باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 90 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
دلايل و عوامل پيروزي و شكست
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: احمد - الخضري

منبع: سایت - مرکز اطلاع رسانی فلسطین

 
 

هر كس كه درباره واقعيت هاي امت اسلامي و به خصوص درباره اوضاع ملت فلسطين انديشه و تامل كند، در مي يابد كه عوامل پيروزي به وفور يافت مي شود؛ ولي همانگونه كه اسباب پيروزي زياد به چشم مي خورد، متاسفانه هم زمان اسباب و عوامل شكست نيز بسيار زياد است. البته منظور ما از شكست در اين جا تاخير در دست يابي به پيروزي و يا فزوني سختي ها و درد و رنج است.

به حمد الله اسباب و عوامل پيروزي با مقايسه ساده اي ميان اوضاع بيست سال قبل ( قبل از انتفاضه اول) و وضعيت كنوني بسيار زياد شده است و ما در اين جا تنها به گوشه اي از آن اشاره مي كنيم. همه به ياد دارند كه مساجد در آن زمان خالي از نمازگزاران بود و فقط افراد مس و سالخورده قبل از پايان عمر دريافته بودند كه نماز فرض و واجب است و جزء اركان پنجگانه اسلامي مي باشد كه اسلام و ديانت بدون آن بر پا نمي شود و تازه همين افراد مسن طبعا با حسن نيت و ناآگاهي از احكام شرعي از ورود كودكان و افراد كم سن وسال به مساجد جلوگيري مي كردند تا آرامش و حالت خضوع و خشوعشان برهم نزده شود در حالي كه آنان با توجه به عدم درايت و پختگي و عدم آگاهي از دين در آن زمان تا دست يابي به خشوع فاصله زيادي داشتند.

در آن زمان تنها وظيفه مساجد خواندن نمازهاي فرض و سنت در آن ها بود كه بعد از اداي اين فرايض و سنن درهايشان بسته مي شد. خود آرايي و بي حجابي از ويژگي هاي اين دوره بود كه البته منظور ما نمايان بودن موهاي زنان و پوشيدن لباس هاي كوتاه مي باشد. اما در مورد روزه بايد بگويم بدون عسر و حرج در ماه مبارك رمضان مردم تظاهر به روزه خواري مي كردند و علنا سيگار مي كشيدند به گونه اي كه اين ماه مبارك تفاوتي با ماه ديگر سال نداشت.

در مورد حج متاسفانه مردم اين فريضه را به بخش پاياني و ناتواني عمر و اگر مرگ به سراغشان نمي آمد به بعد از 60 سالگي موكول مي كردند و اين عبادت را صرفا براي اداي فريضه و نه براي اطاعت و تقرب به خدا انجام مي دادند. به حج مي رفتند تا مردم به آن ها حاجي بگويند. جهاد و سازمان هاي نظامي بسيار كم رنگ و ناياب و بسيار محدود و سري بودند. تفريحات و مجالس شادي نيز با حضور رقاصه ها بر پا مي شد و در بسياري از مواقع در مهماني هاي رسمي از مشروبات الكلي استفاده مي شد.

اما اكنون مساجد ما با انبوهي از نمازگزاران پير و جوان و نونهالان آكنده است و اين نونهالان در قرار گرفتن در صف اول نماز با بزرگان رقابت مي كنند و به خواندن نماز صبح بسيار اصرار دارند و حتي كودكان زير هفت سال به نمازهاي جماعت پايبند هستند. مساجد دوباره نقش صدر اسلام خود را باز يافته است (به كانوني براي اداي نماز و برپايي عبادات و تعليم فقه و احكام شرعي و قرآني و فعاليت هاي ورزشي مختلف و مركز ارتباطات اجتماعي و به منبر سياسي تبديل شده است ) روزه ماه مبارك به صورت عادت و ويژگي اجتماعي در آمده است و اكنون كسي ديگر تظاهر به روزه خواري نمي كند. كودكان نيز در روزه داري با هم رقابت و پدران نيز از فرزندانشان حمايت مي كنند. برادران مسيحي ما نيز به اين عبادت احترام مي گذارند در طول ماه مبارك رمضان بدون اين كه به آنان تذكري داده شود از تظاهر به روزه خواري خود داري مي كنند.

در مورد اداي فريضه حج شور و اشتياق وصف ناپذيري در ميان انبوهي از جوانان وجود دارد كه اين فريضه را در سنين جواني ادا مي كنند و آنان دريافتند كه اداي كامل اين فريضه به نيروي جواني نياز دارد و آنان مي دانند كه هدف از اين عبادت تقرب به خداوند در بزرگ ترين مراسم عبادي است و بايد در حالي كه آمرزيده شده اند، باز گردند و در اين مراسم به درستي استغفار و توبه كنند. در مورد جهاد همان گونه كه مشاهده مي شود؛ مقاومت به عنوان يك فرهنگ معاصر در آمده است و جهاد و شهادت به صورت كارهاي روزانه معمولي و عادي تبلور يافته است و مبارزان فلسطيني بسيار زياد به شهادت روي مي آورند و به آن عشق مي ورزند همان گونه كه دشمنانمان به دنيا علاقه دارند. رقابت در راه شهادت به جايي رسيده است كه شيرزنان فلسطيني فرزندانشان را ترك مي كنند و به استقبال شهادت مي روند و اين فرهنگ متعلق به گروه سني مشخص و قشر خاصي نيست بلكه زنان و مردان ميانسال و سالخورده با جوانان رقابت مي كنند. زن با شوهرش خداحافظي مي كند و به سوي عمليات شهادت طلبانه مي رود و از خدا مي خواهد كه آنان همديگر را در بهشت الهي ببينند.

تفريحات و عروسي ها بر اساس موازين اسلامي صورت مي گيرند و از رقاصي و شرابخواري به دور هستند بلكه برعكس ما مي بينيم كه تفريحات و جشن ها در مساجد صورت مي گيرند. اكنون ما درباره حفظ قرآن كريم خبرهاي خوشحال كننده اي را مي شنويم كه چگونه مردم در رده هاي سني مختلف از پنج سال گرفته تا بالاي پنجاه سال به حفظ كلام الهي مي پردازند. نمونه بارز آن رييس اسير مجلس قانون گذاري عزيز دويك و دو تن از نمايندگان اين مجلس است كه توانستند در زندان اشغالگران قرآن را به طور كامل حفظ كنند.

در پايان مي خواهم عامل ديگري را به عوامل پيروزي اضافه كنم كه من اين عامل را از علل صبر و بردباري اين ملت در برابر سختي ها و مشكلات بزرگ مي دانم و آن برابري و مساوي بودن مسئولان و مردم در مواجهه و تحمل محاصره و دشواري هاست به طور مثال نخست وزير منتخب و مردم به طور يكسان نمي توانند از گذرگاه ايزر عبور كنند و همين نخست وزير در ميان اردوگاه آوارگان الشاطي در ميان مردم زندگي مي كند و هيچ كاخ و يا خانه مجللي ندارد در حالي كه مسئولان سابق به گونه ديگري مي زيستند. رهبران مقاومت شهيد مي شوند و فرزندانشان نيز به شهادت مي رسند ولي هيچگاه به عقب برنمي گردند و به ملت پشت نمي كنند و يا اين كه خانواده هايشان را به خارج نمي فرستند تا در امنيت زندگي كنند.

تمامي مواردي كه در بالا به آن اشاره شد در مورد عوامل پيروزي بود اما اسباب و عوامل شكست نيز به وفور يافت مي شود و اكنون مشاهده مي شود كه عده اي از هم نوعان و هموطنان ما به يهوديان بسيار عشق مي ورزند و نسبت به آنان ابراز محبت و علاقه مي كنند و آنان را در آغوش مي كشند و مي بوسند و با هم روابط اجتماعي و معاشرت دوستانه اي دارند و همديگر را به نهار و شام دعوت مي كنند. اين هم وطنان پرهاي رحمت خود را به زيرپاي اشغالگران مي گسترانند و در مقابل از برادران مسلمان خود به طور علني ابراز تنفر و انزجار مي كنند صرفا به اين دليل كه اين برادران مسلمان در پيمودن مسير خفت و خواري از آنان پيروي نمي كنند. تازه همين به ظاهر برادران ميهني بر سر راه و طرح هاي كه اميد مي رود بتواند به آزادي سازي سرزمين فلسطين منجر شود مانع تراشي و سنگ اندازي مي كنند و خود همين افراد در محاصره غزه مشاركت مي نمايند و با دشمن همكاري مي كنند و ناكامي هاي دشمن شيطان صفت را توجيه مي نمايند و دست آوردهاي خفت بار خود را دستاوردهاي تاريخي مي نامند. علاوه بر همه اين ها مجاهدان و مبارزان فلسطيني را به بند مي كشند و به شدت آزار و اذيت مي كنند و گاهي حتي آنان را به شهادت مي رسانند تا عمليات شهادت طلبانه اي صورت نگيرد و يا بتوانند اطلاعاتي را براي دشمن به دست بياورند.

همين عده به شدت تلاش مي كنند تا به تمامي بند هاي توافقات برنامه ريزي شده و خفت بار با اشغالگران پاي بند باشند و از تمامي پيمان هاي ملي كه به منافع ملي فلسطينيان خدمت مي كنند عقب نشيني مي كنند و كناره مي گيرند.

اين عده تمامي راه هاي مقاومت را به باد مسخره مي گيرند و آن ها را موجب درد و رنج ملت مي دانند و مسئوليت اين اقدامات جنايتكارانه را بر عهده دشمن نمي دانند بلكه دشمن را تبرئه مي كنند و رفتار غير انساني آنان را توجيه مي كنند و موشك هاي فلسطينيان را عامل تجاوزات اشغالگران مي دانند و اصرار مي ورزند كه گذرگاه ها در اختيار اسراييلي ها باشد تا از هرگونه تحقق اهداف مقاومت ممانعت به عمل آيد.

و از ديگر اسباب شكست مي توان به سوء استفاده شخصي مسئولان از پست و مقام خود اشاره كرد و ما چه بسيار شنيده ايم و مي شنويم كه فلان مسئول مذاكره كننده مثلا در مورد شهرك سازي هم زمان پيمان كار تامين كننده مصالح ساختماني اين شهرك ها نيز بوده است و باز شنيده ايم كه مثلا فلان مسئول امنيتي بزرگ مسئول ناامني نيز بوده است و يا اين كه فلان كارشناس اقتصادي مسئول پول شويي در مقياس گسترده اي بوده و همين امر موجب فقر بيشتر مردم شده است و ما بارها و بارها در اين زمينه سخنان و اخبار زيادي را شنيده ايم و اين رشته سر درازي دارد.

در پايان مي خواهم توجه همگان را به عامل اساسي شكست كه همان فقدان ويژگي هاي ديني مسئولان سياسي و شيوه هاي انتخاب آنان مي باشد؛ جلب كنم به گونه اي كه انتخاب رييس براساس شيوه هاي غربي است كه ما اميدواريم مردم به زيانبار بودن آن اهميت دهند و با آن مخالفت ورزند.

 

    89 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انتفاضه (103)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   فلسطين (493)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/02/1387

تاريخ شمسی نشر:15/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب