاي هر روزه اين گونه افراد، از پذيرش واقعيت سرچشمه مي گيرد. آنچه را فرد واجد سلامت روان، كه خواستار تحقق خود است، تأييد يا تكذيب مي كند، بدان وفادار مي ماند يا خوشايند يا ناخوشايندش مي يابد، اغلب مي تواند همچون اشتقاقاتي كه ريشه در خصيصه پذيرش دارد، ادراك شود8.ارزش ها، سازمان دهنده هاي اصلي اعمال و رفتارهاي شخصيت رشد يافته اند. شخصيت هاي سالم، چنان كه شولتس(SchultzD) مي گويد، به جلو مي نگرند و انگيزه شان هدف ها و برنامه هاي درازمدت است، آنان هدفجويند و اساس زندگي شان كاري است كه بايد به انجام برسانند و همين است كه شخصيتشان را تداوم مي بخشد9.

از اين رو، در اين فرايند، هدفجويي آن دسته از رفتارها و كنش هايي كه فرد را به سمت هدف سوق مي دهند، واجد ارزش و جز آن فاقد ارزش به شمار مي رود.

آلپورت اين انگيزش يگانه ساز يا باور وحدت بخش را، كه در شخصيت هاي سالم بيش از روان آزرده نمايان است، «جهت داشتن» ناميده است. جهت داشتن، همه زواياي زندگي فرد را تحت تأثير قرار داده و با يكپارچه كردن تمايلات و انگيزه هاي فردي، وي را به سوي هدف راهبري مي كند و به او دليلي براي زندگي مي دهد10.آلپورت تأكيد مي كند كه ارزش ها به انضمام هدف ها، براي پرورش فلسفه يگانه ساز زندگي بسيار مهم است. روي(RoyCE) داشتن فلسفه اي براي زيستن را يكي از شروط ضروري براي برخورداري از سلامت رواني آرماني ذكر مي كند و مي گويد: كسي كه به خوبي سازش يافته واجد فلسفه اي مستحكم در زندگي خود است و مي توان موارد ذيل را به او نسبت داد:

الف. بايد در جهاني مملو از حس تعهد و مشاركت اجتماعي فعال زندگي كند.

ب. زندگي پديده اي ارزشمند است كه اين ارزشمندي را مي توان به باور داشتن انسانيت يا اعتقاد به هر مذهبي تعبير كرد.

ج. هيچ كس به تنهايي نمي تواند زندگي كند. انسان تنها، جزيره اي است كه به خود منتهي مي شود. در حقيقت، هر فرد بخش اساسي و اجتناب ناپذير يك فرد ديگر به شمار مي رود. چنانچه فلسفه فروم براين جمله مبتني است كه «تمام افراد بشر برادرند و داراي ظرفيت عشق مولد.»11

بهره مندي از يك نظام ارزشي پويا و استوار، فرد سالم را از روان آزرده متمايز مي سازد. شخص روان آزرده يا پايبند به هيچ ارزشي نيست يا ارزش هايش ناقص، موقت و گذرا است. ارزش هاي روان آزرده به آن اندازه استوار نيست كه تمامي جنبه هاي زندگي اش را به هم پيوند دهد و يگانه سازد12.

 

معيارهاي سلامت و بيماري رواني از ديدگاه اسلام

پيش از بيان معيارها، تذكر اين نكته لازم است كه درباره حقيقت و ماهيت انسان، دو نظريه اساسي مقابل يكديگر قرار گرفته اند:

1 - نظريه الهيون:

2 - نظريه ماديون.

براساس نظريه الهيون، انسان حقيقتي است مركب از جسم و بدن و روح و روان. روان انسان، جاويدان است و با مردن او فاني نمي شود. اما ديدگاه ماديون براين مبتني است كه انسان جز همين بدن، چيز ديگري نيست و با مردن، به كلي نابود مي شود و متلاشي شدن بدن يعني متلاشي شدن شخصيت انسان.

به نظر مي رسد غفلت روان شناسان از جنبه روحي در بررسي شخصيت انسان، به وضوح منجر به درك ناقص آن ها از انسان و كوتاهي در كوشش براي شناخت خصوصيات شخصيت بهنجار و نابهنجار شده است.

همان گونه كه اريك فروم ((Fromm/ E، روانكاو معروف، قصور و عجز روان شناسي جديد را در شناخت صحيح انسان، كه ناشي از عدم توجه به بررسي جنبه رواني انسان مي باشد، مشاهده كرده است. متأسفانه امروزه مي بينيم كه روان شناسي مبدل به علمي شده است كه درباره همه چيز، بجز روان انسان بحث مي كند و مي كوشد جنبه هايي از انسان را، كه امكان آزمايش آن در آزمايشگاه وجود دارد، بشناسد!

اما ملاك هاي سلامت و بيماري رواني از ديدگاه اسلام يا به عبارت ديگر، معيارهاي شخصيت بهنجار، كامل، نمونه، مطلوب و مسلمان نمونه از غير آن چيست؟

به طور كلي، مي توان گفت: شخصيت بهنجار از نظر اسلام، شخصيتي است كه جسم و روح او متعادل باشد و نيازهاي هر كدام ارضا شود. انساني كه داراي شخصيت بهنجار است، به جسم و سلامت و نيرومندي آن اهميت مي دهد و نيازهاي آن را درحدي كه شرع مقدس روا مي داند، برآورده مي سازد و همزمان با آن، به خدا ايمان مي آورد، عبادات و اموري را كه موجب رضايت خدا هستند انجام مي دهد و از اعمالي كه موجب خشم خدا مي شود، اجتناب مي كند. بنابراين، از نظر اسلام، كسي كه پيرو هواي نفس خويش باشد، نابهنجار است و نيز كسي كه خواسته هاي جسماني خود را سركوب كند و با رهبانيتي افراطي و رياضتي شديد باعث ضعف جسمي خود شود و تنها به ارضاي نيازها و تمايلات معنوي بپردازد نيز نابهنجار تلقي مي شود؛ زيرا اين گونه گرايش هاي افراطي و تفريطي با طبيعت و فطرت انسان، مخالف و ناسازگار است. به همين دليل، هيچ كدام از اين دو گرايش به شكل گيري و تحقق ماهيت حقيقي انسان نمي انجامد؛ چنان كه او را به كمال حقيقي شخصيتي نيز نمي رساند.

 

* پي نوشت ها در سرويس معارف موجود است.

 

 

    32 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   ارزش (6)
●   سلامت (35)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:21/06/1385

تاريخ شمسی نشر:21/06/1385
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب