باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 130 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
ترديد سياست سازان آمريكايى
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


۱- برخى كارشناسان معتقدند تنها راه نجات ايران پيروى از الگوى كره شمالى است كه با اعلام خروج از ان پى تى چند گام باقى مانده براى ساخت تسليحات هسته اى را برداشت و صراحتاً اعلام كرد كه تسليحات هسته اى دارد.


۲- آمريكايى ها به خوبى مى دانند حمله به ايران هزينه بسيار بالايى را براى آنها به دنبال خواهد داشت. بنابراين تلاش دارند در اين مسئله از راه سازمان هاى بين المللى وارد شوند و مذاكره با ايران را به اين بهانه رد مى كنند.


۳- توجه به سياست هاى قبلى گروه هاى مسيحى و يهوديان براى حل چنين مشكلاتى به نظر مى رسد آنها در صورت انتخاب گزينه نظامى براى خاتمه دادن به مانعى به اسم ايران بار ديگر به دنبال ۱۱ سپتامبرى ديگر و اين بار عظيم تر و بزرگتر از آنچه در نيويورك رخ داد، باشند.

 
   ● نويسنده: مريم - عبدالكريم

منبع: روزنامه - شرق - تاريخ شمسی نشر 04/03/1385

 
 

آهارون زيوى رئيس سابق اطلاعات ارتش اسرائيل در كنفرانسى در تل آويو با طرح اين ادعا كه ايران براى دستيابى به موشك هاى دوربرد تلاش مى كند نسبت به اين موضوع و همچنين در اختيار داشتن موشك هاى زمين به زمين با قابليت حمل كلاهك هسته اى و با برد ۱۵۰۰ كيلومتر و احتمال افزايش آن به برد ۵۰۰۰ كيلومتر هشدار داد. وى در ادامه گفت: احمدى نژاد وعده داده است كه پايان تاريخ نزديك است و در دو يا سه سال آينده به وقوع خواهد پيوست، ما هم به اين مسئله معتقديم. اظهارات اخير زيوى و همچنين انتشار برخى اسناد ديگر همچون كتاب «جنگ جهانى سوم» كه اخيراً در ايتاليا انتشار يافته است و يافته هاى جديدى را با عنوان پيشگويى هاى نوستراداموس مطرح كرد مبنى بر اينكه سال هاى ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ سال هاى سختى خواهند بود نشان دهنده اين است كه استراتژى سازان اسرائيلى اذهان را براى تحولى ديگر مهيا مى سازند. و اين مسئله به ادبيات آخرالزمان در ميان يهوديان و مسيحيان و دست كم اعتقاداتى كه در سال هاى اخير در ميان عامه مردم نيز رواج فراوانى يافته است، مربوط مى شود چرا كه آمريكايى ها و در مرحله دوم اسرائيلى ها و لابى هاى آنها اعتقاد دارند كه جنگ ها ابتدا در ذهن ها صورت مى پذيرد و براى هر تغيير بزرگ كه با موانع زيادى همراه است نياز به برنامه ريزى و كار بر روى اذهان است. همچنانكه آمريكايى ها باور دارند تهديد حمله نظامى به ايران بدون يك بهانه محكم و قابل قبول تهديدى پوچ است.


از سوى ديگر تلاش آمريكا براى ايجاد يك پل واقعى جهت اقدام سخت عليه ايران تاكنون نتوانسته است به موفقيت دست پيدا كند چرا كه بحث هاى بسيار بين ۵ عضو شوراى امنيت سازمان ملل و آلمان به دليل آنچه رايس «اختلافات تاكتيكى» نام نهاد بدون هيچ توافق مهمى پايان يافت و اروپايى ها و آمريكايى ها به فكر پيشنهادات جديدى براى انتقال تكنولوژى پيشرفته هسته اى به ايران افتادند. آمريكا از اين بن بست ديپلماتيك رنج مى برد. در غياب مدرك مطمئنى مبنى بر تلاش ايران براى دستيابى به تسليحات هسته اى شوراى امنيت راضى نخواهد شد كه از بحران ايران به عنوان تهديدى عليه صلح و امنيت بين المللى نام ببرد.


جورج بوش رئيس جمهور آمريكا گفته است كه ساخت تسليحات هسته اى به وسيله ايران غيرقابل قبول است. مطبوعات با پرداختن به اين موضوع از احتمال حملات پيشدستانه آمريكا در اين خصوص سخن مى گويند. بوش كه تا پيش از اين از عدم دستيابى ايران به فناورى هسته اى به دليل غيرقابل اعتماد بودن برنامه هسته اى تهران سخن مى گفت هم اكنون  بيشتر بر تسليحات هسته اى تمركز مى كند. اگر چه ايران بارها اعلام كرده است كه برنامه هسته اى اين كشور براى مقاصد صلح آميز است و با ساخت تسليحات هسته اى حتى از نظر ايدئولوژيك نيز مخالف است اما مسئله اى كه در اين جا مطرح مى شود اين است كه داشتن تسليحات هسته اى و غنى سازى اورانيوم در سطوح بالاتر چه عواقب و چه امتيازاتى براى ايران مى تواند داشته باشد؟ بدون شك تسليم بى چون و چرا شدن، خاطره عراق را در اذهان متبلور مى سازد كه با وجود همكارى صدام با آژانس بين المللى انرژى اتمى باز هم اين كشور طعم اشغال نظامى را چشيد. عده اى مطرح مى كنند شايد اگر آمريكا از نبود تسليحات هسته اى و كشتارجمعى در اختيار صدام مطمئن نبود هرگز به اين كشور حمله نمى كرد و پس از اطمينان از اين مسئله به وسيله بازرسان آژانس بين المللى انرژى اتمى حاضر به اقدام نظامى عليه اين كشور شد.


بر همين اساس برخى كارشناسان معتقدند تنها راه نجات ايران پيروى از الگوى كره شمالى است كه با اعلام خروج از ان پى تى چند گام باقى مانده براى ساخت تسليحات هسته اى را برداشت و صراحتاً اعلام كرد كه تسليحات هسته اى دارد. جوزف ناى تئوريسين بزرگ و معاون وزير دفاع آمريكا در دوره كلينتون در تحليلى در روزنامه تايمز اين سئوال را مطرح مى سازد كه آيا دستيابى ايران به يك بمب اتمى واقعاً تا اين حد بد است؟ وى در پاسخ به اين سئوال خود اظهار مى دارد كه برخى بحث مى كنند اين مسئله مى تواند پايه اى براى بازدارندگى هسته اى پايدار در منطقه باشد مشابه برابرى هسته اى بين ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروى و ايران با دستيابى به تسليحات هسته اى راه كره شمالى را در پيش خواهد گرفت. در ادامه نويسنده به خطرات ظهور چنين بازدارندگى پايدارى در خاورميانه اشاره مى كند و به مخالفت شديد اسرائيل با اين مسئله و عدم انفعال كشورهاى عربى همچون مصر و عربستان سعودى در برابر آن كه منطقه را به سمت مسابقه تسليحاتى خواهد برد و همچنين احتمال دستيابى گروه هاى تروريستى به آن را مطرح مى كند. در حقيقت طرفداران كنت والتز اين مسئله را مطرح مى كنند كه همچنانكه تسليحات هسته اى در دوره جنگ سرد به ثبات بيشتر در سطح جهانى انجاميد و تعداد جنگ ها را كاهش داد افزايش تعداد كشور هاى داراى تسليحات هسته اى نيز مى تواند به ثبات بيشتر در خاورميانه كه از بى ثبات ترين مناطق جهان است بينجامد. اما در زمينه بازدارندگى و ظرفيت آن در ايجاد ثبات نكاتى مطرح است كه بايد به آنها توجه داشت مهمترين نكته به ادبيات بازدارندگى مربوط است و مفهومى است كه از آن به عنوان كفايت منطقى نام مى برند.


اين مفهوم كه اصل بازدارندگى بر آن استوار است و در دوره جنگ سرد مطرح شد به ضربه دوم مربوط است كه بايد توان آن در حدى باشد كه پاسخ ضربه اول را بدهد و حتى تا حدودى مهلك تر از آن باشد. آيا داشتن تعداد معدود تسليحات هسته اى به ايران اجازه مانور بر روى استراتژى بازدارندگى و اعمال فشار بر قدرت هاى هسته اى فعلى را مى دهد. برخى معتقدند كه تسليحات هسته اى به دليل قدرت تخريب بالاى خود به تنهايى حتى بدون رسيدن به كفايت منطقى مى توانند نوعى پرده بازدارنده را تشكيل دهند چرا كه خسارت هاى ناشى از يك پاسخ هسته اى هر چند كوچك در برابر امتيازات حمله به كشورى چون ايران كم است. با اين  حال براى درك اين مسئله نياز است برروى امتيازات و اهداف حمله احتمالى به ايران و خسارات ناشى از يك حمله هسته اى و ميزان احتمال آن مطالعه شود. همچنانكه بارها اعلام شد اگر چه ايران مى تواند با تهديد اسرائيل كه بيشتر جمعيت آن در دو شهر تل آويو و حيفا متمركزاند به ابزارى براى اعمال فشار و بازدارندگى دست يابد اما اسرائيلى ها در ميان دريايى از مسلمانان فلسطين قرار دارند كه ايران به دليل اعتقادات خود حاضر نيست به آنها آسيبى برساند.


به هر حال پس از جنگ جهانى دوم تئورى بازدارندگى به عنوان تئورى غالب در سطح نظام بين الملل درآمد و از يك تئورى صرفاً دور از دسترس به يك دكترين كاملاً عملى بدل شد.


با اين حال اين تئورى با توجه به فضاى حاكم در دوران جنگ سرد مى توانست يك تئورى موفق در ممانعت از يك درگيرى ديگر مشابه جنگ هاى جهانى اول و دوم باشد تئورى بازدارندگى كه در بطن خود مسابقه تسليحاتى را به همراه داشت، دو مركز قدرت دوره جنگ سرد را با مشكلات بسيار به خصوص مشكلات اقتصادى مواجه ساخت و بنابراين سياست سازان به ادبيات كنترل تسليحاتى روى آوردند و پايان دهه ۶۰ و دهه ۷۰ اوج شكوفايى اين ادبيات بود و معاهداتى نظير ان پى تى، سى تى بى تى و غيره سر برآوردند. پس از فروپاشى شوروى و به طور مشخص پس از ۱۱سپتامبر به نظر مى رسد قواعد نظام بين الملل با تحولى ديگر روبه رو شده اند.


اگرچه بازدارندگى هنوز در قواعد رئاليسم آمريكا جاى دارد، اما شيوه هاى آن و كفايت منطقى مورد نظر براى موثر كردن آن تفاوت كرده است از طرف ديگر ساخت تسليحات هسته اى تا استفاده از آن پنج مرحله دارد كه كمتر كشورى تا كنون توانسته است اين ۵ مرحله را پشت سر بگذارد. برخى كارشناسان تنها راه حل جمهورى اسلامى ايران را براى تداوم برنامه هسته اى و رهايى از فشارهاى غرب دنبال كردن الگوى كره شمالى و دستيابى به تسليحات هسته اى مى دانند اما آيا دستيابى به اين تسليحات و به خصوص اعلام آن مى تواند چنين امتيازى را براى ايران به دنبال داشته باشد.


آمريكايى ها به خوبى مى دانند حمله به ايران هزينه بسيار بالايى را براى آنها به دنبال خواهد داشت. بنابراين تلاش دارند در اين مسئله از راه سازمان هاى بين المللى وارد شوند و مذاكره با ايران را به اين بهانه رد مى كنند. ديپلمات هاى آمريكايى در روزهاى اخير اعلام كرده اند كه راه حل ديپلماتيك را براى حل مسئله هسته اى ايران ترجيح مى دهند شايد دليل آن ابهامات باقى مانده در مورد برنامه هسته اى ايران و سطح آن و ظرفيت هاى تسليحات متعارف كشور باشد. اما آيا حل مسئله ايران تنها به از بين بردن تاسيسات هسته اى ختم مى شود و منظور سياست سازان آمريكايى از حل اين مسئله چيست؟ سئوال ديگر كه مطرح است اين است كه آيا دستيابى ايران به تسليحات هسته اى براى لابى هاى اسرائيلى با هدف تشكيل دولت يهود از نيل تا فرات به عنوان پيش زمينه اى براى آخرالزمان ناراحت كننده و يا خوشحال كننده خواهد بود. على صادقى كارشناس مسائل خاورميانه در اين زمينه ابراز ترديد مى كند و مى گويد به نظر مى رسد اسرائيلى ها به اين باور رسيده ا ند كه نمى توانند در منطقه اى كه كشورى به نام ايران با آرمانى همچون كمك به مظلومان و از بين بردن اسرائيل حضور دارد به حيات خود ادامه دهند. دست كم اين كشور تلاش آنها را براى رسيدن به امنيت روزافزون و نزديك شدن به دولت يهود بزرگ با مشكل روبه رو خواهد ساخت.


وى در ادامه ابراز مى دارد با توجه به سياست هاى قبلى صهيونيست هاى مسيحى و يهوديان براى حل چنين مشكلاتى به نظر مى رسد آنها در صورت انتخاب گزينه نظامى براى خاتمه دادن به مانعى به اسم ايران بار ديگر به دنبال ۱۱ سپتامبرى ديگر و اين بار عظيم تر و بزرگتر از آنچه در نيويورك رخ داد، باشند.


صادقى مى گويد: اسرائيل با مظلوم نمايى تلاش دارد اين حقيقت را القا كند كه ايران به دنبال دستيابى به تسليحات هسته اى است. به نظر نمى رسد اسرائيل از قربانى كردن ده ها هزار شهروند درجه دو و سه اين رژيم براى متحد كردن تمام جهان عليه ايران ابايى داشته باشد.


آقاى صادقى عقيده دارد اعلام اين مسئله كه ايران توان ساخت تسليحات هسته اى دارد اگرچه شايد بتواند براى اهداف كوچك نوعى بازدارندگى به شمار آيد اما براى اهداف بزرگ يهوديان متعصب و صهيونيست هاى مسيحى تندرو كه در دولت جورج بوش جايگاه ويژه اى دارند و به لزوم و موضوعيت آخرالزمان اعتقاد دارند، نمى تواند كارساز باشد و مى تواند وسيله اى باشد جهت متهم كردن ايران به يك حمله ساختگى عليه يهوديان اسرائيلى، علم كردن هولوكاستى ديگر و در پايان متحد كردن جهانيان عليه ايران.


بنابراين نياز است دولتمردان ايرانى در اين زمينه توجه بيشترى از خود نشان دهند چرا كه در پيش گرفتن مسير كره شمالى در اين شرايط و با موقعيت فعلى ايران به عنوان سدى در برابر آرمان هاى بلندپروازانه صهيونيست ها و با رواج مسئله آخرالزمان و حمله به اسرائيل در صورتى كه با برنامه اى حساب شده همراه نباشد، بسيار خطرساز مى تواند باشد.


اسرائيل به عنوان يك رژيم ناامن در سياست هسته اى خود از استراتژى ابهام استراتژيك استفاده مى كند يعنى در اختيار داشتن تسليحات هسته اى را نه رد مى كند و نه آن را تاييد مى كند تا هم در محافل بين المللى متهم نشود و هم بتواند از ويژگى بازدارنده اين تسليحات استفاده كند. اگرچه موقعيت ايران بسيار متفاوت با اسرائيل است اما به نظر نمى رسد رد يا تاييد داشتن تسليحات هسته اى بتواند براى ايران سودمند باشد. همچنين بالابردن توان بازدارندگى متعارف و توسعه اهداف استراتژيك در برابر حملات آمريكا و توزيع مناسب منابع استراتژيك در سطح كشور، قابليت رهبرى و هدايت از شهرها و پايتخت هاى بالقوه مختلف راه هايى هستند كه براى مقابله با ايده حمله احتمالى آمريكا مى توانند سودمند باشند چرا كه خود آمريكايى ها اعتراف مى كنند كه گستردگى برنامه هسته اى ايران در مناطق شهرى استراتژى «حمله غافلگيرانه» را بسيار دشوار و تقريباً غيرممكن ساخته است بنابراين حمله به ايران چه از نظر موفقيت نظامى و چه از نظر هزينه اقتصادى استراتژى سازان آمريكايى را كه روياى خاورميانه بزرگ را در سر دارند، با ترديد و دشوارى روبه رو كرده است.



 

    193 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   انرژي هسته اي ايران 
●   سیاست خارجی آمریکا 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/03/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب