باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 74 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هويت هاي معلق
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
كار، هويت و تقسيم فضايي كار در قرن بيست و يكم


مرزهاي مشخص محل كار و روز كاري با سراريز شدن بسياري از فعاليت ها به خانه و ساير مكان ها از بين رفته است.

دگرگوني هاي گسترده در ساختار مشاغل و سازماندهي بنگاه هاي اقتصادي، پيامدهاي زيروروكننده اي را بر جوامع معاصر گذارده است. كمرنگ شدن اهميت زمان كه عامل پيونددهنده قبلي سرمايه داري جهاني بود و پررنگ شدن نقش فضا و مكان، به عنوان عامل ساختار بخش دوران اخير، مورد توجه بسياري از نظريه پردازان و پژوهشگران اجتماعي بوده است. نويسنده اين مقاله مي كوشد تا تأثير اين دگرگوني ها را بر هويت هاي انسان هاي قرن بيست و يكمي بكاود.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

   ● نويسنده: ارسلا - هاوز

مترجم: فيروزه - فروردين

 
 

همگام شدن تغييرات تكنولوژيكي با جهاني سازي منجر به بروز دگرگوني هاي بنيادين در رابطه با اين كه چه كسي، چه كاري را، كجا، كي و چگونه انجام دهد، شده است. اين وضعيت مستلزم شرايط جديدي است كه عميقا با طبيعت مشاغل، افرادي كه آن ها را انجام مي دهند و لذا به طور كلي با ماهيت شهرها مغاير است. از يك سو، كاري كه قبلا به گونه جغرافيايي به محل خاصي مرتبط بود، به طور بي سابقه اي از اين تقيد مكاني آزاد شده و از سوي ديگر مهاجرت هاي گسترده مردم در جست وجوي كار و سلامت شخصيتي شكل تازه اي به خود گرفته است. بنابراين با دو مسئله اساسي مواجهيم. نخست، حركت مشاغل به سوي مردم و ديگري حركت مردم به سوي مشاغل. بنابراين تغييرات فاحش ناشي ازاين تحركات ويژگي شهرها را در كشورهاي توسعه يافته و همچنين در كشورهاي در حال توسعه تغيير مي دهند. طي اين فرآيند هويت هاي اجتماعي و ساختارها نيز دگرگون مي شوند. معتبرترين پژوهش ها درباره قشربندي اجتماعي، توجه و تأكيد خاصي بر هويت شغلي دارند. اساسا سنگ بناي اصلي هويت طبقه، به طور سنتي شغل بوده است. معمولا يك هويت پايدار از طريق وراثت و يا بوسيله فرآيندآموزش كه دانش آموز يا كارآموز را به مهارت هاي زندگي مجهز ميكند، كسب مي شود.

پس از اين كه فرد وارد محيط كار شد و مهارت هايش را به عينه تجربه كرد، آنگاه يك پايگاه مشخص را در تقسيم اجتماعي كار اشغال مي كند كه در واقع به وي جايگاهي جهت تداوم حضورش در جامعه مي دهد. البته به استثناي برخي موارد، همچون بيماري، بيكاري و ورشكستگي كه برخي از اشكال بيمه اجتماعي را كه دولت هاي رفاه در اكثر كشورهاي اروپايي مقرركرده اند، به مخاطره مي اندازند.

اين هويت ها به شهر كمك مي كند تا شكل مشخصي متناسب با ساكنينش ارائه دهد: محلاتي كه منازل و حتي صنايع خاص را در بر مي گيرند، نهادهاي بازار كار رسمي، ساختارهاي خانوادگي نهادينه شده، و البته زيرساخت هاي اجتماعي و مادي كه اين الگوها را بازتاب داده و تقويت مي كنند. ساختاره اي اجتماعي نيز در جغرافياي فيزيكي شهر ايفاي نقش مي كنند- فضاي مردانه و محيط زنانه، محلات اقليت نشين كه مهاجرين تازه وارد عموما در آن متمركزند و مناطقي كه ساكنان بومي درآن ها افزونترند، مناطق پرسروصدا كه جوانان در آن ها اجتماع مي كنند در مقابل مكان هاي آرامي كه مسن ترها در آن جا سكني گزيده اند. اين الگوها توسط انگاره هاي جنسيتي و نژادي شكل مي گيرند و به وسيله روابط قدرت ميان گروه هاي اجتماعي مختلف ساختار مي يابند. اين موضوع نه تنها بر اين موارد كه شخص كجا زندگي مي كند، كجا كارمي كند يا به كجا سفر مي كند موثر است، بلكه بر اين نكته نيز كه چگونه هر مكاني به صورت ذهني تجربه مي شود، تاثير مي گذارد.

تحركات بي سابقه مردم و مشاغل در سرتاسر جهان با عدم كارايي بسياري از هويت هاي شغلي سنتي مقارن شده است. مهارت هاي خاص كه مستلزم كاربرد ابزارها و ماشين آلات ويژه اي بود به صورت فزاينده اي جاي خود را به مهارت هاي عام تر داراي دگرگوني هاي سريع داده است كه بيشتر با كاربرد فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي(جهت كاري كه شامل فرآيندهاي اطلاعاتي است)، يا فناوري هاي كار پس انداز نوين ويژه كار يدي مرتبط است. در بسياري از كشورها اين ازهم گسيختگي هويت هاي شغلي با اضمحلال شكل هاي نهادينه شده نمايندگي كارگري ازجمله اصناف و اتحاديه هاي شغلي همزمان شده است كه در گذشته درخدمت ارائه يك شكل منسجم و ديد اجتماعي به اين هويت ها بودند. ما به واسطه تغيير مكان سريع و چشم انداز نامعلوم وسيع پيش رويمان كه در آن مشاغل با سرعت زيادي ايجاد مي شوند (و البته به همين سرعت نيز ناپديد مي شوند) و اغلب بدون حتي يك تخصيص عيني و به نوعي تنها با آميزه اختلاطي - تطبيقي مهارت ها، شايستگي ها و صلاحيت ها، روبه رو شده ايم.

بدون هويت هاي شغلي پايدار و منسجم به عنوان سنگ بناي تحليل اجتماعي، چگونه مي توانيم تغييراتي را ترسيم كنيم كه به طور رايج در شهرهاي ما روي مي دهند؟ يك حالت ممكن اين است كه از بنيان هاي فضايي آن ها شروع كنيم. در اين جا سنخ شناسي مربوطه، مقوله بندي كردن آن ها به صورت ثابت ، سيال به همراه يك مقوله واسط براي مشاغل است كه اين مقوله واسط، شاخصه هاي ثابت و سيال را درهم مي آميزد كه مي توان اين حالت را معلق ناميد.

يكي از تضادهاي وضعيت كنوني اين است كه بسياري از مشاغلي كه بيش از سايرين ثابت هستند، اغلب توسط افرادي كه بيشترين ميزان سياليت را دارند، انجام مي شوند و اين در حالي است كه اين امكان وجود داردكه برخي از مشاغل سيال توسط افرادي كه در محل كارشان، ريشه هاي عميقي دارند (به عبارتي ثابت هستند)، صورت گيرد.

يكي از مشهودترين مشخصات ثبات نياز به مجاورت فيزيكي با يك مكان خاص است. بدين علت كه چنين شغلي به طور مستقيم درگير ساختن، بازسازي كردن، زدودن و نقل مكان كالاهاي منقول مادي و يا تحويل خدمات حضوري بي نقص در زمان و مكان حقيقي به مردم است.

پيش از هرچيز، نگاهي به محل زندگي خود از منظر مشاغل ثابتي كه آن را حمايت و تقويت مي كنند، بيندازيم. من در خياباني از لندن زندگي مي كنم كه در آن حدود يك سوم منازل توسط خانواده هاي طبقه متوسط منفرد اشغال شده و مابقي يا به آپارتمان هاي كوچكتربدل شده و يا خانواده هاي گسترده فقير و پرجمعيت در آن ها ساكن شده اند. اكثر خانواده هاي طبقه متوسط براي سه يا چهار ساعت در هفته، تميزكار استخدام مي كنند. از تميزكاراني كه من در اين محله مي شناسم، يك نفر بوليويايي، يك نفر موريتانيايي، يكي اوگاندايي و ديگري كلمبيايي است.هيچ يك از آن ها سفيدپوست نيست و حتي يكي از آن ها متولد اروپانيست چه برسد به آن كه متولد لندن باشد. در انتهاي اين خيابان دو رستوران، يك كافه و دو فروشگاه غذاهاي فست فود وجود دارد. يكي از رستوران ها خوراك هاي اروپايي به ويژه فرانسوي طبخ مي كند. صاحب آن يك مرد مونته نگرويي است كه با زني ايرلندي ازدواج كرده است. پيشخدمت ها برزيلي، لهستاني و روس هستند. دررستوران ديگر ليست غذاها ايتاليايي است اما به استثناي يك پيشخدمت آلبانيايي، ساير كارمندان و صاحب رستوران و همچنين كافه ترك هستند. كارمندان يكي از دو فروشگاه مردان چيني هستند، اما ديگري كه تا پاسي از شب باز است و از مشتريان نابهنجاري نيز پذيرايي مي كند، به جز نام آمريكاييش، از خدمت موقتي كارگراني باظاهري خسته و اصليتي آفريقايي يا آسيايي سود مي برد.

در فواصل زماني معين، منازلي درخيابان كه در زمره اموال عمومي محسوب مي شوند(حدود 20درصد كل منازل) همزمان تعمير و بازسازي مي شوند. اين اتفاق سال گذشته نيز افتاد و در پي آن كل محله مملو از كارگران ساختماني شد. اين بار تمامي كارگران ماهر اصليتي لهستاني داشتند، برخي از كارگران كم مهارت تر هم از ساير كشورهاي حوزه بالكان بودند. سواي يك نقشه بردار (يك زن سياه پوست لندني) زن ديگري در ميان خدمه وجود نداشت. به دليل اين كه اتومبيلي در اختيار ندارم، به طور مكرر از خدمات تاكسي ارزان قيمت محلي استفاده مي كنم. گرچه راننده تاكسي ها مرتبا عوض مي شوند اما تعداد زيادي از آن ها از كشورهاي آفريقايي و جنوب آسيا هستند. برپايه دانسته هاي من تنها يك زن تاكسيران وجود دارد و البته به درستي قادر به يادآوري نيستم كه آخرين باري كه يك راننده سفيدپوست مرا به مقصد رساند، چه زماني بود!

اين تنوع خاستگاه قوميتي، منحصر به كار يدي نيست. به عنوان نمونه شركت كوچكي كه شبكه كامپيوتر مرا نگهداري مي كند، توسط يك مرد يوناني اداره مي شود. معاون وي يك سوريه اي است و وقتي كه مشغله زياد دارد، يك ترك را براي رسيدگي به مشكل من مي فرستد. همه آن ها از سطح آموزش و مهارت بالايي برخوردار هستند. همچنين ميز پذيرش مركز درماني محله، توسط دو خانم با كفايت - يكي نيجريه اي و ديگري سوماليايي - اداره مي شود.

امكان دارد اين نمونه ها و تجربيات، به دفعات زياد، نه تنها در لندن بلكه در بسياري از شهرهاي كره خاكي تكرار شده باشد. در شهرهايي كه، به طور روزافزون، ابقاء زير ساخت هاي ثابت و فعاليت هاي خدماتي رودررو با مشتري در دست افرادي است كه در ديگر كشورها يا قاره ها متولد شده اند. حضور اينان به عنوان تازه واردين يا مهاجرين موقتي بر شكل و خصوصيت شهرهاي ميزبان كه در حال حاضر به كار آن ها وابسته اند، اثرات متنوعي مي گذارد. اين تاثيرات هم در مناطقي كه اين مهاجرين زندگي و هم در مكان هايي كه كار مي كنند، مشهود است. آنان اغلب كارگران و كاربران خدماتي هستند كه در جايگاه رابط توليد و مصرف در بخش خدمات عمومي و خصوصي و حتي در فرآيند تغيير شكل اين خدمات فعالند. به عنوان مثال: مراكز تجاري تازه اي براي انواع مايحتاج جديد و خدمات شخصي ساخته مي شوند، شيوه هاي تازه اي از نحوه پوشش و رفتار، به طور صريح يا ضمني مرسوم شده اند كه احتياجات متنوعي را در ميان كساني كه بقاي اجتماعي شان در گرو پيروي از آن هاست، ايجاد مي كند. اما چنين تركيب قوميتي خاص هر شهر به وسيله اثرات متقابل و پيچيده عوامل مختلفي شكل مي گيرد. تاريخ مستعمراتي، سنت هاي سياسي، ديني و فرهنگي، ساختار صنعتي و موقعيت جغرافيايي از جمله اين عواملند، بنابراين وجود و واقعيت تنوع، بيش از پيش جهاني شده است.

اما وضعيت مشاغل سيال چگونه است؟ توسعه تقسيم جهاني كار امر تازه اي نيست. مبادله كالاها ميان نواحي مختلف، دست اندازي به ساير قسمت هاي جهان براي فراهم كردن مواد خام، قدمتي به درازاي تاريخ دارد و كار برده وار نيز دست كم به اندازه استعمار قدمت دارد. در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوري بريتانيا الگوي توسعه يافته قابل اعتنايي ارائه دادكه برمبناي آن توان تخصصي صنايع منطقه اي درهم ادغام و به يك شبكه تجاري جهاني تبديل مي شد. قرن بيستم شاهد ظهور شركت هاي بزرگ چندمليتي بود كه هر روز بيش از گذشته مستقل از منافع دولت هاي ملي عمل مي كردند. امري كه طليعه ظهورش، دوران پس از جنگ جهاني دوم بود و باران و سويئزي در كتاب سرمايه انحصاري به خوبي به تشريح آن پرداخته اند. در دهه 70، تقسيم جهاني نوين كار در صنايع توليدي به طور مشخص به واسطه شركت هايي كه فرآيندهاي توليدي خود را به خرده فرآيندها شكسته و فعاليت هايشان را به سرتاسر جهان، در هر جايي كه شرايط مساعدتري داشته باشد بازتوزيع كردند، رشد چشمگيري مي يابد. اين اقبال دردهه 80 نيز از سوي صنايع متنوعي ازپوشاك گرفته تا وسايل الكترونيكي تداوم يافت و توليد خودكار، تجهيزات ساختش را از اقتصادهاي توسعه يافته با هزينه هاي بالا و نظارت هاي محيطي سخت به كشورهاي درحال توسعه و اغلب به مناطق آزاد تجاري، منتقل كرد. مناطقي كه در آن مشوق هاي مالياتي مختلفي ارائه مي شد و اجراي قوانين حمايتي كاري و محيطي نيز در جهت جذب هرچه بيشتر سرمايه گذاري مستقيم خارجي معلق مي ماند. كارگران اين مناطق به شكل نامتجانسي زنان و جوانان بودند و دستمزدي كمتر از سطح معاش دريافت مي كردند. با اين حال، به هيچ روي منفعل نبودند و بسياري از فعاليت هاي آنان در جهت بهبود وضعيتشان سازماندهي شده بود. اين مسئله يكي از دلايلي بود كه سبب شد در برخي كشورها از جمله در منطقه جنوب آسيا و آمريكاي مركزي كه در گذشته سطح دستمزد پاييني داشتند، در حال حاضر دستمزدهاي نسبتا بالايي به كارگران پرداخت شود. در نتيجه شركت هاي سرمايه گذار اين مناطق را با هدف يافتن نيروي كار ارزان تر در مناطقي چون چين، آفريقا و آمريكاي لاتين ترك گفتند.

بديهي است كه اين توسعه خسارات شديدي بر برخي از شهرها وارد كرد، شهرهايي كه كار توليدي را به همان راحتي كه به دست آورده بودند از دست دادند. در نواحي در حال توسعه همچون بخشي از مكزيك و نواحي اطراف متروي مانيل در فيليپين، مناطق شهري صنعتي عظيم با درصد آلودگي بسيار بالا پديد آمده است كه اقتصادشان بر توليد محصول صادراتي مبتني است و نيروي كار مورد نياز خود را نيز اغلب از حاشيه نشينان روستايي فقير تامين مي كنند.

در كشورهاي توسعه يافته، شهرهايي كه به عنوان مراكز توليدي در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم شناخته مي شدند، مي بايست يا خود را به مراكز خدماتي تبديل مي كردند و يا به ويرانه هايي با نرخ بيكاري بالا، مراكز تجاري خالي، همراه با افزايش جرم و جنايت و كاهش خدمات عمومي زوال مي يافتند. شهرها در بسياري از موارد، يك شبه از محل حضور كارفرمايان ماهر و كارگران بومي سازمان يافته به زمين باير كارخانجات خالي و انبارها تغيير ماهيت ندادند. در عوض از راه يك دوره انتقال كه كار در جريان آن، خودكار، ساده و ارزان شد، به هدف دست يافتند. در اكثر مواقع نيروي كار يك مهاجر براي انجام مشاغلي به كار گرفته مي شد كه در عصر طلايي كشورهاي توسعه يافته - از دهه 50 تا ميانه دهه 70 - براي مردم بومي جذابيتي نداشت. زماني كه كارخانجات از اواسط دهه 70 شروع به برچيده شدن كردند، تمامي كارگرانشان در زمره مهاجرين قرار مي گرفتند، لذا از اين وضعيت بيش از سايرين آسيب ديدند. به تعبيري تنش هاي قومي نيز بر مشكلات آن مناطق افزوده بود.

كمتر مطالعه اي - دست كم تا اين اواخر - به تقسيم نوين جهاني كار در مشاغل يقه سفيدان پرداخته است. با اين حال، از دهه هفتاد كه نيروي كار جهت انجام كارهاي كم مهارت همچون ورود داده و ثبت اطلاعات شروع به مهاجرت گسترده از شمال آمريكا و اروپا به كشورهايي با دستمزدهاي پايين مثل حوزه كاراييب همچنين در جنوب و جنوب شرق آسياكرد، اين مسئله به طور بارزي گسترش يافت. اين در حالي ست كه خدمات با مهارت بالا مانند برنامه نويسي كامپيوتر از اقتصادهاي درحال توسعه چون هند، فيليپين و برزيل به جهان پيشرفته صادر مي شد.

در سال 2000، نخستين پروژه تحقيقي با هدف ترسيم و سنجش توسعه در تقسيم بين المللي كار در حوزه كاري فرآيندهاي اطلاعاتي، تحت عنوان اورژانس(EMERGENCE)- مخفف عبارت تخمين و ترسيم جابه جايي استخدام در اقتصاد جهاني درون محيط هاي ارتباطاتي جديد - به اجرا درآمد. سرمايه اورژانس در ابتدا توسط برنامه مجمع اطلاعات وابسته به كميسيون اروپا، به منظور اجراي پروژه در 15 كشور اروپايي عضو اتحاديه اروپا به علاوه سه كشور لهستان، مجارستان و جمهوري چك كه در آن زمان خواهان عضويت دراين اتحاديه بودند، تامين شد. بعدتر پروژه سرمايه بيشتري براي اجراي طرح مربوطه در استراليا، آمريكا و آسيا جذب كرد. نتايج حاصل از فرآيند تحقيق مملو از تصاوير چندوجهي پيچيده و تغييرات سريع تقسيم نوين جهاني كار در خدمات اطلاعاتي است. اولين سؤال مطروحه اين بود كه كارفرمايان عملا تا چه اندازه اي از فناوري هاي نوين براي تمركززدايي از كار استفاده مي كنند. پيمايشي بر روي 7268 موسسه با بيش از 50 كارمند در 18 كشور اروپايي و يك پيمايش تطبيقي نيز در 1031 موسسه با تعداد كارمندان متفاوت در استراليا به اجرا در آمد. پيمايش به گونه نظام مند بر مكان هايي متمركز بود كه هفت نوع خدمات تجاري عمومي در آن ها انجام مي شد. اين خدمات تجاري عبارتنداز: فعاليت هاي آفرينشي و توليدي كه شامل تحقيق و توسعه نيز مي شود، توسعه نرم افزار، ورود و ثبت داده ها، وظايف مديريتي (شامل مديريت منابع انساني و آموزش و غيره) كارويژه هاي مالي، فعاليت هاي فروش و خدمات مشتري.

پيمايش در هركدام ازاين كاركردها در پي يافتن ميزان كاربرد امكانات ارتباطي راه دور، به عبارتي كار الكترونيكي بود.

نتيجه اين پيمايش يك تصوير جامع از ميزاني كه اين گونه خدمات تجاري در سال 2000 نامتمركز شده اند، ارائه مي دهد. نزديك به نيمي از تمامي موسسات در اروپا حداقل يكي از خدماتشان را از طريق استفاده از وسايل ارتباطي راه دور به منظور تحويل مناسب كار انجام مي دهند. در حاليكه اين ميزان در استراليا حدود يك چهارم موسسات تحت پيمايش را شامل مي شود.

نكته قابل توجه فراتر از ميزان كاربرد انواع كار الكترونيكي ( eWork) اين مسئله است كه شكل غالب اين گونه كارها، خانه محور است. در عين حال اين نتايج نشان مي دهد كه از يك سو كار الكترونيكي كه منحصرا در خانه انجام مي شود، كمترين محبوبيت را در ميان ساير اشكال كار الكترونيكي داراست و از سوي ديگر كارالكترونيكي در - خانه به واسطه بيرون سپاري الكترونيكي (eOutsourcing) به مثابه مكانيسمي براي سازماندهي كار از راه دور، از اهميت بسياري برخوردار شده است. به طور تقريبي 43 درصد كارمندان اروپايي و 26 درصد كارمندان استراليايي اين مكانيسم را به كار برده اند. بيشتر بيرون سپاري هاي الكترونيكي داخل همان منطقه اي صورت مي گيرد كه كارفرمايان در آن مستقرند (5/34درصد)، اما تعداد قابل ملاحظه اي از آن ها نيز (5/18 درصد) به ساير مناطق واقع در همان كشور سپرده مي شود و۵/۳ درصد به مناطقي خارج از مرزهاي ملي واگذار مي شود. اين جابه جاسازي هاي درون منطقه اي و بين المللي شغل اسنادي دال بر جغرافياي تقسيم بين المللي نوظهور كار در خدمات الكترونيكي ، فراهم مي سازد.

اما عوامل اصلي سوق يافتن اين حركت به آن سوي مرزهاي ملي چيست؟ مهم تر از همه اظهارنظرهاي فني و تكنيكي درست است. تنها وقتي كه اين امر تحقق يابد، عوامل ثانويه همچون اعتبار، اشتهار و هزينه پايين، توانايي ايفاي نقش خواهند داشت. در واقع همين عامل است كه اهميت هند را در عرضه خدمات الكترونيكي روشن مي سازد. هند با داشتن جمعيت انبوه، تعداد نامحدودي فارغ التحصيل علوم كامپيوتر آشنا با زبان انگليسي را در عرصه خدمات الكترونيكي به جهان عرضه داشته است. پيمايشي كه بر روي 200 شركت معظم انگليسي در سال 2001 اجرا شد، نشان داد كه هند مركز توسعه نرم افزاري منتخب 47 درصد مديران تحت پيمايش بود. اين مطلب حاكي از آن است كه بازار نرم افزار هند، به رغم افت شديد تقاضا از سوي ايالات متحده، همچنان پررونق است. برخي از شركت هاي هندي كه پيش از اين به موقعيت هاي واسطه اي در زنجيره ارزش نقل مكان كرده بودند، در حال حاضر خود به ساير مقاصد چون روسيه، بلغارستان، مجارستان و فيليپين بيرون سپاري مي كنند.

در فعاليت هاي كم ارزش تر مانند ورود داده، كشورهاي ارزان تر شامل سريلانكا، ماداگاسكار و جمهوري دومينيكن، خود را به عنوان جانشين براي كشورهايي مطرح كرده اند كه پيش تر اين نقش را برعهده داشتند(مانند باربادوس و فيليپين). چين در حال تحكيم پايه هاي خويش - با توجه به جمعيت بيشتر و هزينه هاي به مراتب كمتر از هند - است، همچنين درصدد دستيابي به يك نقش راهبردي در عرصه اقتصاد الكترونيكي (eEconomy) است.

كاركردهاي تجاري متنوع به واسطه انواع مختلف كارگران از هم متمايز مي شوند. احتمالا كارويژه هاي كم مهارت مانند ورود داده مربوط به زنان است، كارويژه هاي با تخصص بالا مثل طراحي سيستم ها و يا كارهاي خدمت رساني به مشتريان كه بيشترين حجم كارگران را به خود اختصاص داده است، عموما مردانه است.

در اين فرآيند برخي نواحي (مثال كلاسيك چنين نواحي بنگلور است) به اشتهار گسترده جهاني به سبب برتري در حوزه اي خاص دست مي يابند، حال آن كه سايرين به كلي به حاشيه رانده مي شوند. در پروژه اورژانس، بخش وسيعي از جهان كه شامل اكثر آفريقا و مركز آسيا مي شود، در مقوله بازندگان الكترونيكي (e-Losers) طبقه بندي شده اند.

اما پس از سال 2000 چه اتفاقي رخ داد؟ دومين مجموعه مطالعات موردي كه به وسيله پروژه اورژانس در سال هاي 2002 و 2003 در آسيا انجام شد، حاكي از پيشرفت هايي در سال هاي آغازين قرن 21 بود. زنجيره هاي ارزشي بزرگ تر و پيچيده تر شده بودند و البته تعداد بيشتري از واسطه ها را نيز شامل مي شدند. جهان گواهي بود بر ظهور شركت هاي جديد غول پيكر در عرضه خدمات تجاري كه همراه با تقسيم جهاني كار شكل گرفته بودند. در چنين شرايطي هنگامي كه سازماني در بخش خصوصي يا دولتي تصميم مي گيرد قرارداد بزرگي را به شكل بيرون سپاري واگذار كند، معضل اصلي انتخاب ميان كشورها مثلا مابين هند و روسيه، چين و يا كانادا نيست، بلكه انتخاب شركت طرف قرارداد حائز اهميت است. هنگامي كه شركتي قراردادي را در دست اجرا دارد، امكان دارد بسته به موازنه خاص مهارت ها، زبان ها، هزينه و معيارهاي كيفيتي، كار را ميان تيم هايي در بخش هاي مختلف دنيا تقسيم كند. اين قسم از كار را مي توان از وجوه مختلف به عنوان مثال انگاره اي از رهايي در نظرگرفت. تعاملات ميان تيم هاي سرتاسر عالم توسط شبكه ارتباطات از راه دور و فرهنگ يكسان شده، به يكديگر پيوند خورده اند. اما با اين حال ممكن است كه به طور فيزيكي در محيط هاي كاملا مغايري مستقر باشند و موقعيت هاي اجتماعي متفاوتي را در ساختار طبقاتي محلي به خود اختصاص دهند.

بدون شك، حضور اين طبقه بين المللي جديد از كارگران فضاي سايبر (cyber)، شهرهايي را كه در آن ها زندگي مي كنند نيز متاثر از خود مي سازد. به عنوان مثال، ممكن است به مجراهايي براي انتشار ارزش ها و فرهنگ هاي شركت هاي چندمليتي به جوامع محلي و نيز جهت تقليل زنجيره ارزش به شركت هاي عرضه كننده تبديل شوند. اثرات عيني بيشتري را نيز مي توان برشمرد. به عنوان نمونه ضربه صنعت نرم افزار بين المللي بر بنگلور و تحميل فشار بر زيرساخت ها و افزايش قيمت ها شرايطي ايجاد كرد كه همه ساكنين شهر را فارغ از اين كه در بخش صنعت مشغول به كار بودند يا خير درگير خود ساخت. اهالي ساير شهرها نيز مي توانند قرباني توفيق بين المللي اين گونه شهرها شوند. براي مثال موفقيت دوبلين به عنوان بخشي از پروژه ببر سلتيك هم ازدحام ترافيكي شديدي ايجاد كرد و هم سبب تورم قيمت ها شد به طوري كه خريدن خانه را براي بسياري از كساني كه پيشتر استطاعت مالي خريدش را داشتند، ناممكن ساخت. به همين سان هرباري كه شيفت كاري در محلات مركز توسعه چون نويدا و گورگئون در اطراف دهلي واقع در شمال هند عوض شود، آمد و شد تا مدتي مسدود مي شود.

درضمن، اين واقعيت بديهي كه كار آن ها مي تواند به بخش ديگري از جهان منتقل شود، مانعي برسر راه تحقق انتظارات كارگران يقه سفيد در شهرهايي است كه در آن جا برخي مشاغل به طور سنتي ايجاد شده اند. اين شرايط تحميلي كار نه تنها دستيابي به بهبود وضعيت پرداخت ها و شرايط را سخت تر مي سازد، بلكه به طور مثال ممكن است به بازار ساختمان سازي محلي نيز به سبب ناممكن شدن دريافت وام از سوي كارگران ضربه بزند.

تا بدين جا تصويري دو وجهي از جهان ارائه شد كه در آن بخش ثابت در ارتباط با مشاغل و مردم به وجه مخالف خود، به شكل سيال روي آورده است. البته از منظر اكثريت واقعيت بسي پيچيده تر از آن است و معمولا عناصر سيال و ثابت در پيكره بندي هاي پيچيده اي نمود مي يابند و اين همان وضعيت معلق است. در وضعيت معلق ويژگي هاي ثبات و سياليت دائما با يكديگر كنش متقابل شديدي دارند. فعاليت هاي حقيقي اصلي (مثل خواباندن كودك يا غذا خوردن) مرتبا به وسيله فعاليت هاي مجازي (virtual) دچار گسست مي شوند (مثل زنگ زدن تلفن)، در مقابل فعاليت هاي مجازي (همچون چك كردن پست الكترونيكي) نيز به واسطه واقعيت هاي مادي موقعيتي كه فرد در آن قرار گرفته، مختل مي شوند (مانند درد ناشي از نحوه نگه داشتن گردن و يا اثر قطع برق بر رايانه). به همين ترتيب روند موزون فعاليت هاي روزانه مرسوم توسط لوازم و الزامات پاسخگويي به تقاضاهاي جهاني دچار گسست مي شود. رسوخ بخش هاي زماني در محدوده زندگي به طور حتم به توسعه يك اقتصاد 24 ساعتي منجر مي شود. بدين ترتيب كارگران و كارمنداني كه وادار به كار در ساعات نامرسوم شده اند، به عنوان مصرف كنندگان جهت تامين احتياجات خود، به اوقات غيرمعمول نيازمندند كه در اين صورت گروه ديگري مجبور مي شوند جهت فراهم كردن اين خدمات در سركار حضور داشته باشند. تداوم اين چرخه كه به موجب آن ساعت هاي داير كم كم به كل حوزه هاي اقتصادي گسترش يافته است، بالطبع اين توقع را ايجاد مي كند كه هميشه، همه اماكن و مراكز خدماتي داير باشند. اين فرآيند هنجارسازي به واسطه موجوديت هر شهري كه از تعداد رو به افزايشي از ساكنين تازه وارد شكل گرفته، تسريع مي شود كه البته معيار مقايسه اي مرجع براي آنان نه زماني بلكه فضايي است. به عبارتي به جاي مقايسه ساعت هاي باز فروشگاه ها در يك شهر اروپايي با شرايطي كه در گذشته داشتند، بايد وضعيت كنوني آنان را با شهرهايي چون نايروبي ، نيويورك و دهلي نو مقايسه كرد. به نظر بعيد مي رسد كه آنان به همبستگي اجتماعي كه درحقيقت پي ريزي كننده و باني علل بسياري از ساختارهاي زماني مرسوم است، آگاه شده باشند و يا اگر چنين باشد به آن ها صرفا به عنوان امور غيرمتعارف مي نگرند. به عنوان نمونه، در انگلستان از سال هاي دهه۵۰ تا دهه 80، بيشترفروشگاه ها در اغلب شهرها نيمي از يك روز هفته تعطيل شده بودند. اگرچه اين وضعيت براي خريداران ناسازگاري كمتري داشت ولي تقريبا از سوي همگان پذيرفته شده بود. از آن جايي كه كارمندان فروشگاه موظف بودند صبح شنبه نيز به كار مشغول باشند، لذا سزاوار نصف روز استراحت به منظور جبران ساير روزهاي هفته بودند. به همين سان بسياري از شيوه هاي رفتاري در قرن بيست و يكم نيز غير قابل دركند.

تجربه معلق فضا و زمان در گسستگي هويت هاي شغلي منعكس مي شوند. گرچه بسياري از تعاريف شغل، تركيبي از اجزاي مسقر ثابت و سيال را در برمي گيرد، اما به طور فزاينده اي فرار هستند. مرزهاي مشخص محل كار و روز كاري با سراريز شدن بسياري از فعاليت ها به خانه و ساير مكان ها از بين رفته است كه متضمن ايجاد اين توقع است كه شخص موظف به انجام كار خود حتي در طول سفر است - چه اوامري باشد كه به راننده كاميون از طريق تلفن همراه در زمان توقف و استراحت داده مي شود و چه كار اجرايي باشد كه در سالن انتظار فرودگاه واگذار مي شود-. در جهاني كه در آن مسئوليت هاي مرتبط با خانه و كودك به گونه ناموزوني ميان زن و مرد تقسيم شده است، اين شكل از تفكيك با اصل بي طرفي جنسيتي بسيار مغاير است و مي تواند به بازترسيم نامحسوس مرزهاي ميان مشاغلي كه مي تواند به آساني و سادگي توسط زنان انجام شود، كمك كند.

از سوي ديگر تجزيه واحدهاي قديمي زمان و مكان با طراحي مجدد بسياري از فرآيندهاي كاري توام شده است كه شامل برخي تغييرات مكاني هوشمندانه و البته برخي ديگر نه چندان زيركانه - به هدف پاسخگويي به وظايف خاص موجود در اكثر محيط هاي كاري هم مي شود. برخي از اين تغييرات نتيجه انباشته به هم خوردن توازن ميان ثبات و سياليت است. براي مثال شغلي كه قبلا براي حضور همزمان در جلسه و در عين حال رسيدگي به مشتري دچار مشكل مي شد به تمامي رايانه محور مي شود كه جابه جايي مكاني را بسيار آسان مي سازد. اگر مكان اوليه خانه شخصي كارمند باشد در اين صورت رهاشدگي از مكان به طور كامل محقق شده است، اما اگر مهارت ها مختص وي نباشد، در اين صورت اين شانس مي تواند به مكان ديگري در نقطه ديگري از جهان نيز داده شود، اين مسئله مي تواند به دور از فراهم كردن امكان رهاشدگي، منشاء ايجاد مخاطرات جديد شود.

متقابلا، امكان دارد برخي ديگر از وظايف كه پيش تر محدود به كار پشت ميزي بود مجددا به گونه اي طراحي شوند كه بيش از پيش فعاليت هاي مرتبط با مشتري را درگير سازد و بيشتر به شكل فضايي تعيين شوند، گرچه ممكن است به جاي يك محل واحد - چنانچه از كارمند انتظار برود كه جهت ملاقات با مشتريان از فضا خارج شود - با چندين محل ارتباط داشته باشد.

اما مهم ترين ويژگي محو تدريجي مرزهاي شغلي و همراه با آن هويت هاي شغلي است. كاريكاتورسازي از دنياي خشك و سلسله مراتبي گذشته آسان است. دنيايي كه در آن هركسي مي دانست: اين وظيفه اي است كه من انجام مي دهم، آن تكليفي است كه بر عهده توست، آن كار براي كارآموزان جوان تازه وارد درنظر گرفته شده است، آن يكي تنها توسط كارگران كهنه كار با تجربه، صورت مي گيرد. مضاف براين، مي توانست به راحتي به مجموعه اي از قوانين ناگفته منجر شود كه وظايف معيني را به زنان يا اعضاي گروه هاي اقليت قومي يا افرادي با يك سابقه تحصيلي به خصوص واگذار كند. به عبارتي موانع و حصارهاي غيرقابل پذيرش به تحرك اجتماعي و فرصت هاي برابر تعبير مي شد. اما اكنون بدون آن ها چه داريم؟

جهاني كه درآن همواره صرفا همان كارايي هفته گذشته را خواهيد داشت، دنيايي كه مي بايست براي حفظ شغل خود هميشه آمادگي فراگيري مهارت هاي تازه و تغيير شيوه هاي كهنه اي را كه از طريق آن آموزش ديده ايد، داشته باشيد؛ جايي كه هرگز نمي توانيد بدون هراس از جبران بگوييد: نه، اين وظيفه من نيست . دنيايي بدون مرزهاي شغلي مي تواند به آساني به جهاني بدل شود كه در آن همبستگي اجتماعي تقريبا ناممكن است، چراكه از يك سو راه صريحي جهت تعريف اين كه چه كساني همكاران يا همسايگانتان هستند وجودندارد و از جانب ديگر، بيشتر تعاملات شما با بيگانگاني است كه به راحتي نمي توان آنان را دوست يا دشمن ناميد.

به يادداشته باشيد، آينده شهرهاي ما تا حد زيادي به نحوه سر و سامان بخشي ما به اين تعليق هاي خود و محل كار و زندگي بستگي خواهد داشت

 

منبع: ماهنامه مانتلي ريويو، مارس۲۰۰۶

 

    53 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   قرن 21 (16)
●   هویت (67)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:03/03/1385

تاريخ شمسی نشر:03/03/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب