باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 95 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اطلاع رساني؛ ابزار نوين قدرت و تسلط (1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: شهروز - دولتخواه

منبع: روزنامه - ایران

 
 

علم و فن آوري متكي بر ابزار ارتباطي در عصر تحولات شگرف اطلاعاتي و ارتباطاتي به عوامل مهم قدرت در عرصه ي جهاني تبديل شده اند. در عصر تحويل توازن قدرت اقتصادي متكي به عصر توليد كالايي به عصر توليد اطلاعاتي، كارآيي يا ناكارآيي كشورها و در مقياس ديگر، ضعف يا توانمندي آنها، بستگي تام به نحوه ي بهره مندي آنها از اطلاع رساني نوين دارد.

امروزه، فرآيندي شتابناك و روبه تزايد در مسير بهينه سازي استفاده از فن آوري در حال شكل گرفتن است؛ فرآيندي كه به دليل تنوع ابزارها و شتابناكي تحولات، پيش بيني نتايج و پيامدهاي بين المللي ناشي از آن غيرممكن شده است. اين فرآيند، شكل سنتي شكاف بين دو گروه از كشورهاي بهره مند از فن آوري ـ سرمايه و بي بهره از آن را فروريخته و شيوه ي نويني از شكل بندي جهاني را پي ريخته است. در نتيجه ي اين رشد ـ كه عمدتاً منحصر به كشورهاي پيشرفته است ـ در حال حاضر شاهد نوعي عدم توازن و شكاف در پيشرفت رسانه هاي اطلاعاتي و ارتباطي جهان سوم (بي بهره از نعمت هاي فن آوري) و كشورهاي پيشرفته هستيم كه در عرصه ي اطلاع رساني و بويژه ريزپردازنده ها از ساير بخش ها بيشتر رخ نمايانده است.

بدين سان، چالش اساسي فراروي حركت شتابان رو به رشد جهاني، شكاف بين دو گروه از كشورها در ميزان دسترسي به علم اطلاع رساني نوين است. بدون ترديد، آينده از آن كشورهايي خواهد بود كه اهداف ملي علم و فن آوري خود را به خوبي تنظيم مي كنند و قادرند با انتخاب راهبردهاي مناسب، برتري نسبي يا مطلق خود را در عرصه ي دانش و اطلاع رساني جهاني به دست آورند. واقع اين است كه علم امروز ديگر معطوف به فعاليت نيمه وقت دانشمندان نيست بلكه، در گستره ي جهاني توجه و انرژي ميليون ها نفر را به خود جلب كرده بودجه هاي اطلاعاتي حجم قابل توجهي از سرمايه هاي ملي كشورها را به خود اختصاص داده است. مبتني بر اين اهميت اساسي دانش نوين است كه در پرتو بهره گيري از سيستم هاي اطلاع رساني، علم نوين به سرعت حالت مجزا، منفرد و منزوي خود را از دست داده و در صف اول بسياري از تصميم گيري هاي ملي و بين المللي در جوامع نوين قرار گرفته است.

به هر طريق، قدرت استفاده از فن آوري هاي نوين و تسلط بر ابزارهاي اطلاعاتي ـ ماهواره هاي ارتباطي، شبكه ي جهاني اينترنت، پست الكترونيكي، ريزپردازنده ها و … شيوه ي تازه تري از تسلط جهاني را پي افكنده است كه در صورت عدم چاره انديشي از سوي دولت هاي جوامع جهان سومي، خطر عميق تر شدن شكاف هاي جهاني را بيشتر مي سازد.

