باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 14 تير 1387 كاربران برخط 112 نفر



متن كتاب تصوير صدا نوانما سيما       مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه افراد منابع لغتنامه
   
  
  
    
تقابل شهيد مطهري با تفكرات منتهي به نهادينه سازي اسلام غربي و آمريكايي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی

 
 

از نقاط قوت و از ويژگي هاي بزرگ و مهم شخصيت فكري و علمي انديشمند توانا شهيد آيت الله مرتضي مطهري مبارزه وقفه ناپذير با انحرافات فكري و نماياندن بيراهه هاي وحشت زا و ظلمت خيز و مشخص كردن راه پرفروغ و رهايي بخش دين مبين حق براي رساندن انسان به سلامت و رستگاري است.

بديهي است در بستر تاريخ و همه ادوار زندگي انسان جريان هاي اعتقادي ناسالم و نحله هاي فكري مغشوش با روش هاي گوناگون بر سر راه نشر حقايق و تعاليم و ارزش هاي تحول زاي اسلام مانع ايجاد كرده اند زيرا جامعيت اين دين و قدرت فرهنگ و معارف اسلامي براي ايجاد تحول و تحرك در توده هاي مردم به ويژه نسل جوان را براي تداوم موجوديت خويش و استمرار مطامع و منافع نامشروع و ضدانساني خود بسيار تهديدگر و خطرناك تلقي مي كردند و از همين رو به جاي تسليم در برابر وحي الهي و قوانين اسلامي به عناد و ستيز با آنها مي پرداختند و سد راه رسولان الهي و ائمه دين (ع) مي شدند. اين حركت تخريبي عليه دين مبين حق و قوانين حياتبخش آن علاوه بر جنبه نظامي به صورت تهاجم و تعدي و قتل و نهب از جنبه فكري و تبليغي با فضاسازي هاي آلوده با ايجاد جريان هاي ناسالم و مغشوش و التقاطي نيز صورت مي پذيرفت و اين جلوه از مقابله و مبارزه دشمنان با اسلام از جنبه و جلوه نظامي آن موثرتر و خطرناك تر بوده و هست و شگفت انگيز است كه تحقق شيوه فكري مبارزه با اسلام شرايط و زمينه هايي به وجود مي آورد كه نيروهاي «خودي» ـ يعني سرزمين ها و جوامع اسلامي و مسلمانان به ويژه جوانان و دانشجويان ـ با «تهاجم از درون» كار دشمن را بسيار سهل و آسان مي كنند و راه ورود آنان را به مرزها صاف و هموار مي نمايند و اين فاجعه اسف انگيز زماني به وقوع مي پيوندد كه مسلمين از «هويت ديني» و «خويشتن اسلامي» خود فاصله بگيرند و به نازل ترين سطح از معرفت و شناخت هاي ديني سقوط نمايند و به مرور به «از خودبيگانگي» برسند و بر متاع بزرگ و شريف و گرانبهاي «استقلال» در همه ابعاد چوب حراج بزنند!

يكي از هنرهاي بزرگ متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري اين بود كه با تمام توان و به طور مستمر و بدون وقفه و درنگ با «تهاجم فرهنگي» دشمنان در تمام ابعاد و جنبه ها و جلوه هاي آن مقابله كرد و در برابر انحرافات فكري ناشي از تحركات مختلف و مرموز و پيدا و پنهان آنان ايستادگي نمود و با روش هاي صحيح به پاسخگويي هاي مبتني بر نقد و بررسي و تدقيق و موشكافي و عريان سازي ضعف ها و تزلزل هاي مباني فلسفي و فكري جريان هاي وابسته به قدرت هاي استعماري پرداخت.

در يك نگرش كلي و مجمل يك محور از مبارزات شهيد مطهري با انحرافات فكري را برمي گزينيم. اين محور كه از مهمترين مصاديق حضور و تحرك و مبارزه آگاهي بخش و تحول زاي اين متفكر ارجمند با كژراهه ها مي باشد عبارت است از تقابل شهيد مطهري با اسلام آميخته با مفاهيم غربي و ليبراليستي.

شهيد مطهري با مطالعه و كنكاش هاي علمي دقيقي كه در مكاتب و جريان هاي فكري غرب داشت اولا به پوچي و بي پايگي آن ها واقف گشت و شناخت هاي لازم را نسبت به اين جريان ها كسب نمود. ثانيا از حيله ها و توطئه هاي وابستگان به غرب در ايران براي تقابل همه جانبه با اسلام اصيل مطلع گشت و به مبارزه با آنها پرداخت.

استاد مطهري معتقد بود اسلام آميخته با مفاهيم غربي و ليبراليستي به طور مرموز و نامرئي نفوذ و رخنه مي نمايد و حقيقت اسلام را به شدت تهديد مي كند و تعاليم اصيل و جامع اين دين مبين را با آرايه هاي به ظاهر زيبا و جذاب دگرگون مي نمايد و به نسل جوان عرضه مي دارد. ماهيت اسلام غربي مجموعه اي از آموزه هاي غربي با پوششي از تعاليم اسلامي است و در نهايت انحراف جوانان و دانشجويان و به دام انداختن و در خدمت بيگانگان درآوردن آنان را دنبال مي نمايد.

اين ترفند و حيله كه متفكر شهيد استاد مطهري به خوبي آن را شناخت و به نقد و تحليل و آسيب شناسي آن پرداخت داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگوني مي باشد كه در برخي از آنها تامل مي كنيم:

 

الف ـ نشر افكار و آثار التقاطي

گروهي از روشنفكران غرب گرا و در عين حال به ظاهر اسلام گرا در اثر شيفتگي و دلباختگي در برابر فرهنگ غرب آگاه يا ناآگاه افكار و آثاري را در موضوعات اسلامي منتشر نمودند كه آميخته اي است از آموزش هاي غربي و اسلامي. طبيعي است كه اين گونه آثار براي تشنگان فرهنگ و انديشه اسلامي سم مهلك مي باشد و جرعه هاي زلال معارف ديني را با آلودگي هاي ناشي از ويروس هاي فرهنگ غربي به كام جان نسل جوان مي ريزد و معلوم است كه سرنوشت چنين نسلي چيزي جز گرايش به اسلام غربي و انگليسي و آمريكايي نخواهد بود!

استاد مطهري در موارد گوناگون درباره اين ترفند ـ كه از القائات ديني غرب مي باشد ـ اعلام خطر مي نمايد كه نمونه ذيل يكي از آنهاست:

«... افرادي مسلمان اما ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند اما اخلاق بيگانه فلسفه تاريخ مي نويسند همان طور فلسفه دين و نبوت مي نويسند همانطور اقتصاد مي نويسند همانطور سياست مي نويسند همان طور جهان بيني مي نويسند همان طور تفسير قرآن مي نويسند همانطور...» (1)

متفكر شهيد پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و با توجه به اين كه فرهنگ جامع و غني اسلامي بايد همچنان در اين نهضت بزرگ تاريخي حضور و نقش آفريني داشته باشد و از هر گونه التقاط فكري ناشي از فعاليت جريان هاي غرب گرا جلوگيري به عمل آيد حقايق ذيل را مورد توجه و نظر دقيق همگان قرار مي دهد:

هر نهضت اجتماعي بايد پشتوانه اي از نهضت فكري و فرهنگي داشته باشد و در غيراين صورت جذب فرهنگ هاي ديگر مي شود و به سرعت تغيير مسير مي دهد.

گروهي هايي كه از سرمايه فرهنگ اسلامي بي بهره بوده اند مگس وار در تار عنكبوت ديگران گرفتار آمدند و اين يك تجربه اي است كه از گذشته تاريخ به دست آمده است.

قسمت هايي از فرهنگ هاي ديگر را التقاط كردن و روكشي از فرهنگ اسلام برآن كشيدن خطري بزرگي براي نهضت اسلامي ايران به شمار مي رود و مانع پيشرفت آن مي شود.

ما بايد فلسفه اخلاق فلسفه تاريخ فلسفه سياسي فلسفه اقتصادي فلسفه دين الهي در همه موضوعات را از متن تعاليم اسلام الهام گرفته و تدوين كنيم و در اختيار جامعه قرار دهيم. (2)

 

ب ـ نظريه اجتهاد آزاد

نظريه اجتهاد آزاد در برابر اجتهاد اصيل اسلامي قراردارد و طبيعي است كه آنچه در نقطه مقابل اسلام ناب و جامعيت قوانين همه سونگر آن قرار گيرد ناقص است و نه تنها از آبشخور زلال مايه اي ندارد كه از مرداب هاي عفن و آلوده برمي خيزد و آفت و آسيب مي آفريند.

تفكر اجتهاد آزاد آنچه را كه به عنوان ملاك و معيار برمي گزيند افكار و ديدگاه هاي فردي و سليقه هاي اجتماعي است كه اصل و مبنا واقع مي شود و پوششي از تعاليم اسلام را براي توجيه خود به همراه دارد. يعني «اصل» افكار و سلايق افراد و گروه ها و «فرع» اسلام است ! حال آن كه در اجتهاد اصيل اسلامي منبع و سرچشمه اصلي قوانين دين است كه به طور طبيعي «زمان» و «مكان» در استخراج احكام اسلامي در هر موضوعي نقش دارند و در نهايت آنچه باقي مي ماند تعاليم و قوانين پوياي اسلامي است.

متفكر شهيد نظريه اجتهاد آزاد و غيراصيل را اينگونه مردود اعلام مي نمايد:

«... برخي ديگر كه به مسائل روز توجه دارند و درباره آينده مي انديشند متاسفانه سخاوتمندانه از اسلام مايه مي گذارند. سليقه روز را معيار قرار مي دهند و به نام «اجتهاد آزاد» به جاي آن كه اسلام را معيار حق و باطل زمان قرار دهند سليقه و روح حاكم بر زمان را معيار اسلام قرار مي دهند. مثلا مهر نبايد باشد چون زمان نمي پسندد تعدد زوجات يادگار عهد بردگي زن است پوشيدگي همين طور اجاره و مضاربه و مزارعه يادگار عهد فئوداليسم است و فلان حكم ديگر يادگار عهدي ديگر اسلام دين عقل و اجتهاد است اجتهاد چنين و چنان حكم مي كند!» (3)

استاد مطهري تفكر اجتهاد آزاد را معلول «تجددگرايي افراطي» ناشي از شيفتگي در برابر غرب مي داند و درباره آثار خطرناك آن كه موجب انزواي تعاليم اصيل و ناب دين مبين اسلام و در نهايت عرضه اسلام با محتواي غربي و مطابق با اهداف و خواسته هاي دشمنان مي شود چنين نظر مي دهد:

«تجددگرايي افراطي ـ كه هم در شيعه وجود داشته و دارد و هم در سني ـ در حقيقت عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نيست و پيراستن آن از آنچه از اسلام هست به منظور رنگ زمان زدن و باب طبع كردن» (4)

البته اين سخن استاد مطهري ـ همچنان كه بارها و در آثار گوناگون خود تبيين و تشريح كرده است ـ نافي زمان و مقتضيات آن نمي باشد بلكه مقصود اين است كه نبايد «اصل» كه «اسلام» است رها شود و به بهانه زمان گرايي اسلام التقاطي و تهي از حقيقت به نسل بشر عرضه گردد.

تعابير استاد مطهري همچون وجود امكان انطباق اسلام با مقتضيات زمان (5) خاصيت تحرك و پويايي داشتن تعاليم ديني (6) متغير بودن زمان و پيش آمدن مسائل جديد و انطباق آنها با اصول كلي اسلامي و پاسخگويي به احتياجات مسلمين در اثر اصل «اجتهاد «كه قوه محركه اسلام است (7) از جمله مواردي است كه نشان مي دهد اسلام به «زمان» و نيازهاي جديد و نوين توجه خاص دارد.

 

ج ـ نظريه خلع يد و انتقال رهبري از روحانيت

اين نظريه از «غرب» سرچشمه مي گيرد همان گونه كه نظريه اجتهاد آزاد نيز خاستگاهي جز غرب ندارد. هر دو نظريه داراي «هدف واحد» مي باشند و آن خارج كردن «اسلام» از جايگاه تبيين و ترويج و رشد و پويايي و اثر گذاري هاي همه جانبه در جهان اسلام يعني «حوزه هاي علميه «و «روحانيت» مي باشد.

حضرت امام جعفر صادق (ع) بنيان گذار اوليه حوزه هاي علميه و پرورش دهنده فقها و علماي بزرگ ميباشد كه نام و خدمات علمي و فقهي آنان در اوراق تاريخ ثبت و ضبط گرديده است.

روحانيت اسلام با اين خاستگاه و پشتوانه نقش استخراج احكام و تشريح تعاليم و ترويج فرهنگ و معارف اسلامي در ابعاد گوناگون از جمله معارف سياسي و حكومتي را كه در نهايت به استقرار نظام سياسي اسلام مي انجامد به عهده دارد. در اين حركت پي گير و منتهي به تشكيل حكومت اسلامي براساس مستندات قوي و منتسب به معصوم (ع) ولايت و رهبري حكومت ديني به عهده فقيه جامع الشرايط كه شجاع و مدير و مدبر و آگاه به زمان است ميباشد.

متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري در پاسخ به غرب زدگاني كه نظريه خلع يد از روحانيت و انتقال رهبري به طبقه به اصطلاح روشنفكر را مطرح مي كنند پاسخي دقيق دارد(8) كه در بخشي از آن به اين نكات اشاره مي نمايد:

اسلام در ذات خود يك «حقيقت» است نه يك «مصلحت» و يك «هدف» است نه يك «وسيله». افرادي ميتوانند از اين منبع بزرگ انرژي اجتماعي استفاده كنند كه به اين دين مبين به صورت حقيقت و هدف بنگرند (يعني روحانيت) نه به ديده مصلحت و وسيله و براي تحقق اميال و آمال شخصي و فردي و گروهي خود (همچون روشنفكران)

بهره گيري از اسلام «تخصص» مي خواهد و اين نياز را فقها و علماي اسلام در طول سال هاي طولاني تحقيق و كنكاش و با كسب ملكه «اجتهاد» به دست مي آورند و هر مدعي روشنفكري قادر به بازشناسي اسلام راستين از اسلام دروغين نخواهد بود.

متوليان اين منبع عظيم حركت و انرژي خود به خوبي قادر به بهره برداري از آن در مسير رشد و سعادت جامعه و كشور مي باشند و فرصت «خلع يد» به كساني كه نه اطلاعي از اسلام دارند و نه تخصصي كسب كرده اند و نه هدفي سالم و مستقل و غير وابسته به بيگانگان در سر مي پرورند نخواهند داد.

مردم مسلمان ما ـ همان گونه كه در طول تاريخ نشان داده اند ـ با آهنگ و صداي متوليان اصلي اسلام در متن حوزه هاي علميه كاملا مانوس و آشنا مي باشند و ترجيح مي دهند اسلام و فرهنگ اسلامي و منابع انرژي رواني اسلام را از همان نام آشنايان دلسوخته دين و مرزبانان حقيقي عقايد و معارف ناب اسلامي فراگيرند و در فضاي پاك معنويت زلالي كه فقها و انديشمندان اسلامي به آنان عرضه مي دارند زندگي سالم و آزاد و مستقل و مقتدر خود را به دور از وابستگي به اسلام غربي و آمريكايي استمرار بخشند.

 

پاورقي:

1 ـ نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري انتشارات صدرا ص 91 و 92

2 ـ همان مدرك ص 74 و 75

3 ـ همان مدرك ص 93 و 94

4 ـ همان مدرك ص 95

5 ـ نظام حقوق زن در اسلام متفكر شهيد استاد مطهري انتشارات صدرا ص 102

6 ـ همان مدرك ص 102

7 ـ همان مدرك ص 103

8 ـ مراجعه شود به كتاب نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير صفحات 82 تا 85

 

    72 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسلام (384)

افراد مرتبط
●  مرتضي   مطهري(105)

دسته
●  متن / مقاله(0)

رسته :3

تاريخ ارسال:24/02/1387

تاريخ شمسی نشر:15/02/1387
  
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب