مهندسي محيط بحران
صحنه هاي دفاع مظلومانه حضرت امام حسين(ع) و يارانش در كربلا داراي ابعاد و ارزش هاي متنوعي است كه با بررسي هر يك از اين ارزش ها باب جديدي از معرفت نسبت به آن بزرگوار و اصولاً رفتار عميق ائمه اطهار(ع) گشوده مي شود.
پيام هاي معنوي و عظمت و شكوه ايثار اين صحنه همچون خورشيدي است كه جلوه ستارگان درخشان حركت هاي جانبي را از نگاه ظاهري اوليه مي پوشاند. در حاليكه هر يك از اين رفتارهاي ضمني، خود خورشيدي تابان و الگويي ارزشمند در طول تاريخ محسوب مي شوند.
از جمله اين ارزش ها شيوه مديريت بحران نظاميِ تحميل شده بر اباعبدالله الحسين و ياران اوست. مديريت بحران ابعاد گسترده اي را شامل مي شود كه بعد نظامي و دفاعي تنها گوشه اي از اين ابعاد است و بخشي از شيوه هاي نظامي آن بزرگوار مجموعه اي از تمهيدات مهندسي محيط بحران يا پدافند غيرعامل است.
آن حضرت قبل از نبرد عاشورا مراحلي را طي كردند كه خلاصه اش شفاف سازي حق و باطل و در عين حال همراه با تفكر و تعمق ابتكار عمل از سوي جبهه حق بود. بدين ترتيب هنر بهره گيري صحيح از حداقل امكانات در مقابل دشمني كه از حداكثر امكانات بهره مند بود ثبت شد.
مديريت ذكاوتمندانه عبور از بحراني بزرگ و تحمل شكستي مقطعي و ظاهري و رسيدن به الگويي از پيروزي پايدار و غرورآفرين در طول تاريخ توسط سيدالشهدا(ع) و يارانش به يادگار ماند.
اصولاً رفتار سالار شهيدان و تمامي همراهان او تا قبل از تاسوعا كاملاً غيرنظامي و به دور از هرگونه مقابله جنگي و نظامي بود به طوري كه حضور زنان و كودكان چنين حكايت مي كرد و انگيزه اين سفر براساس دعوت هاي مكرر بزرگان و نمايندگان اهل كوفه در راستاي اهداف فرهنگي آن امام در منطقه كوفه بود. اما پس از اتمام حجت آن حضرت و اجتناب از درگيري با پيشنهاد بازگشت و اصرار جبهه باطل بر تحميل بيعت يا جنگ ورق برگشت و صحنه تدابير و تمهيدات مقابله نظامي و جنگي به عنوان بحراني كاملاً جدي آغاز شد. جالب اين كه تمامي زمان اجراي اين تدابير از غروب روز تاسوعا تا صبح روز نبرد يعني فقط يك شب تا صبح بود. رحمت و درود بر چنين مديري كه در شرايط بسيار سخت تحميل شده از طرف قدرت نظامي وقت دكترين برتري خون بر قدرت نظامي را طراحي و به خوبي اجرا كرد. در چنين شرايطي آن حضرت و همراهان جملگي مي دانستند كه فردا در اين مقابله نظامي نابرابر شكست خواهند خورد؛ ولي با همتي كامل و عزمي راسخ در همان محدوديت زماني يك شب تمامي تمهيدات غيرعامل را درحد ممكن به اجرا درآوردند.
پدافند غيرعامل
پدافند غيرعامل شاخه اي از مهندسي دفاع محسوب مي شود و مي توان اين رشته را علم به كارگيري عوامل محيطي در خدمت دفاع تعريف كرد. در اين بخش از مهندسي رزمي هر آنچه در محيط وجود دارد. از جمله زمين، ساختمان ها، پوشش گياهي، شرايط فيزيكي محيط مثل دما و نور مي تواند به عنوان عناصر طراحي دفاعي قرار گيرد. از ويژگي هاي شاخص اين شيوه عدم به كارگيري عامل انساني در حين دفاع است. اين ويژگي يعني عدم مداخله نيروي انساني، خود زمينه اي است براي افزايش توان دفاع و مكمل قرار گرفتن پدافند غيرعامل با حركت دفاعي نيروي انساني ( يعني همجواري و پوشش دهي پدافند غيرعامل و پدافند عامل). تعاريف فوق الذكر در علوم دفاعي امروزي پس از گردآوري تجارب مهندسي نبردهاي متنوع جهان، شكل گرفته است و قدرت هاي نظامي موجود به صورت هاي مختلف و تركيب هاي گوناگون و پيچيده در طرح هاي دفاعي از آن ها استفاده مي كنند.
آرايش نظامي
داشته هاي محوطه پيرامون خيمه گاه چندان متنوع نبود؛ ولي هر چه بود به خوبي به كار گرفته شد. خاك، شيب زمين، جهت گيري جغرافيايي، خيمه ها، چوب و خاشاك و تجهيزات كاروان، عمده عناصري بود كه مي توانست در شرايط محدود و زمان بسيار محدودتر( يك شب تا صبح) طراح پدافند غيرعامل را ياري كند.
اختفا به وسيله خيمه ها
اختفا به معناي خارج شدن از افق ديد دشمن و استتار به معناي حضور در ميدان ديد دشمن در حاليكه توان شناسايي به گونه اي كاهش يابد. اختفا و استتار دو موهبت مستقل از مقوله پدافند غيرعامل است.
خيمه هايي كه تا روز تاسوعا با پراكنش باز و كم تراكم نصب شده بودند، برچيده شدند و دوباره با آرايشي جديد و با هدف اجراي تمهيدات اختفايي برپا شدند. شكل جديد همجواري خيمه ها امكان چشم انداز و ديدرس دشمن به محوطه دروني حلقه خيمه ها را به حداقل ممكن كاهش مي داد و در اين صورت نشانه روي و تيراندازي به محيط با مشكل مواجه مي شد.
موانع ريسمان خيمه ها
اين شكل از آرايش اختفائي خيمه ها به تداخل ريسمان هاي هر خيمه با خيمه مجاور، عبور نيروي انساني مهاجم را دچار خلل مي كرد و در قياس محوطه نبرد يك مانع و عنصر كاهش دهنده حركت سواره وپياده دشمن محسوب مي شد.
موانع خندق
پس از مكان يابي جديد خيمه ها با فاصله كمي گرداگرد خيمه ها چاله اي شبيه به خندق و در مقياس كوچكتر حفر شد. به علت سختي اجراي اين خندق و خستگي مفرط عوامل اجراكننده، با همت جمعي و نوبت بندي فعاليت اين تمهيد به اندازه اي شكل گرفت تا عبور مهاجمين سواره و يا پياده را با مشكل روبه رو كند. تعريف كنوني موانع نيز براساس ايجاد مزاحمتي در عبور استوار است و همين مزاحمت موجب توقف و مكثي كوتاه در تهاجم و همچنين به مانند سنگري براي نشانه روي بهتر تيراندازان مدافع مي شد.
موانع اشتعالي
در همان شب نفراتي براي جمع آوري چوب و خاشاك و ني از زمين هاي اطراف مأمور شدند. اين خاشاك مواد اوليه و هيزم اشتعالي ( شعله ور شونده) را در ميان خندق فراهم مي ساخت. ني و خاشاك قبل از شعله ور شدن موجب دست و پاگير شدن مهاجم پس از شعله ور شدن و خطر آتش گرفتگي را براي مهاجم فراهم كرد.
استحكامات خيمه ها
كارآيي ديگري نيز براي پوشش خيمه ها به عنوان عنصر استحكاماتي در مقابل پرتاب تير قابل طرح است. استحكامات در عرف مهندسي رزمي به معناي امروزي به عواملي كه در برابر مخربه دشمن داراي مقاومت نسبي باشد اطلاق مي شود. ضربات مخربه براساس فن آوري امروز عبارتند از گلوله هاي تانك و موشك و خمپاره و امثال آن. مصاديق استحكامات نيز با ميزان قدرت تخريبي موارد فوق الذكر عبارتند از لايه هاي ضدگلوله و ضد تانك و ضد خمپاره و توپ از مواد و مصالح فلزي بتني و خاكي. بوده است كه لايه هاي پارچه اي خيمه ها را مي توان در كاهش خطرات مربوط به نيزه و تير و شمشير مؤثر دانست و بر اين اساس مجموعه خيمه ها را نوعي استحكامات در برابر تيرهاي كمانداران محسوب كرد.
مسير دفاعي در ميانه خيمه ها
انواع راه هاي ارتباطي (دسترسي) موجود در محيط بحران از جمله موضوعات طراحي مهندسي پدافند غيرعامل محسوب مي شوند. در كربلا طرح حلقوي خيمه ها به وسيله يك مسير دسترسي با عرض كم و قابل كنترل محوطه باز اطراف خيمه ها را از ميان حلقه دوم يعني خندق عبور مي داد و به محوطه مياني خيمه گاه مرتبط مي ساخت.
اين مسير دستيابي و محدوديت عرضي آن كه به وسيله حلقه خندق و خيمه ها شكل مي گرفت؛ در واقع موجب محدوديت جناح يا زاويه درگيري مي شد. بدين ترتيب مواجهه و رويارويي آني و امكان غافلگير كردن دشمن تا حد قابل توجهي سلب مي شد.
در اين صورت دشمن مجبور مي شد عامل طولاني شدن زمان درگيري را تحمل كند و شيوه يورش آني كه با تعداد زيادي مهاجم مي توانست كارساز باشد به شيوه جنگ ميدان داري با نظام و زمان بندي قابل كنترل تر تبديل شود. قابل ذكر است كه افزايش عامل زمان در تركيب با پديده هاي ديگري همچون روحيه افراد مهاجم و نوع فرهنگ آن ها از فشارهاي عصبي و عذاب وجدان لشكر مهاجم به دست يافته هاي جديدي در جهت منافع سپاه حسين(ع) منجر مي شد؛ زيرا به هر حال كوفيان مي د انستند كه خود دعوت كننده حسين(ع) بوده اند و اكنون با تطميع و جوزدگي و ارعاب به جنگ با او رفته بودند.
اختفا در فراز و نشيب زمين
در جابه جايي خيمه ها و مكان يابي جديد حداكثر بهره گيري از شرايط توپوگرافي زمين انجام شد. نواري از تل خاكي منحني شكل در آن حوالي وجود داشت كه از شمال و غرب تا جنوب امتداد داشت و تنها يك سمت آن به طرف مشرق باز بود و در واقع همين قسمت روبه روي دشمن قرار داشت. امام(ع) در مكان يابي جديد خيمه ها را در ميان تل قرار داد. در ميانه نوار تل خاكي نيز زمين نسبت به سطح عمومي دشت كمي پايين تر بود به طوري كه از دور به درستي حركات داخل تل ديده نمي شد و اين تمهيدي ديگر از سوي امام(ع) در كاهش ديدرس دشمن و اختفا نسبي مجموعه اردوگاه بود. بنابراين حركت آرام لشكر ابن سعد در نقطه اي براي صدور فرمان قطعي فرمانده شروع شد و ستون ها و دسته هاي لشكر اهل كوفه رو به طرف مغرب و با فاصله اي از ضلع غربي رودخانه فرات ايستادند.
نتيجه تمهيدات مهندسي
پس از نزديك شدن دو لشكر از صبح تا مدتي حدود يك سوم روز، تعدادي از ياران آن حضرت به لشكر دشمن نزديك شدند و ايشان بيانات مبسوطي را در اتمام حجت و ممانعت از درگيري نظامي بيان داشتند، ولي عاقبت ابن سعد دستور يورش همه جانبه را صادر كرد و نزد خود مي پنداشت در اين مرحله از تهاجم عمومي كار نبرد يكسره خواهد شد؛ اما عملكرد شيوه هاي پدافند غيرعامل گام به گام تأثير خود را در صحنه هاي نبرد نمايان مي ساخت ومهاجمان مجبور به انفعال و تغيير روش مي شدند. محدوديت جناح در اردوگاه امام(ع) كه به وسيله خندق آتش و تل خاكي اطراف و چيدمان ديوارگونه خيمه ها اجرا شده بود؛ مانع توفيق در يورش عمومي شد. يورش عمومي بسيار متراكم و همه جانبه بود و حركت افراد پياده ميان لشكر مهاجم كه چندان اطلاعي از اوضاع خط مقدم لشكر نداشتند با انرژي زياد به طرف جلو انجام شد كه با حمله حساب شده كماندارانِ باب ورودي اردوگاه حسين(ع) مواجه شد و به عقب گردي آشفته رنگ باخت، به طوري كه عده اي در اين تراكم تلف شدند و ضربه روحي مؤثري بر تمامي لشكر كوفه وارد شد و به ناچار پس از عقب نشيني اي كه بر مهاجمان كوفي به رغم برتري نفرات، تحميل شد پس از آن بود كه زمينه براي ثبت وقايع و حماسه ايثار و شهادت روز عاشورا در تاريخ باز شد و امكان تماشا و تدقيق در صحنه رويارويي تمام باطل با همه رذالتش عليه تمامي حق با همه لطافتش براي تاريخ مهيا گرديد.