لوانت شاید نقطه آغاز نبرد بین المللی گسترده با تبعات و پیامدهای جهانی باشد که می تواند به سرعت از کنترل خارج شود. در چنین نبردی حتی استفاده از سلاح های هسته ای از سوی آمریکا یا اسرائیل علیه ایران و سوریه نیز چندان دور از انتظار نیست. سوریه اعلام کرد علی رغم این حقیقت که احتمال چنین جنگی در سال 2008 کاهش یافته است آماده جنگ اجتناب ناپذیر با اسرائیل می باشد.
در سناریوی جنگ علیه ایران، واکنش سوریه محوری و اساسی است. دمشق یک نقش مرکزی را بازی می کند، و این که چگونه کنش و واکنش نشان می دهد اثر بی چون و چرایی بر راهبرد اسرائیل در قبال ایران خواهد داشت.
در این راستا است که اسرائیل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا با کمک عربستان سعودی و اردن در تلاش برای تضعیف و در نهایت از بین بردن اتحاد میان سوریه و ایران هستند.
این بخشی از یک گام استراتژیک برای سلب امکان ایجاد یک جبهه جنگ مدیترانه ای می باشد که ممکن است در لوانت به عنوان نتیجه حمله به ایران حادث شود.
بهانه جنگ برای حمله اسرائیل، یا حمله مشترک آمریکا – اسرائیل، که احتمالاً شامل مشارکت ناتو نیز خواهد بود، علیه سوریه یا علیه سوریه و ایران، می تواند هر شکلی از مقابله به مثل حزب الله علیه اسرائیل به خاطر ترور عماد مغنیه - یکی از رهبران خود - باشد.
حزب الله نیز به این گفته ی مقامات ایرانی ملحق شده و اظهار داشته است که ارتش آمریکا قادر به آغاز جنگ دیگری در خاورمیانه یا آغاز حمله علیه ایران و سوریه نیست.(1)
مقامات اسرائیلی مجدداً درخواست خود را برای صلح با اظهارات آشکار در این رابطه که تل آویو راغب به بازگرداندن بلندی های جولان به سوریه است مطرح ساخته اند. این در حالی است که جاروجنجال های سیاسی شدید علیه این حرکتِ اسرائیل وجود دارد.(2)
تل آویو ادعا می کند سوریه برنامه سلاح های هسته ای مخفی دارد که با کمک کره شمالی ایجاد شده است. تلاش های استراتژیک، همسو با آمادگی های جنگی نیرومند، با هدف آوردن آرامش موقت به سرزمین های فلسطین، به عنوان بخشی از همان روند حوادث، در لوانت نیز آغاز شده است.
ترسیم مجدد منازعه اعراب- اسرائیل به عنوان یک نزاع ایرانی – اسرائیلی برای توجیه جنگ
حرکت لازم علیه ایران با فهرستی از اتهامات علیه تهران ایجاد شده است. ایران به عنوان تهدید اصلی علیه اسرائیل به تصویر کشیده شده است. ایران همچنین متهم به دخالت در عراق اشغال شده و افغانستان است. در این راستا، تمام طرح های جنگی آمریکا – اسرائیل در لوانت به ایران و همچنین سوریه ارتباط پیدا می کند. سیمور هرش، روزنامه نگار جستجوگر و برنده جایزه پولیتزر، در سال 2006 گزارش داده بود که جنگ اسرائیل علیه لبنان بخشی از نقشه راه نظامی اسرائیل – آمریکا برای هدف نهایی یعنی ایران بود.
این اتهامات علیه تهران و دمشق بخشی از تلاش های حساب شده برای توجیه حملات علیه ایران و سوریه به عنوان تنها راه دستیابی به صلح در لوانت بین اعراب و اسرائیل است. آنها همچنین توجیهی برای تضمین امنیت و موفقیت نیروهای اشغالگر برای نیروهای انگلو- آمریکا و ناتو به ترتیب در عراق و افغانستان به شمار می روند.
در این راستا، نوار غزه، همسو با لبنان، از سوی تل آویو به عنوان پایگاه ایران علیه اسرائیل توصیف می شود. اسرائیل هر چه بیشتر و بیشتر انگشت خود را به سوی تهران به عنوان منبع مشکلاتش نشانه گرفته است.
این استدلال جعلی است. این امر با تاریخ منازعه فلسطین در تناقض آشکار است. دلایل پنهانی و تاریخی منازعه اعراب و اسرائیل اکنون به شکلی مضحک نادیده گرفته شده است. منازعه اعراب و اسرائیل به عنوان یک منازعه صرفاً موجود میان اسرائیل و برخی سازمان های عرب نامعقول و خشن که توسط تهران کنترل می شوند، بازتعریف شده است. همه بازیگران دولتی یا غیر دولتی، منافع و انگیزه های معقولی دارند. همه اقدامات بر پایه این منافع و انگیزه ها قرار دارد.
برخی تحلیل گران بدون ذکر این منافع در پی شانه خالی کردن از زیر بار این حقایق روشن هستند. آنها با به تصویر کشیدن اعراب به عنوان مردمانی ذاتاً خشن، بدون توضیح عقلانیت و منطق کامل حمله آنان به اسرائیل، از حقیقت طفره می روند.
این نادیده گرفتن و کنار گذاشتن انگیزه ها، بخشی از عملیات ارائه اطلاعات نادرست است که برای دگرگون جلوه دادن حقیقت مورد استفاده قرار می گیرد. حقایق تاریخی جنگ اعراب – اسرائیل با معرفی تهران به عنوان منبع منازعه اعراب – اسرائیل مجدداً به تصویر کشیده شده است.
انگیزه های این دستور کار، توجیه آغاز جنگ با ایران است. منازعه اعراب –اسرائیل به عنوان منازعه ایران – اسرائیل که اعراب به عنوان سربازان پیاده ایران علیه اسرائیل به تصویر کشیده شده اند، تغییر کرده است.
بازگشت موج منازعه اعراب- اسرائیل: ارسال سلاح های ایران به لوانت
گرچه گزارش هایی از ارسال سلاح های ایران به فلسطین و لبنان، از زمان حکومت پادشاهی ایران مطرح بود اما این گزارش ها بعد از سال 2001 ارزش و اهمیت جدیدی یافته اند.
نخستین دسته از این گزارش ها که مورد توجه قرار گرفت در سوم ژانویه 2002 بود که کشتی کارین-ای در دریای سیاه توسط کماندوهای دریایی اسرائیل مورد کنترل و بازرسی قرار گرفت. این سوال مطرح شد که چگونه یک کشتی حامل اسلحه توانست از میان آب های دریای سیاه که تحت گشت زنی شدید آمریکا و ناتو قرار دارد، عبور کند. توقیف این کشتی توسط اسرائیل در سال 2002 تیتر درشت بین المللی شد زیرا اسرائیلی ها افشا کردند که این کشتی حامل مقادیر عظیمی سلاح برای نوار غزه بود.
رشته ای از اتهامات در خصوص ارتباط میان کشتی، سازمان آزادیبخش، دولت خودگران و ایران مطرح شد. اسرائیلی ها تاکید کردند که این کشتی باری از یک بندر ایرانی واقع در خلیج فارس آمده است. این حادثه نه تنها برای هدایت توجهات به سوی ایران به عنوان یک مشکل در لوانت مورد استفاده قرار گرفته است بلکه تل آویو نیز از آن به عنوان بخشی از تلاش های جاری برای به تصویر کشیدن یاسر عرفات به عنوان فردی که برای صلح، شریک صادقی نیست، استفاده کرد.
اسرائیل جدا از آنچه که در اختیار و تملک خود دارد نمی تواند سرزمین های عربی بیشتری را به خود ضمیمه سازد. اسرائیل نمی تواند خود را بیش از آنچه که قبلاً انجام داد، به تصویر بکشد. این یک مشکل عمده برای استقرار یک نظم جدید منطقه ای است. ارسال تسلیحات و کمک های نظامی از سوی ایران، منافع استراتژیک انگلو-آمریکا و اسرائیل را در خاورمیانه متاثر ساخته است. احتمالا، همین امر دخالت بیشتر نظامی آمریکا و انگلیس در خاورمیانه را الزامی کرده است.
بعد از سال 2005 ادعاهای اسرائیل درباره تامین و ارسال تسلیحات به فلسطین افزایش یافت و حتی ایجاد یک دولت تحت رهبری حماس با کمک ایران در سرزمین های فلسطینی نیز مطرح شد.
بعد از سال 2006، گزارش های مربوط به ارسال تسلیحات ایرانی به حزب الله احساس اضطرار را ایجاد کرد که قبل از آن مطرح نبود.
بهینه سازی و روزآمد شدن ارتش سوریه به عنوان یک اقدام محرک و نامناسب تشخیص داده شد؛ هر چند که اسرائیل بیش از سوریه زرادخانه های نظامی خود را روز آمد و مدرن کرده بود.
در سال 2007 و 2008، اسرائیلی ها گزارش دادند که ایران ارسال سلاح خود را به فلسطین افزایش داده است. جروزالم پست در 17 آوریل 2008 چنین ادعایی را مطرح ساخت: «طی ماه های اخیر، نیروهای دفاعی اسرائیل متوجه افزایش ارسال سلاح های ساخت ایران به نوار غزه شده اند که شامل راکت ها و خمپاره اندازها می شوند. گروه های تروریستی (منظور مقاومت فلسطین) در غزه اخیراً با دو نوع متفاوت از گلوله های خمپاره انداز ساخت ایران – یکی 120 میلیمتری با برد 10 کیلومتر مانند موشک قسام، و دیگری با برد 6 کیلومتر- تجهیز شده اند.(4)
همین گزارش می افزاید که هزاران خمپاره انداز ساخت ایران به نوار غزه وارد شده است که اسرائیل آنها را به عنوان «موجودیت خصمانه» تعریف می کند.(5)
تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل و آمادگی جنگی آن
تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل، برای اداره و کنترل اسرائیل و جبهه های داخلی، بر اساس سناریوی «تلفات گسترده» ناشی از یک جنگ عمده، ایجاد شده است. تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل در سال 2007 بعد از حمله سال 2006 اسرائیل به لبنان و حملات متقابل موشکی به اسرائیل از سوی لبنان تشکیل شد. ایجاد تشکیلات وضعیت اضطراری ملی بخش مکمل آمادگی جنگی اسرائیل است.
این سازمان جدید یک مانور 5 روزه را ( از 6- آوریل 2008) طرح ریزی کرد که با آمادگی ارتش و غیر نظامیان اسرائیل مرتبط بود. این مانورهای اضطراری از بزرگ ترین تمرین های نظامی در تاریخ اسرائیل به شمار می رود. از نظر استراتژیکی هدف اولیه از این مانورهای اضطراری، آماده ساختن اسرائیل برای مقابله با «ظهور دردهای یک خاورمیانه جدید» یا نظم منطقه ای جدید است.
این روند، طبق اظهارات تل آویو، برای اسرائیل دردناک خواهد بود. یک جنگ منطقه ای علیه ایران، سوریه و متحدان آنها، به عنوان پیش شرطی جهت آوردن نظم منطقه ای جدید و حتی بقای اسرائیل، به افکار عمومی اسرائیل ارائه شده است.
این مانور اسرائیل یک شبیه سازی برای عقب نشینی از مناطق آسیب دیده و انتقال حجم زیادی از بیماران از بیمارستان های شلوغ اسرائیل بود. (6) در جریان این مانور، کنست، ذخایر دولتی، نیروگاه ها، پل ها، تاسیسات نظامی و ساختمان های دولتی که انتظار می رفتند مورد حمله، آسیب و انهدام قرار گیرند مورد استفاده واقع شدند. به این دلیل بود که موجودیت ها و هویت های خاص منطقه مانند کنست و ذخایر دولتی اسرائیل در این مانور شرکت داشتند.
این مانور، شامل آمادگی برای مقابله با سلاح های بیولوژیک و شیمیایی بود که به اجرا گذاشته شدند. اسرائیل همچنین اصرار کرده است که سوریه با کمک ایران سلاح های شیمیایی خود را روز آمد کرده است. گزارش مربوط به مشارکت مهندسان و کارشناسان نظامی ایران و سوریه به عنوان توجیهی توسط اسرائیل برای آمادگی علیه سلاح های بیولوژیک و شیمیایی سوریه طی این مانور مورد استفاده قرار گرفت.(7)
بخش هایی از این مانور قبلاً انجام گرفته بود. در 18 مارس 2008 بیمارستان بارزیلا، مانور اضطراری کاملی که شبیه برخورد موشک ها و راکت های مستقیم به این بیمارستان در شهر اشکلون بود را انجام داد.(8)
شهر اشکلون که نزدیک نوار غزه است، یک بندر نظامی و تجاری مهم اسرائیل و مدخل تامین انرژی از حوزه های گاز طبیعی مصر در دریای مدیترانه است.
تل آویو افکار عمومی را در ابهام نگه داشته است: حذف ایران از سناریوی جنگی
در سال 2007، عملیات تبلیغاتی رسانه ای برای نفوذ و تاثیرگذاری بر افکار عمومی بین المللی در آستانه جنگ اسرائیل علیه لبنان، سوریه و ایران آغاز شد. منابع اسرائیلی ادعا کردند که ایران نیز روزنامه نگاران خود را برای جنگ اسرائیل علیه لبنان و سوریه آماده کرده است.(9) به نظر می رسید که سال 2008 بالاترین صحنه نمایش آمادگی جنگی اسرائیل باشد.
در سال 2007، آحارون زوی فرکاش، فرمانده سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، نگرانی خود را از آغاز جنگ با ایران بوسیله متحد آمریکایی اسرائیل، قبل از آن که جبهه داخلی اسرائیل آماده جنگ باشد، ابراز کرد. در این راستا، اهداف مانور اضطراری اسرائیل، آماده سازی اسرائیلی ها برای چنین جنگی بود. تحت این سناریوی جنگی که توسط مقامات اسرائیلی اعلام شد، سراسر اسرائیل بخشی از یک جبهه نبرد ساختگی بود که موشک هایی از سوی سرزمین های فلسطین، لبنان و سوریه به سوی آنان پرتاب شد. بر اساس این سناریو انتظار می رفت که روزانه 400 تا 500 موشک به سوی اسرائیل پرتاب شود.
یک جنبه مهم و کلیدی رزمایش وضع اضطراری، مستثنی کردن ایران در این سناریو بود. ایران با اطمینان تاکید کرد که قادر به پرتاب 11 هزار موشک در یک دقیقه است. (10)
در این راستا، یک رویکرد دو پهلو در رابطه با آمادگی اضطراری آنان توسط مقامات اسرائیلی مطرح گردید. آمادگی جنگی و طرح سناریو دو جنبه داشت: یکی برای افکار عمومی اسرائیل و دیگری مداقه و بررسی مقامات اسرائیلی بود که از طرح آن نزد افکار عمومی جلوگیری شد.
منطق و عقلانیت رویکرد دو پهلو توسط مقامات تل آویو پنهان کردن صحنه واقعی و اهمیت یک جنگ منطقه ای با اسرائیل و کاهش ترس، وحشت و هرگونه احساس ضد جنگ در میان اسرائیلی ها بود که اگر آنها بزرگی آسیب ها را در صورت آغاز یک جنگ با سوریه و ایران توسط دولت خود درک می کردند این نگرش توسعه می یافت.
افزون بر این، چند روز بعد از این رزمایش اضطراری گسترده، ارتش اسرائیل یک بدل از موشک بالستیک ایرانی را به طور جداگانه و دور از جمعیت اسرائیل آزمایش کرد. (11) اگر ایران در مرکز نباشد اما به صراحت بخش مهم و واقعی از آمادگی جنگی تل آویو است.
سناریوی جنگ اضطراری: یک اشتباه اسرائیلی در مورد طرح های جنگی
نخستین روز از رزمایش اضطراری با تشکیل سناریوی کابینه جنگ اسرائیل در پاسخ به حملات دشمن اصلی، شناخته شد (12). این کابینه می تواند به دشمن پاسخ دهد. گرچه این نکته باید ذکر شود که همه پاسخ های اسرائیل محاسبه شده و از قبل در مورد آن تصمیم گرفته شده، و شامل استفاده از گزینه حمله هسته ای علیه ایران و سوریه می باشد.(13) چنین اقدامی می تواند پیامدهای مصیبت باری برای خاورمیانه و جهان داشته باشد.
این سناریوی جنگی توسط طراحان اسرائیلی طی مانور وضع اضطراری ملی شبیه سازی شده بود و خسارات و تلفات گسترده از طریق حملات راکتی و موشکی بوسیله دشمنان عرب، مورد پیش بینی قرار گرفت. این سناریو زرادخانه های عظیم ایران را نادیده می گیرد. این محاسبه تنها برای شمار اندکی از موشک ها و راکت ها حدود 400 تا 500 موشک در روز صورت گرفته است.
با این وجود، این سناریوی اسرائیلی، مقدار بسیار کمی از حملات موشکی دشمنان عرب را در نخستین روز جنگ برآورد کرده است. به عبارت دیگر، شمار واقعی حملات علیه اسرائیل در نخستین روز از این سناریوی جنگی کم برآورد شده است و این امر سئولات زیادی را در رابطه با فرضیه تهاجم اعراب علیه اسرائیل ایجاد می کند. بر اساس اظهارات اسرائیل، حزب الله به تنهایی دارای 13 هزار موشک است. افزون بر این، زرادخانه حزب الله قابل مقایسه با امکانات و حجم سوریه نیست. بر اساس سناریوی اسرائیل این فرضیه جنگی تنها برای یک هفته خواهد بود.
این شبیه سازی اسرائیل یک اشتباه در ارتباط با کسانی است که طرح آغاز جنگ را ریخته اند و کسانی که مقابله به مثل خواهند کرد. تحت این شرایط، «هلمی موسی» مقاله نویس السفیر، روزنامه مهم لبنانی، متذکر شد که این رزمایش اسرائیل در ابتدا پیامی به کسانی است که جنگ را آغاز و کسانی که مقابله به مثل می کنند.
اگر کشورهای عرب این جنگ را آغاز کنند، آن یک حمله موشکی گسترده در اولین روز همراه با هزاران موشکی که شلیک خواهد شد، می باشد. (و نه چند صد موشکی که استراتژیست های اسرائیلی آن را پیش بینی کرده اند.)
آنچه که برای افکار عمومی اسرائیل از این سناریوی شبیه سازی شده نامفهوم بود واکنش دشمنان عرب به حمله اسرائیل و درگیری احتمالی با یورش اسرائیل بود. این سناریو شمار کمی از حملات را پیش بینی و محاسبه کرده بود. اگر آنها یعنی بازیگران عرب ابتدا به اسرائیل حمله کنند این امر منصفانه بود که فرض کنیم که شمار شلیک موشک ها به اسرائیل در اولین روز از این سناریوی جنگی زیادتر باشد.
رزمایش وضع اضطراری ملی سوریه: اقدام متقابل در برابر مانور اسرائیل
سوریه از سال 2007 کراراً تاکید کرده است که یک تصمیم استراتژیک را برای تعقیب صلح با اسرائیل اتخاذ کرده است. اما در عین حال آماده دفاع از خود در برابر حملات می باشد. (14)
در آغاز آوریل سال 2008، فیصل مقداد، معاون وزیر امور خارجه سوریه در مصاحبه با روزنامه الثوره، روزنامه دولتی سوریه، اذعان کرد که دمشق آماده نبرد با تل آویو است.
وی به الثوره گفت که آمادگی جنگی اسرائیل استراتژیست های سوری را مجبور می کند که طرح های احتیاطی برای نبردی قبل از موعد مورد نظر تدوین کنند. اگر سوریه هدف است (منظور مانور وضع اضطراری اسرائیل است) ما مانورهای نظامی خود را پیگیری می کنیم و امکانات و طرح های خود را برای مقابله با اسرائیل توسعه می دهیم. (15)
سوریه دو روز بعد از آغاز مانور اسرائیل اعلام کرد که دمشق نیز طرحی برای انجام مانورهای اضطراری ملی در دست دارد. الثوره گزارش داد که مانور گسترده سوریه طی نشست کابینه وزرای سوریه اعلام شد. ارتش، پلیس، نیروهای امنیتی و نهادهای مدنی همگی اعلام کردند در آنچه که از سوی دولت به اصطلاح بخشی از آمادگی عمومی برای مصیبت های طبیعی و بحران ها نامیده می شود، شرکت خواهند کرد.
در واقع، آمادگی اضطراری بخشی از آمادگی سوریه برای پاسخ به هرگونه حمله اسرائیل است که می تواند به طور مستقیم یا به عنوان نتیجه جنگ اسرائیل با لبنان به سوریه نیز کشیده شود.
آنچه در صحنه تحولات جنگ خاورمیانه دانستن آن ضروری می باشد این است که تحرکات صورت گرفته در سوریه و اسرائیل بی سابقه است. همسو با افزایش تهدیدات اسرائیل – آمریکا علیه ایران، از جمله حمایت اتحادیه اروپا و ناتو از اقدام نظامی، دلایل قابل قبولی برای نگرانی و تشویش وجود دارد.
2008: سال تهاجم اسرائیل به سوریه؟
مرز سوریه با اسرائیل برای مدت چند دهه آرام و توام با صلح بوده و یکی از آرام ترین مرزهای اسرائیل به شمار می رود. با این وجود، تنش ها افزایش یافته است. در سال 2006، اسرائیل یک رشته واحدهای نظامی را بویژه برای جنگ با سوریه ایجاد کرد که در میان آنها یگان پیاده نظام کفیر، بزرگترین واحد نظامی اسرائیل قرار دارد. علاوه بر این، اسرائیل در سال 2007 پیش بینی کرد که اگر تل آویو و دمشق به توافق نرسند جنگی میان اسرائیل و سوریه در خواهد گرفت.(16)
از زمان شکست سال 2006 اسرائیل از لبنان، ارتش اسرائیل به طور مرتب حالت حمله اسرائیل به سوریه را بازی کرده است. یک نیروی انسانی عظیم اسرائیلی برای حمله به سوریه اختصاص داده شده است. سرلشکر ایال بن- روون در سال 2007 اعلام کرد که اسرائیل خود را برای یک «جنگ تمام عیار» آماده کرده است. (17)
سرلشکر ایال بن- روون همچنین اظهار داشت که اسرائیل باید با نیروهای اسرائیلی به سوریه حمله کند. وی نخستین بار بیان داشت که ماموریت نیروهای دفاعی اسرائیل به منظور خنثی کردن تا حد ممکن سریع نواحی استراتژیکی که نقطه ضعف اسرائیل را تهدید می کنند، باید متمرکز و سریع باشد تا سوریه را از دست یافتن به اهداف خود بازدارد.
ایال بن روون تا حدودی شکل جنگ با سوریه را نیز تشریح کرد. وی اظهار داشت که به منظور آن که چنین ماموریتی با موفقیت همراه باشد یک عملیات زمینی گسترده نیاز است. منظور تهاجم زمینی به سوریه است که باید به سرعت دمشق و استان های جنوبی سوریه را هدف قرار دهند.
این هدف استراتژیک همچنین مانورهای تهاجمی اسرائیل از مدل روستاهای سوریه و مانور نظامی اسرائیل در بلندی های جولان را تشریح می کند. (18) اسرائیل و آمریکا همچنین نشستی را برای تدوین مسیری که باید اقدامات نظامی علیه لبنان و علیه سوریه و ایران صورت گیرد، برگزار کردند. طبق گزارش الوطن، یکی از مقامات ارشد سوریه خاطر نشان کرده است که مانور وضع اضطراری اسرائیل مورد ارزیابی یک ژنرال آمریکایی قرار گرفت و شامل عملیات های نظامی در مرزهای سوریه بود.(19)
ادامه دارد ...