رژيم صهيونيستي و آمريكا در حال طرحريزي فاجعهاي ديگر هستند و مردم آمريكا به دليل عدم آگاهي، قادر به پيشگيري از وقوع اين فاجعه نيستند. رژيم صهيونيستي و ايادي آن در دولت بوش قصد دارند مناقشات و جنگهاي جديدي را با سوريه، حزب ا... لبنان، حماس و ايران به پا كنند و تبعات منفي اين مناقشات براي آمريكا، اسراييل و خاورميانه اجتناب ناپذير و فاجعه بار خواهد بود، اما از آن جا كه دولت بوش در جنون حمايت كوركورانه از رژيم صهيونيستي غرق شده است، پيشگيري از اين فجايع مشكل به نظر ميرسد. بوش با امتناع از قبول درخواست نخست وزير لبنان براي اعمال فشار عليه اسراييل در 14 ژوئيه سال جاري، به خوبي نشان داد كه در حمايت از رژيم صهيونيسي از هيچ منطقي پيروي نميكند.
پس از آنكه به دليل سياستهاي نادرست بوش در جنگ به اصطلاح ضدتروريسم و حمله به عراق و افغانستان، مخالفتهاي داخلي و خارجي گستردهاي عليه دولت بوش بر پا شد، رژيم صهيونيستي دريافت كه ممكن است مداخلههاي نظامي آمريكا در حمايت از منافع رژيم صهيونيستي براي هميشه متوقف شود. به همين دليل و براي ممانعت از وقوع چنين پيشامدي به غزه حمله كرد. اسراييل براي حمله به شهري كه سال گذشته از آن خارج شده بود، به اسارت گرفته شدن يك سرباز اسراييلي را بهانه قرار داد. در حالي كه نيروهاي مقاومت فلسطيني براي مقابله با سياستهاي نسل كشي رژيم صهيونيستي اقدام به ربودن سرباز اسراييلي كرده بودند.
شايد معدودي از مردم آمريكا بدانند كه رژيم صهيونيستي مردم فلسطين را به زور از مناطق خود اخراج و آنها را به مناطق زاغه نشين منتقل و با ساخت ديوار حائل امكان دسترسي به اراضي كشاورزي، مدارس و مراكز پزشكي را غير ممكن كرده است.
رژيم صهيونيستي با قتل عام نظاميان بي گناه و انهدام تاسيسات زيربنايي شهرهاي فلسطيني كه فقط به بهانه ربوده شدن يك سرباز اسراييلي صورت گرفت، نشان داد كه جنگ افروزي و خونريزي مبناي اصلي سياستها و خط مشي اين رژيم را تشكيل ميدهد.
طبق قوانين بينالمللي، قوانيني كه بعد از جنگ جهاني دوم جنايات جنگي نازيهاي را محكوم كرد، حمله اسراييل به غزه جنايت جنگي به شمار ميرود. جان ايگلند، مقام عالي رتبه حقوق بشر سازمان ملل اعلام كرد حمله اسراييل به مردم و تاسياست زيربنايي غزه، نقض قوانين بينالمللي است.
در سيزدهم ژوئيه سال جاري ميلادي شوراي امنيت سازمان ملل سعي داشت با صدور قطعنامهاي عليه رژيم صهيونيستي، جنايات اين رژيم در غزه را محكوم كند.
اما جان بولتون، نماينده آمريكا در شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه اين سازمان را كه ميتوانست از اقدامات وحشيانه و غيرقانوني اسراييل در غزه جلوگيري كند، وتو كرد. بولتون كه نماينده آمريكا در شوراي امنيت سازمان ملل است حتا نتوانست درميان جمهوريخواهان سنا نيز راي اعتماد بگيرد و بوش بر خلاف قوانين كنگره وي را به مقام كنونياش منصوب كرد.
در 12 ژوئيه سال جاري نيز اسراييل به بهانه دستگيري دو سرباز اسراييلي از سوي حزبا... لبنان، به اين كشور حمله كرد. طي دو روز اسراييل شمار كثيري از غيرنظاميان را كشته، شبكههاي آب و برق را منهدم و بنادر و فرودگاه بينالمللي لبنان را ويران كرده است. عكسالعملهاي نامتعارف رژيم صهيونيستي بيانگر آغاز جنگي جديد است. رژيم صهيونيستي به دروغ ادعا كرده است سربازان اسراييلي به ايران منتقل شدهاند. اين رژيم همچنين سوريه را به خاطر اقدام اخير حزب ا... لبنان سرزنش ميكند.
اسراييل و ايادي نومحافظه كارش در آمريكا، ايران و سوريه را به خاطر حملات حزب ا... و حماس سرزش ميكنند و هيچ يك سياستهاي رژيم صهيونيستي عليه مردم فلسطين را مورد انتقاد قرار نميدهند.
دست نشاندگان آمريكايي رژيم صهيونيستي، يعني نومحافظهكاران، سالها است كه ثابت كردهاند با هر دولت و كشوري كه بازيچه دست اسراييل نباشد و آن مخالفت كند، به شدت مقابله خواهند كرد. تمامي مقامات دولت بوش كه پستهاي حساس و مهمي در اين دولت دارند، بارها براين موضع خود پافشاري كردهاند. به عنوان مثال در سال 1996 گروهي از سياستمداران آمريكايي كه اكنون در دولت آمريكا متصدي پستهاي مهم هستند، اعلام كردند، از اقدام رژيم صهيونيستي عليه حزب ا... لبنان سوريه و ايران حمايت ميكنند. آنها همچنين اعلام كردند به اجراي استراتژيهايي كه به اين مقابله بيانجامد نيز كمك خواهند كرد.
اولين استراتژي آمريكا و اسراييل براي مقابله با سه كشور لبنان، سوريه و ايران، حمله به عراق بود. نومحافظهكاران تاكيد داشتند، براندازي حكومت صدام حسين در اجراي سياستهاي رژيم صهيونيستي و تحقق اهداف آن بسيار موثر خواهد بود.
آيا دانستن اين حقيقت كه اكثر مردم آمريكا كه در انتخاب بوش به رياست جمهوري نقش داشتهاند، جان و مال خود را در راه تحقق اهداف رژيم صهيونيستي در خاورميانه از دست ميدهند، براي آنها غمانگيز نيست؟
رژيم صهيونيستي و دست نشاندگان آمريكايي آنها، مسوول اصلي اين وقايع هستند. آنها موفق شدهاند با طرح بهانههاي واهي و دروغين دو جنگ نامشروع در خاورميانه را به راه اندازند و بستر مناسب را براي جنگافروزيهاي بعدي خود فراهم كنند، چه كسي بايد با اين اقدامات غيرقانوني مقابله كند؟
قطعاً وزارت امور خارجه آمريكا به رهبري رايس، حزب دموكرات آمريكا و جمهوريخواهان ديوانه كه حتا روح خود را به شيطان فروختهاند و خود از بزرگترين حاميان اسراييل هستند، براي انجام چنين كاري مناسب نيستند. فرقههاي مختلف مذهبي كه كشتار غيرنظاميان بيگناه در خاورميانه را رسيدن به خدا و وارد شدن به بهشت مينامند و شوراي امنيت ملي كه بازيچه دست آمريكاست و تمامي قطعنامههاي آن از سوي آمريكا وتو ميشود نيز گزينه مناسبي براي مقابله با جنگ افروزيهاي اسراييل و ايادي آن به شمار نميرود.
آمريكا و اسراييل براي مقابله با ايران، سوريه و لبنان نيروي انساني كافي در اختيار ندارند و نميتوانند با نيروي متعارف نظامي با اين سه كشور به جنگ بپردازند. طبق اسناد پتناگون با دو روش ميتوان خاورميانه را در اختيار اسراييل گذاشت. اول بمباران هستهاي كشورهاي مخالف و دوم انهدام تاسيسات زيربنايي اين كشور كه اهم آنها شبكههاي آب و برق، بيمارستانها، مدارس، جادهها، پلها و بنادر است. به عبارت ديگر روش دوم را بايد بمباران هوايي كشورها دانست، بمباراني كه شايد هرگز پاياني نداشته باشد.
اكثر مردم آمريكا ازدرك ماهيت واقعي نمايندگان خود عاجز هستند. هر آنچه آنها درباره خاورميانه ميدانند از سوي رژيم صهيونيستي و تبليغات منفي اين رژيم مشكل گرفته است. به آنها چنين القا شده كه رژيم صهيونيستي يك قرباني بيگناه است و تمامي كشورهاي عربي تروريسم و مهد پرورش بمبگذاران انتحاري هستند.
دولت آمريكا را عدهاي وطن فروش و خائن تشكيل دادهاند كه همواره به فكر مداخله در امور ديگر كشورها هستند و مردم آمريكا بايد براي تحقق اهداف آنها هزينههاي مورد نياز بازيچهها و دستنشاندگان آمريكا در ديگر كشورها را بپردازند.
مسلمانان براي نفرت شديد خود از آمريكا دلايل موجه و منطقي بسياري دارند كه مداخله در امور داخلي ساير كشورها از سوي آمريكا، مهمترين آنهاست – همانگونه كه تجربيات جنگ عراق نشان داد، جلب حمايت مسلمانان و از بين بردن نفرت آنها از آمريكا، كار آساني نيست. مسلمانان، مسلح و غيرمسلح، با خشم و غرور تمام در قبال سياستهاي زورگويانه آمريكا مقاومت ميكند.
شايد گسترش احساسات ضدآمريكايي در جهان براي اكثر مردم آمريكا اهميتي نباشد، اما بالا رفتن قيمت نفت و بحران اقتصادي ميتواند مردم بيتوجه، بياعتنا و سردر گم آمريكا را در تنگنا قرار دهد و آنها را از خواب غفلت بيدار كند.
منبع: Anti War