بسیج نیروهای سوریه در مرزهای لبنان به منظور آمادگی در برابر حملات اسرائیل
ایهود باراک در مقام وزیر دفاع اسرائیل در دوم آوریل 2008 تهدیدهای جنگی اسرائیل علیه حزب الله لبنان و سوریه را تکرار کرد. بر اساس اظهارات منابع اسرائیلی، سوری ها معتقدند که اسرائیل تهاجم نظامی دیگری را علیه لبنان به بهانه جلوگیری از جنگ پیشدستانه حزب الله آغاز خواهد کرد. در این راستا، از سال 2006 تل آویو، حزب الله را به عنوان «تهدید رو به رشد در لبنان» یا «تهدید رشدیافته در جبهه شمالی» خوانده است.
در سایه این مسئله، منابع اسرائیلی و سایر منابع خاورمیانه گزارش داده اند که سوریه تقویت نیروهای نظامی خود در مرز لبنان – سوریه را قبل از آغاز آوریل 2008 شروع کرده و نیروهای خود را در آماده باش کامل نگه داشته است.
سوریه همچنین گزارش داد که معتقد است بزرگراه بیروت – دمشق نسبت به تابستان 2006 بیشتر هدف حمله تل آویو قرار دارد و این کار به منظور جلوگیری از حمایت لجستیکی حزب الله و لبنان صورت می گیرد. منابع اسرائیلی همچنین تاکید کرده اند که سوریه نیروهای احتیاط خود را در مرز سوریه – لبنان بسیج کرده است. افزون بر این، گزارش شده است که سوریه سه لشکر زرهی، 9 لشکر پیاده مکانیزه و واحدهای نیروی ویژه را در مقابل دره بقاع لبنان مستقر کرده است. (20)
همسو با اظهارات این منابع اسرائیلی، گفته شده است که مبارزان فلسطینی به منظور کمک و همکاری با سوریه و حزب الله در دره بقاع جمع شده اند.
ساعاتی بعد از انتشار گزارش گردآمدن نیروهای نظامی سوریه توسط القدس العربی، روزنامه عربی زبان مستقر در لندن، یکی از مقامات ارشد نظامی اسرائیل در مقام پاسخگویی برآمد. سرلشکر دان هارل غیر مستقیم به دمشق پیام فرستاد. معاون رییس ستاد مشترک ارتش اسرائیل به خبرنگاران گفت: «هر کسی که بخواهد به اسرائیل آسیب برساند باید بداند که اسرائیل یک کشور قدرتمند در منطقه است و مقابله به مثل آن دردناک و شدید خواهد بود.» (21)
چند روز بعد از این اظهارات که از ارتش اسرائیل نشات می گرفت، مقامات سوری پاسخ های مبهمی را درباره آمادگی جنگی سوریه دادند. سوریه این گزارش که نیروهای این کشور در مرز لبنان – سوریه گردآمده اند را تکذیب کرد. مقامات سوری اظهار داشتند علی رغم این که اسرائیلی ها آمادگی جنگی علیه سوریه را ایجاد کرده اند اما دمشق نیروهای خود را در مرز لبنان - سوریه افزایش نداده است.
محمد حبش، یکی از نمایندگان پارلمان سوریه طی مصاحبه با العربیه گزارش بسیج نیروهای احتیاط این کشور در مرز با لبنان برای مقابله با حمله اسرائیل را رد کرد. این نماینده که رییس کمیته پارلمانی ایران – سوریه است، انگشت خود را به سوی تل آویو به خاطر افزایش تنش در لوانت نشانه گرفت و گفت: «سوریه آماده دفاع از خویش است اما این به معنای یک تلاش جنگی نیست. این طرف اسرائیلی است که گام هایی را برای افزایش تنش بر می دارد.» (22)
در همین شرایط که گزارش هایی مبنی بر تجمع نیروهای نظامی سوریه در مرز لبنان- سوریه مطرح بود، پرواز هواپیماهای نظامی اسرائیل نزدیک مرزهای لبنان و سوریه نیز افزایش یافت. ارتش اسرائیل همچنین اذعان کرد که هواپیماهای جنگی اسرائیل در وضعیت هشدار بالا در مرزهای شمالی اسرائیل به پرواز درآمدند.
بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک تهدید: بهانه برای ناتو جهت تجاوز به لبنان
در هشت آوریل 2008، برنارد کوشنر، دیپلمات ارشد فرانسه و وزیر امور خارجه این کشور، اظهار داشت که محمد ظهیر صدیق، فردی که شاهد ترور حریری و منبعی در خصوص دخالت سوریه در این حوادث بود، در حالی که تحت مراقبت فرانسه قرار داشت، ناپدید شد.
حتی مهم تر از آن، کوشنر ادعا کرد که حزب الله یک مسئله داخلی، برای لبنان نبود. این اظهارات حامل نکات مهمی بود.
موسیو کوشنر افزود: سلاح هایی که حزب الله تهیه کرده یک نگرانی جدی بین المللی است. این امر زمینه را برای دخالت فعال ناتو در لبنان فراهم می سازد. حزب الله به دلیل بین المللی کردن نگرانی ها از بابت سلاح هایش هدف قرار گرفت. آنچه که در پاریس به طور تلویحی بیان شد این بود که باید اقدام بین المللی علیه حزب الله صورت گیرد.
اظهارات نمایندگان نیروهای ائتلاف و آمریکا در عراق مانند ژنرال پترائوس در خصوص دخالت حزب الله در حمله علیه نیروهای ائتلاف و آمریکا و این ادعا که حزب الله شبه نظامیان عراقی را در ایران آموزش می دهد، این هدف را تامین می کند. (23)
چند روز بعد از این اظهارات، فواد سینیوره، نخست وزیر مورد اختلاف لبنان با تاکید بر آمادگی جنگی اسرائیل و سوریه و فشار آمریکا بر ایران گفت: که زمان برای گفتگوهای داخلی در لبنان تمام شده است.
فواد سینیوره در حالی این اظهارات را بیان داشت که نبیه بری، سخنگوی پارلمان لبنان به عنوان بخشی از سفر دیپلماتیک به مراکز کشورهای عربی جهت جلب حمایت آنان برای گفتگوهای سیاسی داخلی لبنان، با مقامات سوری در دمشق سرگرم مذاکره بود.
سومین کنفرانس وزرای امور خارجه کشورهای همسایه عراق که در کویت برگزار گردید با موضوع لبنان مرتبط بود. این کنفرانس بین المللی که به میزبانی کویت در 22 آوریل 2008 برگزار شد، شامل بازیگران بین المللی و نه فقط همسایگان عراق و حوزه این کنفرانس نیز مسائل مربوط به سراسر خاورمیانه بود.
آمریکا، عربستان سعودی، فرانسه، انگلیس و چند کشور عربی همگی بر بین المللی کردن بن بست سیاسی در لبنان و توصیف حزب الله به عنوان یک نگرانی بین المللی تاکید کردند. همسو با این تلاش ها برای بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک مشکل جهانی، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد گزارشی را منتشر و ادعا کرد که حزب الله یک مسئله بین المللی است.
همه این حوادث بخشی از مخاطره جویی برای بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک تهدید و در نهایت توجیه مداخلات آمریکا و ناتو در لبنان است.
تلاش برای بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک تهدید وارد مرحله جدیدی در لبنان شد. گروه موسوم به 14 مارس به رهبری سعد حریری، که به نحو موثری دولت لبنان را شکل داد، اعلام کرد که به دلیل وجود شبکه دوربین های مراقبتی حزب الله در فرودگاه مهم لبنان و شبکه ارتباطی و مخابراتی امنیتی موازی که توسط حزب الله ایجاد شده است در ماه می 2008 علیه این گروه دست به اقدامات قانونی می زند. این تلاش های داخلی علیه حزب الله از طریق همکاری گروه 14 مارس با آمریکا و دیپلمات های عربستان سعودی در بیروت اجرا شد.
لبنان آماده حملات اسرائیل
برخلاف مرز سوریه – لبنان، مرز سوریه با اسرائیل به شدت تقویت شده است. به همین دلیل بود که ارتش اسرائیل قبل از آن که سوریه بتواند در سال 2006 آمادگی کامل را به دست آورد در تلاش بود تا رود لیتانی را تصرف کند. تهاجم زمینی سریع اسرائیل علیه دمشق که نزدیک مرز سوریه – لبنان است از طریق لبنان و نه از طریق بلندی های جولان یا مرز اسرائیل با سوریه امکانپذیر است. هرگونه حمله به سوریه از طریق مرز اسرائیل – سوریه در درجه دوم اهمیت قرار دارد. به همین دلیل از میان سایر عوامل، لبنان به طرح های جنگی اسرائیل علیه سوریه ارتباط دارد.
برای حمله به لبنان یک بهانه نیاز است و آن بهانه، حزب الله است. بعد از ترور عماد مغنیه، نیروی دریایی آمریکا در 28 فوریه 2008، یک گروه از رزمناوهای جنگی را در مدیترانه شرقی و سواحل لبنان مستقر ساخت. کاخ سفید ادعا کرد که منطق استقرار این نیروها، ایجاد ثبات در لبنان و کمک به دموکراسی در این کشور است.
علی رغم این رویداد تلخ، استقرار این یگان دریایی اثرات معکوس داشت. این امر به افزایش تنش در بیروت و سراسر این کشور کمک کرده است. این اقدام آمریکا بدون اجازه صورت گرفت و دولت لبنان مجبور به انتقاد از آن شد. اکثریت شهروندان لبنانی، احساس تهدید کردند و از استقرار نیروهای آمریکایی در این آب ها خشمگین شدند. جدا از افکار عمومی لبنان، دولت لبنان و گروه موسوم به 14 مارس هرگونه اطلاع قبلی درباره استقرار نیروی دریایی آمریکا در سواحل لبنان را رد کرد. در ارتباط با آرایش نیروی دریایی آمریکا، خبرها مملو از تبانی آمریکا علیه جنبش میهنی، بزرگترین حزب سیاسی مسیحی لبنان و شماری از مخالفان ملی لبنان بود.
میشل عون، فرمانده سابق ارتش لبنان و رهبر جنبش میهنی و رهبران مسیحی لبنان با منافع آمریکا، اسرائیل و فرانسه در لبنان به مخالفت برخاستند. در 2 آگوست 2007 کاخ سفید قانونی را برای توقیف دارایی های همه افراد یا گروه هایی که تصور می کرد مخالف فواد سینیوره و گروه 14 مارس هستند، تصویب نمود. اعتراضات گسترده شهروندان لبنانی علیه گروه 14 مارس که آرام و دموکراتیک بودند، از سوی جرج بوش و کاخ سفید به عنوان اقدامات غیر دموکراتیک و بی ثبات ساز تلقی شد.
جد از دخالت آمریکا در امور داخلی و سیاسی لبنان، آنچه که مهم می باشد این است که مخالفت سیاسی با دولت لبنان تحت عنوان دموکراسی و حکومت هدف قرار گرفت.
از سال 2006، حرکت میهنی آزاد و چند حزب سیاسی مسیحی، متحد قوی سیاسی حزب الله بوده اند. آنها با آمریکا و فرانسه اختلاف داشته و از اینکه تسلیم فشارهای خارجی گردند، امتناع ورزیدند. آنها شدیداً مخالف اسرائیل بوده و علیه مداخله آمریکا و فرانسه در امور داخلی لبنان اعتراض کرده اند. حزب الله، جنبش میهنی آزاد و این احزاب سیاسی مسیحی با برخی احزاب سیاسی دیگر که نماینده دروزی ها، ارمنی ها و جامعه مسلمانان سنی هستند، متحد می باشند. برخی چهره های سیاسی در ائتلاف 14 مارس مانند ولید جنبلاط و سمیر جعجع به طور نزدیکی با کاخ سفید و تل آویو علیه اتحاد سیاسی میان حرکت میهنی آزاد و حزب الله کار می کنند.
این افراد به طور مرتب با مقامات آمریکایی، سعودی و اسرائیلی نشست دارند. این نشست ها شامل دیدار با ایهود باراک نیز که حملات و تاکتیک های آن علیه حزب الله، حرکت میهنی آزاد، سوریه و ایران مورد بحث می باشد، بوده است. همسو با خانواده حریری، این شخصیت های لبنانی برای گشودن یک جبهه داخلی علیه حزب الله و متحدان سیاسی آن در لبنان مورد استفاده قرار گرفتند. بعد از شکست سال 2006 اسرائیل، این چهره های لبنانی و احزاب آنها به تدریج از سوی آمریکا، عربستان سعودی و سایر کشورها مسلح شدند.
محموله های تسلیحاتی پنتاگون که قرار بود برای نیروهای انگلو- آمریکایی در عراق مورد استفاده قرار گیرد، به طور پنهانی در دست این جناح های لبنانی قرار گرفت.
آمریکا با آنها برای ایجاد آمادگی در مرزهای سوریه –لبنان همکاری کرد و در تلاش است تا یک رشته فرماندهی موازی در ارتش لبنان ایجاد نماید که می تواند علیه حزب الله و مخالفان ملی لبنان به کار گرفته شود. چند روز قبل از آغاز مانور اضطراری اسرائیل، دولت سینیوره، به ارتش لبنان دستور داد که علیه «تهاجم اسرائیل» در آمادگی کامل به سر برند. در لبنان، ائتلاف 14 مارس و حزب مخالف ملی این کشور همزمان احتمال درگیری را درک کردند. هر دو یعنی هم دولت لبنان و هم حزب الله این موضوع را روشن ساخته اند که مراقب نیروهای اسرائیلی بوده و آماده درگیری جدی دیگری میان لبنان و اسرائیل می باشند. (24)
افزون بر این«دیوید ولش» مقام مسوول وزارت امور خارجه آمریکا برای روابط آمریکا و لبنان، گفت که اگر حزب مخالف ملی لبنان تسلیم نشود یک تابستان داغ در انتظار لبنان است.
بر اساس اظهارات منابع اسرائیلی که خبرگزاری فارس و روزنامه سوری الحقیقه آن را نقل کرده اند، حزب الله به اسرائیل هشدار داد که اگر این رژیم به حمله دیگری علیه لبنان مبادرت کند، حزب الله نیز علیه اسرائیل به جنگ اقدام خواهد نمود.
در اسرائیل این اطلاعات از سوی فراصیهونیست ها این گونه معنی و تعبیر شد که اعراب اسرائیلی (فلسطینی های همراه با شهروندان اسرائیلی که سرزمینشان را ترک نکرده اند) به طور مخفی به ایران و لبنان کمک می کنند. یکی از مقامات حزب الله که نامش فاش نشده است گفت که «در جنگ بعدی برای اولین بار از سال 1948 ما این جنگ را در داخل فلسطین اداره خواهیم کرد. آنها بیش از گذشته متعجب خواهند شد، زیرا می بینند که مبارزان ما نه تنها با آنها در لبنان می جنگند، همان گونه که این کار را تاکنون انجام می دادند، بلکه با آنها در خانه و شهرکهایشان مبارزه خواهند کرد.» (25)
به نقل از همین مقام حزب الله گفته شده است که «اگر جنگ بعدی شروع شود، یک جنگ سخت و تهاجمی برای طرف ما خواهد بود. این بدان معنی نیست که ما جنگ را آغاز خواهیم کرد بلکه در هر جنگی که آغاز شود، ضد حمله ای برای طرف ما خواهد بود. آنها مبارزان ما را در پشت خطوط خود خواهند دید نه فقط در جبهه مقابل خود.» (26)
ایندیپندنت، یکی از روزنامه های مشهور انگلیس، گزارش داد که حزب الله مربیانی را به ایران فرستاده است: «این یک حقیقت آشکار جنوب رودخانه لیتانی است که هزاران مرد جوان، روستاهای خود را به قصد آموزش نظامی در ایران ترک کرده اند. هرماه بیش از 300 تن برای اعزام به تهران به بیروت فرستاده می شوند و این عملیات از نوامبر 2006 آغاز شده است. تاکنون 4500 عضو حزب الله برای آموزش چگونگی استفاده از مهمات و موشک ها جهت ایجاد یک هسته چریکی آموزش دیده در ایران برای جنگ آتی (حمله اسرائیل به لبنان) اعزام شده اند.» (27)
آبزرور، یکی دیگر از منابع انگلیسی، همچنین درباره آمادگی های لبنان این چنین گزارش داده است: «یکی از ناظران آبزرور کشف کرده است که حزب الله به آرامی اما مداوم نیروهای از جنب و جوش افتاده خود را تعویض و تلاش های خود برای عضو گیری نیروهای جدید برای پیش بینی یک جنگ آتی که ممکن است شدید باشد تقویت می کند. حزب الله به قابلیت های جنگی عمده و گسترده ای دست یافته و اکنون نیز صدها و شاید هزاران تن از جوانان خود را برای اردوگاه های آموزشی فشرده در لبنان، سوریه و ایران به منظور آماده کردن خود جهت جنگ با اسرائیل اعزام کرده است.» (28)
در سایه آمادگی لبنان برای حمله به اسرائیل، شمار نقض های حریم هوایی لبنان از مارس 2008 تا کنون افزایش یافته است. اسرائیل به طور آشکار حریم هوایی لبنان را نقض می کند و در ماه های آوریل و می 2008، هواپیماهای اسرائیلی پروازهای نظامی را بر فراز بیروت و سایر نقاط لبنان انجام دادند. در آوریل 2008 ارتش لبنان حتی اذعان کرد که هواپیماهای جنگی اسرائیل ماموریت شناسایی را بر فراز لبنان انجام دادند و این ماموریت ها به منزله آمادگی جنگی اسرائیل است. (29)
روزنامه ایندیپندنت، حتی از این هم فراتر رفته و اظهار داشت که در جنگ آتی علیه لبنان تفوق هوایی اسرائیل به سبب تکنولوژی های نظامی و سخت افزارهای ایران توسط لبنان به چالش کشیده خواهد شد: «سید حسن نصرالله، رهبر حزب الله به اسرائیل هشدار داد که تشکیلاتش با سلاح جدید شگفت زده خواهد شد و تعداد کمی در لبنان وجود دارند که تردید ندارند که این یک موشک توسعه یافته جدید زمین به هوای ساخت ایران است. موشک هایی که ممکن است تفوق هوایی اسرائیل در لبنان را به چالش بکشانند.» (30)
دیدار برژینسکی و کارتر از دمشق
تل آویو و واشنگتن دی.سی از تلاش های خود برای جلوگیری از ظهور یک جبهه نبرد مدیترانه ای در صورت جنگ با ایران دست نکشیده اند. با افزایش تنش در خاورمیانه اعلام شد که جیمز ای کارتر رییس جمهور سابق آمریکا به منظور انجام ماموریت تحقیقی با رویکرد ارتقاء صلح به مصر و لوانت پرواز کرد. اعلام این موضوع مانند تنفس از هوای تازه بود. رییس جمهور سابق آمریکا با مقامات و رهبران مصر، اسرائیل، کرانه باختری و سوریه دیدار کرد.
این نکته باید ذکر شود که جیمی کارتر تنها چند ماه بعد از آن که زبیگنیو برژینسکی در راس هیات نمایندگی شرکت رند در 12 فوریه 2008 به دمشق سفر کرده بود، با بشار اسد رییس جمهور سوریه دیدار کرد.(31)
تسلسل این دیدارها اتفاقی و تصادفی نبود. برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا در دوره زمامداری کارتر بود. آنچه سفر خاورمیانه ای کارتر را برجسته می سازد ملاقات وی با خالد مشعل رهبر تبعیدی حماس در دمشق در روزهای 18 و 19 آوریل 2008 بود. (32)
نتیجه اختلاف نظر در پشت دیدار با نمایندگان حماس این بود که آنها به عنوان تابوی دیپلماتیک در تلاش برای منزوی کردن سازمان فلسطین در خاورمیانه و جهان به تصویر کشیده شدند. قبل از دیدار در دمشق، کارتر نشستی با نمایندگان حماس در قاهره داشت. (33)
از آغاز مذاکرات بین نمایندگان حماس با کارتر، رسانه ها گزارش دادند که اسرائیل و آمریکا کاملاً با این دیدار مخالفند (34). در واقع دولت بوش و اسرائیل حامی این دیدارها بودند.
ادامه دارد ...