باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 67 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
از فدائيان تا مؤتلفه (1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


زماني كه نيروهاي مذهبي ضرورت انسجام و سازمان‌دهي را براي همراهي و مبارزه در كنار رهبر و مرجع زمانه خود، يعني امام‌خميني (ره)، احساس كردند و قرار شد به پيشنهاد ايشان براي تشكيل ائتلافي سياسي مذهبي عمل كنند، دو ميراث بزرگ را پشتوانه كار خود قرار دادند؛ يكي راه و روش مبارزاتي و تشكيلاتي فدائيان اسلام، كه هنوز ياد رشادت و شهادت آنها از خاطرها پاك نشده و ديگري بهره بردن از دستگاه اقتداريافته و سازمان‌يافته روحانيت كه مرحوم آيت‌الله‌العظمي بروجردي (ره) آن را ايجاد كرده بود. نهاد روحانيت در زمان ايشان توانسته بود مجتهدان و عالمان بسياري تربيت كند كه استفاده از آنها براي پيشبرد نهضت كاملاً مؤثر بود. از سوي ديگر وي با ايجاد سيستم وكالت، بازار و اصناف گوناگون را با نهادهاي مذهبي در ارتباط نزديك و كاملي قرار داده بود كه اين ارتباط پشتوانه‌هاي مالي و اجتماعي خوبي براي زمينه‌سازي و تداوم نهضت فراهم ساخت. هرچند مرحوم آيت‌الله‌العظمي بروجردي (ره) با روش فدائيان اسلام آشكارا مخالفت مي‌كرد، به گونه‌اي بر نهاد مرجعيت و روحانيت زعامت نمود كه به شكلي ريشه‌اي‌تر و گسترده‌تر، زمينه‌هاي تجديد حيات آرمان‌هاي فدائيان اسلام محقق شد و نيروهاي مذهبي توانستند از لحاظ مادي و فرهنگي با دست كاملاً پُر انقلاب شكوهمند اسلامي را به پيروزي رسانند.

 
   ● نويسنده: رحيم - روحبخش

منبع: ماه نامه - زمانه - شماره 66

 
 

اغلب تكاپوهاي احزاب و تشكل‌هاي سياسي معارض پهلوي دوم را در قالب سه نحلة فكري كمونيسم، ناسيوناليسم و مذهبي بررسي مي‌كنند. حزب توده، چريك‌هاي فدايي و... مشي كمونيستي داشتند، جبهه ملّي كه در حمايت از نهضت ملّي شدن صنعت نفت شكل گرفت، رويكردي ملّي‌گرايانه اتخاذ كرد. اما جريان مذهبي، به‌رغم بعضي تعارض‌هاي دروني، با تأكيد بر اصل حضور مذهب در عرصة سياست و اجتماع از همان آغازين سال‌هاي اين دوره گام در عرصة مبارزه نهاد.

در بررسي عملكرد اين جريان در دهة 1320، سه خط‌ مشي فكري را مي‌توان شناسايي كرد: فدائيان اسلام به رهبري مجتبي نواب‌صفوي داعية برقراري حكومت اسلامي داشت، جناح مبارزاتي طرفداران آيت‌الله كاشاني در تعامل با جبهه ملّي در راستاي ملّي شدن صنعت نفت، رويكردي عمل‌گرايانه اتخاذ كرد. بالاخره جناح سنتي با مرجعيت آيت‌الله بروجردي در حوزه علميه قم، حيطة فعاليت خود را فارغ از اين تكاپوها تعريف نمود.

در اين ميان، بررسي خاستگاه و مباني جمعيت فدائيان اسلام و به‌ويژه بهره‌برداري جمعيت مؤتلفه اسلامي از ميراث فكري و مبارزاتي آن تشكل در يك دهه بعد موضوع اصلي اين نوشتار است. اگر چه تفاوت‌‌هاي ميان فدائيان اسلام و مؤتلفة اسلامي وجود داشت؛ از جمله اينكه بر خلاف بنيان‌گذاران مؤتلفه، كه اعضاي هيأت‌‌هاي مساجد بودند و براي كسب رهنمود و تعيين تكليف به مراجع ديني متوسل شدند، نواب صفوي خود از فضلاي ديني بود و به منظور مقابله با افكار كسروي از نجف به ايران آمد و سرانجام سازمان فدائيان اسلام را تأسيس كرد. ديگر اينكه نواب براي مقابله با كسروي از مراجع نجف اجازه گرفت، ولي در ادامة فعاليت‌‌هاي سياسي‌‌اش تقريباً به طور مستقل و به تشخيص خود در مقام رهبر سازمان عمل مي‌‌كرد، در حالي‌كه مؤتلفه از آغاز تاكنون به عنوان مقلد مرجع ديني فعاليت نموده است. با وجود اين مشابهت‌‌ها و مشتركات مهمي ميان اين دو تشكل وجود دارد.

در نگاه اوليه، مي‌توان اشتراكات ميان دو تشكل يادشده را در عامل‌‌هاي ذيل برشمرد: ماهيت مذهبي، آرمان‌خواهي ديني، خاستگاه بازاري، تعامل با روحانيت نوگراي سياسي، استفاده از رسانة منبر براي ابلاغ آموزه‌هاي سياسي، صدور اعلاميه‌هاي هشدارآميز، يارگيري از هيأت‌ها و محافل مذهبي، بهره‌گيري از مساجد و حسينيه‌ها به‌عنوان كانون‌هاي مبارزه، به‌كارگيري ادبيات سياسي و انقلابي در سخنراني‌ها و اعلاميه‌ها، ترور مخالفان و در يك كلام ارائة نوعي گفتمان نوين مذهبي سياسي.

در تبيين چگونگي انتقال اين آموزه‌ها دو راهكار را مي‌توان مورد توجه قرار داد. نخست اينكه؛ فاصلة زماني كمتر از يك دهه از به محاق رفتن فدائيان تا ظهور مؤتلفه، هنوز خاطرات شورانگيز اين شورشيان آرمان‌خواه (فدائيان) را در اذهان بسياري از افراد مذهبي و متديّن به‌ويژه در بازار تهران زنده نگه داشته بود، به‌طوري‌كه بنيان‌گذاران مؤتلفه با الگوگيري از بعضي شيوه‌ها و برنامه‌هاي تبليغاتي و مبارزاتي فدائيان اما در تعامل با روحانيت مبارز و تحت رهبري مرجعيت سياسي، جنبشي نوين برپا كردند.

بررسي سير وقايع در دهة 1330 و به‌ويژه تحولات بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 و در نهايت سرنوشت فدائيان اسلام، مي‌تواند چگونگي و راهكار انتقال آموزه‌هاي آنها را نشان دهد. بدون ترديد ترور شخصيت‌هاي مشهوري چون عبدالحسين هژير و حاجعلي رزم‌آرا، از مخالفان سرسخت جنبش ملّي شدن صنعت نفت، به دست فدائيان اسلام، بخش عمده‌اي از موانع پيش‌ روي اين جنبش را از بين برد. اما اندكي بعد آنان در مقابل دولت ملّي مصدق، به‌دليل برآورده نساختن خواسته‌هايشان، موضع گرفتند. هرچند مدتي بعد از كودتا نيز هيأت حاكمه با اعدام نواب و تني چند از سران فدائيان، درصدد برآمد بازماندگان آنان را قلع و قمع نمايد، واقعيت امر حاكي است كه گروه فكري وابسته به اين تشكل به انتظار نشست تا در فرصتي ديگر آمال‌ها و آرمان‌هاي خود را در هيأت يك رهبري ديگر بيابد. اين فرصت در زماني كوتاه و در آغاز دهة 1340، در پي رحلت آيت‌الله العظمي بروجردي به‌دست آمد. رحلت آن مرحوم شرايطي فراهم آورد كه مراجع مختلف با رويكردهاي متعدد به عرصة مرجعيت گام بگذارند و در پي همين رويكرد، مقلّداني در ميان توده‌هاي مذهبي بيابند. خطوط فكري اين جريانات مذهبي در ماجراي لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي به‌وضوح مشاهده نمي‌شد، ولي در قيام 15 خرداد و به‌ويژه مبارزه عليه لايحة كاپيتولاسيون (تبعيد امام‌خميني و ترور منصور) اين تمايز آشكار گرديد و معلوم شد كه بازاريان تهران هستند كه به‌عنوان ميراث‌داران فدائيان در قالب تشكلي به‌نام مؤتلفه فعاليت مي‌نمايند.

 

خاستگاه جمعيت فدائيان اسلام

از بررسي اسناد و مدارك مربوط به فدائيان چنين برمي‌آيد كه نه تنها جمع كثيري از اعضاي اين تشكل خرده‌فروشان و بعضاً شاگردان مغازه‌هاي بازار تهران بودند، بلكه نيازهاي مالي آن‌ها نيز از طريق بازاريان تأمين مي‌شد. در گامي فراتر همچنين بارها افراد سرشناس بازار تهران، براي رفع اختلافات فدائيان با بعضي از تشكل‌هاي سياسي و رجال مذهبي پيشقدم شدند.

باري در چندين سياهه كه دربارة اسامي و بعضاً مشاغل فدائيان ارائه شده، اغلب كسب و كار آنان در ارتباط با بازار و اصناف برآورد گرديده است. در اين سياهه‌ها به مشاغلي نظير: آهن‌ فروشي، چرم‌ فروشي، سقط‌ فروشي، لوازم‌التحرير فروشي، سماورفروشي، نانوايي، بزازي، قهوه‌خانه‌چي، كفاشي، ميوه‌‌فروشي، بارفروشي، چاپخانه‌داري، روضه‌خواني، روزنامه‌نگاري و مواردي از اين قبيل، كه اغلب مشاغل سطح پايين بازار تهران بودند، اشاره شده است. علاوه بر اينها در چندين مورد ديگر، بدون اشارة مشخص به شغل و كسب و كار خاص اعضاي فدائيان، محل فعاليت روزمرة آنها، بازار تهران ذكر گرديده است. در اين سياهه‌ها سراي امير، سراي حاج‌ علي تقي، دروازه نو، بازارچه سعادت و بعضي از ‌سراها و سوق‌هاي ديگر بازار تهران از جمله مراكز كار آنها معرفي شده است. [1] در يك سند مربوط به فروردين‌ماه 1330 خاطرنشان گرديده است: «مركز تجمع فدائيان اسلام در بازار چهارسوق بزرگ مي‌باشد كه برادران امامي نيز در آنجا مغازه سقط‌فروشي و نانوايي دارند. همچنين در دو قهوه‌خانه سر چهارسوق نيز اين عده جمع مي‌شوند كه حاج زاهدي نام كه در سر چهارسوق مغازه سقط‌فروشي دارد كمك‌هاي مالي زيادي به اين عده مي‌كند.» [2]

بازاريان همچنين سهم بسزايي در تأمين نيازهاي مالي فدائيان داشتند. در گزارشي مربوط به اوايل سال 1333 آمده است: «مخارج جمعيت فدائيان اسلام به وسيلة ابراهيم صرافان گيوه‌فروش... كه سمت حسابدار جمعيت را داشته، تأديه مي‌گردد. وجوه عمده‌اي كه عائد جمعيت مي‌گرديد از طرف آقايان حاجي‌احمد آقايي آهن‌فروش، حاج‌عباس آقاي نوشاد بزاز، حاجي علي‌اكبر گرامي چوب‌‌فروش پرداخته مي‌شد.» [3] چنانچه نواب صفوي نيز در بازجويي خود در سال 1334 درخصوص تأمين مالي جمعيت، علاوه بر پرداخت‌هاي بعضي از مراجع و علما، به كمك‌هاي تعدادي از بازاريان و كسبه تهران اشاره كرده و افزوده بود: «از كساني كه بنده هميشه به‌طور مستمر حواله بهشان مي‌دادم يك عده آقايان هستند كه گمان مي‌كنم اكنون در زندان باشند. من‌جمله آقارضا معتمدي پيراهن‌دوز، حاجي قاسم معمار، اكبرآقاي بستني‌فروش، كربلايي ابراهيم حيدري... عباس‌آقاي بقال، مشهدي حسن بقال، مشهدي حسن نانوا، آقانجفي خياط، حاج‌علي ميدوني، حسين طهماسبي شغل كشباف، حسن‌آقاي افشار كاسب بازار، جعفري بقال، معصومي آجرفروش، اكبري آهنگر، آقاسيدكاظم بارفروش در ميدان سبزي، مشهدي‌علي وراميني بقال دولاب....» [4]

مجموع اين كمك‌ها كه به صورت نقدي و جنسي داده مي‌شد بيانگر نفوذ افكار و انديشه‌هاي فدائيان اسلام در ميان جمع بسياري از بازاريان ــ به‌ويژه آنان كه دغدغه‌هاي سياسي و مذهبي داشتند ــ است.

بالاخره اينكه بازاريان سرشناس تهران همچنين در گامي فراتر، بارها براي حل و فصل و رفع اختلافات فدائيان اسلام با رجالي نظير آيت‌الله العظمي بروجردي[5] و آيت‌الله كاشاني و همچنين تشكل‌هاي سياسي وقت از جمله: جبهه ملّي[6] و مجاهدين مسلمان (وابسته به شمس قنات‌آبادي) تلاش كردند. [7] البته با عنايت به مواضع هر يك از شخصيت‌ها و گروه‌هاي يادشده، رفع و رجوع اين اختلافات، توهمي بيش نبود و در عمل نيز اغلب فدائيان بازيچة اين گروه‌ها و قرباني آرمان‌گرايي خود شدند. اما نكته حائز اهميت در همين زمينه، تلاش رقابت‌آميز گروه‌هاي مذهبي براي نفوذ در بازار و جلب حمايت بازاريان است؛ چنان‌كه در يكي از اسناد به تاريخ 27/3/1332 از: «فعاليت مجدد طرفداران كاشاني و جمعيت فدائيان اسلام براي جلب نظر متعصبين مذهبي... كسبه و اصناف بازار» سخن به ميان آمده است. [8]

 

فدائيان و مرجعيت

اما دومين موردي كه درخصوص وجوه اشتراكات اين دو تشكل در حوزة خاستگاه آن‌ها در خور ذكر است، منشأ هيأتي و وابستگي آنها به نهادها و مراجع مذهبي است؛ چنان‌كه حركت نواب از حوزة علمية نجف به ايران براي حل معضل كسروي و همچنين تكاپوهاي آغازين آنان اغلب از حمايت بسياري از مراجع و مجتهدين برخوردار بود، اما بعدها هرچه اين مبارزات از حوزة دفاع از ارزش‌هاي مذهبي به بازي‌هاي سياسي كشيده شد، حمايت علما هم كم‌رنگ‌تر شد.

به‌هرحال فدائيان اغلب برخاسته از بطن نهادهاي مذهبي بودند. هيأت‌ها و مجالس مذهبي و همچنين مساجد عمده‌ترين پايگاه‌هاي آنها به شمار مي‌آمد. معمولاً تجمعات آنها با عنوان مراسم‌هاي عزاداري و سوگواري برگزار مي‌شد. اين مجالس در ماه‌هاي محرم، صفر و رمضان، كه آنها را مي‌توان ماه‌هاي پرشنوندة مذهبي ناميد، به طور گسترده‌اي تشكيل مي‌گرديد. بعد از كودتا كه سلطة امنيتي دولت بر احزاب و گروه‌ها شدت يافت، فدائيان در قالب جلسات هيأت‌هاي مذهبي مبارزات خود را تداوم بخشيدند. براساس منابع، برخي از اين هيأت‌ها عبارت بودند از: هيأت جوانان بني‌فاطمه، ايراني‌هاي مقيم مركز، عزاداران حسيني، كارگران كفاش ميدان دروازه دولاب، كارگران صنف سراج، شاه نجف، ساوه‌اي‌هاي مقيم تهران،.... [9]

موضوع ترور كسروي نيز با تصويب سران همين هيأت‌ها به نام «هَيئات مروجين مذهب جعفري» اجرا گرديد. مرحوم احمد شهاب، از اعضاي فدائيان، در خاطراتش نقل كرده است: «در خيابان لرزاده، حسينيه‌اي است متعلق به حاج‌آقا موسوي آل‌طعمه كه منزل ايشان بود و براي هيأت و برگزاري روضه‌خواني وقف كرده بود. در سال 1324 جمعيتي در اين حسينيه به‌وجود آمد به نام ”هَيئات مذهب جعفري“، نواب با كليه اين هيأت‌ها جلسه داشت از هر هيأت از دو نفر دعوت مي‌كرد: يكي مدير هيأت و ديگري معاون آن هيأت. كار هيأت مخفي بود و يكي از مسائل مطرح‌شده در هيأت مسألة كسروي بود.» نامبرده اضافه كرده است كه البته نواب پيش از آن كتاب‌هاي كسروي را پيش مراجع عظام از جمله: آقا سيدابوالحسن اصفهاني و آيت‌الله شيرازي در نجف برده و نظر آنها را مبني بر مهدورالدم بودن كسروي اخذ كرده بود. [10]

به‌هرحال «هيئات مروجين مذهب جعفري» تا سال‌هاي پاياني فعاليت جمعيت فدائيان اسلام، از كانون‌هاي اصلي فدائيان تلقي مي‌شد؛ چنان‌كه در دو گزارش از شهرباني دربارة فعاليت‌هاي اين هيأت در 24 دي‌ماه 1330 آمده است: «سيدجعفر امامي برادر سيدحسين امامي و از فعالان جمعيت فدائيان اسلام، كه پس از دستگيري نواب صفوي و يارانش به اتهام ترور رزم‌آرا به مشهد متواري شده بود، به تهران برگشته و سعي دارد از طريق تقويت اين هيأت براي آزادي‌ نواب و يارانش فعاليت نمايد.» در ادامة گزارش خاطرنشان گرديده: «نامبرده خود رياست هيأت مذكور را به عهده گرفته و محل استقرار و فعاليت‌هايش را نيز در مسجد لرزاده واقع در خيابان خراسان قرار داده است. او قصد دارد بعد از تقويت و گسترش هيأت خود، با جمعيت فدائيان اسلام ائتلاف كند تا در آتي با افزايش قدرت سياسي و اجتماعي، موقعيت اين نيروها را ارتقا بخشد.» [11]

چنان‌كه از اين گزارش پيداست، هيأت‌ها همچون ذخيرة انساني فدائيان اسلام عمل مي‌كردند كه در موقع نياز براي كسب حمايت‌هاي مردمي به آنها رجوع مي‌شد.

همچنين در بسياري از اسناد و گزارش‌هاي امنيتي از سخنراني‌هاي نواب، واحدي و عده‌اي ديگر از اعضاي فدائيان، از مساجد و جلسات مذهبي سيار منازل به‌عنوان محل تجمعات آنان ياد شده است. ناگفته پيداست كه در برخي مقاطع زماني دوران مبارزات فدائيان، كه فشارها و تهديدات امنيتي دولت وقت مانع از حضور و فعاليت علني آنها مي‌شد، به‌ناچار آنان در پوشش اين مجالس و مراسم‌ مذهبي به حيات خود ادامه مي‌دادند. به‌طور نمونه در گزارشي به تاريخ 19/1/1331 خاطرنشان گرديده است كه فدائيان: «در روزهاي جمعه جلساتي دارند كه به نام جمعيت مسلمين تشكيل مي‌شود.» [12] گزارش ديگر مربوط به همين ماه حاكي است فدائيان «به عنوان تشكيل مجالس قرائت قرآن... نقشه‌هاي لازمه را طرح خواهند نمود» [13]

همچنين از جمله مساجدي كه فدائيان در آنجا جمع مي‌شدند و به سخنراني‌هاي اهل منبر طرفدار جمعيت گوش فرا مي‌دادند، مي‌توان به مسجد فخرالدوله در خيابان فخرآباد، [14] مسجد فخريه، [15] مسجد جامع[16] و مسجد محموديه[17] اشاره كرد.

علاوه بر تجمعات و سخنراني‌هاي مساجد، برگزاري مجالس مذهبي هفتگي در منازل اعضا (به‌ويژه در ماه رمضان كه هر شب برگزار مي‌شد) نيز از راهكار‌هاي ديگر تجمع مستمر فدائيان محسوب مي‌گرديد. در يك آگهي فراخوان شركت در اين‌گونه مجالس مربوط به ماه رمضان، آدرس منازل پانزده تن از فدائيان (براي مجالس شب‌هاي شانزدهم تا عيد فطر ماه رمضان) ذكر شده و در پايان نيز خاطرنشان گرديده: «همچنين جلسة هفتگي طبق معمول شب‌هاي شنبه از ساعت 8 الي 11 به طور سيار داير است.» [18] دراين‌گونه مجالس اغلب علاوه بر خود نواب، عبدالحسين واحدي، شيخ‌غلامرضا نيكنام، سيدهاشم حسيني، شيخ‌مهدي حق‌پناه، شيخ‌احمد مولايي، شيخ‌مهدي دولابي و... سخنراني مي‌كردند.

شيخ ‌احمد مولايي، يك دهه بعد با تشكيل مؤتلفه، به عضويت شوراي روحانيت آن درآمد و سهم بسزايي در انتقال آموزه‌هاي فدائيان به مؤتلفه داشت. وي در سال 1328 در رأس طلاب تهراني حوزة علمية قم فعاليت مي‌كرد. برنامة اصلي اين گروه، در آن سال‌ها، رويكرد سياسي و مبارزات آنها در قالب تشكيل يك مجمع صنفي با حضور طلاب و سخنراني نوگرايان نظير استاد مطهري بود. [19]

شيخ مهدي حق‌پناه نيز از اعضاي روحاني فدائيان بود كه چندين‌بار در خلال مبارزات خود در آن دوره دستگير و بازداشت گرديد. از اقدامات مهم وي، ايراد سخنراني تند در مقابل كاخ دادگستري در سال 1330 در اعتراض به بازداشت نواب‌صفوي بود. نامبرده نيز يك دهه بعد در قيام 15 خرداد 1342، جمعيتي در حدود يك‌هزار نفر در دروازه دولاب تهران گرد آورد كه آنها با تحريك او، شيشه‌هاي مشروب‌فروشي‌ها را شكستند. همچنين در 16 خرداد در خيابان غياثي در انتهاي دولاب، حوالي مسجد گذر بالا و گذر پايين، كسبة محل را به تعطيلي مغازه‌هاي خود تحريك نمود و به آنان تكليف كرد به سلاح‌هاي سرد نظير چاقو و كارد مجهز شوند. گزارشي ديگر حاكي است در دوراني نيز كه امام جماعت مسجد دولاب بود در آستانه اولين سالگرد قيام 15 خرداد به اتهام تحريك مردم دستگير، و در مرداد سال 1343 با قرار التزام عدم خروج از حوزة قضايي تهران آزاد گرديد. [20]

سابقة فعاليت‌هاي احمدشاه بداغلو (شهاب) نيز به دورة فدائيان مي‌رسد؛ چنان‌كه در زمان تشكيل ميتينگي در مسجد شاه در مرداد 1330 دستگير، و همراه چهارده نفر از فدائيان تبعيد شد. نام وي در دو ليست جداگانة شهرباني از تشكل يادشده، از زمره اعضاي فعال آن جمعيت ذكر شده است. به‌هرحال او نيز، همچون دسته‌اي ديگر از فدائيان، يك دهه بعد با عضويت در شوراي مركزي مسجد امين‌الدوله در تشكيل و تداوم مبارزات مؤتلفه سهم بسزايي داشت؛ چنانكه نقل كرده است: وظيفه‌اش در اين تشكل نوظهور، علاوه بر هماهنگي جلسات ده نفرة اعضا در شهرها، چاپ و توزيع اعلاميه بود. [21]

 

عراقي؛ حلقة ارتباطي مؤتلفه با جمعيت فدائيان اسلام

يكي از مباحث جنجال‌برانگيز دربارة مؤتلفه اين نكته است كه عده‌اي مؤتلفه را در تداوم مبارزات فدائيان اسلام مي‌دانند ولي دست‌اندركاران فعلي آن، اين نظريه را رد كرده و مدعي‌اند كه اين دو تشكل هيچ ارتباطي با يكديگر نداشتند. در اين واقعيت كه مهدي عراقي ركن اصلي در پيوند هيأت‌هاي يادشده و بنيان‌گذاري مؤتلفه بود ترديدي نمي‌توان داشت. از سوي ديگر بررسي سوابق نامبرده نشان مي‌دهد كه وي از دوران تحصيل در دبيرستان با نواب آشنا شد و با پيوستن به جمعيت فدائيان اسلام، در فعاليت‌ها و عمليات‌هايي نظير: رأي‌گيري دورة شانزدهم مجلس شوراي ملّي، ترور هژير، مأموريت ترور محمدرضاشاه در مراسم تشييع جنازة رضاشاه، ترور رزم‌آرا، شركت در جلسة توجيهي تحصن در دربار (كه به تشكيل جبهه ملّي منجر گرديد)، تحصن در زندان قصر در قضيه بازداشت نواب شركت نمود و حتي بعضي از گزارش‌ها حاكي است كه در دورة بازداشت نواب، وي هماهنگ‌كنندة برنامه‌هاي ملاقات اعضاي فدائيان با نواب بود و بعضاً پيام‌هاي مكتوب نواب را از زندان مي‌گرفت و در جلسة هفتگي فدائيان قرائت مي‌كرد. [22] نامبرده مجموع اين فعاليت‌ها را با بياني عاميانه در خاطرات خود ذكر كرده است. [23]

