نزول سوره
سوره «والعصر»سيزدهمين سوره قرآن است كه با سه آيه، چهارده كلمه و شصت و هشت حرف در شهر مكه بر وجود مقدس حضرت رسول(ص)وحي شد. سورههاي مكي حسب شرايط و وضعيت پيامبر(ص)در شهر مكه، نازل ميشد و اين امر طي سيزده سال حضور آن حضرت در شهر مكه ادامه داشت.
قسم خداوند درباره انسان
«سوگند به عصر هر پيغمبري يا قسم به عصر حضرت رسول(ص)و يا قسم به وليعصر(عج)كه عصاره تمام انبيا و اولياي تاريخ بشريت است». سوگند خدواند به زماني خاص، در موارد متعددي در قرآن وجود دارد، مانند قسم به شب، قسم به روز و قسم به ضحي (اول روز)، اما اين تعبير كه قسم به مفهوم عصر و سورهاي به اين نام، تنها در همين مورد است و معنا و مقصود عصر معلوم و مشخص نيست و احتمال سهگانه فوق درباره عصر بيشتر است.
جواب قسم؛ زيانكاري انسان
جواب قسم درباره انسان است كه خداوند ميفرمايد: «بهدرستي كه انسان در خسران و زيانكاري است».
الف ولام در «الانسان»براي جنس است؛ به اين معني كه نوع بشر به جهت صرف عمر در امور باطل نفساني و غفلت از محضر حضور رباني، هيچ توجهي به تمام شدن زندگي خود ندارد، بلكه مرگ و نيستي را تنها براي ديگران لحاظ ميكند، غافل از اين كه خود وي نيز در اين سراشيبي يك طرفه به سوي جهاني ديگر بدون برگشت به دنياي ماده در حركت است و چون به حيات خود توجه ندارد و اساس فلسفه زيستن را نميداند، خود را براي جهاني ديگر آماده نميكند؛ و اين همان خاسر بودن انسان است.
استثنا از جواب قسم
وقتي خداوند نوع بشر را در خسارت و زيان ميداند، به استثناي گروهي از آنان ميپردازد و ميفرمايد: «مگر كساني كه ايمان آورند و كارهاي درست انجام دهند و يكديگر را به حق و بردباري توصيه كنند».
كفار قريش به سركردگي ابوجهل خطاب به پيامبر(ص)و يارانش ميگفتند كه: «چون دين پدرانتان را در بت پرستي انتخاب نكرديد، زيانكاريد». آنگاه خداوند در پاسخ به اين ادعاي كافران فرمود: «نوع بشر بدون اتصال به تعاليم وحي و آموزههاي انبيا و اوصيا در خسران و زيانكاري است، مگر آندسته از بشر كه به وحي الهي و آموزه هاي انبيا ايمان بياورند و اينان از رستگارانند».
تفاوت ايمان و اسلام
در بسياري از آيات قران تعبير ايمان را در آيات خطاب به مردم كه «ايمان بياوريد»يا خطاب به مومنان كه ميفرمايد: «اي كساني كه ايمان آورديد»، ملاحظه ميكنيد و اين پرسش مطرح است كه چه تفاوتي بين ايمان و اسلام وجود دارد؟ و در يك تعريف خاص چه تفاوتي بين مومنين و مسلمين است؟
ايمان امري باطني و قلبي است، كه در رفتار و گفتار مومن تجلي ميكند ولي اسلام امري ظاهري و لساني است؛ يعني اگر كسي ادعا كند كه مسلمان است و شهادتين «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله»را هر چند به زبان ديگر بگويد، مسلمان ميشود و بعد از مسلمان شدن، حسب ظاهر بدن، آب دهان و عرق او پاك است، ولي ايمان به توحيد ربوبي، عدل الهي، نبوت نبي (ص)، امامت وصي(ع)و معاد آخرت امري باطني و قلبي است و به هيچوجه قابل سنجش با گفتار و ادعانيست؛ بلكه تنها دليل اثبات ايمان به عملكرد شخص در طول زندگي شخصي و اجتماعي او بر ميگردد. مومنين واقعي كساني هستند كه قانونمندي كردار و گفتار آنان براساس و مباني رفتاري و گفتاري، كه توسط حضرت رسول (ص)و اوصياي او تبيين شده است و به شيوه استنتاج و استنباط علمي از آن مباني و اصول در عصر غيبت به دست آمده است، مستقر باشد و هر اندازه از اين تعريف در عمل فاصله بگيريم، ايمان خود را به سستي وضعف كشاندهايم.
جالب اين جاست كه كفار براي تسلط بر جامعه ايماني مومنين، ابتدا با تزريق و تبليغ فرهنگ خود آنان را از ايمان تهي ميسازنند و بعد از آن كه جامعه مومنين به جامعه مسلمين تنزل يافت، با يك حمله نظامي نه چندان سخت يا از طريق مهرهسازي عناصر نفاقپيشه، حاكميت جامعه را در اختيار ميگيرند و نزاع را بين مسلمانان از طريق همين عناصر مسلمان غيرمومن شعله ور ميسازنند و خود به چپاول منابع اقتصادي، فرهنگي و علمي جامعه مسلمانان ميپردازند و تمام در آمدها و رفاه اقتصادي را براي جامعه خود به يغما ميبرند.
ثواب خواندن سوره عصر
از پيامبر اسلام (ص)روايت شده است: «هر كسي كه سوره والعصر را تلاوت كند، حق تعالي او را بيامرزد و از جمله كساني باشد كه به حق وصبر وصيت كرده باشد».
همچنين در روايتي آمده است: «خداوند ختم امر او (تلاوتكننده سوره عصر)را به صبر كند و در روز قيامت وي را با صابران و اصحاب حق محشور نمايد».
از امام صادق (ع)نقل شده است: «هر كه سوره والعصر را در نوافل قرائت كند، حق تعالي در روز قيامت دندانهاي او را خندان و چشمانش را روشن و روي او را درخشان گرداند و به همين صورت وي را به بهشت درآورد».