سیطرۀ کامل روسیۀ تزاری بر آسیای مرکزی، از نیمه دوم قرن نوزدهم، ارتباط این منطقه را با جهان اسلام به کانالهای بسیار محدود منحصر کرد و حاکمیت نظام کمونیستی در آن، از دهه 1920 میلادی به بعد ارتباط آن را با جهان اسلام به طور کامل قطع کرد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 میلادی سبب بازگشت این منطقه به دامن دنیای اسلام شد.
اتحاد جماهیر شوروی شامل 15 جمهوری متحد بوده است: جمهوری فدراتیو روسیه، اوکراین، بلاروس، گرجستان، آذربایجان، ارمنستان، لیتوانی، مولداوی، لتونی، استونی، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان که از 5 جمهوری اخیر به عنوان کشورهای آسیای مرکزی یاد میشود. هرگز کسی گمان نمیکرد کشوری که اکنون به کشورهای متعدّدی تبدیل شده است و روزگاری یک ششم خشکیهای کرۀ زمین را به خود اختصاص داده بود، به سرعت فروپاشیده شود و از درون آن، کشورهای مستقلی پدید آید که در اولین گام به دنبال بازیافتن هویّت فرهنگی خود باشند. این اتفاق افتاد و کشورهایی که به دلیل سیاستهای انقباضی در دوران اتحاد جماهیر شوروی هرگز استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را در درون خود پیریزی نکرده بودند، پدید آمدند، کشورهایی که باید اندیشۀ تعامل با دنیایی را در سر بپرورانند که آن را سالها از پشت دیوارهای آهنین آرزو میکردند، بیآنکه ابزار چنین تعاملی را در دست داشته باشند.
حاکمیت کمونیستی بیش از هر چیز کوشیده بود تا آنان را با گذشتهای که میتوانستند به آن افتخار کنند، بیگانه سازد و در این راه به توفیقهای ناپایداری نیز دست یافته بود. فروپاشی در حال و هوایی صورت گرفت که برخی از این کشورها نگران تأمین نان برای شهروندانشان بودند واگرچه استقلال را خوشایند میپنداشتند، به دنبال چتر حمایتی بودند تا در پناه آن نه یکباره بلکه با گامهای حساب شده به سوی آن راه یابند و تجربه اش کنند. آن روزها سیاست ایران خوب طراحی شد و تقریباً از اولین کشورهایی بود که استقلال کشورهای آسیای مرکزی را به رسمیّت شناخت و به تبادل هیأتهای دیپلماتیک خود با آن کشورها اقدام کرد. آمریکا، اسرائیل و ترکیه نیز حضور فرهنگی خود را در کشورهای آسیای مرکزی با منافع ملی شان گره خورده میپنداشتند و بر این گمان بودند که هر گونه سستی و رخوت وحتی تأخیر میتواند فرصتهای پدید آمده را برای آنان به تهدید تبدیل کند.
جمهوری اسلامی ایران از امتیازاتی برخوردار است که دیگران از آن بیبهرهاند. به همین منظور فعّالیّتهای فرهنگی ج.ا.ایران به موازات توسعه و بسط روابط سیاسی، بر اساس استفاده از فرصتهای پدید آمده، از همان روزهای آغازین استقلال این کشورها آغاز شد و تلاشهای وسیع صورت گرفته در سالهای گذشته سبب شد تا تفاهم و دوستی بین این کشورها با جمهوری اسلامی ایران روز به روز گسترش یابد.
امتیازات جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ آسیای مرکزی
جمهوری اسلامی ایران در منطقه آسیای مرکزی از امتیازات فراوانی بهرهمند است:
- امتیاز هم آیینی و هم کیشی
اکثریّت جمعیّت کشورهای آسیای مرکزی مسلمان هستند و حتی تاتارها که اکثر آنها از مسلمانان بخش اروپایی اتحاد شوروی و سیبری هستند، در آسیای مرکزی سکنی دارند. همچنین بیشتر اقوام مسلمان این منطقه ازبکها، قزاقها، تاجیکها، ترکمنها، قرقیزها، قزاقالپاتها و نیز دونگنها هستند. با آنکه سالیان دراز حاکمیت کمونیستی، مسلمانان این منطقه را تحت حکومت و سیطرۀ خود کشانده بود و مساجد آنان را به موزه واصطبل تبدیل کرده بود، هرگز نتوانست اسلام را از باورهای مردم این مناطق بزداید. تعیین اسامی اسلامی برای فرزندان، رعایت آداب و رسوم مذهبی، پایبندی به عباداتی مثل روزه، نمونههایی از این پایداری است.
- امتیاز قرابت جغرافیایی
ایران بیش از 1500 کیلومتر مرز مشترک با ترکمنستان دارد که یکی از جمهوری های آسیای مرکزی است و راه اصلی و آسان ورود ایران به این منطقه محسوب میشود. این نزدیکی امتیاز بیبدیلی برای ایران است و اهمیّت آن در میان رقبای فرهنگی ایران واضح و آشکار است. ترکیه بیآنکه از این امتیاز بهرهمند باشد، صرفاً بر پایۀ امتیاز اشتراک زبانی توانسته است خود را در عرصههای فرهنگی این کشورها فعّال کند.
- امتیاز اشتراکات فرهنگی - تاریخی
اشتراکات فرهنگی و تاریخی ایران با کشورهای منطقۀ آسیای مرکزی به گذشتهای باز میگردد که کشورهای آن منطقه با ایران سرنوشت مشترکی داشته اند. قلمروی جغرافیایی واحد در گذشته سبب گردیده بود که این کشورها رویکرد اقتباسی به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی داشته باشند، به گونهایی که امروزه بسیاری از آداب و رسوم و سننی که برخی از آنها حتی در ایران که پدید آورندۀ آن سنتها بوده فراموش شده ولی در آسیای مرکزی پابرجا مانده است. فراوانی مشاهیر مشترکی که هم ایرانیان و هم تاجیکها، ترکمنها، قزّاقها و ازبکها به داشتن آنان مفتخرند گونۀ دیگری از اشتراکات است. بوعلی، شیخ نجم الدین کبری، رودکی، فارابی، ابوسعید ابوالخیر، زمخشری، انوری ابیوردی، خوارزمی، ماتریدی، نسایی، خواجه یوسف همدانی، میرسید علی همدانی، کسایی مروزی، از مشاهیری هستند که ملل این منطقه هویّت فرهنگی خود را مدیون ایشان میدانند. بسیاری از اقوام ساکن در این منطقه مسلماناند و اغلب بر مسلک حنفیاند و محبّت اهل بیت(ع) را برخود فرض میدانند.
وجود میراث مکتوب و ارزشمند مشترک ما در کتابخانهها و موزههای کشورهای آسیای مرکزی که در حوزۀ پژوهش از اعتبار بسیار بالایی برخوردارند، خودگویای این اشتراک است.
- امتیاز اشتراک زبانی با برخی از اقوام
بیشتر مردم کشور تاجیکستان فارس زباناند و صحبت کردن به زبان فارسی دری در میان ایشان کاملا رایج است. شعرای بسیار بزرگی همچون صدرالدینی عینی، گلرخسار و ...از میان مردم تاجیک برخاستهاند و اشعار آنان در میان مردم ادب دوست آن خطه با استقبال مواجه شده است. اقوام فراوانی که به زبان پارسی آشنا هستند، در کشور ترکمنستان به ویژه در اطراف عشقآباد و مرو و همچنین در کشور ازبکستان و در شهرهای سمرقند و بخارا ساکنند، به گونهای که وقتی یک ایرانی به شهر سمرقند و بخارا سفر میکند، بیآنکه به زبان دیگری آشنا باشد، میتواند با مردم آن دیار گفتگو کند. در قزاقستان و قرقیزستان نیز برخی به زبان فارسی گفتگو میکنند. این در حالی است که تعداد کلمات ولغات فارسی در زبان بومی آن منطقه نیز فراوان است.
- امتیاز حضور ایرانیان مقیم
ایرانیانی که در آسیای مرکزی اقامت گزیدهاند، فرصت بسیار خوبی برای انتقال فرهنگ به شمار میآیند. مهاجرت این افراد به کشورهای آسیای مرکزی چه به صورت اختیاری و چه به صورت اجباری در چند دوره اتفاق افتاده است. برخی از آنان در دوران قاجار به این مناطق رفتهاند و تقریباً بومی شدهاند و برخی دیگر در زمان پهلوی اول و نیز پهلوی دوم به دلیل وجود تنگناهایی در داخل کشور به آن مناطق کوچ کردهاند و برخی نیز پس از انقلاب اسلامی راهی آن دیار شدهاند. همۀ این افراد در اینکه به ایرانی بودنشان مفتخرند و با شنیدن نام ایران برخود میبالند، مشترکند. بسیاری از آنان با شنیدن نام و یادی از دیار خود اشک در چشمانشان جمع میشود.
حضور این نیروها امتیاز بسیار بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران در زمینۀ فعّالیّت فرهنگی محسوب میشود. اگر چه بسیاری از ایشان از توانایی مادی و مالی گستردهای برخوردار نیستند، از توان فکری و اطلاعاتی خوبی برخوردارند. تقریباً ایرانیان مقیم در این مناطق، برجستگی علمی و فکری فراوانی نسبت به قشر متوسط جامعهای که در آن زندگی می کنند، دارند.
- امتیاز غلبۀ تأثیر گذاری بر تأثیر پذیری
فرهنگ ایرانی همواره در منطقۀ آسیای مرکزی از غلبه برخوردار بوده است و بیهیچ شبههای این فرهنگ اصیل قابلیت بسط یافتن و انتشار را در این مناطق دارد و نباید تردید کرد که اگر بخواهیم مناطق مختلف جهان را از نظر میزان تأثیرپذیری از فرهنگ ایرانی – اسلامی تقسیم کنیم، آسیای مرکزی در رأس آن مناطق قرار دارد.
بزرگداشت نوروز در تمام 5 کشور آسیای مرکزی نشان از میزان تأثیرپذیری آنان از فرهنگ ایرانی دارد. فعالیتهای فرهنگی کشورمان در مناطق مختلف جهان یک ضرورت است؛ به ویژه آنکه فعّالیّت فرهنگی زمینهساز مناسبی برای تسهیل روابط سیاسی نیز محسوب میشود و تأثیرپذیری فعّالیّتهای فرهنگی از تغییر در روابط سیاسی همواره در پایینترین سطح بوده است. به همین دلیل پرداختن به ایجاد وابقای روابط فرهنگی ضرورتی جدا نشدنی از زیست اجتماعی کنونی ماست. ولی باید توجه داشت که این روابط در آسیا همواره با تراز مثبتی به سود ایران همراه است و این خود امتیازی قابل توجه برای جمهوری اسلامی ایران است که نباید آنرا نادیده انگاشت.
راهکارهای توسعۀ روابط فرهنگی با کشورهای آسیای مرکزی
توسعه روابط فرهنگی ج.ا.ایران با کشورهای آسیای مرکزی از همان اوّلین روزهای استقلال این کشورها در دستور کار مسئولین کشورمان قرار گرفت و تقریباً ایران جزء 3 کشور اوّلی بود که استقلال این کشورها را به رسمیّت شناخت و متعاقب آن روابط دیپلماتیک خود را با آنان پایهگذاری و سپس به تأسیس نمایندگی فرهنگی در 4 جمهوری از 5 جمهوری آسیای مرکزی اقدام کرد. هم اکنون نمایندگیهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران درکشورهای ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان فعّالیّت می کنند. همچنین موافقتنامۀ فرهنگی بین جمهوری اسلامی ایران و 4 کشور از کشورهای آسیای مرکزی به امضای طرفین رسیده است و زمینههای رسمی این روابط نیز پدید آمده است.
به نظر میرسد راهکارهای زیر میتواند به تعمیق وگسترش این روابط کمک شایانی کند:
- توسعۀ همگرایی فرهنگی
تأکید بر مشترکات میتواند در توسعۀ همگرایی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه آسیای مرکزی تأثیر بسزایی داشته باشد. به ویژه که بازیافتن هویّت گذشته، از برنامههای بلند مدت هر یک از این کشورها است و تلاش در جهت شناساندن گذشتهای روشن و مبتنی بر پایههای هویّتی آنان، راه نزدیکی و رسیدن به همگرایی فرهنگی است. در سالهای پس از استقلال همواره این کشورها از داشتن روابط همسطح در امور فرهنگی با ج.ا.ایران استقبال کردهاند و چه بسا تقاضای آنان برای بهرهمندی از تجارب فرهنگی کشورمان با پاسخ مناسب روبرو نشده است.
همگرایی فرهنگی با کشورهای آسیای مرکزی میتواند موازنههای مثبتی را به سود ایران در مجامع بینالمللی رقم زند. متأسفانه کشور ترکیه با تکیه بر اشتراکاتی که به مراتب کمتر از اشتراکات کشورمان با کشورهای آسیای مرکزی است، در نظام فرهنگی، آموزشی و علمی این کشورها از نفوذ فوقالعادهایی برخوردار است.
- پایدارسازی خصیصههای فرهنگی
به یقین تلاشهای فرهنگی وقتی میتوانند مؤثر واقع شوند که از پایداری برخوردار باشند و فعّالیّتهای کوتاه اثر، هرگز نمیتواند برای تقویت روابط فرهنگی مؤثر واقع شود. خصیصههای فرهنگی مشترک بین ما قابلیّت پایدار شدن را دارند و به سهولت میتوان با تمّسک به شیوههایی همچون اعطای فرصتهای مطالعاتی، اعطای بورسیههای تحصیلی متقابل، ترجمه و چاپ کتب سودمند به رسوبگذاری و پایدار سازی سیاستهای فرهنگی کمک کرد.
کشور ترکیه با آنکه به تأسیس دانشگاههای مشترک در کشورهای آسیای مرکزی اقدام کرده و بیش از یکصد مدرسه در این کشورها دایر کرده است، هنوز به گسترش و تعمیق روابطش در زمینههای فرهنگی میاندیشد و بزرگترین حامی مالی سیاستهای فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی، تجّار و شرکتهایی هستند که در آن مناطق فعّالیّت می کنند.
پرداختن به فعالیّتهای مشترک پایدار راهی است که میتوان با طی آن به مقصد دوستی و یکدلی و روابط پایدار دست یافت.
- پیشگیری از شکلگیری تنشهای خزنده
برخی از رقبای فرهنگی ج.ا.ایران از اینکه تنشهایی بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی پدید آید سود میبرند و به همین دلیل از پدید آمدن چنین تنشهایی استقبال میکنند. زمینۀ ایجاد این تنشها در حوزههای فرق اسلامی بیشتر است و رقبای مذکور با توجه به این نکته کوشیدهاند تا چنین فضایی را به وجود آورند که تا کنون این تلاشها نتایجی را در پی نداشته است. این پیشگیری با طراحی و اجرای مکانیسمهای گفتگوی بین تمدنی و بین دینی و توسعۀ آگاهی های متقابل دست یافتنی است. در سالهای اخیر کشور قزاقستان اجلاس مرتبط با ادیان را پایهریزی کرده و زمینههای مثبتی را در این موضوع پدید آورده است که تلاشهای فراوان این کشور نشان از جدّیتش در ادامۀ این راه دارد.
- اصلاح برداشتهای نادرست از محتوای فرهنگ اسلامی - ایرانی
آثار تبلیغات هفتاد ساله اتحاد جماهیر شوروی برای اسلام زدایی را در هر مظهری از مظاهر فرهنگی این کشورها میتوان مشاهده کرد، کتابهای درسی ایشان مشحون از این نوع تبلیغات است. همچنین به دلیل اینکه اتحاد جماهیر شوروی، ایران را پیش از انقلاب اسلامی اولین جبهۀ آمریکایی در برابر خود قلمداد میکرد، تبلیغات ضدّ ایرانی را نیز گسترش داد واکنون در بسیاری از کتب درسی که در مدارس این کشورها تدریس میشود، ایران از 15 استان تشکیل شده است، فردوسی و مولانا شعرای پارسی گوی نیستند و ابوعلی سینا هیچ ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارد!!
پرداختن به اصلاح باورهای نادرست امری است که از سوی مسئولین فرهنگی کنونی کشورهای آسیای مرکزی استقبال شده است. با تلاشهای پیگیر برخی از نمایندگیهای فرهنگی کشورمان این باورها به مرور اصلاح شده و حتی در برخی از کتب درسی اطلاعات صحیح جایگزین اطلاعات نادرست قبلی شده است.
- تلاش برای اعتماد سازی
در یکی از دیدارهایی که با یکی از مسئولین فرهنگی در کشور ترکمنستان داشتم این جمله را از او شنیدم که میگفت: در روابط سیاسی اصل بر بیاعتمادی و در روابط فرهنگی اصل بر اعتماد متقابل است.
ایجاد اعتماد در محیط روابط فرهنگی اوّلین پایه تعمیق و گسترش روابط است. فضایی که در آن فعّالیّت فرهنگی صورت میپذیرد، غیر از فضایی است که فعالیّت سیاسی را در خود گنجانده است. ایجاد ارتباط بین اندیشمندان دو کشور تنها زمانی میسّر است که بر بستر ثابت اعتماد متقابل بنا نهاده شود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مردم این کشورها سفرهای متعدّدی به ایران داشته اند، هیأتهای فرهنگی متعدّدی بین دو کشور مبادله شده است و هم اکنون دانشجویانی از این کشورها درایران به تحصیل اشتغال دارند. همۀ اینها مبتنی بر اعتمادی است که در گذشته پایهریزی شده است و اکنون نیز میتوان با افزودن بر دامنۀ این اعتمادها، مبادلات فرهنگی را افزایش داد.
- انطباق رفتار و برنامههای فرهنگی بر ظرفیّت محیط فعالیّت
گزینش و تطبیق برنامهها و رفتار فرهنگی بر ظرفیّت و کشش محیط فعالیّت و توسعۀ شناخت واقعی از خصلتهای فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی محیط ، لازمۀ تلاشهای فرهنگی درعرصۀ بینالمللی است. هرگز نمیتوان بدون شناخت واقعی از محیط فعالیّت در عرصه فعالیتهای فرهنگی به اهداف مورد انتظار دست یافت.
مردم و دولت در کشورهای آسیای مرکزی نسبت به آشنایی با فرهنگ، آداب و رسوم و زبان ج.ا.ایران هیچگونه حسّاسیّتی از خود نشان نمیدهند و همواره کوشیدهاند با سفر به ایران آشنایی خود از واقعیّتهای موجود در ایران راگسترش دهند. ازخلال سفرنامههایی که آنان پس از سفر به ایران درجراید خود به چاپ رساندهاند، میتوان این واقعیت را درک کرد که هرگز در ارائۀ یافتههایشان عنادی ندارند و با دیدۀ احترام به ایران و ایرانی مینگرند.
سخن آخر اینکه در طی سال های اخیر تمرکز دغدغههای مسئولین کشورمان بر روی مسایل و موضوعات سیاسی بوده است و این دغدغه که در جای خود از اهمیّت ویژهای برخوردار است، سبب شد تا سهم کمتری از اندیشه و دغدغۀ مسئولین کشورمان صرف موضوع روابط فرهنگی مان با کشورهای آسیای مرکزی شود. این درحالی است که همواره همه سیاسیّون بر این نکته تأکید کردهاند که گسترش و بهسازی روابط فرهنگی، زمینه ساز مؤثری در بهبود روابط سیاسی کشورها است. نگاهی گذرا به آمار تبادلات سیاسی و مقایسۀ آن با تبادلات فرهنگی در سال های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بر درستی این پندار تأکید میکند که حال که فرصتهای طلایی پدید آمده از دست رفتهاند، دست کم فرصتهای نقرهای را نباید از دست داد.