در تهاجم فرهنگي، هدف تخريب بنيان هاي فكري و ارزشها و هنجارهاي جهان بيني و ايدئولوژي نظام قبلي براي جايگزيني نظام انديشه هاي جديد است كه در اين صورت براي اشغال نيز خيلي نياز به سرمايه گذاري نيست.
تاخت و تاز نيروهاي مسلح يك كشور در مناطق مرزي كشور ديگر به قصد جنگ افروزي را تهاجم گويند. تهاجم سخت افزارانه و نظامي كه ثبات پيدا نمايد و نهادهايي از طريق كشور مهاجم در سرزمين اشغال شده ايجاد گردد، تبديل به اشغال مي شود؛ اما تهاجم فرهنگي تلاش برنامه ريزي شده و سازمان يافته يك گروه يا جامعه براي تحميل باورها، ارزش ها، اعتقادات، اخلاقيات و رفتارهاي مورد نظر خويش بر ساير گروهها و جوامع ديگر مي باشد.
تهاجم فرهنگي تفاوت هاي متعددي به لحاظ ماهوي، شكلي، ابزارها و تاثيرات با تهاجم سخت و نظامي دارد. در تهاجم نظامي، اول خاك و سرزمين فتح مي شود سپس با ساختن نهادهاي مدني و آموزشي و ايجاد سيستم هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي به تغيير آگاهي ها، گرايش ها و تمايلات و رفتارهاي غالب و اكثريت مردم جامعه مورد هجوم با هدف دور سازي از تمايلات و آگاهي هاي قبلي پرداخته مي شود. در حالي كه تهاجم فرهنگي، مجموعه اقدامات آگاهانه، طراحي شده و هدفمند دشمنان نظام براي تغيير آگاهي ها و تمايلات و آداب و فرهنگ غالب مردم قبل از اشغال ظاهري و حمله نظامي است. در واقع در تهاجم فرهنگي، هدف تخريب بنيان هاي فكري و ارزشها و هنجارهاي جهان بيني و ايدئولوژي نظام قبلي براي جايگزيني نظام انديشه هاي جديد است كه در اين صورت براي اشغال نيز خيلي نياز به سرمايه گذاري نيست. زيرا زماني كه مرزهاي انديشه اي و اعتقادي ملتي فتح و جا به جا شود، فتح خاك آن چندان سخت نخواهد بود.
پديده ها، وسايل و ابزارهايي كه در اختيار نظام اجتماعي سياسي مهاجم قرار مي گيرد تا به وسيله آنها براي تغيير آگاهي ها و گرايش ها و جهان بيني ها مورد استفاده واقع شود، ابزارهاي تهاجم فرهنگي تلقي مي شود. با تاملي عميق به عناصر تشكيل دهنده نظام استكباري جوامع توسعه يافته غرب مي توان تمامي عوامل موثر در شكل گيري و حفظ تمدن غرب را جزء ابزارهاي تهاجم فرهنگي قلمداد نمود. خرده نظام هاي تشكيل دهنده نظام اجتماعي غرب، علوم انساني كه در لابه لاي مباحث آن جهان بيني و ارزشهاي خاص غرب نهفته، تكنولوژي غربي، كالا و خدمات از آن جهت كه عامل بر هم زدن تعادل زندگي انساني و موجب تحريك نيازهاي جسمي و فراموش شدن معنويت است.
در كنار نظام اطلاع رساني و تبليغات غربي با محوريت اومانيسم و حذف خدا و دين از عرصه زندگي اجتماعي و سياسي انسانها، برنامه سازي هاي مبتذل جنسيتي در ماهواره ها و شبكه هاي عنكبوتي اينترنتي از جمله مهمترين ابزارهاي تهاجم فرهنگي غرب عليه ارزشهاي جوامع ديگر به ويژه جوامع اسلامي، علي الخصوص ايران اسلامي است. زيرا اسلامي كه در ايران به عنوان الگوي حكومتي در حال پياده شدن است، مطامع و منافع غرب و آمريكا را در جهان به خطر انداخته و ملتها را بيدار ساخته است و از آنجايي كه توان مقابله نظامي با ايران را ندارند، ناگزير به تغيير بنيان هاي فرهنگي و اسلامي اين ملت و به ويژه نسل جوان مي انديشند.
دغدغه فرهنگي
بشر از گذشته هاي دور در پي يافتن پاسخ به برخي از سوالات بنيادين و دغدغه هاي فكري خود بوده است. پرسش از ضرورت حكومت، ويژگي حاكمان و چرايي اطاعت پذيري مردمان در مقابل حكومت از اين قبيل سوالات بوده است. البته نوع پاسخها به اين پرسش ها براساس ارزش ها، آداب و سنن هر ملتي متفاوت بوده و هست. از جمله دغدغه هاي هميشگي انديشمندان و متفكران جوامع انساني، شناخت آن كليتي بوده كه ارزش ها، آداب، سنن و زبان مشترك را در بر مي گرفته و هويت معنوي و وجه مميز حيات اجتماعي ملتها را مشخص مي كرده است. اين كليت كه مي توان نام فرهنگ به آن داد امروزه نسبت به گذشته هم بيشتر در كانون توجه ملتها و دولتها قرار گرفته و هم به موازات افزايش اين اهميت، تهديدات فزون تري نيز آن را در معرض خطر و تهاجم قرار داده است. از سوي ديگر ماهيت انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 بيش از هر چيزي متكي به شاخصه هاي فرهنگي و ارزشي جامعه اسلامي ايران بوده و هم اكنون نيز يكي از مهمترين دغدغه هاي حقيقي و اولويت هاي حياتي نظام اسلامي در حوزه مباحث فرهنگي شمرده مي شود. هر چند قدر و ارزش ديگر دستاوردهاي نظام اسلامي چون انرژي هسته اي، سلول هاي بنيادي و.. غير قابل انكار است اما آنچه كه نقش موتور محركه و هدايت گري و مهندسي زيربنايي اين قبيل پيشرفت هاي رو بنايي را فراهم نموده، بدون ترديد فرهنگ و هنجار هاي ارزشي و اسلامي برآمده از اسلام و انقلاب اسلامي امام خميني (ره) مي باشد. اين توجه و اهميت در دوران زعامت مقام معظم رهبري نه تنها كم رنگ نشده، بلكه به جرات مي توان ادعا كرد كه مهمترين و كليدي ترين مقوله اي است كه رهبر فرزانه انقلاب طي سال هاي مسئوليت شان چه در دوران رياست جمهوري و چه در سالهاي زعامت بر رهبري، مورد توجه و تذكر جدي قرار داده و پيكان توجه مقامات و انديشمندان جامعه را به آن معطوف كرده اند. مقوله فرهنگ و بررسي آن از دو بعد ايجابي مثل مهندسي فرهنگي و سلبي يعني تهاجم فرهنگي بوده و هست. معظم له در سال 63 و در زمان رياست جمهوري طي ديداري كه با علماي اهل سنت بندر تركمن داشتند، با طرح اين سوال كه در مقابل اين تهاجم فرهنگي چه كسي بايد ايمان مردم را حفظ و مسلح كند؟ به وظايف اساسي علماي دين در راستاي تربيت عالي ديني مطلع و آگاه با معلومات قانون قانع كننده و غني اسلامي براي واكسينه كردن مسلمانان در برابر القاي شبه دشمنان اشاره فرمودند. در سال 1369 فضلا و طلاب حوزه علميه قم را به مقابله منطقي با مهاجمان فراخوانده و فرمودند: تهاجم فرهنگي عظيمي عليه اسلام با تمام ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي و... در حال انجام است.
در اوايل دهه 70 و در اوج فعاليت هاي رسانه اي و تبليغاتي غرب عليه ايران اسلامي از تهاجم فرهنگي با تعبير شبيخون فرهنگي و در طي چند سال اخير هم از جنگ نرم فرهنگي و يا ناتوي فرهنگي دشمن خبر دادند و اخيرا در ديدار با هيات دولت، نسبت به مظلوميت فرهنگي جامعه اسلامي هشدار دادند. برخي از ابزارهاي مبارزه با تهاجم فرهنگي از منظر رهبر فرزانه عبارتند از: كار فرهنگي حق مدار و تقويت بنيان هاي عقيدتي و مذهبي جوانان و مردم وترويج سنتهاي اسلامي با ابزار كارآمد روز و...
ناتوي فرهنگي
ناتو چيست؟ در ادبيات نظامي نام سازماني نظامي متشكل از كشورهاي استعمارگر، به سردمداري آمريكا است كه از يكديگر در مقابل تهديدات و حملات ساير كشورها پشتيباني و حمايت مي نمايند.
ناتوي فرهنگي يعني چه؟ يعني ابرقدرتها با كمك كليه وسائل، فناوري و اطلاعاتي حتي امواج به راحتي در خانه هاي ما وارد مي شوند و با صوت و تصوير، نوشتار، هنر، ورزش و حتي علم ما و فرزندانمان را تحت تاثير قرار مي دهند و با اهداف سياسي، فرهنگي و تبليغي در صدد متزلزل كردن فرهنگ خودي و سنتي كشورهاي جهان سوم به خصوص كشورهاي مسلمان برمي آيند. آنها به راحتي كالاهاي خود را تبليغ مي كنند، پيام هاي رواني خود را مي فرستند، زمينه هاي آشفتگي هويت را براي جوانان فراهم مي كنند، ابهت فرهنگي و ديني خانواده ها را مي شكنند و براي رسيدن به اهداف خود از هيچ تلاشي دريغ نمي كنند و با كمك فناوري اطلاعات به ويژه اينترنت مرزهاي زماني و جغرافيايي جوامع مختلف را در هم شكسته و وارد تمام جوامع بشري مي شوند.
تبيين ريشه تاريخي: حدود 4 سال پس از جنگ جهاني دوم (1949) سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) با حضور آمريكا و كشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شكل گرفت. اعضاي ناتو اگر چه به بحث و بررسي اقتصادي و سياسي نيز مي پرداختند اما رويكرد اصلي ناتو، نظامي بود. اين سازمان با اشغال كره جنوبي در سال 1950 دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و تركيه در سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود كرد. ناتو با ايجاد تاسيسات پايه اي مشترك در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد و استانداردسازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در كشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه كرد، بلكه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را خارج از حوزه ناتو حفظ كرده اند.
* اهداف ناتوي فرهنگي
- نابودي هويت ملي جوامع بشري
- مقابله با ايمان انسانهاي داراي هويت ديني و ملي
- رويكردهاي نظام سلطه در اجراي ناتوي فرهنگي
- جنگ نرم در قالب تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در كشورهاي هدف
- ترويج ارزشهاي مشترك غرب به منظور تضعيف ارزشهاي مقاوم كشورهاي هدف
- پيشگيري از شكل گيري تمدن اسلامي
* ابزارهاي اجراي ناتوي فرهنگي
- خبرگزاريهاي بين المللي
- شبكه هاي ماهواره اي
- روزنامه هاي زنجيره اي
- سايتهاي اينترنتي
- ايستگاه هاي راديويي
- ترويج مواد مخدر و قرص هاي روانگردان و باندهاي قاچاق
- ترويج فيلمها و برنامه هاي مستهجن با تيراژ ميليوني و با نازلترين قيمت
- تاسيس NGO هاي مختلف در قالب محيط زيست و هنر، حقوق بشر، دموكراسي و...
- اقدامات حمايتي و هدايتي نخبگان، سياسيون، اساتيد دانشگاه و دانشجويان
- تقويت قوم گرايي و ناسيوناليسم و تضعيف همگرايي داخلي كشورها
- برپايي انقلابات رنگي (نارنجي، زرد، قرمز و.. ) و مخملي در كشورها
- تشديد مذاهب ساختگي و فرقه گرايي، انحراف مذهبي و تفرقه مذهبي خرافه گرايي، صوفي گرايي و تبليغ عرفان هاي وارداتي و...
- ترويج مد و مدگرايي، قداست زدايي، بي بند و باري ظاهري، استحاله.