 

• اطلاع رساني و شكاف هاي جهاني

پردازش كامپيوتري داده ها و نيز استفاده از اينترنت، پست الكترونيكي و سيستم هاي ماهواره يي در انتقال وسيع دانش و اطلاعات، منجر به ايجاد تغييرات شگرف و دامنه دار در ساختار صنعتي، اداري و خدماتي كشورها شده است. حجم گزارشهاي رسمي و غيررسمي منتشر شده از سوي مراكز علمي كشورهاي اروپاي غربي و سازمانهاي بين المللي ـ همچون يونسكو، سازمان ملل و … تأكيدي بر اين نكته است كه پيدايش ريزپردازنده ها توانمندي هاي اينترنتي و نيز برقراري ارتباطات سريع ماهواره يي، بشدت بر ميزان توليد، سطح بهره وري، نيروي بالقوه كار و مشاركت بين المللي در توليد يك محصول و فرآورده مؤثر بوده است. تحقيقات اخير نشان داده اند كه «تأثيرات ناشي از اين پيشرفت ها نه تنها محدود به موارد ياد شده نبوده بلكه عمق آن تا قلب زندگي روزمره ي مردم عادي كشيده شده و شيوه زندگي، نحوه ي استفاده از اوقات فراغت و عادات و رفتارهاي روزانه ي مردم جوامع پيشرفته را نيز تحت تأثير قرارداده است.»(۱)

اين گونه تأثيرگذاري عميق كه بهينه سازي استفاده از دستاوردهاي نوين علمي بر زندگي اجتماعي انسان برجاي مي گذارد، برآنمان مي دارد تا به اين پديده صرفاً به چشم يك فرآيند ساده ي پردازش و نشر اطلاعات نگاه نكنيم، بلكه گامي فراتر نهاده ديدي بازتر، نظري عميق تر، موشكافانه تر و دقيق تر به فراسوي آن بيفكنيم و نتايج و پيامدهاي غيرقابل اجتناب بعدي آن را نيز به تحليل بنشينم. نكته ي اساسي ـ بويژه براي كشورهايي همچون كشور ما كه عمدتاً مشاغل توليد و صنعتي شان كاربر است تا سرمايه بر ـ كه مي توان از آن به عنوان معضل اصلي اطلاع رساني نوين براي كشورهاي كمتر توسعه يافته و كاربر نام برد، اين است كه بهره گيري از مدارهاي الكترونيكي و فن آوري هاي ماهواره يي، روح جنب وجوش را از بخش هاي مولدي چون حمل ونقل، طراحي صنعتي، اداره هاي دولتي، آزمايشگاهها، سيستم هاي خدمات بانكي و … گرفته و آنها را تقريباً نيمه فعال ساخته است. البته، نمي توان منكر اين شد كه امكانات فني نوين به همراه خود، يك سري مشاغل تخصصي را نيز در بخش هاي مختلف به وجود آورده است اما بايد توجه داشت كه درمقايسه با گذشته، نه تنها اين ميزان بيشتر نشده بلكه در نتيجه همين افول همه جانبه ي فعاليتهاي شغلي و جداسازي كارگران مشاغل توليدي ـ صنعتي از ابزارهاي كاري خود، مشكلي به نام « دانش توليدي» نمود پيدا كرده است. به عبارتي، اين نيروي بالقوه كه در جريان اين فرآيند به يك نيروي فاقد دانش و توانايي تبديل شده است، شانس كمتري براي بقا يافته و از اين رو، چاره يي نخواهد داشت جز اينكه براي زنده ماندن خود را با شيوه هاي جديد وفق بدهد كه در اين حالت نيز به دليل نداشتن دانش و تخصص كافي، مجبور مي شود با تن دادن به كارهاي بي ارزش و كم قدر، همه چيز را از نو آغاز كند.

به اين ترتيب، براي فايق آمدن به اين معضل و معضلاتي مشابه كه مي تواند در آينده خود را نشان دهد، برخورداري از سازوكار هاي بنيادي براي تقويت بنيه هاي علمي ـ فن آورانه و ايجاد زيرساخت هاي اساسي اطلاعاتي و ارتباطاتي براي ممالك روبه توسعه ضرورتي است انكارناپذير. اين كشورها چنانچه بخواهند در توازن جديد جهاني عهده دار نقش درخور بوده و تماشاچي صحنه نباشند بايد به فعاليتهاي سترگ در زمينه هاي علمي ـ فن آوري دست زنند. براي اين امر، بايد دانسته شود كه بالقوگي هاي نظام هاي علمي اطلاعاتي منابع راهبردي هستند كه بايستي به دقت ايجاد و به كار گرفته شوند و چنان تنظيم گردند كه توانايي كمك رساني به توسعه را داشته باشند. جدي انگاشتن علم، فن آوري و اطلاع رساني نوين در كنار پرداختن به فعاليتهاي پژوهشي، مسأله يي اساسي و تعيين كننده براي كشورهاي توسعه نيافته است. به قول پروفسور عبدالسلام «ما در جهان سوم، دانش و فن آوري را به هيچ وجه جدي نمي گيريم. حرفه ي دانش و فن آوري مبتني بر علم در جنوب از قوام زيادي برخوردار نيست و اعتبار حرفه يي اندكي دارد» (۲) برهمين اساس نيز براي بهره مندشدن از كاربردهاي علم و اطلاع رساني در كشورهاي توسعه نيافته، راهبردهاي بلندمدت چند بعدي و متمركز به تمام جنبه هاي فرآيند نوآوري از آموزش ابتدايي عمومي تا آموزش دانشمندان، مهندسان و مديران، از ساختن توانايي تحقيق و توسعه تا بسيج گروههاي تحقيقاتي براي برخورد كردن با مسائل عمده ي ملي، لازم و ضروري است. كشورهاي در حال توسعه چنانچه بتوانند به تحقق اين امر همت گمارند، مي توانند به آينده خوش بين باشند. در غير اين صورت عقب افتادن از فاصله ي شتابان پيشرفت نوين جهاني در سايه گسترش تكنولوژيهاي اطلاع رساني، تاوان غيرقابل جبراني در پي خواهد داشت.

قابل انكار نيست كه امكانات ارتباطي جديد، چيزي بيش از برقراري يك ارتباطات سريع صرف و از ميان برداشتن مرزهاي ارتباطي موجود ما بين نقاط دورافتاده را براي ما به ارمغان آورده است كه از جمله ي عمده ترين اين رهاوردها مي توان از پردازش سريع اطلاعات، انتقال داده ها ازهر نوع و هر شكل، يكپارچه سازي داده هاي قابل استفاده و نيز تسهيل در استفاده از ابزارهاي ارتباطي نام برد. با اين همه، نمي توان از كنار اين مسأله گذشت كه مشكلات ناشي از گسترش روزافزون بهره گيري از كامپيوترها و ماهواره ها و تحولات فني ناشي از اين فرآيند چنان جديد و ناشناخته است كه ما هنوز از بخش اعظمي از پيامدهاي سياسي و اقتصادي ـ اجتماعي آن ناآگاهيم.

امروزه، باوجود آنكه استفاده و بهره گيري از سخت افزارهاي پيشرفته از حقوق مسلم انسان امروزي است وعلوم و فنون ـ و نيز دانشمندان، محققان و حرفه مندان ـ براي پيشبرد اهداف خود چنان به كامپيوترها و شبكه هاي پيوسته ي اطلاعاتي ملي و جهاني محتاج اند كه حتي تصور اينكه بدون بهره گيري ازتكنولوژي امروز مي توانستيم به پيشرفتهاي كنوني برسيم امري بيهوده است، اما كماكان اين دغدغه ي خاطر وجود دارد كه آيا تكنولوژي اطلاعاتي جديد در خدمت به عمل و رفاه اجتماعي انسانها به كار گرفته خواهد شد و يا به ابزار تسلط نوين گروه دارايان برنداران خواهد انجاميد؟ و اين دغدغه ي ساليان سال انسانهاي انديشمند است كه بايد پاسخي در خور براي آن يافت.

اين دغدغه ي خاطر ريشه ي عميق دارد: دنياي امروز دنياي كامپيوتر است و ارتباطي تنگ و نزديك ميان ابزارهاي اطلاع رساني و ساير بخش هاي اجتماعي به وجود آمده: ارتباطي دوسويه و درعين حال پارادوكسيكال؛ به گونه يي كه يكي را بدون ديگري نمي توان نگه داشت و يا آن را كنار گذاشت. بر همين اساس نيز است كه هرگونه برنامه ريزي و تصميم گيري در خصوص روند طرح هاي مربوط به توسعه، بازگشت به اقتدار گذشته و يا دفاع ـ يا حفظ ـ هويت فرهنگي به ناگزير با مشكلات اجرايي ناشي از ناهمگوني نظام اجتماعي و ابزارهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي مورد استفاده، مواجه خواهد شد.

بي آنكه بخواهيم اصول اساسي تأثيرات مثبت پيشرفت هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي را خدشه دار كنيم، مي توانيم مشكلات ناشي از مبادلات گسترده و بي رويه ي اطلاعاتي را در خصوص آسيب پذير شدن ـ و يا بهتر بتوان گفت آسيب هاي جدي يكسويه و تنها معطوف به كشورهاي گيرنده ي اطلاعات ـ تماميت ارضي و استقلال فرهنگي كشورهاي دريافت كننده اطلاعات را نيز مورد كنكاش قرار دهيم. واقع امر اين است كه ما هنوز بدرستي ازميزان و حجم واقعي مبادلات اطلاعاتي بين كشورها ـ بويژه كشورهاي دريافت كننده ي اطلاعات كه در معرض بمباران اطلاعاتي هستند ـ اطلاع دقيقي نداريم؛ چرا كه از يكسو ابزار فني مناسبي براي اندازه گيري ميزان اين مبادلات در دست نداريم و از سوي ديگر نيز ـ براساس يك قاعده ي منسوخ و قديمي ـ اطلاعات پيرامون اين موضوع همچون رازي سر به مهر از عموم مخفي نگه داشته مي شود.

امروز، علم اطلاع رساني چنان وضعيتي را به همراه آورده است كه كشورهاي مختلف جهان را به لحاظ ناگزيري از رويارويي با آن ـ و نه مقابله ـ به «انديشناكي» واداشته است؛ آنگونه كه شش كشور اروپايي غربي (۳) ژاپن، مكزيك و برزيل اقدامات جدي مؤثري در جهت مواجهه مثبت با پديده ي اطلاع رساني و ايجاد آمادگي براي پيشگيري از تأثيرات منفي ومخرب آن در اولويت برنامه هاي كاري خود قرار داده اند.

 

• وضعيت ايران

براي كشور ما ـ كه شرايط خاص خود را از لحاظ مشاركت در توليد اطلاعات و دانايي دارد ـ وضعيت به گونه يي ديگر است: به قطع و يقين نه چون فرانسه ابزار، امكانات و توانايي مالي ـ علمي داريم كه بخواهيم در مقابله با سير روزافزون دانش اطلاع رساني پا به پاي ديگر كشورهاي توانمند پيش برويم و نه موقعيتي چون برزيل داريم كه با اتكا به توانمندي هاي صنعتي مان بخواهيم در يك رابطه ي تقابلي برابر به مواجه با اطلاعات نوين برويم و نه در جايگاهي هستيم كه بخواهيم جامعه مان را به طور مطلق از داشتن اطلاعات محروم سازيم ـ كه اين يكي نه «شدني» است و نه «لازم» ـ و نه شرايط روز جهان امكان آن را براي ما مي دهد كه بخواهيم در مقابل ورود اطلاعات ديوار بكشيم. از اين رو، پرسش اساسي پيش رو ـ كه در ضمن آن رهيافت آتي مان را نيز ترسيم مي كنيم ـ اين است كه در مواجهه با گسترش روزافزون اطلاع رساني و براي بهره مندي مفيد از آن چه بايد كرد؟

براي تبديل كردن اطلاع رساني به يك نظام گسترده ي ملي، ناگزير از پي افكني يك رهيافت ملي هستيم؛ رهيافتي كه ضامن اجرايي آن مدد گرفتن از سرمايه گذاري كلان اقتصادي خواهد بود. ناگفته پيداست كه برپا نمودن چنين نظامي به ناگزير متضمن يكسري تغييرات اساسي و زيربنايي جانبي است كه از عمده ترين آنها مي توان به گسترش هوشمندانه ي شبكه هاي مخابراتي و تربيت نسل جديد نيروهاي كارآمد و متخصص اشاره كرد. افزون بر اين و در كنار اين تلاش ها بايد تمهيدي انديشيده شود تا با انجام يكسري برنامه ريزيهاي مدون در خصوص ارايه خدمات عمومي، محيطي فراهم آيد كه در سايه ي آن بتوان به جذب نيروهاي سرريز شده از محيط هاي شغلي كه بر اثر نفوذ كامپيوتر ايجاد شده دست يازيد. آنچه اين مسأله را براي كشور ما به امري ضروري بدل ساخته، دغدغه ي خاطري است كه در حال حاضر دنياي متمدن را فراگرفته است و آن معضلي است كه با عنوان «مكانيزه كردن جامعه» از آن ياد مي كنند، دغدغه يي كه در كشورهاي جهان سوم نه تنها معضلي به حساب نمي آيد بلكه كوچكترين ردپايي نيز نمي توان از آن سراغ جست. دليل آن است كه در بسياري ازكشورهاي جهان سوم ـ بويژه آنها كه درآمد سرانه ي ناچيز دارند و از ديون خارجي هنگفت رنج مي برند ـ به خاطر پيشگيري از تشديد بحرانهاي داخلي خود عملاً امكان مكانيزه كردن توليدات، آموزش و كشاورزي را ندارند و از همين روي نيز اندك رغبتي براي گام نهادن در وادي مكانيزاسيون از خود نشان نمي دهد. با اين حال و همانگونه كه پيش تر گفته شد كشور ما وضعيت ويژه ي خاص خود را دارد. با اتكا به سابقه ي كهن فرهنگي و به پشتوانه ي شخصيت هاي علمي تاريخي ارزشمند و نيز برخورداري ازجامعه ي بالنده علمي خود و با توجه به سطح ارتباطات علمي ـ فرهنگي كه درگستره ي جهاني ايجادكرده است و همچنين دارا بودن مراكز دانشگاهي پويا و توانمند به همراه بهره مندي از دانش و تخصص حرفه مندان و متخصصان رشته هاي مختلف علمي ـ فني جزو كشورهايي است كه ساختارهاي مناسب علمي ـ فني و اجتماعي ـ فرهنگي خود را پي افكنده و از برنامه ريزيهاي مدون توسعه يي برخوردار است و از همين روي نيز به عنوان «يك رويكرد اساسي به آينده ي پيش روي خود» بايستي ساز و كار در خوري را براي مواجهه با مخاطرات در پيش روي ناشي از گسترش سيستم هاي اطلاع رساني طراحي نمايد. نكته ي قابل ذكر در اين زمينه اين است كه چالش در پيش رو براي ما به چگونگي مواجهه با پديده ي نوين اطلاع رساني برمي گردد. با توجه به شكل و نوع پيشرفت هاي صورت گرفته و ويژگي عمده ي آنها مي توان با كاربست راهكارهاي مناسب روشهاي معقول منطقي تري براي همگامي با پديده جهاني اطلاع رساني در پيش گرفت. در اين زمينه آنچه به نظر مي رسد ضروري باشد و چاره يي جز آن نيز نيست بالا بردن توان و ظرفيت علمي جامعه در جهت مشاركت جدي تر در توليد دانش است كه تنها از اين طريق مي توان از تبديل اطلاع رساني به ابزار تسلط نوين جلوگيري كرد.

 

ادامه دارد ...

 

پاورقي:

۱ـ World Science Report, 1999

۲ـ پروفسور عبدالسلام، علم و تكنولوژي در كشورهاي جنوب مترجم: مصطفي اسلاميه. ناشر: يونسكو

۳ـ شامل فرانسه، ايتاليا، آلمان، هلند، سوئد و بلژيك

 

    94 بازديد     5 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فناوري اطلاعات و ارتباطات (58)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/02/1387

تاريخ شمسی نشر:29/02/1380
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب