در ادامه سلسله سخنرانيهاي تبيين ماهيت هنر اسلامي سخنراني دكتر احمد پاكتچي عضو هيأت علمي دانشگاه امام صادق (ع) با عنوان نشست رويكرد فقه شيعي نسبت به هنر اسلامي عصر امروز در مركز هنرپژوهي نقش جهان فرهنگستان هنر برگزار شد.
دكتر پاكتچي در ابتداي اين نشست با اشاره به اين نكته كه هنر به مثابه ابزاري براي ارتباط و ابزاري كارآمد براي آموزش غيرمستقيم و انتقال داناييهاي عميق بشري، همواره در طول تاريخ مورد استفاده فرهنگهاي مختلف بوده و هست گفت: امروز با ورود بشر به عصر ارتباطات از تاريخ تمدن خود، وارد مرحله نويني از كارآمدي شده است. متخصصان مباحث انساني در اين نكته اتفاق نظر دارند كه در عصر حاضر، هنر در زندگي بشري نقشي بسيار پراهميتي ايفا ميكند و ابزاري بسيار كارآمد براي توسعه فرهنگي است. وي افزود: بالطبع در جوامع اسلامي نيز شاهد حضور هنرمندان و آثار هنري هستيم. در اين ميان مباحث فقهي بهعنوان يكي از مهمترين مباحث مطرح در زندگي مسلمانان (در كنار مباحث اعتقادي و اخلاقي) بخش عمدهاي از مطالعات علماي مسلمان در مذاهب مختلف را به خود اختصاص ميدهد. دكتر پاكتچي فقه را حوزهاي از مطالعات ديني دانست كه موضوع آن رفتار و اعمال مكلفين و تعيين حدود و بايدها و نبايدهاي ناظر به اعمال و رفتار مكلفين است. در واقع فقيه در زمان عدم حضور پيامبر و ائمه، با روشي خاص به كشف حكم شرعي از منابع معين ميپردازد كه اين منابع در فقه شيعي عبارتند از قرآن، سنت و عقل. بر اين اساس فقيه با استفاده از اين منابع به اجتهاد و كشف حكم شرعي ميپردازد و نه تشريح آن. دكتر پاكتچي همچنين در بخش ديگري از سخنانش با تأكيد بر اين نكته كه يكي از فعاليتهاي افراد جامعه فعاليتهاي هنري است گفت: بيشك فقيه موضع خاصي در خصوص اين فعاليتها خواهد داشت. لذا در طول تاريخ اسلام شاهد احكام مختلف فقهي و فتاواي مختلفي در باب شاخههاي مختلف هنري در جامعه اسلامي بودهايم. با توجه به تعاملات بين جامعه هنري و جامعه عالمان ديني گاهي شاهد تحولات و فراز و نشيبهايي در خصوص حكم فقهي فعاليتهاي هنري در جامعه شيعه بودهايم. وي در ادامه اظهار داشت: با توجه به آنكه برخي هنرها از قبل در جوامع مسلمان (و بهويژه شيعه) حضور داشته و برخي هنرها با ظهور اسلام شكل گرفتهاند (نظير كتابت، تذهيب، مصحف و هنرهاي قرآني، آيينها و نمايشهاي مذهبي، معماري و تزئينات مساجد و اماكن مذهبي و...) و برخي هنرها در دوره جديد (وبا پيشرفت علوم و فنون) شكل گرفته است، رويكرد فقيه و فقيهان شيعه متناسب با هر يك، رويكردي متفاوت و متنوع بوده است. دكتر پاكتچي تصريح كرد: در مباحث فقهي گاهي شاهد تحريم برخي شاخههاي هنري (در محتوا يا فرم) و گاهي شاهد صدور حكم با حد و يا استحباب برخي شاخههاي ديگر هنري بوده ايم. اين احكام متأثر از جهانبيني و اصول اعتقادي فقهاي شيعه و براساس مستندات قرآن و سنت و براساس اجتهاد و استنباط صورت گرفتهاند. دكتر پاكتچي همچنين بر اين نكته تأكيد كرد كه برخي از گونههاي هنر مانند نگارگري و خوشنويسي از گذشتههاي دور وجود داشته و هنوز نيز با همان اهميت گذشته جايگاه خود را حفظ كرده است، برخي از گونههاي نوظهور هنر مانند سينما، و برخي از رسانهها مانند تلويزيون با چنان سرعتي در حال گسترش است كه كاركرد هنر و سازوكارهاي هنري را وارد مرحلهاي كاملاً متفاوت با كاركرد تاريخي آن ساخته است. بر همين پايه، بديهي است كه هنر از وجهههاي مختلف بايد در جامعه مورد بررسي قرار گيرد و رويكردهاي تلفيقي با سمت و سوي مسائل مهم فرهنگ بومي به آن وجود داشته باشد تا اين پديده و اثرات آن در جامعه به خوبي شناخته شود. وي در بخش ديگري از سخنانش اظهار داشت: توجه به اين نكته كه فعاليتهاي هنري در جوامع گوناگون بايد به الگويي از هماهنگي با هنجارهاي آن جامعه دست يابد تا از حمايت نهادهاي مختلف اجتماعي برخوردار شود و زمينه براي بالندگي آن فراهم گردد، ضرورت مطالعه اين الگوها كاملاً احساس ميگردد. بهطور خاص در جوامع اسلامي، بخش مهمي از هنجارهاي مورد توجه در جامعه، بايد و نبايدهاي ديني است كه در قالب فقه اسلامي تحقق يافته و همين امر در طول تاريخ اسلام، زمينه بحثهايي از سوي فقها در باره آنچه امروزه هنر ناميده ميشود را فراهم ساخته است. دكتر پاكتچي بر اين باور است كه در سدههاي پيشين، هنر به مثابه يك كل آنگونه كه امروز كاربرد دارد كاربرد نداشته و آنچه امروز بهعنوان گونههاي مختلف هنر شناخته ميشود، در گذشته فعاليتهايي مستقل بوده و در باره آنها داوري مستقلي وجود داشته است. پرواضح است كه هنر بهعنوان هنر در فقه اسلامي باب ويژهاي به خود اختصاص نداده و مباحث مربوط به آن بهطور پراكنده و با مناسبتهاي مختلف در ابواب گوناگون فقهي مورد توجه قرار گرفته است. حتي گونههايي از هنر مانند خوشنويسي از آن جهت كه تكليف فقهي خاصي متوجه آنها نبوده، از دايره فقه كه موضوع آن افعال مكلفين است، بيرون مانده است. دكتر پاكتچي تأكيد كرد: بحث نكردن فقيهان از اين گونههاي هنري نه از آن جهت بوده كه آنان با چنين فعاليتهايي مواجه نبودهاند يا اين موضوعات از ديدگاه آنان مغفول مانده است، بلكه از آن روست كه در دانش خود زمينهاي براي پرداختن به آن نميديدند.