اوصاف و مكانت پيامبر
(روزگار مردمان تيره بود و تار و زندگاني شان تباه بود و ناسازگار) تا اينكه خداوند سبحان محمد(ص) را برانگيخت تا آنكه:
. 1 شاهد باشد (بر حيات و كردار مردمان از ناحيه خداوند سبحان).
. 2 و مژده رسان باشد (به نيكوكرداران از ناحيه خداوند رحمان).
. 3 و بيم دهنده باشد (به تباهكاران از ناحيه خداوند كيفردهنده نافرمانان).
. 4 او به گاه خردسالي بهترين آفريدگان بود.
. 5 و به گاه بزرگسالي نجيبترين مردمان بود.
. 6 و در اخلاق پاكيزه ترين پاكيزگان و وارسته ترين وارستگان بود.
. 7 و در بخشندگي بخشنده ترين بخشندگان بود.
فرجام امويان
(هان! امويان! شمايان در حكومتهاي پيشينيان) هنگامي از شهدها و لذتهاي دنيا شيرين كام شديد و از پستانهايش شير دوشيديد و نوشيديد كه افسارش گسيخته بود و ميانبندش لرزان و گشوده بود. حرام دنيا نزد كساني چونان درخت سدر بي خار و پربار بود. و حلال آن دور دست و نايافتني مي نمود!
والله! شمايان آنگاه دنيا را دريافتيد كه چونان سايه اي گسترده دامان و گذرا بود. پهنه زمين. برايتان تهي و وانهاده بود و دستهاتان گشاده بود و دستان راهبران راستين بر شما بسته بود و شمشيرهاتان بر آنان كشيده و چيره بود و شمشيرهاي آنان بر شمايان در نيام و بازداشته بود.
هان! كه هر خوني را خونخواهي است و هر حقي را حق جويي است. و خونخواه خونهاي ما(1) چون دادرس در حق خويشتن است (كه حق را به كمال مي ستاند) و او خداوند است كه در فروگرفتن كسي درنمي ماند و گريختن از او را هيچ كس نمي تواند.
اكنون به خدا قسم مي خورم كه: اي بني اميه! زودا كه دنيا را در كف ديگران و در سراي دشمنانتان خواهيد يافت!
هان! كه بيناترين ديدگان آن است كه در نيكويي بنگرد. و شنواترين گوشان گوشي است كه پند را فراگيرد و آن را بپذيرد.
موعظت مردمان
اي مردمان! از فروغ چراغ اندرزگويي پندپذير روشنايي گيريد و از زلال چشمه ساري پالوده و ناآلوده آب برگيريد.
بندگان خدا! بر ناداني تان تكيه نزنيد و اسير هوسهاتان نشويد; زيرا آن كس كه چنين كند چونان كسي است كه بر لبه پرتگاهي ريزان و ويران. فرود آمده است ; او بار تباهي و هلاكت را بر پشت گرفته و از جايي به جايي روان و سرگردان است ; انديشه اي را پس از انديشه اي مي سازد و مي بافد تا آنچه را ناچسبيدني است به هم چسباند و آنچه را نزديك ناشدني است نزديك هم كشاند!
اكنون الله! الله! خدا را! خدا را در نظر آريد و از او پرواگيريد و مبادا كه (به دامان نااهلان پناه بريد) و شكايت و خواسته خويش را نزد كسي بريد كه حاجت تان را برنيارد و اندوهتان را نزدايد و به تدبيرش گرهي از كارتان نگشايد! 2
وظيفت امام و امت امام
برعهده امام (مردمان و پيشواي مسلمانان) جز آنچه پروردگارش فرمان داده است وظيفه اي نيست. (امام امت از ناحيه خداوند وظيفه مند است كه چنين كند:)
. 1 موعظت امت (و رساندن شايسته پند و پيام به مردمان).
. 2 كوشش در نصيحت (و نيكخواهي براي آنان).
. 3 احياي سنت (و بازسازي سيره خاتم پيامبران).
. 4 اقامت حدود الهي و كيفردادن مجرمان.
. 5 و رساندن سهمها(و بهره هاي بيت المال) به سزاواران آن.
امت
اكنون (شمايان اي امت مسلمان!):
. 1 دانش را از نزد دانشيان دريابيد پيش از آنكه بوته آن بخشكد. و گوهر معرفت را از كانون انتشار آن برآريد پيش از آنكه گرفتار خويشتن شويد.
. 2 ديگران را از كار ناشايست باز داريد(و نهي از منكر كنيد).
. 3 و خويشتن را نيز از ناشايست و نابايست باز داريد; زيرا پس از خودداري مامور به بازداري شده ايد (و بايد كه پيش و بيش از ديگران به خويشتنداري و آبادي جان خود بپردازيد).
پاورقي:
. 1 كه شما امويان در جمل و صفين و نهروان و ديگر جاها ريختيد و بعد از اين نيز خواهيد ريخت.
. 2 بلكه بايد به كسي رجوع كرد كه داناي به احكام خدا و تواناي به تدبير امور و سامانبخشي كارها باشد. امام (ع) مردمان را به رجوع به اهل بيت (ع) و دوري از بني اميه و حاكمان جور دعوت مي فرمايد.