يكي از جامعه شناسان امريكايي ۲۵سال پيش از معضل اطلاع رساني به نام «بحراني براي آيندگان» ياد كرد و ابراز داشت: «كشورهاي پيشرفته به دليل تهي بودن از ارزشهاي اجتماعي والا، با برداشتن لقمه يي چنين مشكوك كه نه سود آن مشخص است ونه زيان آن، به بلعي دست زده است كه هضم آن مشكل به نظر مي رسد.» در همان زمان يا اندكي پيش از آن آلوين تافلر از ظهور دنيايي سخن گفت كه پايه و اساس آن را توليد اطلاعات علمي تشكيل مي داد. ازنظر تافلر، تبعات اصلي ورود به دوران متكي بر توليد اطلاعات، نفي و ويراني نظامهاي متمركز سياسي است. به عقيده وي «اگر در دوران پيشين نظامهاي سياسي قادر بودند با كنترل توليد كالايي ـ مانند رژيمهاي سوسياليستي ـ يا استثمار طبقاتي ـ مانند رژيم سرمايه داري ـ تمركز قدرت سياسي را امكانپذير سازند، در دوره جديد، امكان كنترل بر توليد اطلاعات علمي ممكن نيست و به همين جهت، نوآوري هاي جديد در نظامهاي اطلاع رساني نويدبخش بسط دموكراسي در سطح جهان است».(۴) به نظر تافلر تحولات جديد در عين حال نويدبخش پايان نابرابري ها در سطح جهاني است: «در عصر توليد كالايي، قطب كالاهاي متكي بر تكنولوژيهاي پيشرفته جديد (شمال) قادربه انجام دادن فرآيندي از مبادله نابرابر با قطب مصرف كننده يا توليدكننده كالاهاي متكي بر تكنولوژيهاي عقب مانده تر (جنوب) بود اما عصر متكي بر توليد اطلاعات علمي، يكسره اين موازنه را دگرگون ساخت و دوره يي را به همراه آورد كه شكافهاي جهاني در آن به حداقل رسيد.»(۵)
چندي از پيشرفت وسايل و ابزارهاي اطلاع رساني نگذشته بود كه ديدگاه خوشبينانه تافلر در خصوص تحولات نوين جهاني زير سؤال رفت و از اواسط قرن بيستم رويكردهاي انتقادي معقولي در خصوص شكافهاي جديد جهاني ناشي از گسترش وسايل ارتباطي نوين ظاهر گشت. ديدگاه خوشبينانه تافلر زماني مطرح شده بود كه دوران جديد هنوز به چالش كشيده نشده بود و از اين رو، كاستي هاي خود را نيز نشان نمي داد. گروه انديشمندان جديد در رويكرد جديد نسبت به وسايل ارتباطي و اطلاع رساني نوين ـ با پذيرش جنبه هاي مثبت آن ـ گسترش ابزارهاي اطلاع رساني در عرصه حيات اجتماعي را به نقادي كشيدند و اثرهاي تخريبي آن را مورد تأكيد قرار دادند. يكي از جامعه شناسان جديد ـ آلن تورن ـ در توصيف هاي اثرهاي تخريبي تحولات نوين ناشي از گسترش وسايل اطلاع رساني، از «زمينه هاي تازه براي اعمال كنترل اجتماعي به نحو غيردموكراتيك و بروز تنش ها و ناآرامي هاي حاد اجتماعي و سياسي»(۶) ياد مي كند. وي خصلت اصلي نظام اطلاع رساني نوين را «ازخودبيگانگي انسان مي نامد كه در جوامع فوق صنعتي رخ مي نمايد.»(۷)
اين رويكرد نوين انتقادي، نظام جهاني رابا اين ديدگاه مورد تحليل قرار مي دهد كه به سوي تشديد نابرابري ها و افزايش شكافها در حركت است. از ديدگاه اين گروه از صاحب نظران، تحولات جديد نه تنها گامي به سوي تعديل شكافهاي جهاني نخواهد بود بلكه روند تغييرات ناشي از تحول در علم و گسترش اطلاع رساني پديدآورنده يي وضعيتي است كه تصورگريز از چنبره عقب ماندگي را ناممكن مي سازد، مگر آنكه كشورهاي بي بهره از فن آوري اطلاعات راهكارهاي اساسي تري بينديشند.
اكنون در نتيجه ادغام شركتهاي متعدد، واگذاري بي رويه نهادهاي دولتي به بخشهاي خصوصي ونيز نبود سيستم نظارتي كامل و دقيق بر روند اطلاع رساني وضعيت نابساماني در زمينه توليد و اشاعه داده ها و اطلاعات در روند جهاني ايجاد شده است و نشانه يي وجود دارد مبني بر اينكه ما وارد دوره يي شده ايم كه بايد براي رهايي از يكسويه سازي اطلاعات بكوشيم؛ نشانه هايي حاكي از ظهور اطلاع رساني به عنوان ابزارنوين سلطه. براي پيشگيري از چنين روندي نيازمند همت ملي و عزم علمي هستيم كه اين نيز جز در سايه تلاش جمعي انديشمندان، محققان، مديران، دست اندركاران و مسؤولان اجرايي ممكن نمي افتد. چند راهكار اساسي به عنوان زمينه هاي پيشنهادي براي همگامي با نظام نوين اطلاع رساني جهاني و برون رفت از مصرف كنندگي صرف در زير مورد اشاره قرار مي گيرد:
۱ـ ترديدي دراين واقعيت نمي توان داشت كه جهان درحالت خيز تازه يي به سمت يك تحول دوران ساز است. جانمايه اين تحول درحوزه اطلاع رساني و دانايي استقرار يافته است.
۲ـ وضعيت يادشده درعرصه جهاني ـ در زمينه هاي فن آوري هاي اطلاعاتي ـ همان قدر كه نويدبخش تحول و ارتقاي جايگاه كشورهاي درحال توسعه است زنگ خطري تاريخي براي اين كشورهاست. زيرا مي تواند دور جديدي از تسلط باشد منتهي درشكل جديد خود.
۳ـ كشورهاي درحال توسعه و از جمله ايران با موانع ساختاري عمده يي درهمسويي با اين تحول دوران ساز قرار دارد. بسيج منابع، سرعت، دقت و همه جانبه نگري درمديريت رفع اين بحرانها، ضرورت هايي است كه پيش روي اين كشورها قرار دارد.
۴ـ ايران باتوجه به مجموع توانمنديها و منابع بالقوه انساني و توليدي براي توسعه ـ درميان كشورهاي درحال توسعه ـ در زمره كشورهايي است كه مي تواند اميدوارانه براي تحول پذيري و ارتقاي جايگاه علمي ـ فني خود در نظام آتي بين المللي بكوشد و همين امر نيز بار مسؤوليت دست اندركاران اجرايي و برنامه ريز كشور را سنگين تر مي كند.
۴ـ از جمله ضروري ترين اقدامات براي رفع موانع جهت ارتقاي جايگاه علمي ـ ارتباطي ايران ، انجام دادن يك برآورد عقلاني و دقيق از اهداف ممكن و منابع و توانمندي هاي موجود و نيز نحوه فعليت بخشيدن به آنها براي دستيابي به هدف هاي ممكن است.
۵ـ بايد به عامل انساني در پيشرفت هاي علمي توجه كرد. عمدتاً هنگامي كه سخن از ضرورت و توجه به تحقيق و پژوهش علمي مي شود ، ذهن برنامه ريزان متوجه افزايش امكانات و اختصاص بودجه هاي بيشتر به بخش تحقيق و پژوهش مي شود و نيروي انساني شاغل در بخش هاي پژوهشي و ارتقاي كيفيت نيروي انساني كمتر مورد توجه قرار مي گيرد. اين درحالي است كه شرط اوليه و اساسي براي افزايش قابليت و توانايي توليد علم و نوآوري اطلاعاتي ، نيروي انساني است.
۶ـ صرف هزينه هاي موردنياز براي توليد و اشاعه اطلاعات علمي. سرمايه گذاري دربخش تحقيقات، سرمايه گذاري درحوزه يي است كه دركوتاه مدت بازدهي ندارد و بازگشت سرمايه دراين حوزه با ساير حوزه ها قابل قياس نيست. اين واقعيت سبب مي شود كه صرف هزينه براي توليد اطلاعات علمي مقرون به صرفه قلمداد نشود و بخش هاي مختلف كشور به خريداري اطلاعات علمي روي آورند. اين استدلال در شرايط محدوديت منابع مالي بويژه براي كشوري مانند ايران كه منبع اصلي تأمين درآمدش ـ نفت ـ با شرايط نااستوار بازار مواجه است ممكن است مقبول به نظر افتد اما بايد در نظر داشت كه استوانه اصلي قدرت درجهان پيش رو برحد توانايي توليد اطلاعات علمي استوار است و از اين رو صرف هزينه براي توليد اطلاعات علمي يك فرصت بيرون از محاسبات روزمره اقتصادي است.
۷ـ گسترش امكانات ارتباطي . عصر اطلاعات به معناي ظهور عصري است كه تبادل اطلاعات درسطح اجتماعي درحدي است كه سبب مي شود چندين ميليون نفر درنتيجه برهم كنشي به صورت يك نفر عمل كنند. بنابراين، توليد اطلاعات علمي با حجم بر هم كششي و ارتباط اذهان در سطح ملي يا در سطح بين ا لمللي همبستگي مستقيم دارد. به اين ترتيب، براي افزايش توان توليد اطلاعات علمي بايد سطح و توان ارتباطي درداخل و با محافل بين المللي را گسترش داد.
• پاورقي:
۴ـ آلوين و هيدي تافلر، جابه جايي در قدرت. مترجم.
۵ـ آلوين و هيدي تافلر. موج سوم. مترجم: شهيندخت خوارزمي، ناشر: انتشارات خوارزمي، ۱۳۶۷
۶ـ منوچهر محسني. مباني جامعه شناسي علم، ناشر: كتابخانه طهوري، چاپ اول۱۳۷۲ ص۱۵۸
۷ـ همان ص۱۵۹
• منابع :
۱ـ كينگ الكساندر و اشنايدر برتراند «نخستين انقلاب جهاني » : از انتشارات باشگاه روم، مترجم: شهيندخت خوارزمي تهران : احياي كتاب ، .۱۳۷۴
۲ـ «گفت وگو با عبدالحسين آذرنگ پيرامون اطلاع رساني ». كرانه، فصلنامه كتاب ، كتابخانه ، كتابداري ، اطلاع رساني ، سال اول، شماره دوم ، تابستان .۱۳۷۳
۳ـ تافلر آلوين، «موج سوم » مترجم: شهيندخت خوارزمي ، تهران: انتشارات خوارزمي ، ۱۳۷۴
۴ـ رهيافت، از انتشارات شوراي پژوهش هاي علمي كشور، شماره ،۹ ويژه نامه آينده علم و تكنولوژي ، تابستان .۱۳۷۴
۵ـ محسني ، منوچهر، مباني جامعه شناسي علم. تهران: كتابخانه طهوري، ۱۳۷۲
۶ـ برترين ابرقدرت اقتصادي جهان كيست؟ ماهنامه جام، سال چهارم ، شماره ،۳۷ تيرماه .۱۳۷۴