اين تصور كه هر انساني عقيده خاص خود را دارد در عرصه اخلاق بسيار نيرومند است. در اين عرصه، مساله درست و نادرست كاملا شخصي و ذهني است. بنابراين باور، اگر شما اعتقاد داشته باشيد كه فلان رفتار خاص، غير اخلاقي است و من اعتقاد داشته باشم كه اخلاقي است، هر دو ما درست مي گوييم. نظر شما «از نظر خودتان درست است» و نظر من هم «از نظر خودم درست است».
اين منظر پرطرفدار، به نظر ميرسد كه خيلي معقول است و نشان از وسعت نظر دارد، در حالي كه كاملا سطحي و بيمايه است. تقريبا هر روز موقعيتهايي پيش ميآيد كه لازم ميشود مردم به شيوهاي منطقي آنها را ناديده گرفته يا زير پا بگذارند. تا حالا شنيدهايد كه كسي بگويد: دزدي، تجاوز، خشونت و فحاشي براي آنهايي كه واقعا به درستي آن اعتقاد دارند، از لحاظ اخلاقي پذيرفته است؟ اگر معلم ببيند كه داريد سر امتحان تقلب ميكنيد، آيا او توضيح شما را ميپذيرد كه بگوييد به اعتقاد شما هدف وسيله را توجيه ميكند؟ اگر در آزمايش الكلآزمايي تنفسي معلوم شود كه دوست شما هنگام رانندگي مشروب زيادي خورده و مست بوده است، آيا پليس حكم ميكند كه بگذاريد او طبق اعتقاد اخلاقي خودش رفتار كند؟ تقريبا هر سازمان يا شركت معتبري يك آييننامه اخلاقي دارد كه در آن رفتارهاي لازم و رفتارهاي قدغن مشخص شدهاند. هر كشوري يك مجموعه قوانين دارد كه در آن مجازاتهاي متخلفان تعيين شده است. حتي قوانيني بينالمللي وجود دارد كه مسائل يا پيشامدهاي ميان كشورها را بررسي و حل و فصل ميكند. اين آييننامهها و نظامهاي حقوقي گاه به سبب بداهتشان به چشم نميآيند. اينها را حكم اخلاقي ساخته است، همان كنش ذهنياي كه تمام مردم در تصميمگيريهاي هر روزه خود درباره درست و نادرست به كار ميبندند. اينها مشروط به محدوديتها و نواقص هستند. عقايد درباره مباحث اخلاقي، مثل عقايد ديگر، ممكن است درست يا نادرست باشد.
آيا هيچ معيار و ملاكي وجود دارد كه با به كار بستن آن احتمال درست بودن قضاوتهاي اخلاقي خود را بالا ببريم؟ حتما، بدون شك. مهمترين معيارها اينها هستند: وظايف و تعهدات، آرمانها، پيامدها و عواقب.
وظايف و تعهدات: وظايف و تعهدات همان قيد و بندهاي رفتاري هستند، ضرورياتي كه ما در انجام كاري به كار ميبنديم يا از آن اجتناب ميورزيم. آشكارترين انواع تعهدات، توافقهايي صوري مثل قرارداد بستن است. انواع ديگر شامل تعهدات حرفهاي و شغلي و تعهدات دوستي و شهروندي است. وقتي دو يا چند تعهد متعارض و ناسازگار وجود داشته باشند، بايد آنكه از همه مهمتر است در اولويت قرار بگيرد.
آرمانها: در يك مفهوم كلي، آرمانها مفاهيم ممتاز هستند، اهدافي كه بيشترين هماهنگي را در درون خودمان و در ارتباط با ديگران موجب ميشوند. آرمانها در عرصه اخلاق، مفاهيم و تصورات ويژهاي هستند كه به ما ياري ميرسانند تا براي مردم احترام قائل شويم.چند نمونه قابل ذكر از آرمانها شرافت، صداقت، عدالت و انصاف هستند. وقتي دو يا چند آرمان در شرايط خاصي در تعارض با هم قرار گرفتند، مهمترينشان بايد در اولويت قرار بگيرد.پيامدها و عواقب: نتايج سودمند و يا مضر كاري است كه هم بر خود فرد انجام دهنده آن كار و هم بر ديگران تاثير ميگذارد. هر سنجشي كه بخواهد از پيامدها به عمل بيايد، بايد انواع مختلف پيامدها را در نظر داشته باشد: فردي و گروهي مادي و عاطفي؛ فعلي و بعدي (يا مستقيم و احتمالي)؛ عمدي و غيرعمدي؛ آشكار و نامحسوس؛ ممكن؛ محتمل؛ قطعي؛ كارهايي كه پيامدهاي سودمندي دارند بايد بر آنها كه ضرر دارند ترجيح داده شوند و در جايي كه پيامدها درهمند (برخي سودمند و برخي ناسودمند) آنكه خير بيشتر و شر كمتري دارد، ارجح است.