| 7- شهر، معنا و كيفيت فضايي در عصر پست مدرن:
عصر پست مدرن، عصر دگرگونيهاي بنيادين در تمام عرصههاي زندگي انسان و از آن جمله در زمينه معماري و شهرسازي بوده است: «در حقيقت، ما در عصري زندگي ميكنيم كه اجزا و عناصرش با شتاب زياد از مركز انساني و از هر گونه مقصد منطقي و مستقل در جهت انسانيت فاصله ميگيرند.»(14) انسانها حس ميكنند در جامعهاي بيهدف، بي معني و بدون آينده و در شهري زندگي ميكنند كه درك و كنترل قوانين حاكم بر آن از عهده آنان خارج است. در حقيقت، با شروع عصر پست مدرن، فصل جديدي از خودبيگانگي، خودستيزي و سرخوردگي رقم خورده است و احساسات، تمايلات و تفكرات مردم دستخوش تغييرات بنيادين شده است. معماران و شهرسازان به حوزهاي بسيار مبهم و ناآشنا وارد شدهاند كه چيز زيادي در آن ديده نميشود. درحقيقت، شهرسازي پسامدرن نوعي «دل تنگي براي حقيقت گم شده» و «جست و جو براي معناي از دست رفته»است.
عصر پسامدرن، عصر بياعتباري و درهم شكستن حقايق عظيم متافيزيكي است. اين هستي در هم شكسته (ontological absence) با استفاده از استعاره دريدا خود به فرايند بيپاياني از تفسيرها و تأويلهاي گوناگون تبديل شده است. در نگرش پست مدرن هر كس صلاحيت دارد جنبههاي مختلف وجود را بر مبناي ارزشهاي ذهني خويش تأويل كند. «پراكندگي و گستردگي هويتهاي چندگانه سبب شده است هيچ فرهنگي و هيچ فراروايتي به تنهايي ياراي پاسخگويي به مسايل جديد پيش روي بشر را نداشته باشد».(15) به همين جهت است كه شهرسازي پست مدرن به دنبال رويكردي چندگانه و لحاظ كردن دستآوردهايي است كه در ديگر نظامهاي معرفتي حاصل شده است. براي شهرساز پست مدرن هر چيزي ميتواند ايده طراحي را در اختيار بگذارد. اين استراتژي خواستار فضايي است مستقل از «منطقگرايي خشك» مدرنيسم و «سبكگرايي و تقليد از نهادهاي از پيش ساخته شده» مدرنيستهاي متأخر.
شهرسازي پست مدرن آميزهاي التقاطي از فرهنگها و سنتهاي مختلف است. ويژگي اصلي فضاي شهري پست مدرن را ميتوان در كدها و رمزگذاريهاي چندگانه، مبهم، كنايهآميز و طنزآلود، گزينشهاي متنوع، پركنده و متضاد، و در عدم استمرار، گسست و ناهماهنگي و عدم تجانس جست و جو كرد. نزد شهرسازان پست مدرن، بعد صوري (ساختاري)، و مفهومي (محتوايي) فضا دگرگون ميشود. وجوه اشتراك شهرسازان پست مدرن اتفاق نظر آنها عليه منطق و خردگرايي مدرن و چند منظوره و چندمعنايي كردن فضاهاي شهري است.
شكلهاي جديد فضايي پست مدرني مبتني بر ايده عدم قطعيت در انديشه پسامدرن است. ايدهاي كه سبكهاي ناهمگون، رفتارهاي متفاوت شهري و حتي سازوكارهاي مختلف را در يك فضا در كنار هم ميپذيرد، بدون آنكه يكي بر ديگري برتري يابد.
شهر پست مدرن، شهر عدم تناسبها، به هم ريختگيها و ازدحام و شهر جنبش و حركت است. از نظر پست مدرنها فضاهاي شهر همچون بافت به هم پيچيده و هم تافتهاي از رخدادهاي درون آن نمود مييابد كه در آنها سيستمهاي مختلف فضايي، كاركردها و فعاليتها با يكديگر در ميآميزند، و، در نتيجه، بافت كل فضا را مشخص ميكنند. نتيجه آن، شهري با بيشمار ابژههاي شهري متفاوت از يكديگري است كه اين شهر را ميسازند و از سوي ديگر، قابل تفكيك به يك اصل واحد نيز نيستند. در حقيقت، «شهر پست مدرن را بازيهاي زبانياي شكل ميدهند كه دايماً در حال توسعهاند. هر بازي قواعد خاص خود، اسطورهها و ادعاهاي خاص خود را دارد كه جملگي بيانگر جوهره، خصلت و سرشت زندگي شهري پست مدرن محسوب مي شوند.»(16)
و بدين ترتيب است كه شهر پست مدرن مكان تحولها، عدم قطعيتها و قابليت تحرك و جابهجايي اشكال، فضاها و نيروها ميشود؛ مكاني از تداخل انسانها، ماشينها، فرهنگها و طبيعت، بدون اينكه هيچ كدام بر ديگري برتري داشته باشد. در اين صورت، وظيفه پست مدرن تسهيل جريان فعاليتها ميشود، نه به نظم درآوردن و منسجم كردن آنها.
فضاي شهري پست مدرن فضايي است كه به گروههاي اجتماعي صرفنظر از جنسيت، هويت، قوميت و مذهب اجازه حضور هم زمان ميدهد. اين فضا، فضاي تقابلها و تضادهاست و اين خود جنبه مهمي از ارتباط در فضاي شهري پست مدرن است؛ به همين جهت است كه شهرسازي پست مدرن سوداي پذيرش ذهنيتهاي ديگر و اساساً ديگران را در مواجهه با خود ميپروراند؛ و رابطه ما نيز با فضا رابطهاي برون موضعي خواهد بود. در اين شهر، جست و جوي فراروايت طراحي و برنامهريزي شهري – كه سوداي آن دارد كه پديدههاي شهري را بشناسد، تحليل كند، به نظم درآورد و، از اين طريق، بتواند مدلهاي مناسب و درست ساماندهي فضايي را ارائه دهد- كاري عبث و بيهوده خواهدبود.
|
رد حقيقت و نفي فراروايتها
|
وانمودگي
|
پلوراليسم و كثرتگرايي
|
انكار معنا
|
نفي متافيزيك
|
فلسفه
|
- تمام نظرياتي كه بر پايه مفاهيم خرد و حقيقت استوار بود، جز ساختارهاي تصنعي چيزي بيش نيست.
- حقیقت ساختی است، و نه یافتنی
- شناخت، قطعی و کلی نیست و تنها می تواند جزیی و محدود باشد،
- هیچ واقعیت نهایی و هیچ اقتدار نظریه ای مشروعیت ندارد
|
- زندگي نه بر اساس واقعيت، كه بر اساس الگوها و همانندسازيها و بازنماييها بنا شده است.
- بازنمايي كه در مقابل حضور امر عيني و تجربي قرار دارد، بدين معني است كه واقعيت بسته به زبان و نشانههاست و همين نمايش عيني واقعيت را ناممكن ميسازد
|
- گوناگوني و كثرت اصل بنيادي پست مدرن است و بر چند گانگي فرهنگها قوميتها و حتي خرد تأكيد دارد.
- پايان جهانبيني واحد
- تجليل و تكريم از جريانات محلي، منطقهاي و خاص
- درك نسبي و پارهپاره از حقيقت
|
- هرپديدهاي از روابط بسيار پيچيدهاي تشكيل شده است و هيچ چيز مانند انسان، كلمات، متون و … معناي واحد ندارد و به صور گوناگون قابل تعبير است.
- برخلاف تصور بنيانگرايانه در پس هيچ متني معناي عميقي در كار نيست.
- معنا غايب است و به بيان درنميآيد.
|
- هرگونه معرفت عيني درباره جهان نفي ميشود.
- فاصله، غياب و تمايز بجاي وحدت و هماهنگي در زمان و مكان
- غيريت مقدم بر رابطه دال و مدلول و در نتيجه هر نظام زباني
- منكر وجود مؤلف و عامل خودمختار و وجود معناست و بر كليت تجزيه شده اثر تأكيد ميورزد.
|
شهر
|
- به جاي كل شهر تنها بخش كوچكي از آن را دربرميگيرد.
- انجام تغييرات جزيي در فضا
- بافت به هم پيچيده و همتافتهاي از رخدادها، كاركردها، سيستمها و فعاليتها
- از ميان رفتن فراروايت برنامهريزي و طراحي شهري كه سوداي نظم دادن به فضاي شهري را دارد.
- وظيفه شهر تسهيل جريان فعاليتها است، نه به نظم درآوردن آنها
|
- تصوير عمومي جايگزين فضاي عمومي در شهر شده است.
- ظهور «شهرهاي مجازي»
- شهر تجربه مدنيتي است كه مرزهاي واقعيت و مجاز در آن درهم آميختهاند.
- شهر سكانسي از تصاوير متعدد است كه در مقياسهاي زماني و مكاني بر روي هم انداخته ميشوند.
- شهر انبوهي از علايم و نشانهها است.
|
- تنوع سبكها و سكونتگاهها و تنوع فضايي در يك مكان
- شيوههاي استفاده از فضا بسيار ناهمگون است.
- اغتشاش شرط اصلي شهر پست مدرن
- تضادها، دوگانگيها و چندگانگيها عامل اصلي شكلدهي به شهر
- شهر از بيشمار خرده نظامهاي كوچك تشكيل شده است.
|
- تأكيد بر تجربه شخصي و فردي از فضا كه بسيار متنوع باشد.
- استفاده از تمثيل و استعاره در طراحي
- هيچ حقيقت و معنايي در پس ظاهر يك فضا وجود ندارد.
- نامحدود بودن، فاقد سلسله مراتب، نامنسجم بودن و عدم مركزيت داشتن
- عدم تناسب، به هم ريختگي، ازدحام و جنبش
|
- شهر مدلي از متن است بدون معنا
- طراحي يعني شكل دهي به بازيهاي زباني متنوع
- شهر از فقدانها و غيبتها (يگانگي، خاطره، پيوستگي)تشكيل شده است.
- بعد صوري (ساختاري) و محتوايي (مفهومي) فضا دگرگون ميشود.
- فني نقش معمار و شهرساز و تأكيد بر جايگزيني فرايند طراحي
|
جدول {1}: بررسي تطبيق شهر و فلسفه در عصر پست مدرن
8- دستهبندي شهرسازان پست مدرن بر اساس نگرش به معنا:
گفتيم كه عصر پست مدرن، دوره ظهور كثرتگرايي و نفي همه فراروايتهاست؛ در حقيقت، تمام روايتهاي بزرگ و ايدههاي آرماني تاريخ جاي خود را به بينشهاي شخصي و كوچك داده است. اكثر شهرسازان پست مدرن رويكردي چندگانه به شهر دارند و در انديشههاي خود از دستآوردهاي نظامهاي فلسفي و معرفتي استفاده ميكنند.
اين سخن بدين معني است كه افكار و انديشههاي شهرسازان پست مدرن را به طور عمده بايد بر اساس نگرشهاي فرهنگي و ساختارها و روابط فضايي و اجتماعي خاص و برحسب آنچه در عمل انجام ميدهند، مورد ارزيابي و سنجش قرار داد. اين نكته ما را به نتيجه كلي ديگري ميرساند كه معناي نهايي تفكر اين شهرسازان – كه همراه با مفاهيم كاملاً مجزاي آنها كه از بسترهاي متفاوت فكري و ذهني و انديشهاي سربر ميآورد- ماهيتي كاملاً شخصي دارد.
ما اين انديشهها را در چهار دسته تقسيم بندي ميكنيم:
الف. تئوري مبتني بر ارتباط شهر و رسانهها (شامل الگوهايي نظير واقعيت، مجاز، كامپيوتر و تكنولوژيهاي ارتباطي و اطلاعاتي)
ب. تئوري مبتني بر ارتباط شهر و نشانهها (شامل مفاهيمي نظير كولاز و مونتاژ)
ج. تئوري مبتني بر ارتباط شهر، زبان و متن (مبتني بر جهتگيريهاي فلسفي، زباني و ساختاري)
د. تئوري مبتني بر ارتباط شهر و معني (شامل دغدغههاي هنجاري، ارزشي و معنايي)
الف. تئوري انديشه مبتني بر ارتباط شهر و رسانهها:
اين دسته از شهرسازان انديشه خود را بر تأثير انقلاب اطلاعات و ارتباطات و نيز رسانههاي گروهي و جمعي بر شكل گيري فضاي شهر و ساخت كالبدي و فضايي آن معطوف كردهاند. از نظر آنان، فنآوريهاي جديد و كاربردهاي انفورماتيك و رايانهها در زندگي شهري تحول عظيمي به وجود آوردهاند. الكترونيك چه در مفهوم عيني آن (زندگي در قطار، اتومبيل و هواپيما) و چه در استفاده از ابزار اطلاعات (راديو، تلويزيون و اينترنت) مفاهيم جديدي از فضا و مكان را ايجاد كرده است. از نظر آنها، تكنولوژيهاي ارتباطي شهر هستهگرا و مركز گراي مدرن را از لحاظ زماني و مكاني در خود حل ميكند و نوعي تمدن شهري بدون شهر به وجود ميآورد. در بين اين شهرسازان دو نگرش عمده وجود دارد: عدهاي اين تغييرات پيش آمده را مثبت ارزيابي ميكنندو از نتايج اين انقلاب و تأثير آن بر ساخت شهرها و به وجود آمدن نوع جديدي از شهر نظير «شهر مجازي» و ارتباطات جهاني شهرها استقبال ميكند؛ و، در سوي ديگر، عدهاي ديگري نيز كاملاً به اين نتايج بدبين هستند و معتقدند كه اين رسانهها به از دست رفتن فضاي عمومي شهر دامن زده است.
شهرساز
|
سال
|
متن
|
مفاهيم شهرسازي
|
آرشي گرام
|
1978
|
|
زيبايي شناسي شهر شامل تكنولوژي كامپيوتر و مصنوعات دورريختني است- وحدت ديالكتيكي تكنولوژي و طبيعت- توسعه شهر بر اساس فنسالاري نوين.
|
پل ويريليو
|
1992
|
|
شهر فضاي عمومي خود را از دست داده است- تصوير عمومي جايگزين فضاي عمومي شده است- مردم در بيهودگي سرعت و ارتباطات حبس شدهاند.
|
جدول {2}: شهرسازان پست مدرن و رسانهها
ب. تئوري انديشه مبتني بر ارتباط شهر و نشانهها:
اين دسته از شهرسازان از استعارههايي چون كولاژ و مونتاژ در شهر استفاده ميكنند و شهر پست مدرن را معجوني از تصاوير متعدد و متنوع ميدانند كه در مقياس فضايي و زماني روي هم انداخته ميشوند. فضاي شهر، به زعم اين انديشمندان، همچون تصاوير سينمايي و تلويزيوني عمل ميكند. در اين نگاه، فضاي شهر به نشانههاي مختلفي تبديل ميشود، نشانههايي كه مرز واقعيت و مجاز در آنها مشخص نيست. آنها معتقدند درك فضاي شهر و حقيقت همين دريافت و مصرف اين نشانههاست و شهروند پست مدرن با اين نشانهها محاصره شده است.
شهرساز
|
سال
|
متن
|
مفاهيم شهرسازي
|
تيواري
|
2000
|
|
خوانايي شهر مديون علايم و نشانههاست- شهر از نشانههاي متنوع و متعدد تشكيل شده است.
|
رابان
نواك
|
1974
1989
|
شهر نرم
شهر سيال
|
شهر پست مدرن منعطف است و مرزهاي عينيت و ذهنيت در آن از ميان رفته است.
شهر از محيط طبيعي و مصنوعي تشكيل شده است و ارزش محيط مصنوع و نشانهها در شهرهاي كنوني بيشتر است.
|
جدول {3}: شهرسازان پست مدرن و نشانهها
ج. تئوري انديشه مبتني بر ارتباط شهر، زبان و متن:
اين گروه از شهرسازان به شهر به عنوان مدلي از يك متن توجه ميكنند كه بيشتر ناشي از ديدگاههاي «پساساختارگرايانه» (post structuralism) آنان است. آنها معتقدند كه اين بينش و نگرش به شهر نقش مردم را از كاربر به خواننده تغيير ميدهد و تجربه شهري به فرايندي تبديل ميشود كه در آن نويسنده (و شهرساز) هيچ نقشي ندارد و حقيقت تنها از تجربه و ادراك شخصي است كه به دست ميآيد. از نظر آنان، شهرساز شهر را به عنوان يك متن مينويسد و اين نوشتار با قراردادن لايههاي مختلف ومفاهيم متعدد بر روي هم به دست ميآيد و مخاطب بسته به ظرفيت و قابليت ادراكي خود اين متن را ميخواند و اين بازي زباني و خواندن مدوام تكرار ميشود. شهرساز با «شراكت» خود در اين گسستگي و حضور يافتن در اين بازي نوآوري ايجاد ميكند و خواننده يا كاربر با «خواندن» اين متن بدون هيچگونه هدفگيري در ميانه قطعيت و بنبست معنا به عقب و جلو ميرود.
شهرساز
|
سال
|
متن
|
مفاهيم شهرسازي
|
بوير
|
1992
|
شهر مجازي
|
شهر يك متن است – كالبد شهر در ذهن ساكنانش جاي دارد.
|
برگام
|
1990
|
|
شهر يك بازي زباني است – استعاره ای است با ماهیت اطلاعاتی
|
آيزنمن
|
1989
|
معماري و نظريه بيان نقش
|
كالبد شهر دياگرامهاي روزانه تصوير ذهني ما از شهر است.
|
جدول {4}: شهرسازان پست مدرن، زبان و متن
د. تئوري انديشه مبتني بر دغدغههاي هنجاري و معنايي شهر:
اين دسته از شهرسازان هيچ گونه معنايي را براي شهر مترتب نميبينند و معتقدند كه بازي معناشناسي فضاي شهر تا بينهايت ادامه دارد و هيچگاه اين امكان وجود ندارد كه بتوان معناي نهايي و ثابت براي شهر در نظر گرفت. از نظر آنان، فضاي شهري پست مدرن فضايي تعريف نشده و بيمرز است، فضايي كه تبلور و بازتاب كننده روابط اجتماعي، تاريخي و هويتي است، بدون اينكه هيچ معنا و مفهومي را بازنمايي كند. اين شهرسازان معتقدند كه شهر محصول هيچانگاري و بيمفهوم است. هيچ چيز مطلق نيست و لزوماً هيچ فهم صحيحي وجود ندارد و بدين صورت است كه شهر در حالت نامتمركز باقي ميماند و در خود بر غياب يك حقيقت واحد و آشكار تأكيد ميكند. از سوي ديگر، مكانيزمهاي پيچيده زندگي شهري خودبهخود تغييرات وسيعي در شناختشناسي شهر به وجود آورده است و كالبد شهر و زندگي شهري را دستخوش تغييرات بنيادي معنايي كرده است.
شهرساز
|
سال
|
متن
|
مفاهيم شهرسازي
|
آيزنمن
|
1992
|
|
شهر هيچمعنايي را بازنمايي نميكند- شهر بيانكننده تجربههاي ذاتي خودش است.
|
چومي
|
1982
|
معماري رويداد
|
شهر تركيبي از برنامهها و فضاهاي متغير- اغتشاش در شهر- تجربه شهر از طريق برخورد و گسست شدت بخشيده ميشود.
|
كولهاوس
|
1994
|
شهر بيشناسه
|
شهر امروز بيهويت و بيشناسه است- معجوني از واقعيتهاي تكه تكه است – طراحي به صورت مكانهاي مجزا و پراكنده برحسب نيازهاي محيطي، سياسي و فرهنگي صورت ميگيرد.
|
شينوهارا
|
1987
|
سبك چهارم
|
اغتشاش شرط اساسي شهر پست مدرن – بينظمي بصري در شهر- فقدان يگانگي و خاطره معناي شهر پست مدرن است.
|
جدول {5}: شهرسازان پست مدرن و معنا
پاورقيها:
1- اين مقاله برگرفته از بخشي از پايان نامه نگارنده (Email: amir – rafiee @ arch. Iust. ac.ir) با عنوان «هستي، فضا و معنا» است كه به راهنمايي جناب آقاي دكتر عبدالهادي دانشپور (استاديار گروه طراحي شهري دانشگاه علم و صنعت، (Email: denshpour @ just.ac.ir) به رشته تحرير درآمده است.
2- احمدي، بابك؛ مدرنيته و انديشه انتقادي؛ نشر مركز، چاپ سوم (تهران، 1377) ص 271.
3- مدني پور، علي؛ طراحي فضاي شهري؛ فرهاد مرتضايي، انتشارات شركت پردازش و برنامهريزي شهري، چاپ دوم (تهران، 1384) ص 73.
4- مدني پور، علي؛ همان، ص 286.
5- گيدنز، آنتوني؛ پيامدهاي مدرنيته؛ محسن ثلاثي، نشر مركز، چاپ سوم، (تهران، 1384) ص 60.
6- Meta Narratives؛ اين اصطلاح، نخستينبار توسط ليوتار به كار گرفته شد و منظور از آن، ايدههاي بزرگ در تاريخ مانند ايده پيشرفت، ايده مذهب و … است.
7- احمدي، بابك؛ همان، ص 271.
8- مددپور، محمد؛ آشنايي با آراي متفكران درباره هنر، جلد 5، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، تهران، 1384.
9- اسمارت، بري؛ شرايط مدرن، مناقشههاي پست مدرن؛ حسن چاوشيان، نشر اختران، چاپ اول (تهران، 1383) ص 180.
10- جنكس، چارلز؛ پست مدرنيسم چيست، فرهاد مرتضايي، نشر كاهر، چاپ اول (مشهد، 1379) ص 22.
11- همان، ص 27.
12- آيزنمن، پيتر؛ تو معماري را ترسيم ميكني ولي من آن را ميسازم، مجموعه معماري و شهرسازي، گنج هنر، چاپ اول، تهران، 1384، ص 24.
13- بحريني، سيدحسين؛ تجدد، فراتجدد و پس از آن در شهرسازي، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، تهران، 1378، ص 162.
14- ياراحمدي، محمود؛ به سوي شهرسازي انسانگرا، شركت پردازش و برنامهريزي شهري، چاپ اول، تهران، 1379، ص 231.
15- شايگان، داريوش؛ هويت چهل تكه: افسونزدگي جديد و تفكر سيار، فاطمه ولياني، نشر فرزان، چاپ اول، 1380، ص 14.
كتابنامه
- آيزنمن، پيتر؛ (1384) آيزنمن در برابر لئون كراير، محمدرضا جودت و همكاران، تو معماري را ترسيم ميكني ولي من آن را ميسازم، مجموعه مقالات معماري و شهرسازي، گنج هنر، چاپ اول، تهران، 1384.
- احمدي، بابك؛ (1377) مدرنيته و انديشه انتقادي؛ نشر مركز، چاپ سوم، تهران.
- اسمارت، بري؛ (1383) شرايط مدرن، مناقشههاي پست مدرن؛ حسن چاوشيان، نشر اختران، چاپ تهران، 1378.
- بحريني، سيد حسين؛ تجدد، فراتجدد و پس از آن در شهرسازي، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، تهران، 1378.
- شايگان، داريوش؛ هويت چهل تكه: افسونزدگي جديد و تفكر سيار، فاطمه ولياني، نشر فرزان، چاپ اول، تهران، 1380.
- گيدنز، آنتوني؛ پيامدهاي مدرنيته، محسن ثلاثي، نشر مركز، چاپ دوم، تهران، 1384.
- مددپور، محمد؛ آشنايي با آراي متفكران درباره هنر، جلد 5، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، تهران 1384.
- مدنيپور، علي؛ (1384) «طراحي فضاي شهري»؛ فرهاد مرتضايي، انتشارات شركت پردازش و برنامهريزي شهري، چاپ دوم، تهران.
- نوذري، حسينعلي؛ (1379) پست مدرنيته و پست مدرنيسم، انتشارات نقش جهان، چاپ اول.
- ياراحمدي، محمود؛ (1379) به سوي شهرسازي انسانگرا، شركت پردازش و برنامهريزي شهري، چاپ اول، تهران.
|