باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 20 دي 1387 كاربران برخط 32 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
شكست هيمنه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
بررسي شيوه مديريت جنگ طرفين درگير در لبنان


 
   ● نويسنده: هادي - مجيدي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

در فرهنگ نظامي گري، جنگ گام و اقدامي براي كسب اهداف و دستاوردهاي سياسي امنيتي است و سمت گيري استراتژي و تاكتيك هاي نظامي به سوي اين اهداف است.

رژيم صهيونيستي اساساً چه در مرحله قيموميت فلسطين توسط انگلستان و چه پس از تأسيس، پاية ماندگاري، اقتدار، گسترش نفوذ و تحميل ارادة سياسي خود به محيط منطقه اي و مهمتر از همه محور اعتمادسازي براي مهاجرين يهودي از سراسر جهان براي اسكان در فلسطين اشغالي را، اقتدار و برتري نظامي و توان بازدارندگي خود قرار داده است. اين محوريت نقش نظامي گري در اركان اجتماعي، ساختارهاي حكومتي و انسجام ملي را افزايش داده، اين رژيم را به رژيمي پادگاني مبدل كرده و هر گونه خدشه بر اين مفهوم و اين هويت برتر نظامي، پايه هاي بسياري از آنچه را كه تا به حال بر اساس اين مفهوم ساخته شده، فروخواهد ريخت.

شكست و فرار ارتش صهيونيستي در سال 2000 كه پس از 18 سال مقاومت افتخارآميز حزب الله لبنان شكل گرفت، آغاز يك مرحله جديد در روند تضعيف اين هويت و مفهوم برتري نظامي اسراييل بود كه همواره الگوسازي اين رويداد از سوي ديگر گروه هاي فلسطيني، رهبران اين رژيم را با كابوس مستمر مواجه كرده است.

اجراي عمليات الوهم المتبدد از سوي سه گروه مبارز فلسطيني كه به اسارت گرفته شدن يك نظامي اسراييلي از داخل پايگاه نظامي در حال آماده باش (در نزديكي مرز مصر و غزه) منتهي شد، دقيقاً همان رويدادي بود كه رهبران حكومت اسراييل آماده تحمل آن نبودند. اگرچه واكنش نامحدود نظامي اسراييل براي آزادي اسير نظامي به جايي نرسيده ولي اسراييل بايد به يك پاسخ مهم در مقابل به چالش كشيده شدن اقتدار نظامي و توان بازدارندگي خود، فكر كند.

در چنين شرايطي، حزب الله لبنان به عنوان الگوساز اصلي روشهاي چالش ساز براي رژيم صهيونيستي دست به اقدامي جديد زد كه در نوع خود بي سابقه بود. اين اقدام پس از هشدارهاي مكرر سيدحسن نصرالله مبني بر ضرورت آزادي زندانيان لبناني و غيرلبناني از زندان هاي رژيم صهيونيستي و استنكاف اسراييل براي تبادل اسرا صورت گرفت. در اين عمليات كه با نام الوعد الصادق صورت گرفت و به شرح چگونگي آن خواهيم پرداخت، يكبار ديگر مفاهيم اصلي اقتدار و برتري نظامي و توان بازدارندگي اسراييل به چالش كشيده شد. در واقع اسراييل چه در عرصه داخلي و چه در عرصه پيراموني، ضمن به كارگيري تمامي توان كلاسيك نظامي با بن بست در حمايت از عناصر نظامي خود كه نماد اعتمادسازي و ثبات و آرامش براي جامعه صهيونيستي هستند، روبرو شده است.

 

عمليات الوعد الصادق

با وجودي كه از يك ماه قبل آماده باش نظامي درجه 2 در واحدهاي نظامي همجوار با مرز لبنان و يا در مزارع شبعا اعمال مي شد، در ساعت 9 صبح روز چهارشنبه (12 جولاي 2006)، دو تيم عملياتي و يك تيم پشتيباني كه از پوشش آتش حمايتي و فريب توپخانه موشكي برخوردار بودند با حمله به يك پايگاه نظامي ارتش اسراييل، ضمن كشته و زخمي كردن تعدادي از نظاميان اين پايگاه و انهدام دو دستگاه خودروي زرهي از موانع مين گذاري، سيم خاردار و سيستم هاي هشداردهندة الكترونيكي و تصويري عبور كرده و دو اسير نظامي اسراييلي را به داخل لبنان رسانده و در اماكن ويژه اي ناپديد شدند. واكنش نظامي اسراييل با وجودي كه تمامي واحدهاي نظامي در حالت آماده باش بسر مي بردند از ساعت 11 و پس از دو ساعت از اين درگيري شروع شد كه با ورود يك تانك ميركاوا و بلدوزر به داخل خاك لبنان، مورد اصابت موشك هاي ضد زره حزب الله قرار گرفته و چهار سرنشين آن كشته شد و خودروهاي زرهي دوم نيز پس از آسيب ديدن و زخمي شدن سرنشينان آن متوقف گرديد. تلاش هاي بعدي اسراييل براي به عقب كشيدن اين تانك ها و اجساد نظاميان داخل آن تا امروز بي نتيجه بوده و احساس ناتواني و فقدان كاركرد برتري نظامي و ابزاري را در ارتش اين رژيم قوت بخشيده است.

مواضع انفعالي مسوولين حكومتي و سياسي اسراييل و پس از آن ارتش صهيونيستي براي آزادسازي دو اسير نظامي از حدود ظهر همان روز آغاز شد.

اگرچه اسراييل ارتش خود را به لحاظ ابزارهاي پيشرفته نظامي و يا توانايي رزمي ششمين ارتش حرفه اي جهان مي داند و اين برتري همواره در سطحي معادل مجموع توان نظامي كليه كشورهاي عربي پيراموني، حفظ شده و مستمراً با حمايت نامحدود آمريكا و غرب در تأمين نيازمنديهاي تسليحاتي همراه بوده و نمي توان آن را با توان ابزاري و تسليحاتي حزب الله مقايسه كرد ولي عناصري مانند، انگيزه هاي نيروي رزمي، شرايط و محيط جنگ، شيوه هاي جنگ نامنظم و پارتيزاني و تاكتيك هاي نظامي در بكارگيري ابزارهاي نظامي و تطبيق تسليحات با جغرافيا و سرزمين درگيري، به حزب الله در مقاومت خود در برابر اسراييل برتري و ابتكار عمل مي بخشد.

 

آغاز حملات اسراييل با استراتژي جنگ نامحدود و فشار غير مستقيم

شاخص هاي برتري حزب الله و فقدان اطلاعات مفيد و كارآ از ميزان و نوع توانمندي و مراكز اصلي استقرار و تجمع نيرو و تسليحات و قابليت هاي ابزاري و عملياتي حزب الله در كنار نياز حياتي اسراييل براي جبران هيبت نظامي آسيب ديده و چالش توان بازدارندگي آن موجب شد تا اسراييل جنگي نامحدود براي بازگرداندن اين اقتدار و هيمنه و با روشي غير مستقيم و با فشار بر مردم و حكومت لبنان، جهت جبران عدم اطلاعات كافي و مفيد از حزب الله را اعلام كند.

اين جنگ كه تا امروز حداقل 5 مرحله از آن به اجرا درآمده و به نتايجي منتهي شده، نمايشي از يك جنگ نامتقارن و تصويري از كاركردها و دستاوردهاي عملي توان نظامي هريك از دو طرف است. با وجودي كه در ائتلاف حكومتي اولمرت در بخش هاي سياسي و در بين گروه ها و احزاب و يا ساختار سياسي با دستگاه هاي امنيتي نظامي و در بين دستگاه هاي اطلاعاتي و نظامي عدم انسجام و هماهنگي و وحدت تفكر و رويه وجود داشت. ولي از آنجا كه مخدوش شدن توان نظامي و بازدارندگي اسراييل، بسياري از حوزه هاي امنيت ملي، انسجام و وحدت و روحية ملي، اعتماد جامعه صهيونيستي به اصل ماندگاري و استمرار اسراييل و حتي سطح كاركردهاي ساختارهاي ديپلماسي، نقش و سطح بازيگري خارجي و بنيه اقتصادي را متأثر مي كرد، يك اجماع داخلي براي قدرت نمايي ارتش اسراييل شكل گرفت تا به نياز رواني اين جامعه و حكومت پاسخ گويد. از اين رو علي رغم مخالفت بخش عمده اي از جامعة جهاني و صرفاً با حمايت و چراغ سبز آمريكايي، جنگي نابرابر و نامحدود بر عليه مردم لبنان و تأسيسات حياتي و زيربنايي اين كشور آغاز شد.

 

مراحل جنگ و درگيري

 

1. اسارت دو سرباز اسراييلي، مرحلة نخستين اين درگيري محسوب مي شود كه حزب الله با تكيه بر حق مشروع براي دفاع از سرزمين و شهروندان لبناني و ايجاد بازدارندگي در مقابل تجاوزات مستمر و روزانه اسراييل و اشغال مزارع شبعا به اجرا گذاشت تا به خواسته هاي لبنان در آزادي اسراي خود تسريع به عمل آورد.

 

2. آغاز جنگ نامحدود و اجراي ضربه اول و حملات گسترده اسراييل

اين مرحله با بكارگيري نيروي هوايي، دريايي و آتش شديد توپخانه تقريباً تمامي مناطق را در برگرفته و عمدتاً بجز مناطق دروزي ها و يا مسيحيان و تا حدودي مناطق اهل سنت، ويراني و كشتار وسيعي در نقاط مختلف به اجرا گذاشت. هدف اين مرحله و اقدام گسترده نظامي، نابودي تأسيسات حياتي مردم و فشار مستقيم به مردم و كشتار نامحدود بود تا به شكل غير مستقيم عرصه عملي بر حزب الله محدود شده و اعتراضات حكومتي و مردمي و فشارهاي نظامي مستقيم به حزب الله اين گروه را مجبور به پذيرش خواسته اسراييل كند.

اسراييل اگرچه در ابتدا آزادي دو سرباز خود را بهانه اين حملات گسترده عنوان مي كرد ولي به سرعت نشان داد كه اين عمليات نظامي، طرحي از پيش آماده و هماهنگ با آمريكا و برخي كشورهاي عربي است تا با يكسره كردن مقاومت اسلامي در لبنان و مقاومت فلسطين، جغرافياي سياسي جديدي در منطقه شكل داده و زمينه دگرگوني هاي بزرگ در سطح منطقه را فراهم آورد. در واقع آنچه در قالب قطعنامه 1559 بدست نيامده بود و برنامه هاي اساسي اين رژيم و حكومت را ناكام گذارده بود، از طريق نظامي و مستقيم دنبال شد و ليستي از خواسته ها و مطالبات بعنوان اهداف حمله از سوي مقامات اسراييل مطرح شد. نيروي هوايي ارتش صهيونيستي در اين مرحله در اقدامي نمادين بر فراز كاخ بشار اسد، پروازي مقتدرانه انجام دادند تا رفتارهاي منطقه اي نيز با مسير برنامه نظامي آنان در لبنان هماهنگ شود. هشدار و اتهام به سوريه و ايران، بخشي از اين اقدامات هشداري بودند، بطوري كه موجب واكنش كشورهاي مختلف و ابراز نگراني از گسترش جنگ و ناامني در سطح منطقه شد. در اين مرحله حزب الله واكنش هاي هدفمند در شعاع محدودي از شمال اسراييل را به اجرا گذاشت و بر اساس موضع رسمي سيد حسن نصرالله كه پس از اسارت دو نظامي اسراييلي عنوان كرده بود، تنها راه آزادي آنها را مذاكرة غير مستقيم و مبادله اسرا عنوان كرد.

 

مرحله گسترش واكنش هاي حزب الله

از آنجا كه خسارت هاي شديدي به تأسيسات حياتي لبنان وارد آمده و كشتار و زخمي هاي بسياري در حملات اسراييل بجاي ماندند، سيد حسن نصرالله مرحله جديد را با هشدار به گسترش عمليات در شمال اسراييل آغاز كرد و در اولين گام، با شليك دو فروند موشك ساحل به دريا، ناو جنگي پيشرفته اسراييلي در ساحل بيروت را هدف قرار داده و آن را نابود كرد.

اين ناو جنگي با هشتاد سرنشين تا صبح در آتش سوخت و سه فروند ناو جنگي همراه وي به سرعت آب هاي ساحلي لبنان را ترك كرده و عمليات نجات سرنشينان اين ناو به فرداي عمليات موكول شد. چهار كشته از سرنشينان ناو و غرق شدن آن موجب شد تا عملاً نيروي درياي اسراييل نقش محوري خود در جنگ را از دست داده و به آبهاي اسراييل پناه ببرند و حداكثر نقش پشتيباني در عمليات ها را به عهده بگيرند. توان موشكي حزب الله نيز در اين مرحله تدريجاً تا حيفا، سومين شهر بزرگ در اسراييل، با جمعيتي بيش از يك ميليون نفر گسترش يافت.

حيفا يكي از بنادر مهم اسراييل است كه به جز موقعيت اقتصادي، جمعيتي، از بنادر نظامي نيروي دريايي ارتش اسراييل است و شهر هاي صهيونيستي پيرامون آن تقريباً از اواخر سال هاي 1948 ساخته شده اند.

گسترش دامنه عملياتي موشك هاي حزب الله كه مناطق حيفا، ناصره، طبريا، صفد و نهاريا را دربرگرفت براي اولين بار پس از 33 سال (پس از جنگ 1973) ساكنين صهيونيست در اين مناطق را در حالت جنگي قرار داد. واكنش اسراييل براي حفظ شرايط عادي بي نتيجه بود و موج مهاجرت به مناطق مركزي و استقرار در تل آويو و ديگر شهر هاي امن آغاز شد كه حداقل نيم ميليون مهاجر جنگي را شامل مي شود.

حدود دو ميليون اسراييلي نيز كه ناچار به حضور در پناهگاه ها بودند، تدريجاً به چالش جديدي براي مديريت شهري و خدمات ضروري اسراييل مبدل شدند. هراس از موشك هاي حزب الله، موجب شد تا حتماً نيروهاي امنيتي و پليس بجاي تحرك در شهرها، به پناهگاه هاي زيرزميني پناه ببرند.

شرايط فوق العاده جنگي از همان ابتدا، موجب تعطيلي صدها كارخانه و مؤسسات اقتصادي توريستي و كشاورزي و غذايي در اين مناطق شد. بورس اسراييل بشدت سقوط و ارزش پول ملي اسراييل (شيكل) نيز سقوط كرد.

 

مرحله تشديد حملات دو طرف

اسراييل تلاش كرد تحت عنوان حمله به مراكز ، خانه ها، انبارهاي تسليحاتي حزب الله، مناطق وسيعي از ضاحيه(منطقه جنوبي بيروت) را ويران كرده، راه هاي مواصلاتي، كاميونهاي امدادي و مناطق شهري و عمدتاً شيعي را حذف بمباران هاي بي امان قرار دهد.

اين گسترش و شدت عملياتي واكنش هاي جهاني را برانگيخته و در كشورهاي عربي و اسلامي موجب اعتراضات گسترده شده است. نشست وزراي خارجه عرب در قاهره كه بجاي اتخاذ مواضع قابل قبول، بيانية مأيوس كننده اي صادر كرد، خشم افكار عمومي در كشورهاي اسلامي را برانگيخت و مواضع عربستان و مصر در انتقاد از اقدام مقاومت اسلامي و ماجراجويي دانستن آن، فشار شديدي بر آنها بوجود آورد.

استراتژي فشار غير مستقيم به حزب الله براي تحريك مردم لبنان و يا افكار عمومي منطقه، بازتابي معكوس داشت و برخي مواضع انتقادي از سوي امين جميل و امثال آن به تدريج به دفاع از ضرورت مقاومت و جلوگيري از هجوم اسراييل و دعوت به توقف حملات آن منتهي شد.

حكومت امنيتي اسراييل در نشست خود بر ادامه حملات تأكيد كرد و چراغ سبز آمريكا براي ادامه عمليات اسراييل به تشديد حملات كمك كرد.

با وجودي كه هيات اعزامي سازمان ملل به همراه لارسن با هدف توقف درگيري ها به منطقه اعزام شدند، اما تلاش اين سازمان با موضع بوش مبني بر مشروعيت دفاع اسراييل و حمله به لبنان و مخالفت جان بولتن نماينده آمريكا در شوراي امنيت با آتش بس مواجه شد و عملاً با توجه به مواضع سولانا كه به منطقه سفر كرده بودند، ديدگاه هاي اسراييل تقويت شد. اسراييل با تكيه بر حمايت آمريكا و تلاش هاي ديپلماتيك، ضرورت ادامه عمليات براي تضعيف و يا نابودي حزب الله و كسب برگ هاي پيروزي نظامي را الزامي براي كسب اهداف سياسي مطرح و ادامه جنگ و حمله به لبنان را ضرورتي حياتي براي خود توصيف كرد. بيانيه سران G8 در استراسبورگ روسيه و دفاع از مشروعيت حملات اسراييل و ضرورت آزادي فوري دو نظامي اسراييلي، توجيه و چراغ سبز ديگري براي افزايش شدت حملات در اين مرحله بودند.

واكنش حزب الله با گسترش دامنه عمليات موشكي در شهرها و مراكز نظامي اسراييل دنبال شد و با عدم كاركرد سياست فشار غير مستقيم به حزب الله، عملاً كارايي مؤثر نيروي هوايي اسراييل براي يكسره كردن شرايط نبرد و جلوگيري از شليك موشك و يا كاهش توان نظامي مقاومت اسلامي با سؤال مواجه شد.

تا اين مرحله بيشترين تلفات اسراييل كه توسط آتش باري موشك هاي حزب الله ثبت شده بودند از بين نظاميان اسراييل بودند كه در اين آتشباري ها مراكز فرماندهي هوايي، فرماندهي كل منطقه شمال و ديگر مراكز تجمع نيرو و خودروهاي زرهي و پايگاه هاي تاكتيكي آنها مورد هدف قرار مي گرفت.

سيدحسن نصرالله براي كاهش آسيب به شهروندان عادي و پرهيز از كشته شدن آنان، تدابير ويژه اي ابلاغ كرده بود. اعتراف مسوولين نظامي اسراييلي در دقت اهداف عملياتي موشك هاي حزب الله و تأكيد سيد حسن نصرالله مبني بر اينكه در شهر حيفا به پتروشيمي حمله نكرده تا مردم عادي گرفتار ماجراجويي رهبران اسراييلي نباشند، نمونه اي از اين تدبير است.

رايزني هاي سياسي صورت گرفته براي توقف جنگ عملاً بي نتيجه بود و نياز اسراييل براي كسب يك پيروزي نظامي و اصرار بر ادامه جنگ، تلاش هاي جاري را به افق روشني منتهي نكرد.

 

مرحله جنگ زميني

بن بست در كاركرد ابزارهاي هوايي و فشار آتش توپخانه اي به نقاط مختلف لبنان موجب شد تا مقامات اسراييلي وارد يك ريسك نظامي جديد بشوند و اقدام به حمله زميني را در دستور خود قرار دهند.

هشدارهاي پياپي براي تخليه روستاها كه تا حدودي با همكاري جانبدارانه نيروهاي سازمان ملل نيز همراه شد و قتل عام هاي بي رحمانه كساني كه در حال خروج از روستا هاي خود بودند، زمينه عمليات زميني اسراييل را از دو روز قبل مهيا كرد.

نيروهاي زرهي اسراييل از دو محور عتيرون و مارون الرأس به همراه نيروي نظامي و بلدوزرهاي پوشش دهنده حركت تانك ها، تا پايان روز 5شنبه چهار تلاش ناموفق را آزمايش كرده و تاكنون 5 تانك و حدود 10 كشته و تعداد بيشتري زخمي بجاي گذاشته اند. اين آسيب ها به سرعت با واكنش هاي اوليه در داخل اسراييل مواجه شده و تلويزيون اسراييل و برخي مقامات اسراييلي نسبت به اين عمليات و نتايج مورد نظر ابراز ترديد كرده اند و از هم اكنون حزب الله را پيروز نبرد معرفي مي كنند. در نبردهاي زميني دو نيروي مقاومت اسلامي شهيد شده اند و اجازه كمترين پيشروي به واحدهاي زرهي اسراييل داده نشده است. تلويزيون اسراييل اعتراف كرد كه ارتش تمام توان خود را در اين عمليات به كار گرفته ولي قادر نيست 5 تا 10 متر وارد خاك لبنان شود و حتي توان بازگرداندن اجساد و تانك هاي منهدم شدة خود را ندارد.

از آنجا كه ناظران نظامي پس از هشدارهاي سيد حسن نصرالله مبني بر هدف قرار دادن حيفا و پس از آن منتظر رويدادهاي مهم ديگر بوده و انتظار دارند حزب الله توانمندي هاي ديگر موشكي خود را به نمايش بگذارد، طي چند روز گذشته اضطراب و ناآرامي تل آويو را نيز فرا گفته و اولين شهر بزرگ اسراييل هر آن منتظر گزينه هاي جديد حزب الله است.

با وجودي كه اين برگ بازي هنوز در دست مقاومت اسلامي است، تمركز شديد آتشباري حزب الله بر روي مراكز توپخانه، مراكز فرماندهي و هوايي و يا شهرك هاي صهيونيستي در شعاع 60 كيلومتري داخل اسراييل كاركردهاي نظير كاركردي كه مي توانست انتخابات گزينه هاي جديد فوق الذكر داشته باشد دارد و اين نشان مي دهد كه ظرفيت هاي موجود اهداف نظامي و اقتصادي در اين شعاع، هدف هاي مناسبي براي نيروي موشكي حزب الله هستند. با اين حال سيد حسن نصرالله عنوان كرد كه بيشتر در انتظار حمله زميني اسراييل است تا درس هاي تلخ دورة 18 ساله اشغال جنوب لبنان در سطح جديد و به شيوه هايي كارآمدتر به ارتش اسراييل ارائه شود.

در اين مرحله حزب الله ضمن گسترش شعاع عملياتي بر شدت آتشباري روزانه نيز كه عموماً پس از حملات هوايي و توپخانه اي اسراييل صورت مي گيرند، افزوده و در واقع در مديريت جنگي خود، براي ناكارآمدسازي نيروي زميني اسراييل اشتياق بيشتري نشان مي دهد.

در حقيقت اين شيوه مديريت جنگ براي جلوگيري از كاركردهاي ابزارهاي نظامي اسراييل و يا به شكست كشاندن كارآيي آنان، گزينه اي حساب شده است كه در نتيجة نهايي بايد منتظر پيامدهاي ويران كننده اي در سطوح مختلف جامعه صهيونيستي باشيم.

اگر ارتش هاي عربي در جنگ هاي خود نه تنها به پيروزي دست نيافتند، بلكه در جنگ هاي شش روزة خود، پايان مأيوس كننده اي داشتند، حزب الله با ابزاري محدود و برنامه ريزي و مديريتي شايسته و بدون تمايل به ماجراجويي و گسترش جنگ، پاسخ هايي كارآمد به اقدامات ارتش اسراييل ارايه كرده و روند تخريب ساختار نظامي و جامعه صهيونيستي را وارد مرحله شمارش معكوس كرده است.

 

بررسي جنگ و مرحله تحميل ارادة سياسي

رايزني هاي اتحاديه اروپا و نمايندگان سازمان ملل و لارسن از يكسو شكل گيري احساسي و ديدگاه فوري براي پايان درگيري و جنگ توسط فرانسه و روسيه و با نوعي همراهي آلمان و بسياري از كشورهاي اروپايي همراه است، فضاي جنگي را به مرحلة سياسي نزديك مي كند.

در برآوردي كلي از استراتژي، شيوه، تاكتيك ها و ابزارهاي مانور و ادامه جنگ، مي توان به اين نتيجه رسيد كه اسراييل به لحاظ نظامي شرايط بسيار دشواري داشته و امكان تحقق شعارها و اهداف خود را ندارد و در مقابل برگه بازي و مانور و فشار كارآمد و مؤثر در دست حزب الله است. اگر چه حزب الله قصد گسترش جنگ و ادامه آن را نداشته و در اولين پيام سيدحسن نصرالله بر ضرورت مذاكرة غير مستقيم و تبادل اسرا تأكيد كرده است ولي موازنه نظامي شرايط برتر را براي حزب الله ثبت مي كند و حزب الله در آستانه مرحله جديد براي كسب اهداف اعلام شده سياسي خود بسر مي برد.

بديهي است كه اسراييل و حامي اصلي آن آمريكا، همه تلاش خود را براي ناكام گذاردن و يا كاهش سطح پيروزي حزب الله و يا ايجاد موانع انحرافي در مسير دستيابي به آن موفقيت ها را به عمل خواهد آورد ولي اين جنگ و ماجراجويي اسراييلي پاياني جز خواست مشروع مقاومت اسلامي در بر ندارد و مردم منطقه همراه با حزب الله به زودي در اين جشن پيروزي احساسي واحد خواهند داشت و شكست و ناكامي در انتظار اسراييل و شرم و خسارت از آن برخي همپيمانان آمريكا در منطقه خواهد بود.

 

    66 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   حزب الله لبنان (87)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   اسراييل (819)
●   لبنان (119)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:02/05/1385

تاريخ شمسی نشر:02/05/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب