۱۶ بهمن سومين سالگرد ارايه پاسخ تاريخى رهبر فرزانه انقلاب به نامه جمعى از دانش آموختگان حوزه در باب آزاد انديشى و نهضت توليد علم است. مقاله زير به همين مناسبت از سوى دبير هيات حمايت از كرسى هاى نظريه پردازى، نقد و مناظره با بهره گيرى از بيانات رهبر معظم انقلاب تهيه و در اختيار خبرگزارى «مهر» قرار گرفته است.
پيام رهبر معظم انقلاب كه به مثابه يك سند بسيار ارزشمند هم اكنون به چراغ راه حوزه و دانشگاه در پيمودن راه رشد و ترقى تبديل شده است، يك روش شناسى بسيار فشرده و دقيق نيز براى بسط آزاد انديشى و خلاقيت علمى به شمار مى رود. از اين رو شايسته است در اين مناسبت ضمن مرورى اجمالى بر فرمايشات رهبر معظم انقلاب هر يك از مخاطبان اين پيام مجددا نسبت به بازبينى و ارزيابى وظايف و عملكرد خود به ويژه در سه سال اخير مبادرت كنند.
خروج از انفعال رمز موفقيت
شايد اين نخستين بارى است كه جمعى از فضلاى حوزه به دور از فضاهاى سنگين سياسى و تبليغاتى و رها از مشغله هاى روزمره تمام نشدنى دور هم جمع شده و طى يك اقدام مبتكرانه ديدگاه هاى خود را درباره يكى از حياتى ترين مسايل كشور با رهبر انقلاب درميان مى گذارند و علاوه بر پاك كردن تهمت بزرگ جمود و سكون از دامن حوزه، افتخار كمك به شكل گيرى نهضت توليد علم را به نام حوزه ثبت مى كنند. مقام معظم رهبرى ضمن قدردانى از اين اقدام از آنها مى خواهند كه با تداوم اين همگرايى تا دستيابى به موفقيت به تلاش خود ادامه دهند: با همه مضمون نامه شما موافقم و از شما و همفكرانتان در حوزه و دانشگاه مى خواهم كه اين ايده ها را تا لحظه عملى شدن و ثمر دادن هرچند دراز مدت تعقيب كنيد نه مايوس و نه شتابزده اما بايد اين راه را كه راه شكوفايى و خلاقيت است به هر قيمت پيمود!
انقلاب و برنامه تاريخى و جهانى
شايد پس از سپرى شدن ۲۸ سال از عمر پرتلاطم انقلاب تاكيد بر نقش و جايگاه تمدن ساز انقلاب براى بسيارى عجيب به نظر برسد اما زمانى كه مقام معظم رهبرى پرده از واقعيتى بر مى دارند كه توجه به آن انقلاب را با ماندگارى و موفقيت در برنامه هاى بزرگ خود روبه رو خواهد ساخت، اين هدف نه تنها دست نيافتنى نمى نمايد بلكه به عنوان يك واقعيت اجتناب ناپذير ،ذهن بسيارى از نخبگان را به خود جلب كرده و وظيفه حوزه و دانشگاه را سنگين تر از قبل معرفى مى سازد: اين انقلاب بايد بماند و برنامه تاريخى و جهانى خويش را به بار نشاند.
خاستگاه واقعى نسل دوم حوزه ودانشگاه
شايد رهبر انقلاب نخستين فردى هستند كه به نسل دوم حوزه و دانشگاه كه بخش اصلى عمرشان را در فضاى انقلاب اسلامى سپرى ساخته و انقلاب را با گوشت و پوست خود عجين كرده اند هويت مستقل مى دهند. اما اين نسل بايد بداند كه كيست؟ چه مى خواهد؟ و چه بايد بكند؟ مقام معظم رهبرى درباره خاستگاه واقعى اين نسل مى فرمايند : همين كه اين عزم و بيدارى و خودآگاهى در نسل دوم حوزه و دانشگاه نيز بيدار شده است همين كه اين نسل از افراط و تفريط رنج مى برد و راه ترقى و تكامل را نه در جمود و تحجر و نه در خودباختگى و تقليد بلكه در نشاط اجتهادى و توليد فكر علمى و دينى مى داند و مى خواهد كه شجاعت نظريه پردازى و مناظره در ضمن وفادارى به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه بيدار شود و اراده كرده است كه سوالات و شبهات را بى پاسخ نگذارد، خود فى نفسه يك پيروزى و دستاورد است و بايد آن را گرامى داشت.
نخبگان نقطه تعادل و آغاز دوره جديد
افراط و تفريط بزرگ ترين آسيب نخبگان ما است كه عملا مسير حركت انقلاب را ابهام آلود و طولانى مى كند. يافتن نقطه تعادل و شناخت مرز افتادن در هرج و مرج در بيان نظرها و ديدگاه ها و نيز گرفتار شدن در منجلاب خودكامگى دقيقا حلقه مفقوده اى است كه با شناسايى و تثبيت آن دوره جديد و تمدن ساز انقلاب آغاز خواهد شد: و آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل ميان هرج و مرج و ديكتاتورى را شناسايى و تثبيت كنند دوران جديد آغاز شده است.
آزادى كليد توليد نرم افزار علمى و دينى
شايد آفت شعارزدگى در اين مقوله حياتى نيز حركت بسيارى از نخبگان و مديران كشور را براى ايجاد زمينه شكل گيرى نهضت توليد علم منحرف كند. اما مقام معظم رهبرى ضمن انتقاد از كسانى كه فضاى آزادى و نقد را در جامعه بسته اند به تبيين منطق آزادى پرداخته و آزادى را فراتر از يك شعار لوكس تبليغاتى به عنوان كليد توليد نرم افزار علمى و دينى معرفى مى كنند: آرى نبايد از آزادى ترسيد و از مناظره گريخت و نقد و انتقاد را به كالاى قاچاق و يا امرى تشريفاتى تبديل كرد، چنانچه نبايد به جاى مناظره به جدال و مدارا گرفتار آمد و به جاى آزادى به دام هتاكى و مسوليت گريزى لغزيد. آن روز كه سهم آزادى سهم اخلاق و سهم منطق همه يكجا و در كنار يكديگر ادا شود، آغاز روند خلاقيت علمى و تفكر بالنده دينى در اين جامعه است و كليد جنبش توليد نرم افزار علمى و دينى در تمام علوم و معارف دانشگاهى و حوزوى زده شده است.
آزادى تفكر، قلم و بيان، هدف اصلى انقلاب
در دورانى كه بحران هاى سياسى امنيتى و اقتصادى يكى پس از ديگرى ذهن مردم و مسوولان را به خود مشغول ساخته است يادآورى هدف و خاستگاه اصلى انقلاب ما را از خطر ركود و اضمحلال فكرى و فرهنگى نجات خواهد داد: بى شك آزادى خواهى و مطالبه فرصتى براى انديشيدن و براى بيان انديشه توام با «رعايت ادب استفاده از آزادى» يك مطالبه اسلامى است و «آزادى تفكر، قلم و بيان» نه يك شعار تبليغاتى بلكه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است
از مرداب سكوت و جمود تا گرداب هرزه گويى و كفرگويى
در حفط و بسط آزاد انديشى دو خطر بزرگ همواره نخبگان ما را تهديد كرده و مى كند. يكى تحجر فكرى، پيشينه ستايى و مشهور گرايى كه رگه هاى آن در دوره هاى فكرى صدر اسلام تا عصر حاضر به تناوب وجود داشته است و محصولاتى چون اخبارى گرى يا مقدس مآبى را پديد آورده و ديگرى كفر گويى كه در سده اخير به ژست روشنفكران غربزده مبدل گرديده و رشد نهال آزادى را با كندى و دشوارى روبه رو ساخته است.
مقام معظم رهبرى با تعابيرى دقيق اين معضل را موشكافى مى كنند: من عميقا متاسفم كه برخى ميان مرداب سكوت و جمود يا گرداب هرزه گويى و كفرگويى طريق سومى نمى شناسند و گمان مى كنند كه براى پرهيز از هر يك از اين دو بايد به دام ديگرى افتاد. حال آنكه انقلاب اسلامى آمد تا هم فرهنگ خفقان و سرجنبانيدن و جمود و هم فرهنگ آزادى بى مهار و خودخواهانه غربى را نقد و اصلاح كند
زاد و ولد فرهنگى؛ عادت ثانوى نخبگان و انديشه وران
زايندگى فكرى و فرهنگى عنصرى اصلى در پويايى و استمرار حركت يك ملت باانگيزه و تحول خواه است و هر گاه اين زايندگى به هر دليلى كند يا متوقف شود، حركت ملت با پژمردگى و مرگ مواجه خواهد شد.
براى دستيابى به يك زايندگى پايدار، به فرهنگ سازى و انتقال اين امر به اعماق جسم و روح جامعه شديدا نيازمنديم. رهبر انقلاب ضمن تبيين ماهيت آزادى مى فرمايند: انقلاب آمد فضايى بسازد كه در آن آزادى بيان مقيد به منطق و اخلاق و حقوق معنوى و مادى ديگران و نه به هيچ چيز ديگرى، تبديل به فرهنگ اجتماعى و حكومتى گردد و حريت و تعادل و عقلانيت و انصاف سكه رايج شود تا همه انديشه ها در همه حوزه ها فعال و برانگيخته گردند و زاد و ولد فرهنگى كه به تعبير روايات پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت ايشان(ع) محصول تضارب آرا و عقول است عادت ثانوى نخبگان و انديشه وران گردد.
چالش هاى علمى و فرهنگى؛ راز شكوفايى تمدن اسلامى
بر خلاف ديدگاه برخى تمدن اسلامى در تعاملات ارتباطات و مواجهات علمى و فرهنگى همواره سود برده است و علما و دانشمندان ما نه تنها هيچگاه از ورود و يا هجمه شبهات و ديدگاه هاى معارض نهراسيده اند بلكه آن را همواره مايه تقويت و ترقى انديشه و فرهنگ اسلامى مى دانند ضمن آنكه براى حضور فعال در عرصه فكرى، اشراف و تسلط بر تازه ترين مسايل و تحولات علمى امرى اجتناب ناپذير است و بستن اين باب به بهانه صيانت از فرهنگ دينى خلاف مبناى استوار و تجربه تاريخى مسلمانان است: فرهنگ اسلامى و تمدن اسلامى همواره در مصاف با معضلات جديد و نيز در چالش با مكاتب و تمدن هاى ديگر شكفته است و پاسخ به شبهه نيز بدون شناخت شبهه ناممكن است.
بلبشوى فكرى و جولانگرى صاحبان قدرت، ثروت و تريبون
كشور ما در چند دهه اخير همواره از كيد دشمنان و منافقان در ايجاد فضاى فكرى مبهم تنش زا و خسته كننده رنج برده است؛ ضمن آنكه در بسيارى اوقات در ايجاد اين فضا دوستان ناآگاه نيز شريك و سهيم بوده اند. از نظر رهبر انقلاب در چنين فضاى آلوده اى تنها دشمنان سود خواهند برده و دوستان دچار سكون و عقب گردهاى پى در پى خواهند شد: اما متاسفانه گروهى به دنبال سياست زدگى و گروهى به دنبال سياست زدايى دائما تبديل فضاى فرهنگى كشور را به سكوت مرداب گونه يا تلاطم گرداب وار مى خواهند تا در اين بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تريبون بتوانند تاثيرگذار و جريان ساز باشند و سطح تفكر اجتماعى را پايين آورده و همه فرصت ملى را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسايند و درگيرى هاى غلط و منحط قبيله اى يا فرهنگ فاسد بيگانه را رواج دهند و در نتيجه صاحبان خرد و احساس ساكت و مسكوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان بركنار و در حاشيه مانده و منزوى خسته و فراموش شوند. در چنين فضايى جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها تكرارى و ثابت و سطحى و نازل مى شود. هيچ فكرى توليد و حرف تازه اى گفته نمى شود. عده اى مدام خود را تكرار مى كنند و عده اى ديگر تنها غرب را ترجمه مى كنند و جامعه و حكومت نيز كه تابع نخبگان خويشند دچار انفعال و عقبگرد مى شوند. چنانچه در نامه خود توجه كرده ايد، براى بيدار كردن عقل جمعى چاره اى جز مشاوره و مناظره نيست و بدون فضاى انتقادى سالم و بدون آزادى بيان و گفت وگوى آزاد با حمايت حكومت اسلامى و هدايت علما و صاحبنظران، توليد علم و انديشه دينى و در نتيجه تمدن سازى و جامعه پردازى ناممكن يا بسيار مشكل خواهد بود.
نهادينه سازى آزادى بيان و توليد علم تحت حمايت قانون
از نظر مقام معظم رهبرى قانون گرايى و توجه به اصول اساسى اسلام تنها راه علاج بيمارى هاى فكرى در جامعه است و مراجع قانون گذار موظف به حمايت و نهادينه سازى آزادى بيان و توليد علم در قانون مى باشند: براى علاج بيمارى ها و هتاكى ها و مهار هرج و مرج فرهنگى نيز بهترين راه همين است كه آزادى بيان در چارچوب قانون و توليد نظريه در چارچوب اسلام حمايت و نهادينه شود.
ضرورت تشكيل كرسى هاى نظريه پردازى نقد مناظره و پاسخ به سوالات
مقام معظم رهبرى نهايتا مجموعه نظرات را به يك گام عملى و شايسته براى آغاز اين حركت رهنمون مى كنند و پيشنهاد نخبگان حوزه را براى ايجاد مجامع علمى تخصصى براى بيان آزادانه ديدگاه هاى علمى و نقد بدين صورت تاييد و هدفمند مى سازند: به نظر مى رسد كه هر سه روش پيشنهادى شما يعنى تشكيل ۱. كرسى هاى نظريه پردازى ۲. كرسى هاى پاسخ به سوالات و شبهات ۳. كرسى هاى نقد و مناظره، روش هايى عملى و معقول باشند و خوب است كه حمايت و مديريت شوند؛ به نحوى كه هرچه بيشتر مجال علم گسترش يافته و فضا بر دكان داران و فريبكاران و راهزنان راه علم و دين تنگ تر شود.
توليد فكر و نظريه، يك ارزش عمومى در حوزه و دانشگاه
باب توليد نظريه و فكر كه با كليد آزادى باز خواهد شد، تنها از طريق تبديل شدن به يك ارزش و فرهنگ ملى در كشور به نهضت و جنبش فراگير تبديل مى شود و لذا يكى از اقدامات مسوولين در مرحله كنونى ارتقاى بينش عمومى درباره اهميت و ارزش اين مقوله حياتى است. لذا رهبر انقلاب مى فرمايند: بايد توليد نظريه و فكر تبديل به يك ارزش عمومى در حوزه و دانشگاه شود.
ضرورت تشويق نوآوران
تشويق مهم ترين روش براى استمرار و گسترش توليد علم است، به طورى كه بايد قدرشناسى از دانشمندان نوآور و خلاق به يك عادت فراموش نشدنى در دستگاه علمى كشور مبدل گردد: در قلمروهاى گوناگون عقل نظرى و عملى از نظريه سازان تقدير به عمل آيد وبه نوآوران جايزه داده شود و سخنانشان شنيده شود تا ديگران نيز به خلاقيت و اجتهاد تشويق شوند.
رقابت پذيرى در عرصه توليد علم
رقابت صحيح علمى يكى ديگر از روش هاى موفق در توسعه روحيه پژوهش و نوآورى است و فضاى حوزه و دانشگاه را با شادابى و نشاط علمى مورد نياز مواجه مى سازد؛ لذا مقام معظم رهبرى بر لزوم ايجاد چنين فضايى تاكيد مى كنند: بايد ايده ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامى با يكديگر رقابت كنند و مصاف دهند تا جهان اسلام اعاده هويت و عزت كند و ملت ايران به رتبه اى جهانى كه استحقاق آن را دارد بار ديگر دست يابد.
توليد علم در همه رشته ها
گرچه توليد علم در عرصه علوم انسانى به منزله تحكيم پى ساخت هاى فرهنگى در جامعه دينى و گريز از علم زدگى مدرن به شمار مى رود ليكن رهبر انقلاب تعميم اين جريان را به همه رشته ها ضرورى توصيف مى كنند: من بر اين پيشنهاد مى افزايم كه اين ايده چه در قالب مناظره هاى قانونمند و توام با امكان داورى و با حضور هيات هاى داورى علمى و چه در قالب تمهيد فرصت براى نظريه سازان و سپس نقد و بررسى ايده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه تنها محدود به برخى قلمروهاى فكر دينى يا علوم انسانى و اجتماعى نيز نماند بلكه در كليه علوم و رشته هاى نظرى و عملى (حتى علوم پايه و علوم كاربردى و. . . ) و در جهت حمايت از كاشفان و مخترعان و نظريه سازان در اين علوم و فنون و صنايع نيز چنين فضايى پديد آيد.
استاندارد سازى و گريز از گفت وگوهاى نازل، عوامانه و تبليغى
يكى از آفات مهم در شكل گيرى و ارتقاى كرسى هاى نظريه پردازى، نقد و مناظره، خروج از حيطه آكادميك و تنزل سطح علمى مباحث است كه مى تواند با استانداردسازى صحيح مورد صيانت قرار گيرد. در عين حال نگرانى از آفت زدگى به ويژه در حركت هاى فراگير همواره وجود دارد بر اين اساس مقام معظم رهبرى مى فرمايند: و البته براى آن كه ضريب علمى بودن اين نظريات و مناظرات پايين نيايد و پخته گويى شود و سطح گفت و گوها نازل و عوامانه و تبليغاتى نشود بايد تمهيداتى انديشيد و قواعدى نوشت. اينجانب با چنين طرح هايى همواره موافق بوده ام و از آن حمايت خواهم كرد.
چه كسانى مسوول هستند؟
آنچه ارزش و اتقان اين پيام مهم و حكيمانه را دو چندان مى كند، توجه رهبرى به ساز و كارهاى اجرايى و ابهام زدايى از وظايف و ماموريت هاى دستگاه هاى مسوول است. لذا در پايان اين پيام رهبر معظم انقلاب مسير حركت دو مرجع كليدى در اين موضوع، يعنى شوراى عالى مديريت حوزه در عرصه معارف دينى و نيز شوراى عالى انقلاب فرهنگى در تمام رشته ها را روشن مى سازند: و از شوراى محترم مديريت حوزه علميه قم مى خواهم تا با اطلاع و مساعدت مراجع بزرگوار و محترم و با همكارى و مشاركت اساتيد و محققين برجسته حوزه براى بالندگى بيشتر فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسير و ساير موضوعات تحقيق و تاليف دينى و نيز فعال كردن نهضت پاسخ به سوالات نظرى و عملى جامعه تدارك چنين فرصتى را ببينند. از شوراى محترم انقلاب فرهنگى و به ويژه رياست محترم آن نيز مى خواهم كه اين ايده را در اولويت دستور كار شورا براى رشد كليه علوم دانشگاهى ونقد متون ترجمه اى و آغاز دوران خلاقيت و توليد در عرصه علوم و فنون و صنايع و به ويژه رشته هاى علوم انسانى ونيز معارف اسلامى قرار دهند تا زمينه براى اين كار بزرگ به تدريج فراهم گردد و دانشگاه هاى ما بار ديگر در صف مقدم تمدن سازى اسلامى و رشد علوم و توليد فناورى و فرهنگ قرار گيرند. بى شك هر دو نهاد از طرح هاى پيشنهادى فضلاى دانشگاهى و حوزوى و از جمله طرح شما استفاده خواهند كرد تا با رعايت همه جوانب مساله جنبش پاسخ به سوالات، مناظرات علمى و نظريه پردازى روشمند را در كليه قلمروهاى علمى حوزه و دانشگاه نهادينه و تشويق كنند.
آنچه گذشت، ضرورت ارايه گزارش
يكى از دغدغه هاى رهبر انقلاب در اين منشور شكل گيرى يك بناى مستحكم براى آغاز درست اين حركت در كشور است و لذا ايشان با تذكر اين مهم كه پيگيرى اين امر نبايد دچار فرسايش ادارى شود، مسوولان را موظف به طراحى اين حركت تا يكسال پس از ابلاغ اين پيام مى كنند. حال بايد ديد در سه سالى كه گذشت دو مرجع اصلى يعنى شوراى عالى حوزه و شوراى عالى انقلاب فرهنگى چه اقداماتى انجام داده اند. مقام معظم رهبرى درخصوص ضرورت پيگيرى سريع اين موضوع مى فرمايند: اميدوارم كه مراحل اجراى اين ايده دچار فرسايش ادارى نشده و تا پيش از بيست و پنجمين سالگرد انقلاب، نخستين ثمرات مهم آن آشكار شده باشد.