بر اين اساس به قطع مي‌توان عراقي را ميراث‌دار آموزه‌هاي جنبش فدائيان و انتقال‌دهندة آن آموزه‌ها به هيأت‌هاي مؤتلفه تلقي كرد. عراقي در زمان همكاري با فدائيان با برادران صادق و هاشم اماني آشنا شد[24] كه اين آشنايي در يك دهه بعد به ايجاد مؤتلفه منجر گرديد. علاوه بر عراقي، محمود محتشمي‌پور، يكي ديگر از دست‌اندركاران مؤتلفه، در خاطراتش از سابقة مبارزاتي خود در همكاري با فدائيان و نواب ياد كرده و خاطرنشان ساخته است كه چون اعلاميه‌هاي امام را در خصوص مبارزه با لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي مشاهده نمود «انگار گمشده‌اش» را پيدا كرد. [25]

 

زمينه‌هاي تشكيل هيأت‌هاي مؤتلفه

شايد ناكامي فدائيان و جريانات وابسته به آن در نيل به هدف خود در ايجاد حكومت اسلامي، يكي از دلايل عمدة گرايش نيروهاي مبارز فكري اين گروه به ايجاد تشكل جديد در تعامل با روحانيون نوگرا و مرجعيت سياسي تلقي شود. از سوي ديگر خاطرة شكوهمند توان رهبري سياسي نواب و قابليت آن جنبش در يارگيري از توده‌ها و به‌ويژه جوانان فعال در بازار و مساجد، بنيان‌گذاران مؤتلفه را به فعاليت و تبليغ در اين حوزه‌ها رهنمون كرد. آنان به فراست دريافتند كه مي‌توانند از زمينه‌هاي موجود در بازار تهران نظير هيأت‌هاي مذهبي، محافل ديني، مساجد، تكيه‌ها، اصناف و به‌ويژه ظرفيت بالقوة اعتقادات ديني بازاريان در ايجاد تشكلي مذهبي ــ سياسي بهره برند. از اين رو در گام نخست به ائتلاف هيأت‌هاي فعال در عرصه‌هاي فعاليت‌هاي مذهبي و اجتماعي اهتمام ورزيدند.

 

خاستگاه مؤتلفة اسلامي

دربارة هيأت‌هاي ائتلاف‌كننده و همچنين نحوة ائتلاف مؤتلفه چندين گزارش مفصل وجود دارد. اين گزارشات با چاپ و انتشار اسناد ساواك روزبه‌روز تكميل مي‌گردد. اين منابع دربارة اينكه سه گروه اصلي مؤتلفه يعني: هيأت بازار دروازه‌اي‌ها (مسجد امين‌الدوله)، هيأت مسجد شيخ علي و هيأت اصفهاني‌ها در بهار سال 1342 با هم ائتلاف كردند و هيأت‌هاي مؤتلفة اسلامي را تشكيل دادند متفق‌القول‌اند، ازاين‌رو ابتدا سوابق و فعاليت‌هاي هر يك از هيأت‌هاي فوق بررسي شده است.

 

1ــ هيأت بازار دروازه‌اي‌ها: در اين هيأت گروهي از بازاريان اطراف مسجد امين‌الدوله تهران حضور داشتند كه به منظور انسجام در فعاليت‌هاي مذهبي خود درصدد برآمدند چنين هيأتي را تشكيل دهند. آنان براي اين منظور به قرآن تفأل زدند و چون آية «و الله يويد بنصره من يشاء» آمد، نام تشكل خود را هيأت مؤيد گذاشتند. اين گروه در شب‌هاي سه‌شنبه و چهارشنبة هر هفته جلسة سخنراني مذهبي برپا مي‌كردند و شيخ حسين زاهد براي آنان سخنراني مي‌نمود. آنها در كنار اين كار فعاليت‌هاي خيريه و عام‌المنفعه نيز انجام مي‌دادند. گفتني است كه بسياري از افراد آگاه و مبارز، به دنبال كودتاي 28 مرداد، به فعاليت‌هاي فرهنگي و خيريه روي آوردند. اعضاي هيأت مؤيد نيز به اين منظور شركتي به نام شركت مؤيد و صندوق خيريه‌اي به همين نام تشكيل دادند. هنوز چندصباحي از اين تكاپوها نگذشته بود كه آنان از طريق شيخ عبدالكريم حق‌شناس ــ امام جماعت مسجد امين‌الدوله ــ با دكتر بهشتي كه در آن ايام و در آستانة نهضت روحانيت به صورت تبعيدگونه در تهران به سر مي‌برد، آشنا شدند. اين آشنايي نخستين سنگ بناي رويكرد سياسي و مبارزاتي اين هيأت در همراهي با نهضت روحانيت را در قضية مبارزه عليه لايحة انجمن‌هاي ايالتي و تحريم رفراندم اصول ششگانه (در 6 بهمن 1341) رقم زد. محمدرضا مهدوي‌كني، از طلاب وقت حوزة علمية قم، در خاطراتش نقل كرده است كه در همان ايام در طي اولين سفرهاي يكي از مؤتلفه‌اي‌ها ــ عسگراولادي ــ به قم براي ديدار با مراجع، با نامبرده به طور اتفاقي همسفر شد و او را به منزل امام هدايت كرد. [26]

در بحبوحة همين وقايع، اعضاي هيأت براي كسب تكليف با مراجع قم و از جمله امام‌خميني ديدارهايي نمودند. در يك مورد خاص اعضاي اين هيأت ــ كه در آن زمان در بازار به نام هيأت بازار دروازه‌اي‌ها شهرت يافته بودند ــ با هشت اتوبوس عازم قم شدند و به ديدار آيات عظام: مرعشي نجفي، شريعتمداري، گلپايگاني و در پايان نيز امام‌خميني شتافتند. مهدي عراقي، از اعضا و بنيان‌گذاران اين هيأت، كه در اين سفر حضور داشت، در خاطراتش از ديدار با امام نقل كرده است كه ايشان خطاب به ديداركنندگان فرمود: وظيفة شما روشن كردن مردم است، تا مردم آگاه بوده و آماده باشند؛ زيرا اينان (هيأت حاكمه) با اسلام شما طرف هستند. همچنين در ديدار مجدد اعضاي هيأت بعد از لغو لايحة انجمن‌ها ايشان خاطرنشان كرد: «جريان لايحه اول كار است. اين‌ها برنامه‌هاي ديگري دارند. لايحه يك محكي بود كه انجام دادند تا زورآزمايي كرده باشند، كه مطابق همين زور، خودشان را مجهز كنند؛ لذا لغو لايحه پيروزي نيست. شما، جوانان را آماده كنيد.» [27]

البته گزارش ديگري حاكي است كه امام در طي مبارزة دو ماهه عليه لايحة انجمن‌ها، پيكي را به سوي هيأت‌هاي مذهبي تهران فرستاد تا از سران آنها بخواهد كه براي پاره‌اي از مذاكرات، خدمت مراجع در قم برسند. به دنبال اين فراخوان، هيأت‌هاي مذهبي دسته‌دسته به قم عزيمت نمودند كه از آن جمله هيأت دروازه‌اي‌ها پيشگام اين سفر شد. براساس اين گزارش امام در نخستين ديدار، از اينكه هيأت‌هاي مذهبي ديدارهاي مرتب و منظمي با مراجع ندارند گله كرده بود و در همين خصوص برنامة ديدار مجدد سران هيأت‌ها را طوري از نظر زماني تنظيم نمود كه همگي آنان در يك ساعت و روز مشخص به حضور ايشان بيايند و از اين طريق زمينة آشنايي و همكاري آتي آنان را فراهم گردد. گفتني است كه در اين جلسه قرار بود سران تعدادي از هيأت‌ها، بنا بر توصية قبلي امام، گزارشي از سازمان‌دهي هيأت‌هاي خود، برآورد امكانات، جلسات برگزارشده، انتخاب اعضاي اصلي و حتي تشكيل صندوقي براي تأمين هزينه‌هاي چاپ و تكثير اعلاميه‌هاي مراجع بدهند. [28]

عسگر اولادي نيز گزارش مشابهي از ديدارهاي يادشده داده با اين تفاوت كه خاطرنشان نموده است هيأت بازار دروازه‌اي‌ها براي ديدار دوم با امام، گروهي شصت‌نفره از اعضاي سرشناس خود را انتخاب نمود كه ايشان به‌‌رغم صغر سن به عنوان سخنگوي هيأت تعيين شد. در اين ديدار وي همراه مهدي شفيق به‌عنوان رابط هيأت با امام برگزيده شدند. در ديدار بعدي كه فقط رابطان هيأت‌ها حضور داشتند، امام براي آنان جلسة معارفه ترتيب داد كه در همين جلسه، هستة اولية تأسيس هيأت‌هاي مؤتلفة اسلامي تشكيل گرديد. البته بعدها هيأت‌هاي ديگري هم به اين ائتلاف پيوستند كه تعداد آنها جمعاً به 27 هيأت مي‌رسيد. [29]

 

ادامه دارد ...

 

    64 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فدائيان اسلام (16)
●   هیئت موتلفه اسلامی (3)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/04/1387

تاريخ شمسی نشر:08/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب