حقيقت بيان ناشده اي كه در مورد محاصره نوار غزه وجود دارد، آن است كه چنين محاصره اي بر اساس قوانين بين المللي نوعي نسل كشي به شمار مي رود و گرسنه نگاه داشتن محاصره شدگان و امتناع از كمك و امدادرساني به آنان يك جنايت جنگي به حساب مي آيد. بي هيچ ترديدي، ناديده گرفتن وضعيت موجود در نوار غزه و سكوت در برابر آن يك جنايت آشكار است، جنايتي كه ننگ و عار ابديش گرفتار تمامي جانيان خواهد شد.
(1)
روز شنبه گذشته 25/4/2008 روزنامه ها خبري را منتشر كردند كه بر اساس آن، نمايندگان كشورهاي بزرگي همچون فرانسه، آمريكا و انگلستان در اثناي نشست شوراي امنيت كه براي صدور بيانيه در مورد وضعيت نابسامان و وخيم نوار غزه تشكيل شده بود، ناراحت و خشمگين جلسه را ترك كردند؛ زيرا ابراهيم دباش نماينده ليبي در شوراي امنيت در اين جلسه گفته بود: "وضعيت در نوار غزه امروز شبيه اردوگاه هاي كار اجباري نازي ها است. "
تشبيهي كه نماينده ليبي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد در مورد وضعيت نوار غزه ارائه كرد، به مذاق نمايندگان سه كشور فرانسه، آمريكا و انگلستان خوش نيامد و اين افراد به منظور اعلام اعتراض خود نسبت به چنين تشبيهي جلسه را ترك گرفتند و حتي هيات انگليسي حاضر در شوراي امنيت نيز با انتقاد شديد از اظهارات نماينده ليبي، مدعي شد كه استفاده از چنين زباني باعث توقف روند صلح مي شود. به هر حال، با خروج نمايندگان سه كشور مذكور، جلسه شوراي امنيت به حالت تعليق در آمد و اين شورا موفق به صدور بيانيه اي در خصوص آنچه در نوار غزه مي گذرد، نشد.
جالب اينجاست نمايندگان سه كشور آمريكا، فرانسه و انگلستان در شوراي امنيت در حالي نسبت به گفته نماينده ليبي مبني بر وجود شباهت ميان وضعيت كنوني نوار غزه با وضعيت يهوديان در اردوگاه هاي كار اجباري نازي ها اعتراض كردند كه سخنگوي آژانس امداد رساني و ايجاد فرصت هاي شغلي براي آوارگان فلسطيني (آنروا) اعلام نمود كه به دنبال تعليق فعاليت هاي سازمان ملل متحد در نوار غزه، زندگي يك ميليون فلسطيني در معرض خطر است.
به گفته خبرگزاري ها، وي در كنفرانسي مطبوعاتي كه در نوار غزه برگزار شد، تاكيد كرد: «پايان يافتن سوخت موجود در منطقه غزه مي تواند باعث توقف تمامي فعاليت هاي امدادرساني و توزيع خوار و بار توسط آنروا و سازمان فائو شود. به زودي تمامي نانوايي ها از كار مي افتد و ماهيگيران فلسطيني نيز به خاطر عدم وجود سوخت براي به راه انداختن قايق هاي موتوري شان ديگر نمي توانند فعاليت هاي شان را ادامه دهند. وضعيت كشاورزان نيز تفاوتي با ديگر اقشار نمي كند و آنها نيز به خاطر معضل سوخت نمي توانند به آبياري مزارع شان بپردازند. ضمنا فعاليت بخش هاي صنعت و پزشكي نيز به خاطر همين مشكل متوقف مي گردد. با وجود تمامي مشكلات موجود در نوار غزه، ولي نمايندگان كشورهاي بزرگ جهان هيچ كاري صورت نمي دهند؛ زيرا فلسطيني ها هيچ كسي را ندارند كه بر مصيب هاي شان بگريد. »
نمايندگان سه كشور اروپايي در شوراي امنيت در حالي به نشانه اعتراض به اظهارات نماينده ليبي اين شورا را ترك گفتند كه شماري از انجمن ها و گروه هاي فلسطيني يك گورستان نمادين را براي 136 قرباني محاصره در نزديكي گذرگاه رفح ساخته اند، 136 بيماري كه به خاطر بسته بودن گذرگاه موفق نشدند براي درمان راهي كشورهاي ديگر شوند.
(2)
وضعيت در نوار غزه بسيار بدتر از آن است كه انسان توان تصور آن را بكند و هر توصيفي كه در مورد وضعيت نوار غزه در سايه سنگين محاصره بيان مي شود، هرگز نمي تواند بيانگر واقعيت هاي موجود باشد.
در يكي از سخنراني ها خدمت حضار عرض كردم كه اگر نوار غزه يك باغ وحش ـ در هر نقطه اي از جهان ـ بود، مدافعان حقوق حيوانات براي حمايت از آن مي شتافتند و غوغايي در جهان به راه مي انداختند و خواستار توقف روند نسل كشي حيوانات در قفس مي شدند.
با وجود آنكه رژيم صهيونيستي و اقمارش فلسطيني ها را انسان نمي دانند؛ ولي بوق هاي تبليغاتي شان از دادن حقوق حيوانات نيز به آنان امتناع مي ورزند.
بد نيست بدانيد در زماني كه جنبش حماس در انتخابات 25/1/2006 مجلس قانونگذاري فلسطين پيروز شد، رژيم صهيونيستي حلقه محاصره خود عليه نوار غزه را تشديد بخشيد تا جنبش حماس را وادار به قبول شروط كميته چهارجانبه يعني به رسميت شناختن اسرائيل، توقف مقاومت و پذيرش توافقات به امضا رسيده ميان تل آويو و تشكيلات خودگردان نمايد و وقتي با مقاومت حماس در مقابل فشارهاي مداوم رو به رو شد، به روند محاصره ادامه داد و در اين مسير، جامعه بين الملل را نيز با خود همراه ساخت.
آري! رژيم صهيونيستي در حالي چنين تصميمي (تشديد روند محاصره) را اتخاذ كرد كه وزراي خارجه كشورهاي عضو اتحاديه عرب با صدور مصوبه اي بر ضرورت شكسته شدن سد محاصره تاكيد كردند كه البته اين مصوبه به مرحله اجرا نرسيد.
بعد از اجراي عمليات پاكسازي نوار غزه كه در تاريخ 15/6/2007 صورت گرفت، رژيم اشغالگر قدس حلقه محاصره هوايي، دريايي و زميني خود را باز هم تنگ تر كرد و غزه را به عنوان يك رژيم متخاصم اعلام نمود و تمامي گذرگاه هاي مرزي نوار غزه را بست و مانع از ورود يا خروج اهالي نوار غزه شد؛ ضمن آنكه از وارد شدن كالاهاي ضروري نيز ممانعت به عمل آورد و حتي نوار غزه را به قطع سوخت تهديد كرد و در تاريخ 18/1/2008 نيز وزير جنگ رژيم اشغالگر قدس دستور بسته شدن كامل گذرگاه ها را صادر نمود و به فاصله دو روز از اين ماجرا نيز صهيونيست ها روند سوخت رساني به نوار غزه را به طور كامل متوقف ساختند.
اقدامات جائرانه رژيم صهيونيستي كه در بالا بدان اشاره شد، باعث فلج شدن كامل نوار غزه و توقف تمامي فعاليت ها در عرصه آموزش، بهداشت، صنايع، تجارت و ساختمان سازي گشت كه البته وضعيت با قطع برق نوار غزه و كاهش ميزان سوخت و آب هر چه بغرنج تر شد.
از آنجايي كه 85 درصد از جمعيت يك و نيم ميليون نفره نوار غزه را آوارگان فلسطيني تشكيل مي دهند، توقف فعاليت آژانس امدادرساني و ايجاد فرصت هاي شغلي براي آوارگان فلسطيني (آنروا) كه نيازهاي اين آوارگان را از خارج تامين مي كند، باعث افزايش مشكلات و معضل ها شده است.
بر اساس آمارهاي منتشر شده از سوي كميته فلسطيني مبارزه با محاصره، ميزان خسارت هاي وارده به نوار غزه از ژوئن سال گذشته (به دنبال ماجراي پاكسازي منطقه مذكور از رجس حضور مزدوران رژيم صهيونيستي) تا كنون در هر ماه 45 ميليون دلار برآورد شده است؛ ضمن آنكه گزارش هاي تفصيلي در خصوص زيان هايي كه بخش هاي مختلف نوار غزه در جريان محاصره متحمل شده اند، نيز در دفتر كميته حقوق بشر سازمان ملل متحد و همچنين كميته فلسطيني مقابله با محاصره موجود است. از جمله موارد مذكور در اين گزارش هاي تفصيلي مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:
از مجموع 110 هزار كارگري كه در بخش خصوصي مشغول فعاليت بودند، 75 هزار نفر در نتيجه محاصره از كار بي كار شده اند.
ضمنا قدرت توليد بخش خصوصي نيز به ميزان 89 درصد كاهش يافته و بازرگانان فلسطيني نيز طي ماه هاي اوليه محاصره ـ به خاطر مخالفت تل آويو با انتقال كالاهاي خريداري شده از خارج به نوار غزه ـ در حدود 100 ميليون دلار خسارت را متحمل شدند.
از سوي ديگر، از رهگذار محاصره 96 درصد از تاسيسات صنعتي كه مواد خام مورد نيازشان را از خارج فلسطين تامين مي كنند، كار خود را متوقف كرده اند و به گفته دكتر جمال خضري، رئيس كميته ملي مقابله با محاصره فلسطين اين امر باعث شده است كه 65 هزار نفر به ارتش بيكاران افزوده شود.
بر اساس گزارش كميته حقوق بشر سازمان ملل متحد مساحت اراضي كشاورزي نوار غزه به 70 هزار دونم مي رسد كه توان توليد 270 تا 300 تن محصولات كشاورزي در سال را دارد و مي توان غذاي يك چهارم ساكنان اين منطقه را تامين نمايد؛ ولي به دنبال بسته شدن گذرگاه ها و ممانعت اسرائيل از ورود كود و سموم كشاورزي به نوار غزه، هشتاد درصد از محصولات كشاورزي از بين رفت تا زيان هاي وارده به بخش كشاورزي در هر روز به حدود نيم ميليون دلار برسد.
ضمنا بازرگانان غزه اي كه تعداد آنها به دو هزار نفر مي رسد، در پي محاصره فعاليت خود را متوقف كرده اند. بد نيست بدانيد بخش تجارت و بازرگاني پيش از محاصره در هر روز پذيراي 700 كاميوني بود كه كالاهاي خريداري شده را وارد نوار غزه مي كردند؛ ولي اين عدد امروزه به حدود صد كاميون رسيده است و با گذشت زمان هر چه كم و كمتر مي شود.
تمامي طرح هاي ساختمان سازي آژانس امدادرساني و ايجاد فرصت هاي شغلي براي آوارگان فلسطيني (آنروا) كه به عنوان منبع درآمد 121 هزار كارگر به شمار مي رفت، متوقف شده است و علاوه بر آن، تمامي شركت هاي ساختمان سازي نيز دست از كار كشيده اند كه اين امر باعث بيكار شدن 3500 كارمند شده است.
بر اساس گزارش كميته دفاع از حقوق بشر سازمان ملل متحد از هر ده خانواده فلسطيني، هشت خانواده در زير خط فقر زندگي مي كنند. ضمنا گزارش انجمن حقوق بشر فلسطين موسوم به "الضمير" نيز نشان مي دهد كه 90 درصد از ساكنان نوار غزه در زير خط فقر زندگي مي كنند.
در اوايل سال جاري، رژيم اشغالگر قدس با انتقال حدود هزار بيمار فلسطيني به خارج از نوار غزه مخالفت كرد. شايان ذكر است در نوار غزه 450 بيمار مبتلا به سرطان، 400 بيمار مبتلا به نارسايي هاي كليوي و در حدود 400 تا 450 بيمار مبتلا به مشكلات قلبي هستند كه به خاطر نبود دارو و قطع شدن برق زندگي شان در معرض خطر قرار گرفته است. ضمنا در حال حاضر داروخانه ها و بيمارستان ها با كمبود450 نوع دارو رو به رو مي باشند.
وضعيت بخش آموزش نيز بهتر از ديگر بخش ها نيست و 250 هزار دانش آموز و دانشجوي فلسطيني ساكن كرانه باختري ديگر قادر به ادامه روند فراگيري علم نيستند. ديگر كتاب، جزوه و وسيله نقليه اي نيست كه دانش آموزان، دانشجويان و اساتيد را به محل كارشان برساند.
از سوي ديگر، 670 دانشجوي فلسطيني به خاطر بسته بودن مرزها موفق به خروج از كشور و ادامه تحصيل در كشورهاي ديگر نشدند. بر اساس گزارش منتشر شده از سوي آژانس آنروا، ميزان غيب دانش آموزان در كلاس هاي درسي در برخي كلاس ها به 80 درصد و در برخي ديگر تا سقف 90 درصد رشد كرده است.
(3)
بر اساس ماده ششم قانون دادگاه جنايت هاي بين المللي، عبارت "نسل كشي" به هر نوع اقدامي اطلاق مي شوند كه مبتني بر تحميل شرايط معيشتي بر گروهي از مردم باشد كه زندگي آنان را به طور كلي و جزئي به خطر مي اندازد. در ماده ششم قانون مذكور نيز آمده است كه از مصاديق جنايت جنگي، گرسنه نگاه داشتن انسان ها و همچنين جلوگيري از امدادرساني به آنها مي باشد.
دو ماده شش و هشت قانون دادگاه جنايت هاي بين المللي بي هيچ توجهي رها شده است. واقعا نمي دانم كه چرا سازمان حقوقي فلسطيني و عربي بي توجه از كنار اين دو ماده مي گذرند. مواد مذكور نشان مي دهد كه رژيم صهيونيستي ـ از نظر قوانين بين المللي ـ با محاصره نوار غزه و جلوگيري از امدادرساني به مردم اين منطقه چه جنايتي را مرتكب مي شوند و اقداماتش عليه مردم نوار غزه يك جنايت جنگي تلقي مي گردد.
درست است رژيم صهيونيستي اغلب اوقات اجازه مي دهد كه حداقل كمك ها وارد نوار غزه شود تا مردم اين منطقه ـ بدون هيچ رشد يا پويايي ـ تنها زنده بمانند كه بر اساس متن قانون دادگاه رسيدگي به جنايت هاي بين المللي، به عنوان به خطر افكندن و نابودي جزئي يك جامعه است و در واقع نوعي نسل كشي تلقي مي شود.
وقتي نظر دكتر صلاح عامر، استاد و كارشناس حقوق بين الملل در خصوص مواد شش و هشت قانون دادگاه رسيدگي به جنايت هاي بين المللي را جويا شدم، ايشان گفتند اقدام رژيم صهيونيستي در نوار غزه اين اجازه را به كشورهاي عربي كه توافق نامه مربوط به دادگاه هاي رسيدگي به جنايت هاي جهاني را به امضا رسانده اند، مي دهد تا با ارائه درخواست به دادستان دادگاه فوق الذكر، وي را مكلف به تحقيق از رژيم صهيونيستي در خصوص اجراي نسل كشي در نوار غزه نمايد.
دكتر صلاح عامر در ادامه افزود: تنها دو كشور عربي اردن و جيبوتي توافق نامه فوق الذكر را به امضا رسانده اند و از اين رو، دولت اردن مي تواند درخواست خود را به دادستان دادگاه بدهد.
به نظر اين استاد و كارشناس حقوق بين الملل، مصر ـ با توجه به شرايط كنوني نوار غزه ـ مي تواند گذرگاه رفح را باز كند و آن را اداره نمايد و انجام چنين اقدامي از سوي قوانين بين المللي به عنوان يك اقدام خلاف قانون به شمار نمي رود.
از سوي ديگر، مصر به عنوان طرف قرارداد در توافق نامه گذرگاه ها به شمار نمي رود و مي تواند گذرگاه رفح را بازگشايي نمايد؛ البته توجه به اين نكته نيز شايان اهميت است كه از زمان پايان مدت اجراي توافق نامه يك سال و بيشتر مي گذرد و با توجه به اين فاكتور نيز بازگشايي گذرگاه مسئله خلاق قانون به حساب نمي آيد.
رژيم اشغالگر قدس با وجود عقب نشيني از نوار غزه، باز هم به روند اقدامات تجاوزكارانه خود تداوم مي بخشد و ملت فلسطين را تحت شديدترين نوع محاصره قرار مي دهد كه همين امر مصر را بر آن مي دارد تا با توجه به مسئوليت تاريخي و انساني خود در قبال همسايه اش به شكستن سد محاصره مبادرت ورزد.
(4)
اگر محاصره شكسته نشود، چه اتفاقي خواهد افتاد؟
چند روز پيش بر روي شبكه اينترنت پاسخي را خواندم كه به پرسش ابراهيم حمامي، از فرهيختگان برجسته فلسطيني مقيم لندن داده شده بود. پاسخ مذكور كه در قالب مقاله اي با عنوان "آخرين زنگ خطر" بيان گرديده بود، به اين نكته اشاره داشت كه تنها چندين ساعت تا آغاز اجراي طرح نابودي جمعي يك و نيم ميليون فلسطيني باقي مانده است و با شروع شمارش معكوس نابودي نوار غزه، شمارش معكوس براي طرف هاي شركت كننده در محاصره اين منطقه نيز آغاز مي شود و انفجاري ويرانگر در انتظار آنان است، انفجاري كه قدرت آن معادل حجم ويراني هايي مي باشد كه محاصره اهالي نوار غزه به دنبال داشته است.
در مقاله فوق الذكر همچنين آمده بود: "غزه آخرين زنگ خطر را نيز به صدا درآورده و اعلام كرده است كه هرگز به تنهايي نخواهد مرد و مشاركت كنندگان در روند محاصره دو راهكار دارند كه يكي از آنها رفع محاصره و ديگري، انفجار است. "
بي ترديد، زشتي سكوت در برابر نابودي اهالي نوار غزه دست كمي از زشتي جنايتي كه امروز قدرت هاي جهاني در حق ملت فلسطين انجام مي دهند، نيست.