پس از سفر دیک چنی معاون رییس جمهور آمریکا به عراق، گزارش هایی منتشر شد مبنی بر آن که اشغالگران نسبت به وضعیتی که آن را «دولت در دولت» می خوانند، خشنود نیستند. عملیات گسترده دولت موسوم به صولة الفرسان(یورش شجاعان) در راستای پاکسازی مناطق جنوب از عناصر مسلح شورشی انجام یافت و برخی آن را به سفر دیک چنی و اصرار آمریکا نسبت به مقابله با میلیشیاهای شیعی ربط داده اند، هر چند نوری مالکی نخست وزیر عراق اعلام کرد این عملیات یک تصمیم کاملا مستقل و عراقی بوده است.
استدلال دولت آن است که نفوذ و سیطره میلیشیاها بر شهرهای عراق به ویژه شهرهای مهم و نفت خیز همچون بصره توجیه قانونی ندارد و اگر قرار است قانون و امنیت در این شهرها پیاده شود، نیروهای دولتی باید به اجرای آن بپردازند. بحث دیگری که دولت مطرح می کند آن است که ادای وظیفه مهم بازسازی و طرح های عمرانی بدون امنیت و ثبات امکان پذیر نیست، بنابراین جنوب همانند غرب عراق باید از وجود نیروهای مسلح غیرقانونی پاکسازی شود.
این تصمیم به طور طبیعی جریان صدر را در برابر دولت قرار داد و کار به جایی رسید که دو طرف به تبادل کلمات تندی علیه یکدیگر پرداختند. هوادران مقتدا صدر به سردادن شعارهایی علیه مالکی پرداخته و خواهان برکناری او شدند و حتی دولت او را همسان با دولت بعث دانستند. مالکی هم در تصریحات بی سابقه ای جیش المهدی را بدتر از القاعده قلمداد کرد.
اما از ابتدا معلوم بود که تشدید درگیری میان دولت و جریان صدر(که بخشی مهم از فراکسیون ائتلاف یکپارچه عراق محسوب می شود و در روی کار آمدن مالکی سهم بسزایی داشته است) به صلاح هیچ یک از دو طرف نیست، از این رو با وساطت سایر گروه های سیاسی و نیز تلاش های جمهوری اسلامی ایران این غائله فروکش کرد.
درگیری های اخیر در جنوب عراق و نیز مناطقی از پایتخت که صدها کشته برجا گذاشت، روند تحولات این کشور را وارد مرحله جدیدی کرد. به دنبال این حوادث شورای سیاسی امنیت ملی عراق درتاریخ 5 آوریل گذشته مصوبه انحلال میلیشیاهای مسلح در این کشور را صادر کرد. این مصوبه ـ برخلاف سایر مصوباتی که این شورا از هنگام تشکیل در دو سال پیش تاکنون صادر کرده بود ـ مورد اتفاق کلیه اعضا قرار گرفت. این مصوبه حاکی از آن است که گروه های سیاسی اگر شاخه های نظامی خود را منحل نکنند حق شرکت در انتخابات های آتی را نخواهند داشت.
تنها گروهی که با این مصوبه مخالفت کرد جریان صدر بود وگرنه سایر گروه های سیاسی همچون ائتلاف یکپارچه عراق(تشکل شیعیان) و نیز جبهه توافق(تشکل اهل سنت) و لیست العراقیه و ائتلاف کردستان آن را پذیرفتند. البته جریان صدر این مصوبه را به طور اساسی رد نکرده است، بلکه نسبت به آن ملاحظاتی ابراز کرده است. صدری ها از یک سو معتقدند دولت صلاحیت صدور چنین مصوباتی را ندارد و این موضوع تنها در حوزه اختیارات كمیساریای مستقل انتخابات یا مجلس عراق است كه تا كنون چنین مساله ای را مطرح نكرده اند. از سوی دیگر صدری ها از دوگانگی دولت در برخورد با جریانات سیاسی و نیز میلیشیاهای مسلح شکایت دارند.
برخی تحلیلگران، ملاحظات جریان صدر نسبت به مصوبه مذکور را نشان از مخالفت این جریان با دولت و یا به تعبیری شنا کردن در جهت مخالف رودخانه قلمداد می کنند، خصوصا آن که صدری ها پیش از این نیز مخالفت هایی با دولت نشان داده اند که از آن جمله می توان به خروج وزرا از کابینه و یا مخالفت با مصوباتی چون تمدید حضور اشغالگران در عراق و قانون فدرالیسم و غیره اشاره کرد. با توجه به این سوابق و نیز حوادث و درگیری های اخیر بصره، شاید تحلیل مذکور دور از واقعیت نباشد، اما مسئولان جریان صدر تحلیل دیگری دارند.
از طرفی رهبر این جریان مقتدی صدر، پیش از این از جیش المهدی خواسته بود کلیه اقدامات مسلحانه را به حالت تعلیق درآورند و از طرف دیگر از دولت درخواست کرده بود حملات علیه این ارتش را متوقف سازد. این تصمیم تا حد زیادی به آرامش در شهرهای جنوبی و شهرک صدر در بغداد کمک کرد.
رهبران جریان صدر منکر برخی اشتباهات از سوی جیش المهدی به خاطر حضور عناصر نفوذی در این ارتش نیستند، اما در عین حال تاکید دارند که برخی جریانات مخالف اعم از داخلی و خارجی، در صدد بهره برداری از این حوادث جهت اعمال فشار بر جریان صدر هستند. آن چه این گمانه را تایید می کند آن است که جریان صدر به لحاظ اجتماعی دارای پایگاه گسترده ای در میان جامعه شیعی است و مخالفان نگران پیروزی آن ها در انتخابات آینده(اعم از انتخابات شورای استان ها و انتخابات پارلمانی آینده)هستند.
صدری ها اشغالگران آمریکایی را در صدر این مخالفان برمی شمرند و در این راستا به اظهارات جرج بوش رییس جمهوری آمریکا در حمایت از عملیات نظامی علیه جیش المهدی اشاره دارند. رهبران جریان صدر برای خروج از بحران فعلی تاکید دارند که در سطح داخلی باید به تقویت سازماندهی جیش المهدی پرداخت و این ارتش گسترده را از عوامل نفوذی پالایش کرد و تصمیم نه بندی مقتدا صدر در همین راستا صادر گردیده است.
اما در سطح خارجی مسئولان صدری نگرانی خود را از مقاصد مخالفان مبنی بر تضعیف و نهایتا انحلال این جریان پنهان نداشته اند. آن ها بر این باورند که مصوبه شورای سیاسی امنیت ملی اساسا آن ها را نشانه گرفته است وگرنه سایر گروه ها از جمله مجلس اعلای اسلامی عراق و حزب الدعوه و دو حزب کردی هم دارای میلیشیاهای مسلح هستند، اما هیچ گونه فشاری علیه آن ها اعمال نمی شود. سوال دیگر صدری ها آن است که چرا اشغالگران بر خلع سلاح جیش المهدی اصرار زیادی می ورزند، در حالی که خود به نیروهای سنی موسوم به «شوراهای بیداری» سلاح می دهند؟
عامل دیگری که در اعمال فشار علیه صدری ها قابل توجه است آن است که این جریان مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران شناخته می شود و مقامات آمریکایی مرتبا ایران را به ارائه سلاح و آموزش به جیش المهدی جهت ایجاد ناامنی درعراق متهم کرده اند. بنابراین حملات سیاسی و میدانی علیه جریان صدر یک سلاح دولبه خواهد بود که علاوه بر این جریان، جمهوری اسلامی ایران را هم هدف قرار داده است، خصوصا آن که اشغالگران به شدت نگران نفوذ و جایگاه ایران در عراق بوده و برای پوشش دادن به ناکامی های مکرر خود در عراق مرتبا ایران را مورد اتهام قرار می دهند.
در هر حال صدری ها نگران توطئه ای پنهان هستند که اشغالگران آمریکایی آن را علیه این جریان هدایت کرده و دولت و برخی گروه های سیاسی نیز خواسته یا ناخواسته با آن همسو شده اند. حتی آنان معتقدند عملیات «صولة الفرسان» در بصره با تدبیر آمریکایی ها صورت گرفته است تا دیوید پترائوس و رایان کراکر در گزارش خود به کنگره امریکا، به آسانی بتوانند روی آن مانور داده و آن را یکی از دستاوردهای امنیتی خود در عراق بشمارند.
با این تفاصیل سوال مهم آن است که با توجه به مصوبه اخیر عراق مبنی بر انحلال میلیشیاها در این کشور تکلیف جریان صدر و جیش المهدی چه خواهد شد؟ آیا این جریان از فاز نظامی خارج شده و دوباره به روند سیاسی بازخواهد گشت و یا همچنان به عنوان یک جریان معارض و مسلح برای اشغالگران و حتی دولت عراق، چالش آفرین خواهد بود؟
البته خلع سلاح صدری ها کار ساده ای نخواهد بود و مسئولان این جریان، موضوع انحلال جیش المهدی را تا سطح موافقت مرجعیت بالا برده اند. شاید با ادامه تعلیق فعالیت های نظامی این ارتش، مصالحه میان جریان صدر و دولت مالکی ادامه یابد، اما در هر حال نگرانی اشغالگران امریکایی از این جریان به عنوان یک پتانسیل قوی و مردمی علیه حضور و مطامع خود در سرزمین رافدین، ادامه خواهد داشت.