باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 20 دي 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سنت و مدرنيته از دو منظر(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
مقايسه‌اي بين انديشه‌هاي پست مدرن و سنت گرايي


در اين مقاله درصدد آنيم كه سنت‌گرايي و پست مدرنيسم را از دو جهت با يكديگر مقايسه كند: اول از حيث توجه هر كدام به سنت و آموزه‌هاي سنتي و ارجاع به گذشته و دوم از حيث نگاه انتقادي‌اي كه هر كدام از آنها به مدرنيته و نگرش مدرن دارند. در مورد اول سنت را از نگاه سنت گرايي تعريف مي‌كنيم و به تفاوت سنت در انديشه پست مدرن و سنت‌گرايي اشاره مي‌كنيم. به طور خلاصه مي‌توان گفت مهمترين اين تفاوت‌ها در اين است كه در نگرش پست مدرن سنت در كنار خرده روايت‌هاي ديگر مطرح مي‌شود، بر خلاف سنت‌گرايي كه سنت در آن محوريت دارد. در مورد دوم نيز خاطرنشان خواهيم كرد كه انتقاد هر دو گرايش فكري به مدرنيته ناظر به وقايع و پديده‌هاي يكساني است كه مولود نگرش مدرن و روشنگري است ولي در نهايت راه حل ارائه شده هر كدام از آنها (سنت‌گرايان و پست مدرن‌ها) تفاوت‌هايي دارد كه منبعث از تفاوت در هستي‌شناسي‌اي است كه سنت‌گرايان اختيار كرده‌اند.

 
   ● نويسنده: حسين - شقاقي

منبع: ماه نامه - اطلاعات حکمت و معرفت - 1387 - سال 3 - شماره 2، ارديبهشت

 
 

«سنت» در دو نگرش پست مدرن و سنتگرا

يكي از نكات اصلي‌اي كه انديشمندان پست مدرن در نقد انديشه مدرن غربي مدنظر دارند، يك جانبه‌نگري انديشه مدرن علي‌الخصوص نسبت به عقلانيت مدرن است. انديشه مدرن تعريفي خاص از عقلانيت ارائه مي‌دهد و بر همين اساس هر چيز را با اين ملاك مي‌سنجد و به عقلاني و غيرعقلاني تقسيم مي‌كند و آنچه را كه با اين ملاك، عقلاني مي‌داند، هنجار و متعارف و آنچه با اين ملاك ناسازگار است، ناهنجار و غيرمتعارف مي‌خواند و به حاشيه مي‌راند.

به باور انسان مدرن كسي كه مرتكب عملي نامتعارف و ناهماهنگ و متضاد با زندگي و عقلانيت مدرن مي‌شود و كسي كه داراي ايده‌هاي كهنه و غيرمعمول است و انديشه‌اش با انديشه متعارف مدرن سازگار نيست، فردي غيرعقلاني و يا به تعبيري مجنون و ديوانه است.

نخستين كتاب معروف ميشل فوكو، از انديشمندان فرانسوي معاصر در حوزه انديشه‌هاي پست مدرن، «تاريخ جنون» نام دارد. به نظر فوكو «تيمارستان» (ديوانه خانه» پديده‌اي مولود مدرنيته است. در جامعه سنتي ديوانگان درون جامعه هستند و از متن جامعه مفارق نيستند. در جامعه سنتي ديوانه داخل يك خانواده هست و زندگي خود را دارد: مي‌خورد، كار مي‌كند و حتي ازدواج مي‌كند و صاحب فرزند مي‌شود.

اما نگرش مدرن با تعريف و تحديد عقلانيت خاص خود، استانداردي را براي همه شئون زندگي انسان معرفي مي‌كند و كسي را كه خارج از اين عقلانيت بينديشد و مغاير با اين استاندارد عمل كند فردي غيرعقلاني و نامعقول و به اصطلاح ديوانه مي‌خواند. براي چنين فردي جايي براي زندگي در جامعه مدرن نيست. جامعه مدرن او را از خود طرد مي‌كند. و در گوشه‌اي از شهر حصاري را دور او مي‌كشد و به تدريج افراد ديگر غير معقول را وارد آنجا مي‌كند و ديوانه خانه درست مي‌شود. اين خصيصه اصلي عقلانيت مدرن است. عقلانيت مدرن از اين حيث انحصارگراست، يعني عقلانيتي منافي با استانداردهاي خود را برنمي‌تابد.

در نگرش مدرن مهم نيست كه غير عاقل و يا ديوانه چه نگرشي دارد و اصلا مهم نيست كه ديوانه قدرت تفكر و انديشه را دارد يا خير و اصلا آيا ديوانه چقدر سواد دارد بلكه آنچه ديوانه را ديوانه مي‌كند و موجب مي‌شود كه او مستحق حبس در ديوانه خانه (تيمارستان) شود ناهنجار بودن و مدرن نينديشيدن اوست بنابراين ممكن است افرادي كه در ديوانه خانه بسر مي‌برند حتي افرادي باشند كه در زندگي ارزش‌هاي بسياري را محترم مي‌شمارند ولي چون اين ارز‌ش ها همان ارزشهاي مدرنيته نيست آنها محكوم به حبس در ديوانه خانه هستند. فوكو با اين تاملات، ديوانه خانه و به طور كلي حاشيه‌ها را محصول مدرنيته مي‌داند.

حاشيه‌ها همان پديده‌هايي هستند كه در اثر تراكم افراد خارج از استاندارد زندگي مدرن و طرد آنها توسط جامعه مدرن در اطراف و خارج از متن جامعه مدرن ظاهر مي‌شوند. فسادخانه‌ها، تيمارستان‌ها، بيمارستان ها، خانه‌هاي سالمندان، محله‌هايي كه افرادي در آن به راحتي مواد مخدر را رد و بدل مي‌كنند. محله‌هاي فقير نشين اطراف شهرهاي بزرگ كشورهاي غربي مصاديقي از اين حاشيه‌ها هستند. در واقع مدرنيته با نگرش يك جانبه خود موجب بروز اين پديده‌ها شده است. مدرنيته با مطلق كردن نگرش خود موجب شد در جامعه مدرن شاهد بروز پديده‌ حاشيه و متن باشيم. متن، آن چيزي است كه منطبق با استانداردهاي مدرن، قانوني، هنجار و مقبول است. اما همه انسانها نمي‌توانند خود را با اين استانداردها منطبق كنند. بنابراين در حاشيه رانده مي‌شوند. اما هميشه نمي‌توان حاشيه را در حاشيه رانده مي‌شوند. اما هميشه نمي‌توان حاشيه را در حاشيه نگه داشت. چرا كه حاشيه‌ها به مرور زمان فربه مي‌شوند و به صورت زيرزميني و به تدريج وارد متن جامعه مدرن ميگردند. اينجاست كه حاشيه‌ها سرنوشت جامعه را عوض مي‌كنند.

حاشيه و متن مولود عقلانيت يك جانبه نگر مدرن است. حاشيه و متن جنبه و بعد ديگري از ثنويت حاكم در انديشه غربي است. متفكر بزرگ قرن بيستمي آلماني؛ مارتين هايدگر، ريشه اين ثنويت را در انديشه‌هاي افلاطون مي‌داند. او بود كه براي نخستين بار عالم را به دو بخش متغير و نامتغير (يا همان عالم مادي و عالم مثل) تقسيم كرد و اين ثنويت در انديشه مدرن در فيلسوفي همچون دكارت باز به نحو ديگري حفظ شد. دكارت جوهر را به دو قسم مادي و روحاني دانست و همين دو قسم را در وجود انسان نيز محفوظ دانست و بدن و روح انسان را از دو جوهرمتفاوت تلقي كرد و بدين گونه انشقاقي را در وجود انسان ايجاد كرد كه متفكران بعدي نتوانستند به نحو مطلوب اين انشقاق را در وجود انسان برطرف كنند.

هايدگر مشكل تفكر مدرن را براي انسان اين مي‌داند كه مدرنيته از ابتدا انسان را بي‌خانمان كرد. انسان همچون جوهري روحاني تصور شد كه در دنيا كه از جنس جوهر مادي است جايگاه مشخصي ندارد.

مي‌بينيم كه در نگاه اين انديشمند (كه از طلايه داران انديشه پست مدرن است) نگاه انتقادي خاصي به مدرنيته وجود دارد. عموماً از جمله خصايص مشترك انديشمندان پست مدرن نگاه انتقادي به مدرنيته است. اما نبايد تصور كنيم كه اين انديشمندان خواهان نفي يا طرد كامل مدرنيته هستند. به هيچ وجه چنين نيست. بلكه متفكران پست مدرن بيشتر خواهان طرد مطلق انگاري مدرنيته هستند.

متفكران پست مدرن انتقادهاي خود را از حوزه ها و زاويه ديدهاي متفاوت مطرح كردند، اما يكي از انتقاددهاي اصلي، انتقاد به مطلق انگاري انديشه مدرن بود. بر اين اساس ديگر متفكران پست مدرن يك فرا روايت عام و سيستماتيك را برنمي‌تابند، بلكه قائل به اعتبار خرده روايت‌ها هستند. خرده روايت‌ها هر كدام در حوزه خاصي كارايي دارند و بنابراين حيثيت پراگماتيك دارند. در دوره پست مدرن، نه روايت ماركسيستي، نه روايت هگلي و نه اخلاق كانتي، مطلق نيست. هيچ يك هم به طور كامل نفي نمي‌شود. آموزه‌هاي ماركسيستي ممكن است در برهه‌هايي خاص در سياست و اقتصاد كارايي داشته باشند ولي نه در همه برهه‌ها، زمان ها و مكان‌ها.

در اين نگرش، دين، سنت و انديشه‌هاي ساير اقوام، مثل آيين‌هاي شرقي نيز همچون همان خرده روايت‌ها تلقي مي‌شوند كه نه كاملا نفي مي‌شوند و نه مطلقاً پذيرفته مي‌شوند. انسان در شرايط پست مدرن ممكن است به خاطر خسته شدن از عقلانيت خشك مدرن، حتي به فال بيني روي ‌آورد. او هيچ توجهي براي فال نمي‌بيند. عقلا اين كار را نادرست مي‌داند. ولي مي‌خواهد كار خلاف عقل انجام دهد. اما اگر همين فالبيني براي او منفعت عملي هم داشته باشد، بيشتر و بهتر آن را مي‌پذيرد. هرچند عقيده‌اي هم بدان نداشته باشد. رجوع پست مدرن به سنت هم از همين جنس است. اگر آموزه‌هاي بوديسم براي انسان اين اثر آرامش بخش‌تر از هر تعداد قرص ديازپام و لورازپام و … است، چرا به بوديسم روي نياورد. اما بوديسم فراروايت انسان پست مدرن نيست. همان انسان كه به آموزه‌هاي بوديسم روي آورده، ممكن است اتفاقاً خيلي اجتماعي هم باشد، حتي يك سياستمدار باشد، و در اقتصاد گرايشات ماركسيستي هم داشته باشد.

بنابراين نوعي كثرت گرايي را در شرايط پست مدرن مي‌بينيم كه در آن رفع نيازهاي عملي محوريت دارد. سنت نيز از همين حيث براي انسان اين اثر پذيرفته است. نگرش پست مدرن ممكن است به سنت رجوع كند ولي سنت‌گرا نيست. اين مطابق با ويژگي كثرت‌گرايي پست مدرنيسم است. (رك: كهون، 19) ولي اين سنت بنا نيست كه به اين انسان يك نگرش نظريس خاص در مورد مراتب هستي و كائنات ارائه دهد. بنانيست كه سيستم سياسي جامعه را مشخص كند. بلكه اين سنت يك خرده روايت در كنار خرده روايت هاي ديگر است. به قول ليوتار خرده روايت يك تصوير كوچك ارائه مي‌دهد (ونه يك تصوير همه شمول). يك بعد كوچكي از زندگي را سامان مي‌دهد (ونه همه ابعاد زندگي را) در اين اثر ديگر فراروايت و روايت كلاني وجود ندارد: «روايت كلان، …. صرفنظر از اينكه روايتي نظري است يا روايتي رهايي بخش، اعتبار خود را از دست داده است.»(ليوتار 125).

نگرش پست مدرن هرچند نگاه قرون وسطايي را كاملا نمي‌پذيرد، ولي فاصله گرفتن جامعه معاصر خود را از آموزه‌هاي معنوي و مذهبي حس مي‌كند. عقلانيت سكولار مدرن كه حاكم بر زندگي اجتماعي مغرب زمين شده در طول زمان باعث ايجاد جامعه‌اي فارق و فاقد مذهب شده است. مذهب كه همانا مطمئن‌ترين نگهبان براي اعمال و رفتار تك تك افراد است در جامعه مدرن جايگاهي ندارد.

نگرش پست مدرن خلاف هنجارها و آموزه‌هاي نگرش مدرن نيست بلكه ديگر اين آموزه‌ها را مكفي نمي‌داند. در نگاه پست مدرن همه افكار و انديشه‌ها از همه مكانها و زمانها محترم شمرده مي‌شوند و از آنها دعوت مي‌شود كه براي بشر امروز سخن بگويند و راه حل ارائه دهند. اهميت و توجه امروز غربيان به آموزه‌هاي معنوي شق و آموزه‌هاي ديني گذشته خود با همين تبيين قابل توجيه است. و اين بازگشت به گذشته و سنت، بازگشتي است كه پس از تجربه دوران مدرن صورت مي‌گيرد و ناظر به كاستي‌هاي آن است. دراينجا سنت پس از تجربه مدرنيته دوباره مطرح مي‌شود. در واقع اين بازگشت بيش از آنكه ناظر به جنبه‌هاي ايجابي و مثبت سنت باشد ناظر بر كاستي‌ها، جنبه هاي سلبي و منفي دوران مدرن است.

اما توجه به سنت در سنت‌گرايي چنين نيست. بر اساس سنت‌گرايي، منشاء همه سنن يكي است و به صورت كلي از ان تحت عنوان حكمت خالده يا حكمت جاودان (perennial wisdom) ياد مي‌شود: «اين حكمت ازلي (eternal wisdom) كه مفهوم سنت را از آن تفكيك نمي‌توان كرد و يكي از مولفه‌هاي اصلي مفهوم سنت را تشكيل مي‌دهد، چيزي نيست مگر همان Sophia perennis در سنت غربي كه هندوها آن را سنتانه ذرمه و مسلمانان الحكمه الخالده (و به فارسي جاويدان خرد) مي‌نامند.» (نصر، معرفت و معنويت، 139) سنت‌گرايي نگرش ارتجاعي و بازگشت به گذشته نيست بلكه سنت از منظر سنتگرايي آموزه‌هايي زنده و جاويد است كه در برهه‌اي از تاريخ توسط انسان مدرن كنار گذاشته شدند. سنت مد نظر سنت گرايان، داراي منشاء بشري نيست كه با گذشت زمان غبار كهنگي و فرسودگي بر آن بنشيند بلكه اين سنن در مراتب عالي‌تر هستي ريشه دارند: «سنت (tradition) … به معناي حقايق يا اصولي است داراي منشاء الهي كه از طريق شخصيت‌هاي مختلفي معروف به رسولان، پيامبران، اوتاره‌ها، لوگوس يا ديگر عوامل انتقال، براي ابناء بشر و در واقه، براي يك بخش كامل كيهاني آشكار شده و نقاب از چهره آن‌ها برگرفته شده است…» (نصر، معرفت و معنويت، 135)

سنت گرايان همچون پست مدرن‌ها منتقد مدرنيته هستند، ولي داراي تفاوت منظر هستند. از منظر سنت‌گرايي، مدرنيته انحرافي در تاريخ بشر است. انحرافي كه در آن سنت‌ها كنار گذاشته شده و عقلانيت مدرن حاكم شده است. بنابراين سنت گرايي نگاه كثرت‌گرايانه پست مدرن‌ها را برنمي‌تابد. بلكه در مقابل فرا روايت مدرن، فرا روايت ديگري براي زندگي بشر ارائه مي‌دهد.

از جمله مهمترين نقدهاي سنت‌گرايي به مدرنيته اين است كه در دوران مدرن عالم يك بعدي و يك لايه شد و از عالم تقدس زدايي شد. از جمله وظايف نگرش مدرن اين بود كه عقلانيتي ارائه دهد كه طبق آن انسان به تصويري شفاف و يك بعدي از جهان خود دست يابد. مراتب عاليه عالم كه بر اساس نگرش قرون وسطايي بر انسان‌ها نامكشوف بود و براي علم به آن‌ها نياز به مقدماتي از جمله ايمان بود، در نگرش مدرن كنار گذاشته شد. در شناخت و معرفت شناسي مدرن هم اين يك بعدي شدن وجود دارد. معرفت داراي سلسله مراتب نيست. همه انسان‌ها بر اساس نگرش‌ مدرن بهره‌ي مساوي از عقل دارند و موضوع معرفت چيزي جز متعلقات حس نيست. بر اين اساس تجربه‌هاي عرفاني و معرفتي كه از آن‌ها حاصل مي‌شود جايگاهي ندارد. سنت‌گرايان اين يك بعدي كردن مدرن عالم وجود و عالم معرفت را مورد نقد قرار مي‌دهند: «سنت‌گرايان استدلال مي‌كنند كه تلاش‌هاي فلسفه و روانشناسي متجدد براي محدود ساختن قواي درك و فهم بشر به مرتبه جسماني، مرتبه نفساني يا مرتبه نفساني – جسماني همراه با نوعي اجماع‌آراء كه به تاييد علمي رسيده است، به طور ضمني امكان شناخت و تصديق به ساحت سلسله مراتبي و واقعيت مطلق را از ميان برده است.»(عدنان اصلان، 94)

بر اين اساس مدرنيته راهي به معرفت قدسي باقي نمي‌گذارد و اصلا چنين معرفتي را معتبر نمي‌داند. اما انتقاد سنت‌گرايي به نگرش مدرن به معرفت و هستي شناسي ناظر به ريشه‌هاي آن است. نگرش مدرن از ابتدا تعريفي يك سويه و جزماني از علم و معرفت و هستي ارائه مي‌دهد و سپس علم و معرفت قدسي و ذومراتب بودن عالم را با همين نگرش و تعريف جزماني كنار مي‌گذارد: «اين صورت جديد (=پاراديم مدرن) منجر به علمي يك جانبه و انعطاف‌ناپذير گرديد كه از آن زمان به اين سو باقي مانده و تنها به يك مرتبه از واقعيت ملتزم گرديده و راه را بر هرگونه امكان دستيابي به مراتب بالاتر وجود يا سطح آگاهي بسته است… بنابراين با علمي سروكار داريم كه قطب عيني‌اش از تركيب رواني – جسماني جهان طبيعي محيط بر انسان، و قطب ذهني‌اش از تعقل بشري كه به نحوي صرفا انسان گونه تصور مي‌شود و از منبع نور عقل كاملا جدا شده است فراتر نمي‌رود.» (نصر، نياز به علم مقدس، 130)

 

ادامه دارد ...

 

    284 بازديد     4 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   پست مدرنيسم (122)
●   سنت گرايي (121)
●   سنت (91)
●   مدرنيسم (324)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:01/04/1387

تاريخ شمسی نشر:00/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب