باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 50 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اصول گرايي و نقش ارزشها
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


اصول گرايي و توجه به ارزشها چنانچه با صداقت و براساس انجام تكليف و تعهد و نيز به منظور اصلاح امور مسلمانان و رفع مشكلات جامعه كه ناشي از انحرافات است، مدنظر قرار گيرد مي تواند حركتي بالنده و حاوي بركات فراواني در زندگي مردم باشد.

در مقاله حاضر نويسنده كوشيده است كه مباحثي نظير: اصول گرايي مطلوب، اصول گرايان واقعي، اهميت عمل صالح در عرصه اصولگرايي و توجه به ارزشها در اصول گرايي را مورد بحث و بررسي اجمالي قرار دهد.

مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

 
   ● نويسنده: حميدرضا - باقري

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

مفهوم اصول گرايي

اصول گرايي به معناي گرايش به ريشه ها و خاستگاه هاست. براي هر چيزي در دنيا اصل و فرع و يا ريشه و شاخه اي است. اصول گرايي به معناي بازگرداندن فروعات و شاخه هاي به اصل و حفظ اصول و ريشه هاست. اصول و ريشه ها مي تواند هنجاري و يا ضدهنجاري، ارزشي و يا ضدارزشي باشد؛ از اين روست كه اصول گرايي به خودي خود ارزش به شمار نمي آيد؛ زيرا هر اصلي كه ثابت و پايدار است مي تواند اصلي ضدهنجاري و ضدارزشي باشد. بنابراين نمي توان زماني كه اصول گرايي سخن گفته مي شود، از نقش ارزش ها و هنجارها در اصول گرايي سخن نگفت.

 

اصول گرايي ارزشي و عقلاني

در آيات قرآن از اصولي سخن به ميان مي آيد كه ارزشي است و تنها سنت هايي مورد تأييد قرار مي گيرد كه داراي بار ارزشي و هنجاري باشد. بسياري از عادات و آداب و رسوم و سنت هاي اجتماعي است كه ريشه و خاستگاه ضدارزشي و عقلاني و عقلايي دارد و تنها به سبب اصل گذشته گرايي و ريشه دار بودن و ثابت ماندن در درازناي تاريخ مورد تأييد و امضا قرار مي گيرند از اين روست كه قرآن در تأييد اصول به معيار عقلاني و عقلايي و ارزشي و هنجاري بودن آن توجه مي دهد و تنها اصول و قوانين و سنت هايي را مورد امضا و تأييد قرار مي دهد كه از اين ملاك ها و معيارها بهره مند باشند.

خداوند در آيه 26 سوره نساء با اشاره به سنت ها و اصولي كه در جامعه و اجتماع جاگير شده است مي فرمايد: يريد الله ليبين لكم و يهديكم سنن الذين من قبلكم؛ خداوند اراده مي كند تا براي شما مسايل را تبيين و روشن كند و به سوي سنت هاي كساني كه پيش از شما بودند هدايت نمايد.

اين سنت هايي كه خداوند مي كوشد تا با تبيين و روشن كردن آن ها مردم را به سوي آن هدايت كند، اصول و سنت هايي است كه داراي ارزش است و ايشان را به سوي كمال مي برد. از اين رو با بازخواني سنت ها و اصول موجود در ميان مردم تنها سنت ها و اصولي را تأييد و امضا مي كند كه براي جامعه مفيد و سازنده و هنجاري است. آيات نخست اين سوره تا اين آيه مورد نظر به بيان احكام و سنت ها و قوانيني پرداخته است كه جامعه را در امور مختلف حفظ و به سلامت نگه مي دارد. از اين روست كه تنها از ميان سنت ها و اصولي كه در ميان گذشتگان و پيشينيان وجود داشت به شكل گزينشي و انتخاب برخي را تأييد و بسياري را به عنوان امور غيرضروري و يا ضدهنجاري و ارزشي به كنار مي نهد.

 

قوانين ثابت و متغير

به سخن ديگر حتي ممكن است كه اموري در عصر و زماني هنجاري و ارزشي باشد ولي اين گونه نيست كه در همه عصرها هنجاري و مفيد باشد. از اين روست كه بخشي از قوانين و آموزه ها حتي وحياني دست خوش تغيير مي شود و بقاي آن نه تنها ارزشي به شمار نمي آيد بلكه ضدارزشي و هنجاري است. از اين روست كه در هر عصر از اعصار تاريخ بشري قانون و شريعتي وضع مي شود و شرايع مختلف چون شريعت نوح و ابراهيم و موسي و عيسي(ع) از سوي خداوند به عنوان كتاب و قانون فرو فرستاده مي شود و در زماني ديگر اين شرايع تغيير كلي و يا جزيي مي يابد و تنها دين به عنوان پايه و اصول اساسي باقي و برقرار است. اين مسئله تا زماني ادامه داشت كه انسان به كمالي دست يابد كه بتواند همه قوانين و اصول اساسي كه دايمي و هميشگي است دريافت دارد و براساس اصول و محكمات در شرايط متغير احكام و قوانين روزمره و متغير را اصول و كليات استنباط كند. اين گونه است كه دو دسته از احكام و قوانين و سنت ها پديدار شد و قوانين به دو دسته ثابت و متغير و نيز اصول و محكمات و فروع و جزئيات دسته بندي شد.

اصول در اين صورت تنها محكمات و كليات ثابت و غيرمتغير هنجاري و ارزشي و محكم عقلي و عقلايي و شرعي مي باشند كه از طرق مختلف به بشر ارزاني شده است. اين همان اصول و محكماتي است كه در آيه 7 سوره بقره از آن به محكمات در برابر متشابهات ياد شده و در جايي ديگر به اصل ثابت كه فرعها في السماء است از آن تعبير شده است.

بنابراين اصول و اصول گرايي زماني معناي درست و راستي مي يابد كه اصول از دسته اصولي ثابت و محكم و استواري باشد كه ارزشي و عقلاني و عقلايي و هنجاري بوده و از اصول نابهنجار و ضدارزشي بيرون باشد.

قرآن در آيات بسياري به اصول اساسي و كليدي هنجاري و ارزشي اشاره مي كند. بي گمان توحيد و معاد و هدفمندي آفرينش و حسابرسي در دنيا و آخرت از اصول اعتقادي اصيل و ارزشي و محكمات استوار اسلام و قرآن است. در حوزه روشي و ارزشي عدالت و احسان و قانون گرايي و بشردوستي و اهتمام به طبيعت و محيط زيست و عدم فساد و تباهي محيط خشكي و دريا و از ديگر اصولي است كه مورد تاكيد و تأييد اسلام و قرآن است.

 

اصول گرايي مطلوب

مجموعه اصول ارزشي و هنجاري اسلام در حوزه هاي مختلف بينشي و نگرشي و رفتار فردي و اجتماعي را مي توان در آيات قرآن جست و به دست آورد. از اين روست كه تنها زماني اصول گرايي معناي درست مي يابد كه شناخت كاملي از مجموعه اصول و قوانين ارزشي و هنجاري اسلام و اصول ضدارزشي و نابهنجاري آن داشته باشيم و در راستاي عمل به آن اقدام و حركت كنيم. بر همين اساس و پايه است كه قرآن در سوره عصر و در آيات بسيار ديگري به مسئله ايمان به مجموعه اعتقادات ارزشي در شخص و دعوت ديگري بدان و نيز عمل به مجموعه هنجارهاي اخلاقي و رفتاري به عنوان عمل صالح و نيك و دعوت ديگران به آن به عنوان اصول اساسي اسلام و قرآن اشاره مي كند. بنابراين اصول گرايي مطلوب از نظر قرآن و اسلام تنها ايمان به آموزه ها و گزاره هاي وحياني قرآن و دستورهاي معصومان(ع) و عمل به آن ها و نيز دعوت ديگران در دو حوزه بينشي و نگرشي است.

 

اصول گرايان واقعي

اصول گرايان از ديدگاه قرآن تنها زماني اصول گرايان واقعي هستند كه اصول ارزشي و هنجاري را شناخته و خود بدان باور كرده و عمل نمايند و ديگران را نيز به باور و عمل آن دعوت كنند.

معاشرت به معروف (نساء آيه 19) و امر به معروف و نهي از منكر و تفكر ارزشي و روشي عدالت محوري و عدالت گرايي و عدالت خواهي (اعدلوا هو اقرب للتقوي و نيز امر بالعرف و مانند آن ها) بخشي از اصول گرايي است.

از اين جا دانسته شد كه اصول گرايي ارتباط تنگاتنگي با دو حوزه ارزش ها و نيكي ها دارد. بنابراين زماني از اصول گرايي مي بايست سخن گفت كه اين دو همواره مدنظر باشد.

در انتخاب و گزينش هر شخصي براي اعمال جزيي و كلي و مناصب خرد و كلان مي بايست اين اصول مدنظر قرار گيرد و تنها كساني انتخاب شوند كه بر اصول ارزشي پاي بند و بدان در مقام عمل وفادار باشند. التزام عملي به اصول ارزشي و هنجاري اسلام را مي توان از تقواي عمل مردمان به دست آورد. بهترين را تشخيص و سنجش و ارزيابي اشخاص تقواي عمل آنان است كه به شكل اعمال صالح خودنمايي مي كند. از اين روست كه دختران شعيب در داوري خويش از صلاح و درستي حضرت موسي(ع) به رفتار و كردارهاي نيك او بسنده كرده و برپايه آن داوري و قضاوت و ارزيابي خويش را اعلام مي كنند و مي گويند: انه قوي امين؛ زيرا اين قوت را از راه كار كردن با ابزارهاي كشيدن آب از چاه و آب دهي به گوسفندان به دست آورند و امانت وي را از گفتار و شيوه بيان و احترام و عزتي كه به زنان روا داشت شناختند. از اين روست كه عمل اشخاص بهترين راه شناخت التزام عملي به باوري است.

 

اهميت عمل صالح

قرآن در جايي ديگر توضيح مي دهد كه ايمان امري در درون قلب ها و باطن هاست و نمي توان به سادگي شناخت ولي از راه عمل مي توان باطن و باور اشخاص را به دست آورد از اين روست كه عمل صالح را بالابر افكار و انديشه ها مي داند و مي فرمايد: والعمل الصالح يرفعه؛ آن كلمه طيب و پاك ايمان را عمل صالح است كه بالا مي برد و يا اين كه خداوند عمل صالح را ملاك قرار مي دهد؛ زيرا شخص افكار و انديشه هاي خويش را به شكل عمل ظاهر مي كند و اين ملاك انسان است و اگر كسي مي خواهد ايمان و باور و اعتقاد كسي را بشناسد مي بايست به عمل او نگاه كند. از اين روست كه شخصيت انسان را عمل او كه متاثر از انديشه و بينش اوست مي سازد و اين بينش و انديشه است كه به شكل عمل خود را نشان مي دهد و چون خدا شخصيت وجودي و آن شاكله هستي او را بالا مي برد آن چه بالا مي رود نيز عمل اوست و آن عمل يعني وجود شخصيت اوست كه در ترازوي قرار داده مي شود و ارزش و اعتبار او شناخته و معلوم مي گردد. از اين روست كه خداوند مي فرمايد كه عمل صالح اشخاص را خداوند بالا مي برد كه بيانگر ايمان و كلمات طيب وجودي اوست.

به هر حال عمل صالح و رفتارها و هنجارهاي هر شخصي بيانگر اعتقادات و باورها و التزامات وي است. از اين روست كه دختران شعيب به اين اصول توجه داشته و آن را ملاك داوري و سنجش خويش قرار دادند و حكم كردند كه اين مردي قوي و امين است.

در مساله انتخاب طالوت نيز به عملكرد و دانش وي و توانايي جسمي براي مديريت نظامي و سياسي كشور اشاره مي شود تا اصول اساسي و ارزشي از اصول نادرست و ضدارزشي بازشناخته شود. از اين روست كه خداوند تاكيد مي كند كه تنها اصولي مي بايست معيار داوري باشد كه در راستاي تكامل فردي و اجتماعي باشد و هم چنين با توجه به نيازها و توانايي هاي موردنياز مي بايست انتخاب انجام شود.

اين بدان معناست كه ممكن است شخصي مجتهد خوبي باشد ولي در حوزه مرجعيت در جا زند و يا مي تواند در حوزه مديريت خوب باشد ولي در تدريس و تاليف ضعيف باشد. اثبات خوبي شخصي بدان معنا نيست كه وي در همه حوزه ها مي تواند مسئوليت بپذيرد؛ زيرا ممكن است كه وي در عمل ناتوان از اجرا امور باشد. از اين روست كه اميرمومنان(ع) بسياري از دوستان توانمند و خوب خويش را به اموري چون استانداري و نظامي گري نمي گمارد. اين بدان معنا نيست كه وي فرد خوبي نبود بلكه توانايي براي اين مسئوليت را نداشت.

 

اصول گرايي و توجه به ارزشها

بنابراين اصول گرايي به معناي توجه به ارزش ها و نقش هاست و نمي توان به صرف اصول گرايي بودن وي را تاييد و يا براي نقشي او را به كار گمارد.

در آيات و روايات بسياري مي توان به مساله التزام عملي به عنوان راه شناخت انسان هاي باورمند و مومن از دروغيان و منافقان دست يافت. اگر نگاهي گذرا به روش ها و شيوه هاي شناخت اهل عدالت و تقوا كه از شروط شهادت و قضاوت در آيات و روايات دانسته شده شود، به آساني مي توان دريافت كه ملاك و معيار داوري و سنجش آن تنها عملكرد و رفتارهاي هنجاري او در ميان خويشان و اجتماع است.

بنابراين حوزه عمل اجتماعي به شكل هنجاري و رفتارهاي نيك و پسنديده است كه اصول گراي واقعي را نشان مي دهد. اصول گراي واقعي كسي است كه ايمان خويش به ارزش ها و هنجارها را به شكل عمل نشان مي دهد. چنان كه در داوري دختران شعيب اين قضاوت و داوري را ديده و مورد تاييد خداوند و قرآن قرار گرفته و به عنوان روشي درست و كامل معرفي شده است.

آن چه گفته شد گوشه اي از اصول گرايي و نقش ارزش ها در آن است كه در حوصله اين نوشتار كوتاه بوده است.

 

    111 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اصول گرايي (22)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:14/02/1387

تاريخ شمسی نشر:03/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب