راه درست شناخت دين اسلام اين است كه آن را به عنوان يك نظام در نظر بگيريم. اسلام چنين نيست كه فقط از دستهاي از عقايد و اعمال پراكنده و گسسته از هم يا ظواهر و تشريفاتي بدون روحي وحدتبخش تشكيل شده باشد. اسلام نظام تام و كاملي است كه از جانب خداوند براي هدايت انسانها در تمام ابعاد حيات انساني و در تمام و تحت همه شرايط وحي شده است. اسلام مجموعهاي نظاممند است كه داراي تمامي مولفههاي لازم براي تامين نيازهاي نوع بشر در سطح جهاني تا ابد ميباشد. اسلام به روشني، آرمانهاي خود و ابزارهاي نظري و عملي لازم براي رسيدن به آنها را بيان نموده است. قابليت و توانايي دين اسلام در رويارويي با طيف گستردهاي از چالشها و سختيها در دورانهاي مختلف و توانايي براي پيشرفت مستمر در شرايط مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و بدون اينكه هويت و تماميت خود را از دست بدهد، نشانهاي است از كارآيي و قابليت عالي نظام فكري اسلام.
البته مسلمانان بيش از هركس ديگر به اين مساله اذعان دارند كه اين موفقيت و استحكام به سبب خود دين اسلام است و نه كارهاي مسلمانان يا حاكمان. در آنچه در پي ميآيد به سه ويژگي عمده اسلام از ديدگاه شيعه و يا به عبارتي ديگر، به سه ويژگي عمده تفكر شيعي ميپردازيم. آن سه ويژگي عبارتند از: معنويت، عقلانيت و عدالتطلبي. البته ويژگيهاي عمده ديگري وجود دارد كه در يك بحث جامع بايد مورد بحث و بررسي قرار گيرد، مانند: پويايي، ترغيب و تشويق به هنر، دانش و جنبههاي ديگر تمدن، جامعيت، موازنه ميان دنيا و آخرت، موازنه ميان جسم و روح و موازنه ميان فرد و جامعه.
عدالتطلبي
يكي از آموزههاي اصلي تشيع، عدل الهي است. خداوند عادل است و هرگز بر خلاف عدالت رفتار نميكند. عدل با عقل شناخته ميشود و وحي نيز آن را تاييد ميكند. قرآن چنين ميگويد:ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا ميكنيم، پس به هيچكس كمترين ستمي نميشود؛ و اگر به مقدار سنگيني يك دانه خردل (كار نيك و بدي) باشد، ما آن را حاضر ميكنيم و كافي است كه ما حسابكننده باشيم! (سوره انبيا، آيه 47) خداوند با عدالت با انسانها رفتار ميكند و از آنها نيز ميخواهد كه با ديگران با عدالت رفتار نموده و در جامعه بشري عدالت را حاكم سازند. مساله عدل الهي صرفاً يك مساله كلامي نيست، زيرا داراي لوازم عملي مهم و آشكاري ميباشد. تمام پيامبران براي تحقق بخشيدن به عدالت آمدهاند:
ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب (آسماني) و ميزان (شناسايي حق از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند؛ و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروي شديد و منافعي براي مردم است، تا خداوند بداند چه كسي او و رسولانش را ياري ميكند بيآنكه او را ببينند؛ خداوند قوي و شكستناپذير است! (سوره حديد، آيه25)
خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان ميدهد؛ و از فحشا و منكر و ستم، نهي ميكند؛ خداوند به شما اندرز ميدهد، شايد متذكر شويد! (سوره نحل، آيه90)
بر همگان لازم است عدالت را در زندگي فردي و اجتماعي خود پياده سازند. مسلمان واقعي كسي است كه با خود، همسر، فرزندان و هركس ديگري حتي دشمنان خود عادلانه رفتار نمايد. مطابق فقه شيعه مناصب ديني يا سياسي اجتماعي فراواني وجود دارند كه دارنده اين مناصب بايد از عدالت برخوردار باشند. به طور مثال، امام جماعت و جمعه، شهود، قاضي، مرجع تقليد، حاكم و ولي فقيه همگي بايد عادل باشند.
در اسلام حكومت وسيله غيرقابل جايگريني براي تحقق بخشيدن و حمايت از عدالت است. جامعه عادل تنها با توزيع عادلانه قدرت و ثروت به وجود ميآيد. در اينجا به چند حديث از پيامبر اكرم(ص) و ائمه(ع) درباره اين موضوع اشاره ميكنيم:
1 - در فتح مكه، يكي از زنان ثروتمند و از خانواده اشراف مرتكب سرقت شد. پيامبر تصميم به مجازات او گرفتند. اعضاي خانواده او و ديگر افراد نزد پيامبر رفتند و از ايشان خواستار عفو و بخشودگي شدند. پيامبر درخواست ايشان را نپذيرفت و ايشان را جمع نمود و فرمود كه امتهاي پيشين به اين دليل از بين رفتند كه با طبقه فقير و محروم با تبعيض رفتار شده و آنها مورد ستم قرار گرفتهاند.
2 - امام علي(ع) در تبيين علت پذيرش خلافت پس از مرگ عثمان چنين فرمودند:
بهخدا سوگند، خدايي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اگر نه اين بود كه جمعيتبسياري گرداگردم را گرفته و به ياريام قيام كردهاند و از اين جهت حجت تمام شده است و اگر نبود عهد و مسووليتي كه خداوند از علما و دانشمندان (هر جامعه) گرفته كه در برابر شكمخواري ستمگران و گرسنگي ستمديدگان سكوت نكنند، من مهار شتر خلافت را رها ميساختم و از آن صرفنظر مينمودم و آخر آن را با جام آغازش سيراب ميكردم (آنوقت) خوب ميفهميديد كه دنياي شما (با همه زينتهايش) در نظر من بيارزشتر از آبي است كه از بيني گوسفندي بيرون آيد! (نهج البلاغه، خطبه3)
3 - در توصيف برنامهها و سياستهاي خويش براي اصلاح توزيع ناعادلانه منابع، امام علي بر بازگرداندن اموال عمومي به ناحق تصاحب شده به بيتالمال چنين تاكيد مينمايد:
به خدا سوگند! آنچه از عطاياي عثمان و آنچه بيهوده از بيتالمال مسلمين به اين و آن بخشيده، اگر بيابم به صاحبش بازميگردانم، گرچه زناني را به آن كابين بسته و يا كنيزاني را با آن خريده باشند، زيرا عدالت گشايش ميآورد و آنكس كه عدالت بر او گران آيد، تحمل ظلم و ستم بر او گرانتر خواهد بود! (نهجالبلاغه، خطبه 15 )
4 - روزي امام علي(ع) گردنبندي را
بر گردن دختر خود مشاهده كردند. ايشان از دختر خود پرسيدند كه اين گردنبند از كجاست. وي پاسخ داد كه از خزانه به عاريت گرفته است. حضرت خزانه دار را احضار كردند و از وي علت جريان را جويا شدند. خزانهدار گفت كه اين گردنبند به صورت امانت است و پس از ثبت آن در اختيار قرار داده شده است. حضرت او را مرخص نمود و فرمود كه اگر غير از اين ميبود، مجازات سرقت را در مورد دختر خويش اجرا مينمود.
از ديدگاه اسلام حاكمان علاوه بر زندگي اجتماعي، بايد در زندگي شخصي خود نيز عادل باشند. آنها ميبايست وظايف شخصي خود را همچون مسووليتهاي سياسي - اجتماعي مانند احترام به حقوق شهروندان به انجام رسانند. رعايت عدل و اعتدال در امور شخصي و اجرايي تواما لازم است.
«عاصم»گفت: اي امير مومنان! اما تو خود با اين لباس خشن و آن غذاي ناگوار به سر ميبري (در حالي كه پيشوا و امام ما هستي؟ و بر ما لازم است به تو اقتدا كنيم).
فرمود: واي بر تو! من مثل تو نيستم (وظيفه من غير از شما است) خداوند بر پيشوايانحق واجب شمرده كه بر خود سخت گيرند و همچون طبقه ضعيف مردم باشند، تا نداري فقير او را هيجان نياورد كه سر از فرمان خداوند برتابد. (نهجالبلاغه، خطبه 209)
علاوه بر رعايت عدالت توسط خود، حاكمان ميبايست عدالت اجتماعي را تحقق بخشيده و از تعدي كارگزاران خود يا شهروندان به عدالت جلوگيري نمايند. امام علي عليهالسلام در نامهاي به«عثمان بنحنيف انصاري» فرماندار بصره، پس از آنكه به حضرت گزارش داده شد، كه يكي از ثروتمندان بصره وي را به ميهماني دعوت كرده و او پذيرفته است ميفرمايند:
اما بعد! اي پسر حنيف! به من گزارش داده شده كه مردي كه از متمكنان اهل«بصره» تو را به خوان مهمانياش دعوت كرده و تو به سرعت به سوي آن شتافتهاي، در حالي كه طعامهاي رنگارنگ و ظرفهاي بزرگ غذا يكي بعد از ديگري پيش تو قرار داده ميشد. من گمان نميكردم تو دعوت جمعيتي را قبول كني كه نيازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه ميخوري بنگر (آيا حلال است يا حرام؟) آنگاه آنچه حلال بودنش براي تو مشتبه بود از دهان بينداز و آنچه را يقين به پاكيزگي و حليتش داري تناول كن!
آگاه باش! هر مامومي امام و پيشوايي دارد كه بايد به وي اقتدا كند.
آيا به همين قناعت كنم كه گفته شود: من امير مومنانم؟ اما با آنان در سختيهاي روزگار شركت نكنم؟! و پيشوا و مقتدايشان در تلخيهاي زندگي نباشم؟ من آفريده نشدم كه خوردن خوراكيهاي پاكيزه مرا به خود مشغول دارد، همچون حيوان پرواري كه تمام همش، علف است و يا همچون حيوان رهاشدهاي كه شغلش چريدن و خوردن و پركردن شكم ميباشد و از سرنوشتيكه در انتظار او است بيخبر است آيا بيهوده يا مهمل و عبث آفريده شدهام؟ (نهجالبلاغه، نامه 45)
يكي از جنبههاي نظام سياسي مقبول از ديدگاه اسلام اين است كه شهروندان بايد بتوانند نسبت به نقض قوانين اسلام يا حقوق انسانها اعتراض نمايند. امام علي(ع) در نامه به مالك اشتر كه به عنوان حاكم مصر تعيين شده بود، چنين مرقوم داشتند:
براي مراجعان خود وقتي مقرر كن كه به نياز آنها شخصاً رسيدگي كني! مجلس عمومي و همگاني براي آنها تشكيل ده و درهاي آن را به روي هيچكس نبند و بهخاطر خداوندي كه تو را آفريده تواضع كن و لشكريان و محافظان و پاسبانان را از اين مجلس دور ساز! تا هركس با صراحت و بدون ترس و لكنت سخنان خود را با تو بگويد، زيرا من بارها از رسول خدا صليالله عليه و آله و سلم اين سخن را شنيدم «ملتي كه حق ضعيفان را از زورمندان با صراحت نگيرد، هرگز پاك و پاكيزه نميشود و روي سعادت نميبيند» سپس خشونت و كندي آنها را در سخن تحمل كن، در مورد آنها هيچگونه محدوديت و استكبار روا مدار كه خداوند بهواسطه اين كار، رحمت واسعش را بر تو گسترش خواهد داد و موجب ثواب اطاعت او براي تو خواهد شد. (نهجالبلاغه، نامه 53)
مسلمانان نبايد نسبت به كارهاي بد و رفتار ظالمانه ديگران بيتفاوت باشند و به طور خاص، بايد نسبت به جرمهايي كه توسط حكومتها انجام ميشود، حساس باشند، زيرا بدترين مجرمها، حاكمان مجرم هستند كه بر حق جامعه و امت اسلامي تعدي ميكند. امام علي ميفرمايند:
كسي كه امانت را خوار شمارد و دست به خيانت آلايد و خويشتن و دينش را از آن منزه نسازد درهاي ذلت و رسوايي را در دنيا به روي خود گشوده و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود و بزرگترين خيانت، خيانت به ملت است و رسواترين تقلب، تقلب به پيشوايان مسلمين والسلام... (نهجالبلاغه، نامه 26)
هرگاه حاكمان اخلاق يا قوانين اسلامي را ناديده بگيرند، بايد به ايشان تذكر داده شود و در صورت اصرار بر عملكرد خود، مسلمانان بايد اعتراض و در صورت لزوم قيام نمايند تا جلوي نهادينهشدن بيعدالتي گرفته شود. قرآن ميفرمايد:
شما بهترين امتي هستيد كه براي [نفع] بشريت آمده است؛ شما امر به معروف و نهي از منكر نموده و به خدا ايمان داريد. (سوره آلعمران، آيه 110) خداوند بيان آشكار بديها را دوست ندارد، مگر از سوي كسي كه مورد ظلم و ستم قرار گرفته است و خداوند شنوا و دانا است. (سوره نساء، آيه 148)
پيامبر اكرم در اين مورد چنين ميفرمايد: بهترين جهاد، كلامي است كه در مطالبه عدل در مقابل حكمران ستمگري به زبان آورده ميشود.
ايشان همچنين ميفرمايد: همانا شما امر به معروف و نهي از منكر كنيد؛ در غير اين صورت، افراد فاسق و بدكار بر شما مسلط شده و آنگاه حتي دعاي افراد نيكوكار در ميان شما مستجاب نخواهد شد.
امامان اهل بيت همواره در مقابل ستم حاكمان ظالم ايستادگي نمودند. شاهد روشن و محكم آمادگي ايشان براي فداكاري و تحمل هرگونه مشكل در اين مورد، اين واقعيت است كه جز امام دوازدهم كه در غيبت به سر ميبرد، همه امامان به شهادت رسيدند و هيچيك با مرگ عادي از دنيا نرفتند. بسياري از پيروان ايشان نيز كشته شده يا مورد حبس و آزار قرار گرفتند.
تاريخ شيعه مملو از مبارزات و جنبشهاي انقلابي است كه خواهان پياده نمودن عدالت و قوانين اسلامي بودهاند. تكاندهندهترين و درسآموزترين حادثه در طول تاريخ شيعه، حماسه كربلا است. در تبيين علت امتناع از بيعت بايزيد (خليفه غاصب اموي) و قيام خود، امام حسين فرمودند: من مرگ را جز سعادت و زندگي و در كنار ظالمان بودن را جز تيرهروزي نميدانم.
طبري در كتاب تاريخ الامم والملوك از امام حسين نقل مينمايد: اي مردم هركس حاكم جائري را ببيند كه محرمات الهي را تجويز نموده، پيمانهاي الهي را نقض كرده، برخلاف سنت پيامبر عمل نموده و با دشمني و گناهكاري با مردم رفتار مينمايد و با او با قول يا فعل اعتراض ننمايد، او را در جايگاه همان حاكم جائر قرار خواهد داد.
حادثه غمبار كربلا و پيامدهاي آن به خوبي روشن ساخت كه جامعه اسلامي دچار انحراف جدي از مسيري شده بود كه پيامبر اكرم(ص) بنا نهاده بودند. تنها اميدي كه براي نجات اسلام و سنت پيامبر و بيداري مردم وجود داشت، اين بود كه جامعه با ضربه ناشي از حادثهاي غمبار و در عين حال انديشهخيز تكان خورده و به خود آيد.
اين حادثه چيزي جز فداكاري بزرگ نوه پيامبر نبود. او با دهها تن از ياران و خويشان به شهادت رسيد و فرزندش امام سجاد همراه با خواهرش زينب و ساير خانمها و كودكان به اسارت گرفته شدند. در راه كربلا امام حسين پيامبر را در خواب ديدند كه فرمود: خداوند ميخواهد تو را كشته و ايشان را اسير ببيند.
بسياري از اشخاص پس از اين فاجعه و مصيبت بزرگ به خود آمدند.
قيامها و جنبشهاي متعددي صورت گرفت كه نهايتاً به سقوط بنياميه منجر گشت. خلفاي عباسي با شعار انتقامخواهي از بنياميه و طلب رضا و خشنودي آلمحمد كه مورد ستم و تعدي بنياميه بودند، روي كار آمدند. البته بنيعباس نيز از مسير عدالت دور شدند و بسياري از امامان اهل بيت(ع) و شيعيان بيگناه را به شهادت رساندند. شيعيان نيز با تبعيت از امامان خويش از آغاز اميد چنداني به خلفاي بنيعباس نداشتند و به تلاشهاي عدالتخواهانه خود همواره ادامه دادند.
در اين ميان آنچه از همه مهمتر است اين است كه امام حسين ثابت نمود شهادت، آرماني مقدس و وسيلهاي كارآمد براي حمايت از اصول و ارزشهاي اسلامي و مقابله با ظلم، بيعدالتي و بدعتها ميباشد. به همين دليل است كه پيامبر فرمودند: حسين از من و من از حسين هستم.
روشن است كه امام حسين از پيامبر بود زيرا وي نهتنها نوه پيامبر بلكه پيرو صادق و مخلص پيامبر بود. اما اين مطلب حائز اهميت است كه چرا پيامبر ميفرمايد: من از حسين هستم.
به نظر ميرسد منظور پيامبر اين است كه بقاي اسلام و پيام و رسالت وي نيازمند قيام و شهادت شجاعانه حسين است. اگر حسين و مجاهدت شجاعانه او نبود، اسلام حقيقي و ناب محمدي تداوم نمييافت. در روز عاشورا امام حسين خود چنين گفت: اگر دين محمد جز با كشته شدن من پا بر جا نميماند پس اي شمشيرها مرا دريابيد. آموزه منجي كه در اسلام با نام مهدي شناخته ميشود فصل مهمي از كتاب قطور عدالت در اسلام است. به طور مثال، پيامبر فرمودند: خداوند براي ما اهل بيت [يعني پيامبر و خاندانش] زندگي آخرت را بر زندگي دنيا برگزيده است و اهل بيت من رنج و بلاي زيادي خواهند ديد، سپس آنها از خانه و كاشانه خويش رانده ميشوند. سپس مردمي از شرق كه پرچمهاي سياه را حمل ميكنند، خواهند آمد و حق را مطالبه خواهند نمود. خواست ايشان اجابت نميشود و لذا جنگ در گرفته و پيروزي ايشان ظاهر ميشود.
در اين زمان به ايشان پيشنهاد داده ميشود كه خواستهاي نخستين ايشان اجابت خواهد شد، ولي ايشان نميپذيرند و سرانجام حكومت را به مردي از خاندان من تسليم مينمايند تا زمين را از عدالت مملو سازد همانطور كه از فساد پر خواهد شد. پس هركس آن زمان را درك كند بايد به ايشان پيوسته ولو اينكه لازم باشد روي برف و يخ سينهخيز حركت كند، زيرا خليفه الله، مهدي، در ميان ايشان است.