جامعه و هويت
جامعه و هويت بخشي ازا عتقاد نامه كنشگرايي سمبوليكي ميباشد كه هويت شخصي برگرفته از روابط جنسي مؤنث/مذكر با ديگران و تصوري از ارزشيابيها ومفاهيم ديگران را شامل ميگردد.
همانگونه كه چارلز كولي (Charles Cooley) يك قرن پيش بدان اشاره نموده است:
"در طبقهاي گيرا و وسيعي از موارد، مرجع اجتماعي، شكلي از تصوري صريح از نحوه خودنماييها در ذهن ميباشد و نوعي از احساسات و عواطف نفساني است كه به واسطه نگرشي معطوف بر ذهن مشخص ميگردد.خود اجتماعي از اين نوع (از اين دسته) را بايد خود انعكاسي يا خود آئينه ناميد."
همانگونه كه صورت، هيئت و لباس امان را در آئينه مشاهده ميكنيم و به آنها توجه نشان ميدهيم، چرا كه جزئي از ما بوده و موجب خرسندي ما ميباشند، از اينرو در تصور، ذهن ديگري را به آنچه كه درخصوص ظاهر، نزاكت، اهداف، كردار، شخصيت،دوستانمان فكر مينمايد و از جهات گوناگون تحت تأثير آن قرار ميگيرد را تعبير مينماييم.خودرأيي و مواردي از اين نوع به نظر داراي سه عامل اساسي به شرح ذيل ميباشند:
تصوري از ظاهرمان نسبت به شخص ديگر؛
تصوري از قضاوت شخص از اين ظاهر؛
و نوعي از احساسات و عواطف نفساني، همانند غرور يا شرمساري.
خلق و بقاي هويت فرايند ارتباطي مستمري از مقايسات و قضاوتهاي درون فردي ميباشد كه تجربيات و رهنمونهاي فرهنگي گذشته را تداعي مينمايد.رابطه تنگاتنگي ميان هويت فردي و هويت گروهي وجود دارد.در عين حال تعامل ميان هويت گروهي و فردي، دربرگيرنده تمايزات آن دسته از افرادي ميباشد كه از آنها به متفاوت بودن تعبير ميگردد.
از نقطه نظر تاريخي اختلاف به همراه ارتباط در طول زمان و مكان در حد بالايي قرار داشته است.در تاريخ انساني، روابط روزانه با ديگران تنها به روابطي محدود گرديده كه در زمان و مكان سهيم بودهاند.
قرابت و جامعه فيزيكي،عاملهاي خلق و بقاي هويت را مشخص ساخته است.پاسخ به سؤال «شما اهل كجا هستيد؟» مبنايي را براي هويت گروهي ارائه نموده و برچسبي براي تمايز اعضائ گروه از ديگران بوده است.تكامل اشكال جديد ارتباطاتي كه ملزومات زمان و مكان را غالب ميسازد، اين حلقه را شكافته و مبناي جديدي را براي هويت و جامعه ارائه مينمايد. رابطه ميان هويت و جامعه درتعريف و تبيين ارتباطات به عنوان شبكههاي ارتباطات درون فردي كه معاشرت، حمايت و اطلاعات را ارائه مينمايد، محفوظ گرديده است. (Wellman ول من 2001)
در نيمه قرن بيستم آشكار بود كه توسعه تكنولوژي ارتباطات، مفهوم مهجور هويت را به عنوان مكاني كه بطور فيزيكي محدود گرديده، ارائه نموده و به واسطه نوعي از روابطي مشخص گرديده كه دانشمندان اجتماعي معاصر از آن به عنوان گروههاي اوليه و اصلي قلمداد مينمايند.مساله “urban mosaic" كه ورث Wirth در سال 1938 با آن مواجه گرديده و ديگر بوم شناسان انساني شيكاگو با نظامي جايگزين گرديده است كه بيشتر مرهون مكان اجتماعي ميباشد تا جغرافياي فيزيكي.كستلز Castells درسالهاي 2001 - 1996، شيوهاي را طرح ريزي مينمايد مبتني بر اينكه جامعهاي مبتني بر ارتباطات محلي و ديگر گروههاي بسته با مجموعههاي جديدي از ساختارهاي اجتماعي به گونهايي جايگزين گردد كه به عنوان مشكلي از شبكه اجتماعي قابل توصيف و تشخيص باشد.ول من Wellman به عنوان پيشگام شيوهايي براي جامعه مبتني بر شبكههاي تجزيه و تحليلي روابط در جامعه غربي در اوايل قرن بيست و يكم به نكته ذيل اشاره مينمايد:
"ارتباطات پراكنده، از روندي همراه با پراكندگي و نقص برخوردار ميباشند.اغلب مردم به واسطه ارتباطات چندگانه و ارتباطاتي كه به صورت پراكنده و جزيي صورت ميپذيرد، به گونهاي عمل مي نمايند كه گويي با شبكههايی از خويشان، همسايگان،دوستان،همكاران و روابط سازماني سروكار دارند (مواجه ميباشند).علاوه بر همگام شدن با همان گروه بعنوان اشخاصي كه در اطراف آنها ميباشند،هر شخصي از جامعه شخصي مربوط به خود برخوردار ميباشد"ول من (Wellman 2001). پيامد يك چنين شيوهايي اين ميباشد كه هرشخصي همچنين ممكنست هويتهاي چندگانهايي را محفوظ دارد.
روابط آن لاين (On line)
توسعه اينترنت به طور فزايندهاي امكان ايجاد و حفظ روابط چندگانه را افزايش داده است، برخي از اين نوع روابط ممكن است تنها درفضاي مجازي وجود داشته باشد.رشد ارتباطات به واسطه كامپيوتر ازتوسعه و بسط آنچه كه آنتوني گيدنز از آن به عنوان جامعهايي انعكاسي و فردگرايانه ياد مينمايد، حمايت و همراهي مينمايد.براي آنهايي كه متصل به فضاي مجازي ميباشند، ارتباطات بواسطه كامپيوتر، فرصتي را به منظور جستجوي اطلاعات، حمايت و تأييد هويت را صرفنظر از ملزومات زمان و جغرافيا ارائه مينمايد.بسياري از اطلاعات جستجو شده هر چند كه ممكنست سطحي و ناچيز باشند، منوط به زمان و هزينه سفر بوده، اما بسياري ديگر از اشكال و گونههاي اطلاعات ممكنست به مسائل مرگ و زندگي مربوط گردد.ظاهراً مرور اينترنت به منظور جستجوي اطلاعات پزشكي دومين و رايج ترين شكل جستجوي اطلاعات ميباشد (پس ازجستجو براي كسب اطلاعات در خصوص نقاشي يا نوشته خارج از اخلاق دربارة مسائل جنسي و ديگر فعاليتهاي مربوط به سكس).بيماراني كه از بيماريهاي حاد پزشكي رنج ميبرند (يا ناراحتيهاي عمومي)ميتوانند درمان و تشخيصي را كه پزشك معالجشان به آنها ارائه نموده بررسي نمايند،به دنبال درمانهاي جايگزين بوده وياازحمايت وپشتيباني بيماران ديگري كه تجاربشان رابواسطه الحاق به گروه حامي آن لاين(Online) درميان ميگذارند، بهرهمند گردند.
توانايي كاربران در راستاي پنهان سازي جنبه هاي شخصيتي خود در ارتباطات اينترنتي، شرايط نگران كننده يا بسيار دشواري را ايجاد مي نمايد.همانگونه كه كارتون New Yorker بدان اشاره مينمايد:
"در وب، هيچكس نميداند كه شما يك سگ هستيد". همچنين، هيچكس نميداند كه شما عضوي از يك گروه نژادي، نابينا، معلول، جواني بدنام – يا داراي هرگونه خصوصيات نامناسب اخلاقي ميباشيد. ريد(2000:35 (Reid خاطر نشان مي سازد كه:
"آزادي براي اوضاع و شرايط نامشخص يا خلق دوبارة اوضاع بر روی شبکه اینترنت منتج به تشريح و تبيين اوضاع چندگانه حيات انساني ميگردد.تحقيق در خصوص جوامع مجازي كه با نقابهاي زمان و نژاد و با جنسيت و طبقه سرشار گرديده، تقريباً هر نوع جنبهايي از هويت را به ارمغان ميآورد".
اهميت منفك از ارتباط متقابل آن لاين، بويژه اگر بواسطه پهناي باند نسبتاً كم كانالهاي ارتباطي همانند ايميل يا اشكال ديگر مبتني بر متن، اجرا گرديده باشد،بحث جامعي ازحوزه فريبكاري آگاهانه يا اتفاقي را به ارمغان ميآورد.
در ارتباط آن لاين(Online) شخص هرگونه اسم يا عنواني را به خود اختصاص ميدهد كه خوشايند ديگران ميباشد و ميتواند در راستاي حفظ هويتهاي مختلف بسياري كوشش نمايد.
آزادي اينترنت باعث ميشود تا مردم مقوله معرفي خود را به شيوه هاي مطلوب تجربه نمايند، اما با وجود اين آزادي، خطرات متفاوتي مردم را تهديد مينمايد.ريد (2000:35 Reid) "از فرافكني خود در محيط مجازي به عنوان آزادي خود از قيد و بندهاي واقعي ـ به عنوان ارائه فرصت در راستاي توصيف و معرفي چيزي كه معروف و پذيرفتني ميباشد، ياد نموده است. با اين وجود، وي معتقد است كه اين داستانها هميشه پايان خوبي را به همراه ندارد".
يك عده از خطرات تعيين و مشخص گرديده است.توانايي مجريان براي كنترل اوضاع خودشان در راستاي در دسترس بودن در اينترنت به هيچ وجه مطلق نميباشد، اما فرصتهايي را در راستاي تعمق درخصوص فريب يا تعبير غلط اتفاقي ارائه مينمايد.تعيين و تثبيت هويت ارتباط آن لاين(Online) مشكل ميباشد. هاراسيم (1991 Harasim). برخي از مردم ممكنست، بخشي از اطلاعات شخصي خود را تغيير دهند (بعنوان مثال، رنگ مو، سن، وزن، درآمد)، برخي ديگر نيز ممكن است هويت خود را به كلي تغيير دهند.
به معناي ديگر اتخاذ «هويتهاي مجازي» كاملاً باهويت در روابط رو در روي روزانه متفاوت ميباشد. دوناث (Donath 1995) به اين موضوع اشاره مينمايد كه "در مقايسه با جهان فيزيكي،گذر بعنوان شخص ديگري در آن لاين (Online) تا هنگامي كه نشانههاي هويت وجود دارد،نسبتاً آسان است". تغيير جنسيت به ويژه در اتاقهاي گفتمان(Chat Rooms) و بازيهاي آن لاين تجربهايي عمومي ميباشد. براي مثال ويلي، برين، و برن استين (Bornstein 1994) (Brien 1994) (Wiley 1995) تطابق مشابهتي را در شبكهايي از هويت جنسي جايگزين بررسي نمودند (بطور كلي،انعكاس يا بازتابي ازعدم موازنه جنسي در كاربرد اينترنت كه مردان از خود به عنوان زنان ياد مينمايند).
تركل (Turkle 1995) پيشنهادي را ارائه مينمايد مبني بر اين كه براي يك مرد معرفي خود به عنوان يك زن در آن لاين نسبتاً آسان ميباشد.به منظور معرفي يك مرد در خارج خط به عنوان يك زن، مرد مجبور است تا قسمتهاي مختلفي از بدن خود را اصلاح نمايد، صورت خود را آرايش و حتي كلاه گيس برسر كند، لباس زنانه و كفشهاي پاشنه بلند بپوشد، صدا، طرز راه رفتن، اطوار و اخلاق شخصياش را تغيير دهد.اما در آن لاين مسئله تغيير علائم زنانه، ممكن است مسئلهايي ساده به نظر آيد ـ اگرچه ممكن است حفظ هويت جنسي زنانه يا مردانه به دروغ در مدت زماني طولاني مشكل باشد. اشكال و گونههاي مختلفي از تجربه و آزمايش ممكن است شخصي را در برگيرد كه سن خود را متفاوت يا خود را متعلق به گروه نژادي مختلف به دور از حقيقت واقعي نشان دهد.انگيزه براي يك چنين فريبكاري، توالي از كنجكاوي غيرمغرضانه تا دلايل شرارت بار و شيطاني را دربرميگيرد، با اين وجود موفقيتهايي كه با وجود يك چنين هويتهاي جديدي ميتواند حفظ گردد، ممكن است ناشي از احياي گفتارها يا كردارهاي قالبي در راستاي توانايي ايفاي نقش مقلدان باشد. با اين وجود ميزان موفقيت چنين فريبكاري به آمادگي ديگر هنرپيشگان براي پذيرش آن و يا نشان دادن واكنشي به هويت پيشنهادي بستگي دارد.
حتي هنگاميكه كوشش آگاهانه و عمدي در راستاي گمراه نمودن وجود ندارد، معدود نشانههاي متني به طورعمومي در آن لاين قابل دسترس ميباشد كه فرصتهايي را براي دريافت كنندگان پيغامها در راستاي خواندن هرچه بيشتر يا كمتر از آنچه تمايل به آن را داشتهاند، ارائه مينمايد.
البته، تأثير فريب و كشف اين مقوله كه شخص گمراه شده است، مطابق با تأثير كنشهاي پيچيده و بغرنج و مطابق با دامنه روابطي كه با برتري و رجحان احساسي آراسته شده است، متفاوت خواهد بود. براي مثال به يكي از نمونههاي حادي كه در آن تجربيات مشاركت كنندگان در Jenny MUSH - جامعهايي مجازي كه در راستاي حمايت از قربانيان سوءاستفاده جنسي طراحي شده است- اشاره مينماييم. ريد (Reid 1996).
در روزهاي نخستين، Jenny MUSH محيط امني را براي مردمي كه تجربيات و ثبات احساسي را با هم تقسيم ميكردند، به نظر ميآمد.نقطه ضعف جامعه فوق به واسطه فعاليتهاي افراد ناشناسي كه جنسيت صورياشان از زن به مرد تغيير يافته، هويت خود را به عنوان پدر قلمداد نموده و سپس به عمل تجاوز به عنف مجازي مبادرت مينمودند و با ارسال پيغامهاي گرافيكي به طرف مقابل خود تجاوز جنسي خشونت آميز را به تصوير ميكشند، نمايان گرديد.
فعاليت و ارتباط ميان افراد پس از گذشته يك ساعت و نيم از زماني كه يكي از مديران از آنچه كه اتفاق افتاده بود آگاه شد، متوقف گرديد با اين وجود اذيت و آزار به عمل آمده تأثير بلند مدتي را به همراه داشته و جامعه از هم فرو پاشيده بود.در مكاني كه احساس امنيت و مالكيت حاكم شده باشد در آن مكان بدگماني و نگراني وجود خواهد داشت. داستاني مشابه به داستان فوق الذكر توسط ديبل (Dibble 1999) كه در آن تجزيه و تحليل وي در مورد آقاي بانگل (Bungle) نمونهايي از تجاوز مجازي خصوصي در لامبادا مو (LambdaMoo) گزارش شده است.
مثال حال حاضر داستان "جووان" مرد روانپزشكي ميباشد كه به عنوان زني معلول خود را جا زده و واردسايت گروه حامي زنان معلول گرديده، افراد داخل سايت را به انجام عمل جنسي مجازي - همجنس بازي زنانه- اغوا نموده و سپس تظاهر به مرگاشان مينمود. ون گلدر (Van Gelder)
تجاوز مجازي جنايتي نادر و هولناك ميباشد؛ مبتذلتر و هولناكتر اين كه تمايل افراد در روابط آن لاين در راستاي افراط در رفتارهايي در مقايسه با هنجارهاي ارتباط متقابل و رودررو به نظر غيرقابل منع و نهي ميآيد.
جوامع مجازي
در زندگي «حقيقي»، ارتباط متقابل آن لاين به اشكال كم و بيش ساختاري بدل ميگردد.با كاربرد يكي از تعاريف متعارف جامعه به عنوان شبكه متداومي از روابط، كاربرد واژه «جامعه مجازي» در راستاي تبيين ساختارهاي جامعه آن لاين متداول گرديده است رين گلد Rheingold 1993 p.5)) خاطر نشان مي سازد كه:
"جوامع مجازي گروههاي اجتماعي ميباشند كه از شبكهايي بوجود ميآيند كه مردم به حد كافي با احساس انساني بسنده در راستاي تشكيل وبهايي از روابط شخصي در فضاي مجازي همگام گرديدهاند".
تشريح وتوصيف تجربه مشاركت در يكي ازجوامع آن لاين حال حاضر،سيستم تابلواطلاع رساني متن محوري ميباشد كه در كاليفرنيا به كار گرفته شده است.رين گلد Rheingold 1993)) بيان مي دارد كه:
"مردم در جوامع مجازي … بحث و لطايف را رد و بدل مينمايند، در مباحثه عقلاني مشاركت مينمايند، تجارت نموده، تبادل دانش مينمايند، درحمايت احساسي شريك و سهيم ميگردند، تصميمگيري، تفكر، شايعه پراكني، نزاع مينمايند، عاشق شده، دوست پيدا كرده و يا آن را از دست ميدهند، بازي و دلبري نموده، هنر نسبتاً برجستهايي را خلق نموده و مبادرت به صحبت بيفايده و عبث مينمايند. مردم در جوامع مجازي صرفاً همان كارهايي را انجام ميدهند كه در زندگي حقيقي خود انجام ميدهند با اين تفاوت كه در زندگي حقيقي مردم مسؤول انجام كارهاي خود ميباشند.شما نميتوانيد كسي را ببوسيد و هيچكس نميتواند شما را تحت فشار قراردهد، با اين وجود مسائل بسياري ميتواند در همان حدو مرزها به وقوع بپيوندد".
به منظور مشاركت موفقيتآميز در جامعهايي مجازي، اعضاء نياز به تثبيت هويتهاي هماهنگ و با ثبات دارند.عضويت اعضاء در جامعه مجازي مانع ازعضويت ديگران،يابه عبارتي ديگرمانع ازعضويت جوامع"حقيقي" متعددي نميگردد. موضوع اخير اين مطلب را در بر ميگيرد كه افرادي كه وقت قابل ملاحظهايي را در«شبكه» صرف مينمايند، ممكنست از اشكال و فرمهاي ديگري از ارتباط درون شخصي دريغ نموده و از حمايت اندكي در بررسيهاي تجربي برخوردار گردند.اعضايجوامع مجازي ممكن است وقت خود را صرف تماشاي تلويزيون نمايند.با اين وجود، اين امر منتج به هرگونه انصراف عمومي از روابط شخصي نميگردد.ارتباط اينترنتي طيفي از شبكههاي اجتماعي احتمالي را كه شخصي ميتواند با آنها ارتباط برقرار نمايد و عوامل متنوع و گوناگوني را به آن اضافه نمايد را افزايش ميدهد:
"شبكههاي اجتماعي كه از طريق كامپيوتر حمايت ميگردند،جامعه را از بين نميبرند بلكه واكنش و عكس العمل، انعكاس و عامل توسعه ي انواع جوامعي ميباشند كه نسبتاً در جهان غرب توسعه يافته متداول و شايع گرديده است". ول من (Wellman 1997).
قابليت اينترنت به منظور حمايت اعضاء در انبوهي از جوامع مجازي بواسطة سرويس دهندگان از قبل تعيين و اعلام شده است.به واسطه جستجوي افراد مصمم در فضاي مجازي، فرد از آزادي نسبي در يافتن جوامع مجازي برخوردار ميباشد كه اين جوامع از هرگونه هويتي كه فرد آرزوي آن را در سر دارد،حمايت و پشتيباني خواهد نمود. بريتيش تلكام روش و شيوهايي را تبليغ نمود مبني بر اينكه زني ممكنست يك منشي دفتري آرام و ساكتي در طي روز كاري باشد اما ممكن است به واسطه قدرتهاي جادويي جامعه ي آن لاين در طي شب به يك جادوگر بشاش مبدل گردد.همچنين در وقتهاي بعدي او ممكنست يك مادر، همسر،خريد كننده و عضوي از شبكه وسيع و گستردهايي از دوستان و خويشان باشد.برخي از اين روابط ممكنست به صورت الكترونيكي صورت گيرد و برخي ديگر ممكن است نياز به حضور فيزيكي داشته باشد.
جوامع مجازي و سنتی
اگرچه اين مقوله غيرقابل انكار ميباشد كه ارتباطات الكترونيكي به شدت اثر جغرافيايي را بر تجارت مردم تقليل ميدهد و اينترنت روابط شخصي را تقريباً در راستاي ثبات و تحكيم صرفنظر از زمان و مكان، هنگامي كه شخصي در فضاي جغرافيايي زندگي مينمايد و هنوز تأثير خود را دارد، مقدور ميسازد، به منظور درك و فهم اين موضوع كه شخصي در بخشي از يك شهر زندگي ميكنند تا شهري ديگر، و يا در بخشي از يك كشور زندگي ميكند تا كشوري ديگر،كافي است كه فرد از ارتباط اجتماعي برخوردار گردد.به چه نحو و به چه صورتي جامعه محلي با جامعه مجازي مرتبط ميباشد؟
نويسندگان اخير درخصوص تأثير اينترنت بر جوامع مجازي (همچون دوني-فارينا Doheny-farina 1996) بر اين اعتقادند كه گسترش اينترنت با حفظ جوامع جغرافيايي قدرتمند مغايرت دارد وبيشتر نويسندگان حال حاضر از ارتباط الكترونيكي بعنوان ابزاري در راستاي خلق و ايجاد (مجدد) جامعه ياد نمودهاند.اين اعتقاد كه اينترنت ميتواند ساختاري را براي تحكم وقوت بخشيدن به جامعه محلي ارائه نمايد،محرك اصلي براي آنچه كه از آن بعنوان جنبش شبكه اجتماعي ناميده شده،ميباشد كه به كاربرد شبكههاي كامپيوترمحور به عنوان ابزاري براي نيل به هويتهاي محلي منتج گرديده است.
بيميش (Beamish 1997) اينگونه خاطرنشان ميسازد كه:
“برخلاف شباهت ميان اسامي«جوامع آنلاين»يا«جوامع مجازي»،اين جوامع شبكههاي اجتماعي استوار برفضاي فيزيكي ميباشند.در اين شبكهها مشاركت كنندگان در مجموع ـ از شهرها و همسايگان خود برخوردار ميباشند”.
تطابق و سازگاري روابط خاص شبكه اجتماعي آنلاين و خارج خط (يا «شبكه محلي»)نيروي بالقوهاي را به تقويت احساس اتحاد و يكپارچگي اجتماعي الغاء مينمايد.بنا به اعتقاد بلنچارد و هوران Blanchard)) و (Horan 1998):
"سرمايه اجتماعي و مشاركت مدني زماني افزايش خواهد يافت كه جوامع مجازي تقريباً بصورت فيزيكي جوامع بنيادين را توسعه دهند.
ساختار هويت جامعه در شبكه
ساختار و بقاي هويت جامعه را ميتوان با ارجاع و نسبت دادن آن به هويت فردي تشريح و توصيف نمود.در ديدگاهي از كنشگرايان سمبوليك،هويت جامعه درقالب فرايند روابط متقابل باديگران نقد شده است. چنين فرايندي انعكاسي بوده و در برگيرنده تصور واكنشهاي ديگران و نيز تصوير ذهني مستقيم ميباشد.در سادهترين شكل ممكن استقرار شبكهايي محلي وسيلهايي براي بازسازي مجدد «شيوههاي مشترك تفكر، باور، درك و ارزيابي»در ميان شاخصهاي متعارف جامعهايي منسجم ويكپارچه ميباشد.بروم و سلز نيك Broom)) و (Selznich 1977).
اتزيوني (Etzioni,1998:xxi) وجود اين شيوه را براي جوامع بعنوان شبكه هايي ازروابط اجتماعي كه معاني مشترك و تمامي ارزشهاي مشترك فوقالذكر را در برميگيرد ضروري دانسته است.توسعه و گسترش مفاهيم و معاني مشترك مستلزم ارتباط ميان جوامعي است كه در عضويت در جامعه سهيم گشتهاند: تودههايي از مردم كه در برقراري ارتباط با شكست مواجه ميشوند، نميتوانند فرهنگي مشترك را تشكيل دهند و از اينرو نميتوانند جامعهايي را بنا نهند.به واسطه تضمين اين موضوع كه دستيابي به ارتباطي دوطرفه براي همگان مقدور ميباشد، شبكههاي محلي به ارائه شبكه فرا ساختاري كمك مينمايند كه مفهومي از جامعه قابل شكلگيري باشد.اتزيوني (Etzioni 1993:32)مدلي از جامعهايي منسجم و متحد را برمبناي اصول ارتباطات ارائه مينمايد كه مدل از يك همانندي بر مبناي جعبههاي لانه مانند چيني استفاده مينمايد كه شبكههاي جامعه به عنوان تجسمي از تنشهاي ميان شبكههاي جهاني و محلي در نظر گرفته شده و توسعه جامعه مدرن را به همراه دارد.تناقض ظاهري در كوشش شبكههاي محلي در راستاي استفاده از سيستمهاي آن لاين وجود داردكه باعث دسترسي به اينترنت جهاني به منظور كمك به ايجاد جامعهايي محلي ميگردد.
شولر (chuler 1996 ) اينگونه بيان ميدارد كه:
"هنگامي كه تمامي سيستم هاي شبكه به طور مجازي دستيابي به حداقل بخشي از خدمات اينترنتي را مقدور ميسازد (پست الكترونيك حداقل سرويس ممكن) ، تمركز اجتماع به جامعه محلي معطوف ميگردد".
گاستين Gurstein 2001:281)) شبكههاي محلي را به عنوان پيشخوان بالقوه جهاني سازي تمايلات جامعه مدرن ميپندارد.
ولمن(Wellman) وهمكارانش اصطلاح جديد “glocalisation”را به منظور ارجاع به فرايند دوگانه كه دربرگيرنده كاربرد اينترنت در راستاي دستيابي به ارتباط متقابل عملي ميباشد، را ابداع نمودند: "اينترنت بعنوان بزرگراه اطلاعات جهاني وعامل تقويت پيوندهاي محلي ميان همسايگان وخانوادهها مطرح ميباشد. بمنظوردستيابي همه جانبه وجهاني،اينترنت مقوله خانه نشيني را تقويت مينمايد،چراكه اينترنت برقراري ارتباط بسياري از همسايگان را راحت ساخته و ارتباطات اينترنتي از طريق سيم، كاربران را در خانه و پشت ميز اداري اشان ثابت نگه ميدارد". (Wellman 2001) مدارك و دلايلي كه توسط ولمن و هامپتون (Hampton & Wellman) در سال 2000 در مطالعه عمده مناطق سيمكشي شده كانادا و مداركي كه توسط تيمز و فرلندر (Ferlander & Timms) در مطالعه جامعه حاشيهايي سوئد (از سال 2001تاكنون) ارائه شدهاند،آندسته از افرادي را در برميگيرد كه هم درآنلاين و هم درجامعه محلي از بيشترين فعاليت برخوردار ميباشند. درخصوص مطالعه كشور كانادا،سكنه طبقه متوسط با يكديگر و با دنياي دور از خانه ارتباط برقرار مينمودند.در مطالعه كشور سوئد، متعاقب اضمحلال شبكه محلي متوقف شده كه توسط انجمن مسكن حمايت مالي ميگرديد، سكنه آن منطقه از كافي اينترنت استفاده نمودند.در مقياس وسيع اينترنت ميتواند بعنوان پايگاهي براي توسعه اشكال جديدروزنامهنگاري اجتماعي درنظر گرفته شود.مكاني كه روزنامهنگاران به صورت فيزيكي و نيز به صورت مجازي گردهم ميآيند، درچنين حالتي، خلق بالقوه مفهوم غني هويت به شدت تقويت و تثبيت ميگردد.افرادي كه در شبكه محلي مشاركت مينمايند، سطوح عالي رضايت ازجامعه را ابراز مينمايند وفضايي را به جهت گرايش به گروه هاي اجتماعي برخلاق افرادي كه منفك گرديدهاند، اختصاص ميدهند.
به سوي آينده غيرمحلي؟
در حال حاضر حجم قابل ملاحظهايي از تحقيقات وجود دارد كه نتيجهگيري در اين خصوص را محقق ميسازد، مبني بر اينكه كاربرد اينترنت توسط جوامع محلي شيوه مؤثري براي تسريع هويت جامعه ميباشد.مسائل و سؤالات فراواني در خصوص آينده توسعه ارتباط به واسطه كامپيوتر بر جاي خود باقي است. تعيين تاريخ و زمان كاربرد هر چه بيشتر اينترنت در روابط متقابل درون شخصي به صورت متن محورباقي مانده و تنهابه آدرسي فيزيكي، خانه يا اداره كه دسترسي به آنها امكان پذير ميباشد، محدود گرديده است. با توسعه و گسترش انواع ارتباط بدون سيم با پهناي باند بالا ـ نسل سوم تلفن موبايل ـ "ارتباط مبتني بر كامپيوتر، در هر مكاني امكان پذير خواهد بود، با اين وجود، به علت مستقل بودن آن از مكان، شخص باگروه ارتباط مستقل و آزاد مواجه خواهد گرديد". ولمن (Wellman 2001).
معناي فنآوريهاي جديداينست كه ماازانواع ارتباط مكان به مكان بسمت تماس شخص باشخص گام برميداريم.پاسخ به پرسش«شما اهل كجا هستيد؟ممكنست به آدرس پست الكترونيكي مبدل گردد. موفقيت ياعدم موفقيت نسل سوم ارتباطات بدون سيم ممكنست به داشتن عواقب اقتصادي صرف براي شركتهاي ارتباطات تلفني و مشكلات بلند مدت سهام دارانشان خاتمه دهد.
منابع:
• Beamish, A (1995).Communities online: community-based computer networks, unpublished Masters thesis, Massachusetts Institute of Technology, February 1995. Available at http://sap.mit.edu/anneb/cn-thesis/
• Blanchard, A. and Horan, T. (1998). “Virtual communities and social capital”. Social Science Computer Review, 16.
• Bornstein, K. (1994). Gender Outlaw: On men, women, and the rest of us. New York: Routledge.
• Castells, M. (1996-2000). The Rise of the Network Society. Oxford: Blackwell.
• Castells, M. (2001). The Internet Galaxy: Reflections on the Internet, Business and Society. Oxford: Oxford University Press.
• Dibbel, J. (1999). My Tiny Life: Crime and Passion in the Virtual World. London: Fourth Estate.
• Doheny-Farina, S. (1996). The Wired Neighborhood. New Haven: Yale University Press.
• Donath, J.S. (1999). Identity and deception in the virtual community. In Smith, M.A. and Kollock, P. (eds). Communities in Cyberspace. London: Routledge.
• Etzioni, A. (ed 1998). The Essential Communitarian Reader. Lanham: Rowman & Littlefield.
• Gurstein, M. (2000). Community Informatics: Enabling communities with information and communications technologies. New York: Idea Group
• Hampton, K. and Wellman, B. (2000). “Examining community in the digital neighbourhood: early results from Canada’s wired suburb.” In Ishida, T. and Isbister, K. (eds) Digital Cities: Technologies, Experiences, and Future Perspectives. Berlin: Springer-Verlag.
• Harasim, L. (ed 1993). Global Networks. Cambridge, MA: The MIT Press.
• O’Brien, J. (1999). Writing in the body: Gender (re)production in online interaction. In Smith, M.A. and Kollock, P. (eds). Communities in Cyberspace. London: Routledge.
• Reid, E. (1998). “The Self and the Internet: Variations on the Illusion of One Self.” In Gackenbach, J. (ed). Psychology and the Internet: Intrapersonal, interpersonal, and transpersonal implications. San Diego: Academic Press.
• Rheingold, H.(1993).The Virtual Community. Reading: Addison-Wesley. (Later editions online at http://www.rheingold.com/vc/book/)
• Schuler, D. (1996). New Community Networks: Wired for Change. New York: ACM Press.
• Turkle, S. (1995). Life on the Screen: Identity in the age of the Internet. New York: Simon & Schuster.
• van Gelder, L.(1986). The strange case of the electronic lover. In Gumpert, G. and Fish, S.L. (eds). Talking to Strangers: Mediated therapeutic communication. Norwood, NJ: Ablex.
• Wellman, B. (1997). An electronic group is virtually a social network. In Kiesler, S. (ed) Culture of the Internet. Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum.
• Wellman, B. (ed 1999). Networks in the Global Village. Boulder, CO: Westview Press.
• Wellman, B. (2001). Physical place and cyberplace: the rise of networked individualism. In Keeble. L. and Loader, B.D. (eds). Community Informatics: Shaping Computer-Mediated Social Relations. London: Routledge.
• Wirth, L. (1938). Urbanism as a Way of Life. American Journal of Sociology, XLIV.