آيا ذخاير نفت جهان رو به اتمام است؟ آيا بشر در آستانه بحراني ديگر در عرصه انرژي همچون شوك نفتي دهه هفتاد يعني شوكي كه ما را به يك دهه ركود اقتصادي كشانيد، است؟
آيا با كوتاهيمان درباره نگهداري منابع و روي آوردن به منابع انرژي جديد، عملا خود را در معرض وابستگي بيش از پيش به منابع نفتي خاورميانه، اين منطقه ناآرام و بيثبات ننمودهايم؟
پاسخ همه اين سوالات مثبت است. شكي وجود ندارد كه منابع نفت و گاز طبيعي در حال كاهش است منابعي غيرقابل جديد كه ميزان كشفيات منابع جديد آن، پس از كشفيات در درياي شمال و خليج پرودا در آلاسكا، براي دهههاي متمادياي رو به كاهش است.
اما نكته مهم اين كه همين ميزان كشفيات هم در مناطقي دور افتاده و يا در كشورهايي بيثبات همچون نيجريه، سودان، روسيه، اندونزي و جمهوريهاي آسياي ميانه بوده است.
در اين ميان، سوال اساسي آن است كه به راستي اين منبع چه زماني به پايان ميرسد؟ برآوردها حكايت از آن دارد كه حدود نيمي از دو تريليون بشكه ذخيره نفت جهان، در دهههاي اخير و به دنبال روند صنعتي شدن جهان به اتمام رسيده است.
شكي وجود ندارد كه نيم ديگر اين موهبت، سريعتر از گذشته به پايان ميرسد؛ به ويژه آن كه ظهور چين، هند و ديگر كشورهاي در حال توسعه كه اقتصادهاي پويا و تشنه نفت دارند، به چنين روندي سرعت بيشتري ميبخشد.
البته در اين بين نبايد از دو عامل مهم يعني مسايل ژئوپلتيك و رفتار شركتهاي نفتي كه كارشناسان نگران انرژي، در محاسبههاي خود بدان توجه دقيقي دارند، غافل ماند. به طور خلاصه، اين دو عامل را ميتوان اين گونه مورد بررسي قرار داد:
1- بيثباتي سياسي
مارتين ولف از روزنامه «فايننشال تايمز» كانادا از جمله چهرههاي اميدوار در اين عرصه است و بر اين اعتقاد است كه قيمتهاي بالاي نفت ميتواند به كشفياتي جديد در عرصه منابع نفتي دامن بزند يعني همان گونه كه در گذشته شاهد آن بودهايم.
وي بدين نكته اذعان مينمايد كه پس از حادثه يازدهم سپتامبر، دولت ايالات متحده به كشمكشي جديد با ابرقدرت نفت جهان يعني خاورميانه كه خود منطقهاي ناآرام در عرصه سياسي است، وارد شد.
به اعتقاد ولف، اين كشمكش به نحوي امريكا را به آزمونهايي كشانيده كه با رنجش و عصبانيت اين كشور همراه شده است و در اين ميان، شرايط دولت رو به تزلزل سعودي، تاثيري مهم داشته است.
نمونه مشابه چنين شرايطي را امريكا يك بار ديگر در سال 1979 و با سقوط رژيم شاه در ايران تجربه كرد؛ رژيمي همچون رژيم كنوني در رياض كه متحد اصلي ايالات متحده در منطقه محسوب ميشد.
ولف در ادامه تحليل خود به اين نكته اشاره مينمايد كه در صورت سقوط دولت سعودي و حتي با خروج موقت اين كشور از مجموعه عرضهكنندگان سوخت، شاهد كاهش ده درصدي بازدهي صنعت در عرصه جهاني خواهيم بود.
امروزه دولت ضعيف و شكننده سعودي كه اصليترين هدف بنلادن نيز محسوب ميشود، به نحو شديدي آسيبپذير شده است.
دون كاكس مدير شركت سرمايهگذاري هريس در شيكاگو، در اين باره ميگويد: «تنها يك حمله موفقيتآميز بن لادن به تجهيزات و تاسيسات نفتي عربستان سعودي و يا حتي به ابوظبي، ميتواند جهان را به ركودي اقتصادي بكشاند.»
اما اين مشكلات تنها به عربستان محدود نشده است. هم اينك در عراق اشغال شده كه به مثابه وصله ناجوري در عرصه جهاني شناخته ميشود، خرابكاران به مانعي تبديل شدهاند كه اين كشور صاحب دومين ذخاير نفتي جهان را حتي از توليد دو و نيم ميليون بشكهاش در دوران پيش از جنگ هم بازداشتهاند.
چنين شرايطي است كه وعده ايالات متحده مبني بر توليد شش ميليون بشكهاي را به رويايي تقريبا دست نيافتني مبدل ساخته است.
2- عقبنشيني شركتهاي نفتي
در حالي كه بهاي نفت نسبت به ميانگين بهاي آن در سالهاي 2003-2002 رشدي 30 درصدي داشته است، شركتهاي نفتي بايد به طور معمول، بخشي از اين سود بادآوردهشان را به تحقيق و اكتشاف منابع جديد اختصاص دهند.
با اين وجود، تاكنون شاهد چنين رويكردي نبودهايم. تنها هزينه اكتشاف و توليد در اين سالها 9 درصد رشد داشته كه اين رشد، كمتر از نيمي از ميزان نمونههاي مشابه افزايش بهاي نفت در سالهاي گذشته بوده است.
شركتهاي «اگزون موبيل» و «شورن تگزاكو» از جمله بزرگترين غولهاي نفتي هستند كه هم اكنون از هرگونه افزايش سرمايهگذاري در مسير كشف و توليد خودداري ورزيدهاند و اين خود بدين معناست كه همين رشد اندك در اين مسير نيز توسط شركتهاي كوچك صورت پذيرفته است.
همان طور كه اشاره شد، شركتهاي بزرگ نفتي نسبت به سرمايهگذاري در مناطق ناآرام، بيش از پيش احتياط ميورزند.
حتي در شرايط حاضر هم اين شركتها نسبت به كاهش شديد و ناگهاني قيمت نفت كه ميتواند به همه معادلات آنها آسيب وارد كند، نگرانند. چرا كه در اواخر دهه نود، شاهد چنين رويدادي يعني رسيدن بهاي هر بشكه به ده دلار بودهايم.
موضوع ديگر آن است كه قدرت تصميمگيري روز به روز در حال محدود شدن به شركتهايي خاص ميشود. در روند ادغام شركتهاي بزرگ نفتي، اين فعالان در عرصه، خود را قادر ميديدند كه حتي پاي به بيثباتترين و رعبآورترين مناطق جهاني گذارند كه البته در سالهاي اخير، خلاف آن را توسط اين شركتهاي بزرگ انحصاري ديدهايم و همين عدم رويكردشان به اين مناطق است كه زمينهساز مشكلاتي در روند تامين انرژي شده است.
نتيجه اين كه در جهان كنوني، برخي موانع سياسي موجود، رفتارهاي نابهجاي شركتهاي نفتي، تلاشهاي بيثمر در راستاي محافظت از اين منابع و نياز غيرقابل پيشبيني شبه قارههايي چون چين و هند، ميتواند ما را با بحراني تمام عيار روبهرو سازد.
در اين باره يكي از مشاورين دولت انگليس در امور انرژي، در مصاحبه خود با نشريه وال استريت گفت: «در صورتي كه شاهد افزايش جدي در روند سرمايهگذاري در منابع جديد نباشيم، بيشك كاهش ذخاير موجود ما را با بحراني عظيم در آستانه سال 2020 مواجه ميسازد.»
انجمن سلامت و انرژي
* انجمن سلامت و انرژي: از جمله انجمنهاي فعال در امريكاي شمالي است كه به مشكلات زيست محيطي و سلامت بشر و طبيعت و نيز بحرانها و مشكلات زندگي جديد ميپردازد