باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 105 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
طوفان فكري در بستر فناوري اطلاعات
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
روشي نو در نظام پيشنهادها


بسياري از سازمانها با اجراي نوعي از نظام پيشنهادها تلاش مي كنند تا اعضايشان را براي ارائه طرحها و پيشنهادهاي بهتر ترغيب كنند. اين طرح‌ها و نظرات معمولا در كميته هاي رسيدگي به پيشنهادها مورد بررسي و بازبيني قرار مي گيرند. سپس با انتخاب پيشنهادهاي مناسب آنها را مورد تشويق قرار مي دهند و بعضا آنها را اجرا مي كنند.

در نظام پيشنهادهاي سنتي همواره تعداد معدودي از افراد نظراتشان را به سازمان ارائه مي كنند. به اين دليل و نيز ساير نواقصي كه در اينگونه نظامها وجود دارد، اجراي نظام پيشنهادها با به كارگيري روش‌هاي مبتني بر استفاده از ابزار طوفان فكري به عنوان مكملي براي روش‌هاي پيشين مطرح شده است.

اين روشها كه شامل طوفان فكري گروهي، طوفان فكري الكترونيك و طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات مي باشند، با اينكه داراي ارتباط وسيعي با نظام پيشنهادهاي قبلي هستند، ولي از جنبه هاي مهمي چون محدوديت زمان، محدوديت مكان، تعداد مشاركت كنندگان وغيره با آنان تفاوت دارند.

در اين بين، روش طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات كه موضوع مقاله حاضر است، با در نظر گرفتن محدوديتهاي گروههاي بزرگ از جمله عدم امكان ملاقاتهاي همزمان افراد در اين گروهها، سعي در گسترش دامنه طوفان فكري در كل سازمان دارد. اين امر موجب مي‌شود تا از تمامي نيروهاي سازمان براي افزايش كارايي نظام پيشنهادها استفاده شود.

 

منبع: ماه نامه - تدبير - شماره 189

 
 

در روش سنتي اجراي نظام پيشنهادها، معمولا طرح هاي ارائه شده بندرت در داخل سازمان انتقال مي يابند. بدين ترتيب ممكن است پيشنهادهاي خوب به صورت محلي اجرا شوند، در حالي كه در ديگر بخشهاي سازمان ناشناخته باشند. همچنين بنا به دلايلي چون محدوديت ظرفيت ادراكي گروههاي بررسي كننده پيشنهادها، مهارتهاي ضعيف ارتباطي پيشنهاد دهندگان و طرح زمان بندي نامناسب، تعدادي از نظرات پيش از وقوع رد مي شوند. مجموعه اين مشكلات نشاندهنده نقيصه ارتباطي اين روشهاست. علاوه بر اين تعدادي از نظرات هرگز ارائه نمي شوند. اين امر به اين دليل است كه اعضا بيم آن دارند كه نظراتشان نامربوط و غيرمنطقي تلقي شود و اعتبار خود را نزد همكاران از دست بدهند و بدين ترتيب چه بسيار پيشنهادهاي مناسبي كه آشكار نمي شوند.

امروزه سازمانها با توجه به محدوديتهاي روشهاي سنتي به دنبال شيوه‌هاي كاراتري هستندكه از آن جمله استفاده از روشهاي مبتني بر طوفان فكري در جهت توسعه نظام پيشنهادها در كل سازمان است.

 

طوفان فكري گروهي

طوفان فكري گروهي اولين بار توسط اسبورن معرفي و به عنوان روشي براي توليد ايده در زمينه صنعت و تجارت به كار گرفته شد. ويژگي اساسي اين روش چنانكه وي بيان كرده، عبارت است از كميت بالاتر از كيفيت، وارد شدن در جزئيات عقايد ديگران و فقدان نقد و انتقاد. در اين روش فرض بر اين است كه همه ايده ها براي ساير شركت كنندگان مشهود است و بدين ترتيب به عنوان يك محرك براي خلاقيت آنان عمل مي كند. با وجود معروفيت اين روش، تحقيقات نشان مي دهد كه طوفان فكري گروهي، فعاليت همزمان افراد به طور همزمان ولي بدون تماس با يكديگر است. اين روش داراي محدوديتهايي به شرح زير است:

_ بيم ارزيابي: هنگامي ايجاد مي شود كه افراد گروه از اينكه پيشنهاد آنها غير صحيح باشد و در ارزيابي آن توسط ديگران بخصوص مديران رد شود، نگران هستند و بنابراين از ارائه عقايد خود امتناع مي ورزند. اين امر باعث كاهش بهره وري گروه مي شود. ( Sutton & Hargadon , 1996)

_ اتلاف وقت جمعي: هنگامي كه مسئوليتهاي افراد در گروه به طور روشن مشخص نيست يا اينكه افراد براي انجام وضايف خود احساس مسئوليت نمي كنند، رخ مي دهد. در نتيجه اعضاي گروه عمدا ميزان مشاركت خود را محدود و امور را به سايرين واگذار مي‌كنند. ( Brown et al. , 1998)

_ توقف توليد ايده: هنگامي رخ مي دهد كه هر يك از اعضاي گروه منتظر مي ماند تا ديگري ايده خود را اعلام كند و سپس پيشنهاد خود را ارائه مي دهد. اين امر باعث مي شود ايده اين افراد فراموش شود يا درنظر گرفته نشود. در نتيجه آنها براي جلوگيري از فراموش شدن ايده‌هايشان، به جاي مشاركت بيشتر پافشاري بيشتري روي ايده هاي خود مي كنند. ( Dennis et al. , 1996)

 

طوفان فكري الكترونيك

محدوديت‌هاي روش طوفان فكري گروهي، سازمانها را به سمت روش طوفان فكري الكترونيك هدايت كرد. در روش اخير، شركت كنندگان در اتاق‌هاي خاصي قرار مي گيرند كه در آنها براي ارائه پيشنهادها و آگاهي از پيشنهادهاي اعضاي ديگر در ساير اتاقها از شبكه‌اي از كامپيوترهاي متصل به هم استفاده مي‌شود. همچنين به افراد اجازه داده مي شود كه ايده‌ها را به صورت بي نام وارد كامپيوتر كنند و در نتيجه از محدوديت اول روش قبل (بيم ارزيابي) جلوگيري مي شود. امكانات وارد كردن اطلاعات در نرم افزارهاي كامپيوتري نيز در جهت كاهش محدوديت دوم (اتلاف وقت جمعي) كمك مي كند، زيرا كامپيوتر عملكرد نسبي هر فرد را در هر لحظه ارزيابي مي‌كند و نشان مي‌دهد. در انتها از آنجا كه هر فرد كامپيوتر مخصوص به خود را دارد، امكان مشاركت و ارائه ايده توسط مشاركت كنندگان به‌طور همزمان وجود دارد و بدين ترتيب به ميزان زيادي از محدوديت سوم (توقف توليد ايده) نيز كاسته مي شود. همچنين مشكلاتي از قبيل بي توجهي به نظرات ساير اعضاي گروه و تداخل پيشنهادهايي كه در روش طوفان فكري گروهي وجود دارد، در اينجا مشاهده نمي شود. علاوه بر اين مزايايي چون تقسيم مسائل به اجزاي كوچكتر (Dennis et al. ,1996)، استفاده از تسهيلات (Offner et al. ,1996)، به كارگيري تشابهات ويژه و مقايسه ها و ايجاد يك بازخورد مناسب (Roy et al. ,1996) نيز در اين روش حاصل مي گردد. اما با وجود مزاياي مذكور، اجماع و توافق كلي بر اين روش وجود ندارد و همين امر موجب انجام تلاشهاي بيشتر براي يافتن روشي كاراتر به نام طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات شده است.

 

طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات

طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات براساس نتايج حاصل از نمونه اجرايي توسعه يافته قبلي ايجاد شده است و با يك رويكرد درون شبكه اي سعي در ايجاد يك جو خلاق در سازمان دارد. اين روش بر مبناي استفاده از گروههاي كاري متعدد است كه به صورت متوالي عمل مي‌كنند و نتايج حاصل از هر گروه به گروه بعدي منتقل مي شود. سپس با همكاري تمامي گروهها نظرات جمع‌آوري شده تركيب مي شوند و به صورت يكپارچه در مي آيند. در اين روش هيچ پيشنهادي ناديده گرفته نمي شود، ولي تا حد ممكن سعي مي شود بهترين نظرات انتخاب شوند. اين امكان وجود دارد كه افراد به صورت گمنام، پيشنهاد و ايده خود را ارائه كنند و در مقابل مكانيزمي نيز براي اشخاصي كه مي خواهند با افراد پيشنهاد دهنده تماس بگيرند، فراهم شده است. بيشتر روالهاي مورد استفاده در اين روش به طور غيرهمزمان عمل مي كنند و نيازي به انجام همزمان همه كارها وجود ندارد. همچنين مي توان اين ناهمزماني را در فعاليتهاي تمامي زيرگروهها به وجود آورد. اين خود يكي از مزاياي اين روش نسبت به طوفان فكري معمولي است كه در آن براي گروههاي بزرگ غير ممكن بود كه يكديگر را به طور همزمان ملاقات كنند. (Vreede et al. , 2000)

 

مزاياي طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات

_ طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات به نحوي طراحي شده است كه از سطوح معمولي سازمان جريان پيدا مي كند و نياز به يك مكان مجهز و خاص ندارد، اين موضوع به نوبه خود موجب مي شود كه:

- با حذف نياز به يك فضاي فيزيكي خاص، اجباري براي محدود كردن تعداد شركت كنندگان وجود نداشته باشد.

- بتوان نظام پيشنهادها را در سازمانهاي بزرگ كه كارمندان خود را به طور پراكنده در سازمان توزيع كرده اند، مورد استفاده قرار داد، زيرا تنها به اين روش است كه تمامي افراد مي توانند در ارائه نظرات مشاركت داشته باشند.

- بتوان زماني كه افراد به انجام وظايف معمول و روزانه خود مشغول و معمولا خلاق تر هستند، نظام پيشنهادها را اجرا كرد. (Robinson & Stern , 1997)

_ در طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات هيچ تمركز و فشاري بر روي گروهها وجود ندارد، آنها مجموعه اي از افراد هستندكه با نظرات يكديگر به صورت متقابل عمل مي كنند و راجع به ايده هاي بيان شده بحث وتبادل نظر مي كنند.

_ در طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات، هيچ محدوديت زماني وجود ندارد و افراد براي مشاركت در ارائه پيشنهادها نيازي به يك نشست چند ساعته يا يك زمان ويژه ندارند. مشاركت به صورت يك جريان پيوسته و با حضور تمام اعضاي سازمان در هر زمان امكانپذير است.

_ طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات، ارائه نظرات را تنها به يك موضوع خاص يا مسائلي با نوع خاص محدود نمي كند. زيرا زماني كه هيچ محدوديت زماني وجود ندارد، هيچ نيازي هم به محدود كردن شخص براي ارائه نظرات خاص وجود ندارد و به جاي آن بسياري از مشكلات به صورت همزمان و موازي مورد تعقيب قرار مي گيرند. (Kanter 1988 , 1997)

 

روش اجرايي طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات

يك روش كلي براي اجراي طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات به شرح زير است:

1) پيشنهاد يا ايده به صورت خلاصه شده از طريق پست الكترونيك كاربران به يك صندوق پستي خاص ارسال مي شود.

2) هر چند دقيقه يكبار اين صندوق پستي بررسي و پيشنهاد هاي جديد در حافظه سيستم ذخيره مي شود.

3) به هنگام درخواست، سيستم، صفحات وب را به كمك محتويات حافظه اطلاعاتي و به صورت پويا ايجاد مي كند.

4) صفحات وب بهنگام شده، به سوي كاربران پس فرستاده مي شود و كاربران آن را در مرورگرهاي استاندارد خود مشاهده مي كنند.

5) چون بايد كاربران به ارائه پيشنهادها ترغيب شوند، در متون به هم پيوسته اي كه مربوط به آدرس پستي پيشنهادكنندگان است، فرم هايي ايجاد مي شود تا كاربران ديگر بتوانند نظرات و توضيحات مورد نظر را به آن اضافه كنند.

6) پيامهاي ارائه شده توسط كاربران در مورد ايده، به صفحه وب اصلي بر مي‌گردد.

7) سپس اين پيامها براي پيشنهاد دهنده ارسال مي شود.

8) پيشنهاد دهنده از ميان كساني كه با او ارتباط برقرار كرده اند، آنهايي راكه اطلاعات كاملتري داده اند، انتخاب مي كند و با آنها وارد يك گفتگوي مستقيم مي شود.

اين مراحل در شكل شماره يك نشان داده شده است.

 

ارزيابي روشهاي مختلف طوفان فكري

گروهي از پژوهشگران با پيشنهاد اينكه عملكرد روشهاي طوفان فكري بايد به صورت برايند منافع حاصل از اجراي فرايند و هزينه هاي فرايند در نظر گرفته شود، نمايي سودمند براي ارزيابي عملكرد اينگونه روشها ايجاد كرده اند. البته به نتايج اينگونه ارزيابي نبايد همچون حقايق علمي نگريست، بلكه بايد از آن به عنوان يك تخمين نادقيق اما سودمند براي تخمين ميزان توانايي روشهاي مورد نظر استفاده كرد. (Pinsonnealt et al. , 1999) مطابق اين روش، معيارهاي ارزيابي به دو گروه عمده منافع فرايند و هزينه هاي فرايند كه هر كدام داراي عواملي به شرح زير هستند تقسيم مي شوند.

 

الف) منافع فرايند

_ تفكيك وظيفه ها: تقسيم وظايف به وظايف فرعي باعث افزايش بهره وري مي‌شود.

_ هم نيروزايي/ برانگيختگي ذهني: فرا‌خواندن ايده هاي جديد از طريق ايجاد روابط و دريافت آن توسط افراد.

_ يادگيري مشاهده اي: اين عامل نشان مي‌دهد كه اعضا مي توانند بهترين عملكردها را الگو قرار دهند و ياد بگيرند و به اين ترتيب بهره وري را افزايش دهند.

_ تشخيص اجتماعي (به رسميت شناختن اجتماعي): افراد مي خواهند كه كمك هايشان توسط ديگران به رسميت شناخته شود.

_ وظيفه مداري: متمركز شدن بر روي وظيفه هاي خاص به جاي تاكيد بر يكپارچه سازي، بهره وري را بهبود مي‌بخشد.

_ شوق آوري/ بر انگيختگي: اين جنبه مربوط به گروههايي است كه افراد را به عملكرد بهتر تحريك مي كنند.

 

كاربرد نظام پيشنهادها برپايه فناوري اطلاعات، داراي اين پيش فرض است كه همواره فرهنگي باز و مشاركتي در سازمان وجود دارد و اين نقيصه اي براي اين روش است.

 

ب) هزينه هاي فرايند

_ توقف توليد ايده: هنگامي كه افراد منتظر ديگران مي شوند تا آنها ابتدا ايده هاي خود را بدهند، باعث مي شود كه خود زمان ارائه پيشنهادها را از دست بدهند و اين ناتواني در بيان نظرات باعث كاهش بهره وري مي شود.

_ تلاشهاي زائد: زماني كه افراد بسياري بر روي يك ايده يا ايده هاي مشابه كار مي كنند و از يكديگر آگاهي ندارند، تلاش بسيار زيادي بدون كسب هيچ گونه منفعت اضافي به هدر داده مي شود.

_ مداخله ادراكي: هنگامي رخ مي دهد كه افراد به جاي ارائه ايده هاي خودشان، كاملا درگير پيشنهادهاي ديگران باشند.

_ عدم تحرك ادراكي: افراد ممكن است بر افكار خاصي متمركز شوند و به دام آنها بيفتند و از ارائه نظرات جديد باز بمانند.

_ تناسب منفي بهره وري: هنگامي رخ مي‌دهد كه اعضاي گروه، بهره‌وري فردي را با سطح مبناي پايين تري مقايسه مي‌كنند.

_ فشار براي انطباق ادراكي/ يكنواختي: اعضاي گروه احساس مي كنند كه براي پايبند ماندن به هنجارها و قوانين گروهي يا شراكت در مجموعه مشخصي از ارزشها، در فشار هستند.

_ شخصي سازي موضوعات: هنگامي رخ مي دهد كه افراد ايده هاي مطرح شده را با موضوعات شخصي ارتباط مي دهند.

_ تاثير اجتماعي: اعضاي غالب گروه مي‌توانند با ايجاد تاثيرات نامعقول و نامناسب باعث ايجاد مشكلاتي در ارائه نظرات ساير اعضاي گروه شوند.

_ جلب توجه كردن: در گروههاي طوفان فكري الكترونيك كه اعضاي آنها در زمان تشكيل و فهرست سازي ايده ها، قادر به توجه به كمكهاي ديگران نيستند، رخ مي‌دهد.

_ تلاش نكردن براي خلاقيت: اعضاي گروههاي طوفان فكري الكترونيك، براي توليد نكردن ايده هايي كه قبلا ذكر شده است، بر پيشنهادهاي ديگر اعضا متمركز مي شوند. اين پيشنهادها مانع از رسيدن آنها به ايده هاي خلاق و اصيل خودشان مي شود.

_ پيچيدگي ادراكي: اين پيچيدگي به علت نياز به خواندن، فهميدن و تفسير ايده هاي ديگري به طور همزمان پيش مي آيد و در گروههاي طوفان فكري الكترونيك بيشتر است.

_ پراكندگي ادراكي: هنگامي پيش مي آيد كه اعضاي گروه با خطوط فكري متفاوت مواجه مي شوند كه بعضي از اين خطوط فكري از موضوع مورد نظر انحراف دارند. اين امر عملكرد موفقيت آميز گروه را مشكلتر مي سازد.

 

ارزيابي روش طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات

در ارزيابي طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات با توجه به معيارهاي منفعت فرايند مي توان به نتايج زير دست يافت:

طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات از نظر تفكيك وظايف داراي امتياز مثبت است، چون هيچ مشكلي به صورت ويژه مورد نظر قرار نمي گيرد و افراد مي توانند هر موقع كه مناسب ديدند. وظايف خود را منحل كنند. همچنين اين روش با كمك گرفتن از عامل دوم يعني هم نيروزايي توانسته است، زمينه طوفان فكري را به يك ساختار كلي تبديل كند. اما اين روش از نظر عامل سوم كه يادگيري مشاهده‌اي است، امتيازي دريافت نمي كند، زيرا گمنامي در طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات اجازه چنين مشاهداتي را به افراد نمي دهد. اگرچه طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات عرضه پيشنهاد به صورت گمنام را تسهيل مي كند، اما مكانيزمي را نيز براي تماس با پيشنهاد كننده گمنام فراهم مي سازد. اين نكته سبب مي شود كه صاحب ايده هاي خوب مورد تحسين قرار گيرد و همچنين تعداد كمكهاي هر فرد نيز مشخص شود و بدين ترتيب اغلب پيشنهاد دهندگان به طور دوره اي مورد بازشناسي قرار مي گيرند. بنابراين اين روش از نظر عامل چهارم نيز داراي امتياز مثبت است. همچنين كاربرد بدون نام و پيوسته اين روش باعث تمركز بيشتر روي وظيفه مي شود و از نظر وظيفه مداري نيز داراي امتياز است. طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات، ايجاد يك هم انديشي و برانگيختگي ذهني ميان افراد است، بنابراين شامل مزيت ششم نيز مي شود. بدين ترتيب در مجموع طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات در ارزيابي عوامل مربوط به منفعت، داراي امتياز پنج است و تنها عامل سوم كه يادگيري مشاهده اي است را شامل نمي شود.

در ارزيابي طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات با توجه به معيارهاي هزينه هاي فرايند نيز مي توان به نتايج زير دست يافت:

اين روش همچون تمامي حالتهاي طوفان فكري الكترونيك دچار مشكل توقف توليد ايده نيست. اما شامل هزينه دوم يعني تلاشهاي زائد مي شود، زيرا تعداد ايده هاي بسيار زيادي كه در اين روش انباشته مي شوند، بررسي درست آنچه كه در دسترس است را با مشكل روبه رو مي‌سازد و در نتيجه اين امر تلاشهاي اضافي را طلب مي كند. از آنجاكه روش طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات به چارچوب زماني خاصي محدود نيست، اين روش دچار مشكل مداخله ادراكي نمي شود. عدم تحرك ادراكي نيز تنها مشكل گروههاي اسمي است و انتظار نمي رود كه براي طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات يا نظامهاي طوفان فكري الكترونيك رخ دهد. مشكل بيم ارزيابي در طوفان فكري الكترونيك بدون نام و طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات كه در هر دو، پيشنهادكنندگان به صورت گمنام نظراتشان را ارائه مي دهند، از بين مي رود. همچنين چون نشستهاي طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات در گروههاي بسته يا حتي با كاربران همزمان انجام نمي پذيرد، مشكل تناسب بهره وري منفي به حداقل مي رسد. در طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات، هيچگونه فشاري بر روي افراد گروه براي ارائه نظرات وجود ندارد، بنابراين اين روش همانند نظامهاي طوفان فكري الكترونيك بدون نام دچار عوامل هزينه مانند فشار براي انطباق ادراكي و شخصي سازي موضوعات نمي‌شود. به علاوه در طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات، ارائه بدون نام پيشنهادها باعث مي شود، به تمام آنها به طور مساوي رسيدگي شود و هيچ كس در آن اجازه تسلط يافتن نداشته باشد. بنابراين دچار مشكلاتي همچون تاثير اجتماعي و بيهوده گذراني جمعي نمي شود. اين روش فعاليتي مداوم و پيوسته است و مدت زمان زيادي براي مطالعه دارد، پس از عامل جلب توجه كردن مستثني است. عامل تلاش براي خلاقيت به علت محدوديتهاي زماني ايجاد مي شود و از آنجا كه طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات اين محدوديت را ندارد، اين هزينه را نيز شامل نمي‌شود. از نظر پيچيدگي ادراكي، اين روش با اعطاي زمان نامحدودي به دست اندركاران، جبران هر پيچيدگي اضافي را مي كند. آخرين عامل هزينه، پراكندگي ادراكي است كه تنها در زمان جستجو و خواندن پيشنهادها در طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات وجود دارد و چون افراد در دنبال كردن هرگونه خط ويژه فكري آزاد هستند، به صورت ناپيوسته رخ مي دهد و به عنوان يك عامل منفي در آن محسوب نمي شود. با در نظر گرفتن مطالب فوق مي‌توان گفت طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات تنها داراي يك امتياز منفي است كه با كم كردن اين امتياز منفي از پنج امتياز مثبت آن، به امتياز خالص 4+ مي‌رسيم. با مقايسه امتياز اين روش با امتياز خالص ساير روشها اين نتيجه حاصل مي شود كه طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات داراي برتري قابل توجه نسبت به روشهاي ديگر است.

 

محدوديتهاي روش طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات

_ در اين روش فرض بر اين است كه هر فرد در مجاورت محل كارش به يك كامپيوتر دسترسي دارد. اين مطلب ممكن است براي بسياري از كاركنان سازمانهاي اروپايي، آمريكاي شمالي و ژاپن درست باشد، ولي براي بسياري از كاركنان در ساير نقاط جهان قابل كاربرد نيست.

_ طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات تنها در محيط هاي دفتري سازمانها كاربرد دارد.

_ نتايج عملي اين روش داراي محدوديت است و نمي توان آن را به كليه سازمانها تعميم داد. (Stenmark , 1999)

 

روش طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات، چهار امتياز از مجموع پنج امتياز مثبت طوفانهاي فكري را دارد.

_ در گروههايي مانند گروههاي طوفان فكري الكترونيك احساس تعلق به گروه وجود دارد، اين احساس از اينجا ناشي مي شود كه افراد به صورت تصادفي انتخاب نشده اند. احساس تعلق به گروه از تصميمات بي هدف فردي جلوگيري مي‌كند. در اين گروهها هنگامي كه اعضا پس از پايان جلسه اتاق را ترك مي‌كنند. نتايج گرفته شده، به صورت نتايج جمعي تصور مي شود، اما اين تفاهم و كار گروهي در روش طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات وجود ندارد.

_ از آنجا كه در اين روش احساس تعلق به گروه وجود ندارد، هر يك از افراد از اينكه كسي براي سهم آنهادر ارائه پيشنهاد ارزش قائل نشود، احساس نگراني مي كند. اين احساس به استفاده از نظامهاي پيشنهادي كه مبتني بر انگيزشهاي جزئي است، منتهي مي شود. (Stenmark , 1999)

_ كاربرد اين روش داراي اين پيش فرض است كه همواره فرهنگي باز و مشاركتي در سازمان وجود دارد.

_ در اين روش فرض مي شود، مشاركت كنندگان زمان نا محدودي در اختيار دارند كه اين امر به طور كامل صحيح نيست.

 

نتيجه گيري

استفاده از روش طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات، باعث مي‌شود، شركت كنندگان بتوانند پيشنهادهاي يكديگر را مشاهده كنند؛ در حالي كه از وجود يكديگر نا آگاه هستند و به صورت پراكنده عمل مي كنند. نكته آخر بسيار حائز اهميت است، زيرا كاربران مجبور نيستند جايگاه كاري روزمره خود را ترك كنند و تحقيقات نشان داده كه افراد وقتي در حال انجام كار تعريف شده و روزانه خود هستند، بسيار خلاق‌اند. (Robinson & Stern, 1997)

مجبور كردن افراد به نشستن در اتاقي كه از قبل تعيين شده باعث كاهش بهره وري افراد مي شود. يكي از مشكلات حل نشدني طوفان فكري آن است كه نمي توان تعيين كرد كه افراد چه زماني در بالاترين حالت خلاقيت خود قرار دارند تا آنان را به جلسه طوفان فكري دعوت كرد. همچنين طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات باعث مي شود همه افراد سازمان درگير فرايند طوفان فكري شوند. فراهم آوردن امكانات كافي براي كليه افراد جهت تشكيل جلسات طوفان فكري الكترونيك معمولي، حتي در شركتهاي كوچك هم مشكل آفرين است. با در نظر گرفتن اين محدوديت، حالتي از طوفان فكري الكترونيك پيشنهاد مي شود كه در آن افراد سازمان به زير گروههايي تقسيم مي شوند. هر زيرگروه كار خود را به صورت متوالي به زيرگروه بعدي واگذار مي كند، مانند مسابقات دو امدادي. طبيعت پراكنده و نا همگام طوفان فكري مبتني بر فناوري اطلاعات نياز به امكانات بالا براي برگزاري جلسات را حذف كرده است و باعث مي شود تمامي افراد در فرايند طوفان فكري شركت كنند. (Vreede et al. , 2000)

شبكه هاي كامپيوتري براي افرادي كه فاصله جغرافيايي زيادي دارند، امكان همياري و همكاري به صورت الكترونيك را فراهم مي آورد. بدون اينكه افراد از نظر فيزيكي با يكديگر بر خورد داشته باشند. چنين امكاني حوزه عملكرد يك گروه را گسترش مي دهد. به وجود آوردن ايده گروهي، يك پديده ادراكي است نه اجتماعي و گروه طوفان فكري الكترونيك مجمو عه اي از افراد است كه در اثر تماس متقابل مجمو عه اي از ايده ها را استنتاج مي كنند.

 

منابع

1. Brown, V. , Tumeo, M. , Larey, T. S. , and Paulus, P. B. (1998), “Modeling Cognitive Interactions During Group Brainstorming”, Small Group Research, Vol. 29, Issue 4, pp. 495-426.

2. Dennis, A. R. , Valacich, J. S. , Connolly, T. , and Wynne, B. E. (1996), “Process Structuring in Electronic Brainstorming”, Information Systems Research, Vol. 7, No. 2, pp. 268-277.

3. Diehl, M. and Stroebe, W. (1987). “Productivity Loss in Brainstorming Groups: Towards the Solution of a Riddle”, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 53, No. 3, pp. 497-509.

4. Diehl, M. and Stroebe, W. (1991). “Productivity Loss in Idea-generation Groups: Tracking Down the Blocking Effect”, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 61, No. 3, pp. 392-403.

5. Kanter, R. M. (1988). “When a Thousand Flowers Bloom: Structural, Collective, and Social Conditions for Innovation in Organizations”, Research in Organizational Behavior, Vol. 10, pp. 169-211.

6. Offner, A. K. , Kramer, T. J. , and Winter, J. P. (1996), “The Effects of Facilitation, Recording, and Pausing on Group Brainstorming”, Small Group Research, Vol. 27, Issue 2, pp. 283-298.

7. Osborn, A. F. (1953), Applied Imagination, Scribner’s: New York.

8. Pinsonnealt, A. , Barki, H. , Gallupe, R. B. and Hoppen, N. (1999), “Electronic Brainstorming: The Illusion of Productivity”, Information Systems Research, Vol. 10, No. 2, pp. 110-133.

9. Robinson, A. G and Stern, S. (1997), Corporate Creativity: How Innovation and Improvement Actually Happen, Berrett-Koehler: San Francisco.

10. Roy, M. C. , Gauvin, S. , and Limayem, M. (1996), “Electronic Group Brainstorming, Small Group Research, Vol. 27, Issue 2, pp. 215-247.

11. Shepherd, M. M. , Briggs, R. O. , Reinig, B. A. , Yen, J. , and Nunamaker, J. F. , Jr. (1995), “Invoking Social Comparison to Improve Electronic Brainstorming: Beyond Anonymity”, Journal of Management Information Systems, Vol. 12, Issue 3, pp. 155-171.

12. Stenmark, D. (1999), “Asynchronous Brainstorming: A Web Application for Creativity”, In Proceedings of WebNet ’99, AACE Press: Honolulu, HI.

13. Sutton, R. I. and Hargadon, A. (1996), “Brainstorming Groups in Context: Effectiveness in a Product Design Firm”, Administrative Science Quarterly, Vol. 41, pp. 685-718.

14. Vreede, G. -J. de, Briggs, R. O. , van Duin, R. and Enserink, B. (2000), “Athletics in Electronic Brainstorming: Asynchronous Brainstorming in Very Large Groups”, In Proceedings of HICSS-33, IEEE Press: Maui, HI.

 

    91 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اندیشه (124)
●   فناوري اطلاعات و ارتباطات (58)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/02/1387

تاريخ شمسی نشر:12/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب